امید: نظر

«دمکراسی» وقتی نتواند در برابر فشار طبقۀ کارگرِ ظاهراً آزاد دوام بیاورد، فاشیسم را سازماندهی می کند. فاشیسم هم با در هم شکستن طبقۀ کارگر، امکان هستی «دمکراسی» را اعاده می کند. غرض بورژوازی این است که تقسیم کاری بی عیب و نقص به راه بیافتد: تناوب فاشیسم و دمکراسی وظیفه دارد که از تجدید حیات طبقۀ کارگر ممانعت به عمل آورد.
فعال کارگری در زندان نیز با تلفیق خلاق و دیالکتیکی کار علنی و  غیرعلنیْ ارتباطات خودرا در سطوح گوناگون می‌گستراند، سازمان‌یابی طبقاتی را در همه‌ی ابعاد لازم و ضروری تدارک می‌بیند، با استفاده از ناچیزترین امکاناتْ سطح دانش و معلومات خود و مناسبات پیرامونی‌اش را بالا می‌برد، و از همه‌ مهم‌تر این‌که از هرگونه قهرمان‌گرائی و ماجراجوئی که او را زیر ذره‌بین پلیس قرار می‌دهد، پرهیز می‌کند.
به نظر  تحلیلگران ترقیخواه مدافع منافع طبقه کارگر این‌گونه برخورد مطلق گرایانه به پیچیدگی‌ها و رابطهٔ دیالکتیکی بین کار و سرمایه در مرحلهٔ مشخص کشور ما منجر به نفی لزوم بسیج بیشترین نیروی ممکن برای تغییر دادن توازن نیرو به نفع جنبش مردمی می‌شود. در این شرایط بسیار دشوار برای جنیش مردمی، منطق و عملگرایی واقع‌گرایانه و تجربهٔ تاریخی جنبش حکم می‌کند که در راستای گذر از استبداد، حتی از درون برخی از لایه‌های بورژوازی می‌باید نیرو جذب کرد
... طیف وسیعی از انسانها ضمن پذیرش مناسبات فعلی بعنوان واقعیت لاتغییر زندگی ما،در انطباق با وضع موجود راه حل ونقشه راه را در تکاپوی افراد جهت سرمایه دارشدن می بینند.اما اشکال قضیه آن جاست که  هر قدر طبقه سرمایه دار بزرگتر باشد بازهم بدلیل محدودیت منابع سرمایه ویا اصولا رقابت که نماد سرمایه داریست اکثریتی ،سرمایه ندار باقی می مانند.این راه تنها بدرد افرادی میخورد که دغدغه مبارزه جهت تحقق عدالت فراگیر ندارند وتنها به فکر منافع فردی خود می باشند
اگر آقای لیلاز نگران به خطر افتادن منافع محبوبانش نیست. دراین بوق می دمد تا گناه نا کار آمدی نظام سرمایه را به گردن مدیریت غیر عقلانی احمدی نژاد و کارگرانی بیندازد که از جنبش سبز حمایت نکردند و فرصت مدیریت یک پارچه ریاضت اقتصادی را چهار سال زودتر به دست آقایان نسپردند. بله، این طبقه کارگر است که اشتباه کرده است و بلای خانمان سوز تورم به جانش افتاده و حالا تحت فشار دچار عقلانیت شده و با کارفر متحد شده است 
«پرولتاریا» ‌به‌مثابه‌ی سرنگون‌کننده‌ی کلیت نظام سرمایه‌داری، پروسه‌ی نفی و در واقع تکامل «کارگر» به‌مثابه‌ی فروشنده‌ی نیروی‌کار و نیز بازتولیدکننده‌ی سرمایه است. اما این «پروسه» نه تنها یک‌ باره و دفعتاً نیست، بلکه ـ‌همواره‌‌ـ ماهیتی دارد که می‌تواند در اثبات مرحله‌ی متکامل‌تری نفی شود. ازاین‌رو، پرولتاریا همین نفی‌شوندگی و تکامل‌یابندگی طبقه‌ی کارگر است
درست است که شناخت  انسان در اثر کار و کاوشهای علمی و تجربیات او بدست می آید اما محتوا و فرمِ  آن به درجه‌ی حقانیتِ دریافتی بستگی دارد که او به عنوان واقعیت، متناسب و منطبق با واقعیتِ مادیِ تاریخی و تکاملِ آن می شناسد و نه متناسب با میل و اراده او و یا نه متناسب با اصول ویژه و یا حتی کذب مجامعِ علما و دانشمندان
در بازگشت از هگل به‌‌لحظه‌ی کنونیِ پساانسان‌گرائی، قرائتی از هویت که در نظریه فرهنگی مسلط شده است، و پاسخ‌گوی جهانی شدن کار دستمزدی است  [با همین مسئله مواجه می‌شویم]؛  با این استدلال که مبارزه‌ی اصلی دیگر بین طبقات نیست، بلکه بین هم‌گون‌سازی فرهنگی انبوهه‌های اجتماعی (از یک‌سو) و انبوهه‌های پسا‌ـ‌جنسی، پسا‌ـ‌طبقاتی و پسا‌ـ‌نژادی (از سوی دیگر) است که از طریق توسل به‌فردیت فرهنگی و تفاوت محلی در برابر آن «مقاومت» ورزیده می‌شود.
خانواده نیز همانند هرنهاد دیگر اجتماعی محصول شرایط تاریخی معینی است که با شکل‌بندی اجتماعی و زمان معین ربط ذاتی دارد. بنابراین، تفاوت یک «خانواده‌ی بورژوائی» ویک «خانواده‌ی سوسیالیستی» نه در شکل طبیعی آن، بلکه عملاً در مناسبات حقوقی حاکم برآن نهفته است؛ و آن‌چه این دو را ازهم تفکیک می‌کند، آن نوع مالکیت و مناسبات حقوقی روی‌آور به‌رابطه‌ی جنسی (یعنی: طبیعت) است؛ و همین روی‌کردِ ملکی‌ـ‌حقوقی به‌جنسیت است‌که خانواده‌ها را در هر فورماسیونی ـ‌بنا به‌هم‌راستائی نهادین‌اش‌ـ با کل مجموعه‌ی اجتماعی هویت می‌بخشد
در جایی که قانون کار نمی خواهد حق تشکل های مستقل را به رسمیت بشناسد، اما زمینه را برای مناسب تر کردن شرایط کارفرمایان و تشکل های آنان وجهه ی همت خود قرار می دهد تا سود و سیطره ادامه یابد و در حالی که تورم و بیکاری به غول های بیداد کارگر خوار تبدیل شده اند؟ صحبت به گمان من پافشاری و باز پافشاری نظری و عملی بر تشکل های مستقل و آمیخته با خرد واقع بینی و پرهیز از ماجراجویی در این مرحله است که شکارگران ماهر ِقدرت…
صفحه2 از5

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com