در هرصورت ،مسئله طومار نویسی و درخواست نویسی در مناسبات سرمایه داری که در آن تضاد آشتی ناپذیر و خیلی سفت وسخت نیروی کار از یک سو و سرمایه از سوی دیگر که گاها بشکل خیلی بی رحمانه ای در می اید بطوریکه عمال سرمایه به طرق مختلفی همیشه در حال تهاجم به سفره ومعیشت کارگران هستند و در حالیکه کارگران ایران فاقد هرگونه تشکل مستقلی هستند بخصوص در دوران دولت یازدهم که بشدت طرفدار اقتصاد بازار ازاد و اقتصاد سرمایه داریست در چنین احوالی که عمال سرمایه در دوران پسا برجام ،شیفته عضویت در بازار جهانی و سازمان تجارت هستند چگونه میتوان انتظار داشت که به درخواست ما گوش کنند
دست شما درد نکند ما گدای حقمان شده ایم. ایا از حال وروزمان خبر دارید؟ حداقل اگر به اخبار ایلنا هم التفاتی داشته باشید می دانستید که در هفت تپه هر ماه برای نقد کردن حقوق باید اعتصاب کرد. کلی اعصاب وروان آدمی خط خطی میشود تا حقوقی پرداخت گردد. تازه این مسئله فقط منحصر به هفت تپه نیست متاسفانه در دیگر جاها هم اوضاع بدین منوال است و شاید هم بدتر.
مطالب منتشر شده توسط اتحادیه نمایانگر رویکردی بسیار خطرناک در یک جنبش اجتماعی هستد. امیدواریم پیش از سایر فعالین اجتماعی، خود اعضای اتحادیه آزاد به عمق خطرناک این شیوه ها دقت کنند. رویکردی خطرناک که درست است که اکنون جایگاهی جدی ندارد اما میتواند نطفه ای مخرب و مسموم برای آینده ی جنبش مان باشد
حقوق یک مدیر دولتی که ٢٥٠میلیون تومان بوده است مساوی با حقوق ٢٥٠ کارگری که ماهی یک میلیون تومان حقوق دریافت می کنند. البته آن مدیر حقوقش را قبل از اینکه عرقش خشک شود می گیرد اما در مورد دستمزد کارگر، عرق که خشک شد هیچ، اگر قرار باشد که قبل از حمام و پاک کردن چرک و عرقش، دستمزدش را مطالبه کند، منطقی نیست که حکم شلاق نیز دریافت کند.
اقتصاد سرمایه داری ایران ،در وضعیت فعلی ،توانایی ایجاد شغلهای جدید را ندارد. پس میتوان روزگار کارگری که تا دیروز با حقوق ناچیز کارگری با دهها مشکل معیشتی دست وپنجه نرم می کرد ،حالا با قطع همان حقوق پایینتر از خط فقر ،چه به روزش می اید را بسادگی ،حدس زد.
اگر شلاق  ،تحقیر بشمار میرود کارگران تحقیرهای بیشتر ازین هم زیاد دیده اند. واقعیت اینست زندگی کارگری ، یعنی درد ورنج، یعنی حسرت، یعنی تحقیر. اینکه دست رنج شما ، هزینه های ابتدایی زندگانیتان را برآورده نکند اینکه همیشه حس شرمندگی ، چه نسبت به تاخیر در پرداخت کرایه خانه و بقالی وچقالی غیره بشما دست میدهد، اینکه حسرت یه زندگی انسانی وبدون دغدغه نان شب به دلمان مانده، اینکه برای تامین مخارج تحصیل و ازدواج فرزندانمان در گل فرو مانده ایم، از صد شلاق خوردن بدتر است.
سرمایه‌ داری در ایران، درهماهنگی با سرمایه‌ بحران زده جهانی و نهادهای مالی و واسطه ای آن، همچون “سازمان تجارت جهانی”، “صندوق بین المللی پول” و “بانک جهانی”، در جهت تامین شرایط مطلوب برای انباشت و سود آوری سرمایه،  کارگران را به شدیدترین شکل ممکن استثمار می کند و به بیکاری، فقر و فلاکت می‌کشاند
اقای رئیس جمهور ،کسیکه با شما صحبت می کند بدلیل فعالیت صرفا کارگری بخاطر دفاع از شغلش که هست ونیستش بود. دارو ندارش بود به زندان افتاد. با پرونده های امنیتی متعدد سه سال از کار هم اخراج شد و اکنون با چماق قرار داد موقت ،مجبورمان می کنند تا از خیلی حقهایمان چشم پوشی کنیم
سه شنبه شب گذشته ،ماموران امنیتی با در دست داشتن حکم دادستانی، بعد از مراجعه به خانه نجاتی، ضمن تفتیش منزل  و  توقیف بعضی از وسایل مانند کیس کامپیوتر وغیره، ایشان را به همراه خود میبرند. و اکنون دو روز است که نامبرده در بازداشت اداره اطلاعات میباشد.
 محمدرضا کریمی فعال کارگری شاغل در اداره بنادر بندر لنگه صبح روز شنبه 14 شهریور بازداشت شد.
از طرف دیگر ،من بجد باور دارم که یکی از دلایل عدم تشکیل تشکلهای کارگری در محیط کار،همین مسئله رقابت درون گروهیست. اختلاف نظرهای تنگ نظرانه ،کورکورانه و گاها بچگانه کارگران باهم که در برخی موارد حتا حاضراند زیرآب سایر همکاران خود را نزد کارفرما بزنند تا موضع یک دیگر را تضعیف سازند.
اخراج کارگران و کارکنان در ایران امری روزمره است، اما این اخراج سازیها در شرایطی به وقوع می پیوندد که ایلنا ارگان رسمی خانه گارگر میباشد. شبه تشکلی که با استفاده از منابع دولتی ،مدعی دفاع از حقوق ومطالبات کارگری بوده است.این واقعه اولا بخوبی گواه توخالی بودن جریان مذکوراز هرگونه اندیشه ومرام کارگریست.وقتی ارگان رسمی خانه کارگرخبرنگاران خود را تنها بدلیل انعکاس اخبار مربوط به کارگران اخراج می کند دیگر جای هیچگونه ابهامی در مورد جعلی بودن این شبه تشکل کارگری باقی نمی ماند.
خوان پازی مینو Juan pazy Mino مورخ اقتصاد در برابر تلوزیون اکوادور ،انتقاد می کند، که همچون گذشته در دهه بیستم [قرن گذشته] فعالین اتحادیه های کارگری به خاطر منافع بخشی از نخبه گان اقتصادی به خیابانها آمده اند. آن ایام منافع بانکها بود، اکنون منافع شرکتهای بزرگ وارداتی. به همین دلیل بخشی از اتحادیه ها و سازمانهای بومیان و تشکلهای  دهقانان مخالفت خود را با این تظاهرات ها مطرح کردند.
از لحظه ای که این صحنه ها را در تلویزیون دیدم از شرم وناراحتی در مقابل این عزیزان نمیتوانم سر بلند کنم.من اعلام می کنم که این شعارهای ضد بشری راسیستی هیچ ربطی به مطالبات واقعی کارگر در ایران ندارد. اینها سیاستهای صاحبان سرمایه ها است. بر هر کارگر شریفی است که ضمن درک واقعی از مشکلات و خواسته های خود بیزاری خود ازین گونه حرکات را اعلام کند و به اطلاع خود کارگران افغان نیز برساند.کارگر افغان هم قربانی همان شرایطی است که همه ما در بند آن هستیم.
جدا از هر گونه بیانیه و صحبتهای پر شور سد من یه غاز، باید به کارگران یاد اوری کرد که علارغم همه مصائب ودشواریها روز جهانی کارگر ، روز توست. درین روز به خودت افتخار کن. و این شادی(هرچند اندک وسطحی) رابا بقیه تقسیم نمایید.
ظرف چند روز گذشته وحتا همین حالا که مشغول نگارش این متن هستم ،گردوخاک شدیدی استان خوزستان را در برگرفته است. بطوریکه دید بشدت کاهش یافته و مهمتر اینکه ، نفس کشیدن بسیار سخت شده است.
ما جهت بازگشت بکار هیچ تعهدی نداده ایم. اگر تعهدی در کار بود ،کنشهای بعدی ما ،عکس این مسئله را نشان می دهد. خوب است کسانی که حالا به خارج رفته اند و دست به کیبوردشان زیاد شده است برای مطلبی که مینویسند درصدی از حقیقت را لحاظ کنند.
امیدواریم که سرانجام کارگران با همبستگی واتحاد خود در مبارزه با مظاهر نفرت انگیز سرمایه داری نظیر" نازیسم و فاشیست که امروزه سکان امور را در کی یف بدست گرفته اند به پیروزی نائل شوید. قطعا این موفقیت برای تمامی پرولتاریای جهانی  الهام بخش خواهد بود.
سندیکای ما ششمین سال حیات خود را پشت سر گذاشت. شش سال پر از فراز و نشیب. شش سالی که اگر برای گرداننگان سندیکا سالهای دشواری بود، اما در زندگی کارگران هفت تپه امیدی تازه بود.
 حدود 220 هزار نفر از کارگران صنایع فلز و مکانیک متعلق به بزرگترین اتحادیۀ کارگری آفریقای جنوبی اعتصاب نامحدودی را برای مطالبات دستمزدی خویش آغاز کرده اند.
بر اساس اظهارات سینالترینال در سال گذشته 28 فعال اتحادیه در کلمبیا به قتل رسیدند، 14 نفر از سوء قصدها جان سالم به در بردند، 5 نفر مفقود الاثر شده اند، یک نفر ربوده شده و 13 نفر نیز دستگیر شده اند و هنوز در زندان به سر می برند. همچنین 185 نفر تهدید به قتل شده اند. در سال جاری تاکنون 6 نفر از فعالین اتحادیه ای به قتل رسیده اند.
بخدا اگه ازین ببعد اعلام کنی که من دیگر ، کاری به کار کارگران ایران ندارم،من یکی مخلصتم هم هستم.دعوای من با تو اینه که از مصائب ودشواریهای کارگران استفاده ابزاری می کنی.تو پولی که از طرف کارگران جهت تقسیم در بین رفقات در زمان اخراج،گردآوری شده بود را بالا می کشیدی.اونا که رفیقت بودند. حالا مابقی کارگران ایران بماند.آقای اسانلو "این خواهش یک کارگر سندیکایی میباشد.لطفا بدبختیها ومشکلات ما را با این مسئله کمک مالی وچیزای دیگر،بیشتر نکن. من یکی ،نه پای رفتن دارم ونه میخواهم که مثل تو دربرم.راستی ،از منصور حیات غیبی رفیقت خبر داری؟میدانی چند وقت پیش سکته کرد؟
قرار است هفته ی بعد حقوق معوقۀ دو ماه را به ما بدهند، البته شاید. بعد از عید نوروز چند نفر از کارگران کارخانه ما را اخراج می کنند، البته این حتمی است چون ما متحد نیستم. کار و تولید انجام می شود هر روز و کالاهای تولیدی باید فروخته شود هر روز، این نیز حتمی است. رئیس کارخانه عید نوروز برای گشت و گذار به آمریکا می رود، این نیز حتمی است. مایع دستشویی برای استفاده ی ما در توالت و شستشوی دستمان تمام شده است
کارگران کارخانه مصالح ساختمانی در "تسالونیکیِ" یونان، از سال 2011 از طرف کارفرمایانشان مرخص شده و از آن به بعد نیز حقوقی دریافت نکرده اند. کارگران در نتیجه یک جلسه عمومی تصمیم گرفتند که کارخانه را اشغال کرده، و کارخانه را تحت کنترل خود قرار دهند.
تریبونی‌که چپ‌های سابق و هم‌اکنون نیز موسوم به‌چپ و کمونیست به‌اسانلو می‌دهند و نیز هم‌دلی‌ِ جریان‌ها و کسانی با او ‌که سابقاً ... به‌جای هم‌دلیْ بیش‌تر به‌او فحش می‌دادند، اساساً به‌این واقعیت برمی‌گردد که اسانلو حرف‌هائی را می‌زند و امور سیاسی و طبقاتی را به‌گونه‌ای التقاط می‌کند و در دستگاه تبادلات سیاسیِ بلوک‌بندی سرمایه‌داری غرب جا می‌اندازد که آن‌ها نه مشروعیت‌ بیان آن را دارند و نه توانائی و نه جرأت‌اش را
پرت کردن 400 امضا و مقایسه‌ی آن با 30 هزار امضا (به‌هرشکلی که واقع شده باشد) نشان‌هنده‌ی ارزش صرفاً کمی و ابزاری این امضاها در نبودِ حرمت انسانی، طبقاتی و سازمان‌گرانه‌ی آن‌هاست. اعتراض شخصی گیلانی‌نژاد و پارول این توهین انسانی و طبقاتی به‌‌«سندیکا»ی فلزکارمکانیک (و نه حقیقت انسانی توده‌های کارگر) ‌نیز بیان همین استفاده‌ی ابزاری از امضای کارگران است. آن دسته‌جاتی که با نماد حقیقی و انسانی کارگران چنین کاسب‌کارانه و غیرانسانی برخورد می‌کنند، هیچ ابائی از ردیف کردن صاحبان همین امضاها در مقابله‌ی جنگ جناح‌های سرمایه به‌مثابه‌ی گوشتِ دمِ توپ ندارند
پس از این‌که منصور اسانلو در نقش «بزرگان» ظاهر شد و پیام نوروزانه فرستاد و به‌این نیز اشاره کرد که اعلام «رها تی ـ وی» و امیرحسین جهانشاهی در مورد عضویت او در جریان مافیائی موج سبز «سوءِ» تفاهم بوده است، پاره‌ای از ساده‌اندیشان عرصه‌ی سیاست در محکومیت ‌منتقدانی که عضویت اسانلو در جریان موج سبز را بررسی و محکوم کرده بودند، مقاله و یادداشت نوشتند که این منتقدینْ به‌اندازه‌ی کافی «دندان بر جگر نگذاشتند که قبل از هر قیل و قال منتظر اعلام نظر مستقیم» خود اسانلو باشند.
آقای مازیار گیلانی‌نژاد مصاحبه‌ای با «پیام فلزکار»، نشریه‌ ‌آن‌چه با عنوان سندیکای فلزکارمکانیک از آن یاد می‌شود، دارد که حاوی اطلاعات بعضاً ضمنی و بعضاً صریحی درباره‌ی طومار 30 هزار امضا، رابطه‌ی «تشکل»‌های کارگری باهم، رابطه‌ی این «تشکل»ها با خانه‌ی کارگر[!] و سرانجام چگونگی حضور و نفوذ اندیشه‌های منصور حکمت گونه در «جنبش» کارگری ایران است.
سنديكاي كارگران شركت واحد به عنوان يك نهاد مستقل مردمي كارگري با تحمل همه ي ازارها و اذيت ها و سختي هاي گوناگون نظير زندان ،بازداشت ،اخراج، تهديد ، تعقيب و مراقبت و پرونده سازي و غيره....همچنان تلاش مي كند از حقوق كارگري دفاع كند و در اين راستا اعتراض شديد خود را عليه پايين بودن حداقل دستمزد سال 1392 اعلام ميدارد و اين عمل را توهين و تحقير به طبقه كارگر مي داند.
تااینجا بر خلاف "چپ بورژوا"، اما کارگران پیشروی سندیکای واحد به زیر پرچمی که اسانلو برافراشته نرفته اند و در مرز بندی با اسانلو تعلق وآگاهی خودشان را نشان داده اند. اما سکوت "اتحادیه آزاد کارگران ایران" در این ماجرا با توجه به روابط نزدیک آنان با اسانلو و تشکر او در اواخر مصاحبه اش از "اتحادیه آزاد" سمت حرکت "اتحادیه آزاد" را  بسمت پروژه سبز اسانلو نشان می دهد.
صفحه1 از4

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com