امید: سیاست

کاربران سیاستِ سیاسی، در مورد مسئله‌ی کوبانی عمدتاً جریان‌های راست‌گرا هستند. عده‌ای با بازتعریفی که لیبرالیسم از سیاست برای سیاسی‌کارها و سیاست‌مدارانِ خود، بر اساس وجود جامعه‌ی مدنی –و نه در دل آن- ارائه می‌دهد، سعی در اتخاذ موضعی در راستای بسط بیش از پیش لیبرالیسم اقتصادی-سیاسی توسط کارگزارِ اصلی آن یعنی امپریالیسم ایالات متحده و ناتو می‌کنند. در مورد این مسئله این امر خود را به صورت اعتبار بخشیدن به و توجیه آوردن برای دخالتِ ولو بشردوستانه‌ی دول غربی در منطقه تجلی می‌بخشد.
صادرات آلمان به آمریکا از 65.6 میلیارد یورو در 2010 به 73.7 میلیارد در 2011 وبیشتر به 88.4 میلیارد یورو در2013 رشد کرده است – یا بیشتر از یک سوم در مدت سه سال و انتظار می رود که این رشد بیشتر نیز شود. این در زمانی اتفاق می افتد که، در نتیجه بحران در فرانسه، صادرات آلمان به این کشور– سنتآ مهم ترین شریک صادراتی همسایه قدرت مند اقتصادی اش – کاهش یافته همین طور هم صادرات به بقیه کشور های اصلی در اتحادیه اروپا، مثل ایتالیا و بلژیک.
مباحثات صندوق بین المللی پول تصویر طبقه مسلط آشوب زده ای را ترسیم می کند. الیت حاکم بر سر این سؤال که چه باید بکنند مجادله می کنند و در موقعیتی نیستند که برنامه ای بریزند که حتی فقط افق یک رشد اقتصادی را به تصویر بکشد. آن ها شدیدا به این امر آگاهند که بر بشکه ای از باروت نشسته اند. تنها چیزی که در آن متحدند ترسشان است. ترس از وخیم تر شدن شرایط اجتماعی. بیم از نابرای اجتماعی رو به تزایدی که با انفجار مبارزات اجتماعی از پایین به اضمحلال نظم اقتصادیشان منجر خواهد شد.
آن ها این درک را نمایندگی می کنند که مبارزه در لوگانسک و دونتسک فقط نقطه شروعی است برای مبارزه جهت سرنگونی رژیم کی یف در تمام کشور. آن ها یک جامعه عادلانه برای تمام اوکراین می خواهند. حفظ تمامیت اوکراین بدون الیگارش ها و بدون بوروکراسی فاسد. برنامه آن ها مخلوطی از پوپولیسم و رفرمیسم چپ است. اما این مطمئنا برداشتی است برای آن که از قیام در شرق اوکراین تخته پرشی برای تغییرات اجتماعی بنیادی بسازد. رادیکال ترین ها همچون بوروتبا از یک انقلاب سوسیالیستی سخن می گویند.
خارکف اولین پایتخت اوکراین بود؛ هواپیما و موشک می ساخت، اتم را شکافت و تانک های T-34 می ساخت، توربین های نیروگاههای تولید برق را ساخت که به همه دنیا صادر میشد. خارکف بدون لنین یک ناسیونالیسم کوته فکراست، نوعی هذیان ساده انگارانه است با البسه سنتی؛ محو دانش است و علوم. بدون دلیل نبود که چند نفری از نازی ها موقع تخریب بنای یاد بود زخمی شدند – سطح سواد و دانش آنها حتی برای تخریب یک شئی کافی نبود تا چه رسد به ساختن آن.
 اولین سورپرایزی که اسرائیل با آن مواجه شد موشکهای دوربرد حماس بودند که به شهرهای اسرائیلی شلیک شدند و اسرائیل انتظار آنان را نداشت. اولین قربانی این حملات اسطورۀ اتحاد در میان اسرائیلی ها در مقابل دشمن خارجی بود. اولین موشکهای شلیک شده توسط حماس در شهرهای فقیر جنوب فرود نیامدند، بلکه در قلعه های "طبقۀ متوسط" اسرائیل که هنگام شلیک موشکها در بستن درهای پناهگاههای لوکس خود به روی اسرائیلی های فقیر شتاب می کردند.
سیاست های ریاضت اقتصادی که از سوی دولت آلمان به یونان تحمیل شده است به نرخ بیکاری 27/8 درصد منجر شده است. به علاوه درآمدهای واقعی به شدت کاهش یافته اند و درنتیجه زندگی یونانی ها به سطح فقر محدود شده است تا آن جا که سبد هزینه های زندگی حتی دیگر شامل گرم کردن خانه های مردم نیز نمی شود. همچنین بسیاری از مردم همچنان هیچ دسترسی ای به خدمات درمانی ندارند.
بسیاری از مبارزان میلیشیا در جمهوری خلق دنباس هستند که خودشان را کمونیست و انترناسیونالیست تلقی می کنند. من همچنین میخواهم نقش "جبهه کارگران لوگانسک"... را مورد اشاره قرار دهم که ...همچنین آنارکو کمونیستهائی هم هستند که از این که برادرانشان در کی یف با نئو نازی ها ساخته بودند و با شور و هیجان به کمک آنها شتافتند تا رفقای ما را به قتل برسانند، برآشفته شده بودند. بسیاری از اینها در هیچ سازمانی نیستند، بلکه به سادگی خودشان را در مقام کمونیستها و انترناسیونالیستها می دانند. در اینجا ملغمه ای است که هیچ کس فکر نمی کند به کدام سازمان تعلق دارد. کمونیست، همین و بس. 
هنگاميکه سازمان بهداشت جهانى در مورد مبارزه بر عليه اپيدمى – ى در حال رشد ابولا در آفريقاى غربى تقاضاى کمک ميکند کوبا در خط مقدم جبهه ايستاده است· کشور ۱۶۵ پزشک و پرستار را به منطقه اعزام ميدارد·
یک دلیل اصلی برای درگیری فزاینده و خطر رو به تزاید جنگ، سیاست تجاری کشورهای قدیم متروپل است. سیاستی که با امپریالیسم تجاری شدید قابل توصیف است. در مرکز این تلاش موافقت نامه سرمایه گذاری و تجارت ترانس آتلانتیک (TTIP) و موافقت نامه ترانس پاسیفیک (TPP) قرار دارد تا توسط آن ها خود را برای یک نبرد اقتصادی مجهز کنند. نبردی که بعید نیست که به یک جدال نظامی تمام عیار فرا بروید. از این رو هم هیلاری کلینتون در اظهاراتش TTIP را ناتوی اقتصادی نامید.
 من امیدوار بودم که چپ به پشتیبانی از تجمع های ضد جنگ به حمایت از مادران غرب اوکراین، که بر علیه خدمت اجباری شوهران و فرزندانشان اعتراض می کنند، بپردازد. اما شما چه انتظاری از کسانی دارید که مایه آنرا ندارند که خود را کمونیست بنامند؟ برای کسانی که خودشانرا "چپ" بحساب می آورند، آیا بهتر نیست که ناشناس بمانند و مسئولیتی به عهده نگیرند که بخوبی در خدمت منافع اولیگارشی و نازی هاست؟
ما با به دست گرفتن اسلحه برای زندگی و زندگی نزدیکانمان می جنگیم. ما نه امکانی برای عقب نشینی و نه تمایلی به آن داریم. این کشور ماست! ما از شما کارگران کشورهای اروپایی درخواست همبستگی داریم: به ما کمک کنید تا سنگر فاشیسم در اوکراین را خرد کنیم. این پیروزی مشترک ما خواهد بود!
ارگانهای اعمال قدرت سیادت خلق از شوراهای محلی تا شورای عالی، بر اساس نمایندگی مناطق، نمایندگی مجتمع های کار، بر اساس تعاونی ها و اتحادیه های حرفه ای، بر اساس نمایندگان سازمانهای سیاسی، مذهبی و اجتماعی شکل خواهد گرفت.
بر خلاف توهمات ناسیونالیستهای اوکراینی و روسی، جمهوری خلق نه دشمن مدنی و یا ژئوپلیتیک کی یف، بلکه دشمن طبقاتی آن است. زرق و برق آرمهای ایدئولوژیک - باندرولهای نازی ها در یک طرف و سمبلها و پرچمها در طرف دیگر -  مانع از دید واقعی و زمینی آنها از جنگ ثروت مندان برعلیه فقرا است، جایی که ایدئولوژی برای مخدوش و پنهان کردن واقعیت مبارزه اجتماعی طراحی شده است.
اوکراین در هایش را نه بروی بهشت واقعی بلکه بروی بهشت فقر باز کرده است. وهر چند که ما آن در ها را باز نکرده باشیم، اما با اقدامات سیاست مداران دست راستی و حامیان آنان به آن طرف پرتاب خواهیم شد: الیگارشی ملیونر و اربابانشان در صندوق بین المللی پول ، آمریکا و اتحادیه اروپا.
فقر در انگلستان در مقایسه با 30 سال پیش دو برابر شده است. اقتصاد بریتانیا در مقایسه با اوایل سالهای 80 دو برابر رشد کرده است، با اینحال تعداد افرادی که کمتر از حداقل استانداردهای زندگی برخوردارند دوبرابر شده است.
یک اوکراین آزاد و فدرال بدون الیگارشی و ناسیونالیسم تنها راه نگه داشتن "اتحاد کشور" است. و از آنجا که اوکراین چنین سیاستی را در پیش ندارد من را یک "جدایی طلب" به حساب بیاورید. جمهوری خلق دونتسک و جمهوری خلق لوگانسک با تمام نواقص و کمبود هایش، بسیار زیبا تر از فرورفتن در رژیم فاشیستی کی یف است.
 تصاویر زیر گوشه هائی از بهشت موعودی را نشان می دهند که اسانلو و هم پالکی هایش خواب آن را می بینند. این تصاویر از شهر دیترویت هستند. شهری که اعلام ورشکستگی کرده است و در آخرین خبری که هفته قبل در رسانه ها منتشر شد، آب خانواده هائی را که قادر به پرداخت قبوض خود نبودند قطع کرده است. دیترویت تنها شهر ورشکسته آمریکا نیست. نه تنها شهرهائی مثل استوکتون در نزدیکی سانفرانسیسکو ورشکست شده اند، بلکه آزانسهای بزرگ مالی مثل مودی شهرهای بزرگ دیگری از قبیل سین سیناتی، مینیاپولیس، پورتلند، سانتافه و سن خوزه را نیز در آستانه ورشکستگی اعلام کرده اند.
به‌طور خلاصه، هنگام طرح‌ریزی ادغام اوکراین در قلمرو غرب، رهبران غرب کاملاً آگاه بودند که این حرکت مشکلات حادی‌ با روس‌زبان‌های اوکراین، و نیز با خودِ روسیه دربرخواهد داشت. [اما] رهبران غرب به‌جای جستجو برای یک راه‌حل مصالحه‌جویانه، تصمیم گرفتند بی‌محابا جلو بروند و هرجایی هم که با مشکل مواجه شدند، روسیه را سرزنش کنند. آن‌چه قبل از هرچیز نادرست از آب درآمد، گام‌های سرد و کند یانوکوویچ در مواجهه با فروپاشی اقتصادی [اوکراین]‌ بود که از توافق‌نامه‌ی تجاری با اتحادیه اروپا نشأت می‌گرفت.
بسیاری از احزاب جناح راست موافقت ها و قرارهایی با احزاب جناح راست اسرائیل گذاشته اند. به ویژه با حزب لیکود و گروه های یهودی در سرزمین های مربوطه خود. برخی از این رهبران که سابقا از رهبران احزاب «نئو نازی» بوده اند، دعوت نامه ای از حزب لیکود گرفته اند، و جنبش مهاجران اسرائیل پذیرفته است که این افراد از اسرائیل بازدید کنند.
از نظر نظامی، هر گونه بمباران مجدد عراق به احتمال زیاد بی فایده است. اما از لحاظ روانشناسی، این امکان را ایجاد میکند که کاخ سفید ادعا کند که منفجر کردن و ترکاندن چیزها قطعاً ثابت میکند که رئيس جمهور یک آدم «بسیار قوی» است، در حالی که سناتورهائی مانند لیندزی گراهام و جان مک کین رهبری گروه کُر تشویق این «خداوند جنگ» در کاخ سفید را به عهده گرفته اند و وی را به شلیک بیشتر گلوله تشویق میکنند.
هر سال مورخ آمریکایی، ویلیام بلوم، «خلاصه ای از سابقه سیاست خارجی آمریکا» را منتشر میکند؛ این نوشته نشان می دهد که از سال 1945 ، ایالات متحده سعی در سرنگونی بیش از 50 دولت در جهان را داشته است که بسیاری از آنها به طور دموکراتیک انتخاب شده اند، به شدت در انتخابات 30 کشور جهان دخالت کرده است، غیرنظامیان 30 کشور جهان را بمباران کرده است، سلاح های شیمیایی و بیولوژیکی مورد استفاده قرار داده و اقدام به ترور رهبران کشورهای خارجی کرده است. در بسیاری از این موارد، بریتانیا همکار ایالات متحده بوده است.
زیرین این حقیقت را نشان می دهد که آغاز المپیک مدرن بوسیله گروهی از آریستوکرات ها و ژنرال های جنگ طلب و ناسیونالیست به رهبری پیر دکوبرتین پایه گذاری شد که معتقد بود مسابقات "یک آمادگی غیر مستقیم برای جنگ" است. او گفت "در مسابقات تمام توانایی های که برای جنگ مفید است، به بهترین صورت نمایان می شود: بدون ترحم و رعایت حال وسلامتی حریفان، شهامت و آمادگی برای شرایط غیر قابل پیش بینی." بهر صورت، همین تجملات جشن های المپیک به شکل امروزی که ما می بینیم،  جشن افتتاحیه، رژه قهرمانان، دونده حامل مشعل المپیک، و بقیه آن بوسیله ستاد تبلیغات نازی ها برای بازی های المپیک 1936درست شد. اما از طرف دیگر شروع  جام جهانی فوتبال در سال 1934 در ایتالیای موسولینی با صحنه سازی برای تضمین پیروزی ایتالیا  شروع شد.
همین قدر که در مبارزه علیه یوغ سرمایه و در راه دیکتاتوری پرولتاریا وحدت باشد، کمونیستها دیگر نباید در مورد مرزهای ملی و رابطه فدراتیوی یا رابطه ایی از نوع دیگر بین کشورها اختلاف نظر داشته باشند. در بین بلشویکها عده ایی طرفدار استقلال کامل اوکرائین، عده ایی طرفدار برقراری ارتباط فدراتیو کم و بیش محکم و عده ایی طرفدار یکی شدن اوکرائین و روسیه هستند. 
بیشتر صاحبان الیگارشی های سرمایه در اوکراین سنگر مناسبی در برابر این تجزیه طلبی محسوب می شوند. به این دلیل که منافع عظیمی در تداوم موجودیت و وحدت کشور اوکراین دارند و با پیوستن به روسیه و یا ارتباط نزدیک با آن ممکن است الیگارش های سرمایه ای اوکراین توسط برادران قدرتمندترشان در روسیه بلعیده شوند.
به صف مبارزان برای صلح خوش آمدید. پیروز باد طبقۀ کارگر سازمان یافته!
به شما خواهند گفت که رهبران جمهوری خلق دونتسک دیدگاههای سیاسی نادرستی را نمایندگی می کنند. اما دانشجویانی که بر علیه جنگ ویتنام اعتراض می کردند نیز، همواره و یا تماما با دیدگاههای رفیق هوشی مین موافق نبودند. در میان آنان مسیحیان مؤمن و یا لیبرالهائی از خانواده های مرفه نیز بودند. آنها حس میکردند که لازم است کاری بکنند تا کشتار متوقف شود، جنایاتی که به نام آنها واقع می شد.
دادگاهی که توسط نازیها و نئولیبرالها برای حزب کمونیست سازمان داده شده است، قطعا دادگاهی برای محاکمه کل ایدئولوژی چپگرا خواهد بود که آنها قصد محو و بیرون کردن نهائی آن از سیاست در اوکراین را دارند. پرچمهای سرخ با داس و چکش، مستقل از این که به حزب کمونیست و یا به سایر گروههای چپگرا تعلق داشته باشند، پاره و به آتش کشیده خواهند شد. دفاتر گروههای دیگر چپگرا نیز هدف ایلغارها هستند.
در تاریخ 1 مه یکی از رفقایم، ویاچسلاو مارکین معاون شورای شهر منطقۀ اودسا، موافقت کرد که مدیر کمپین انتخاباتی من بشود.او در فاجعۀ 2 مه کشته شد.گشت های نئو فاشیستی به سخنرانان ما حمله کردند و به ضرب و شتم آنها پرداختند.SBU  (پلیس امنیت دولتی)  بر افراد نزدیک به من فشار زیادی می آورد.
جنبش بوروتبا که همواره جهتگیری اش در بسیج توده ای طبقه کارگر و جوانان بود، باور داشت که ما هنوز سالهایی از دمکراسی نسبی را پیش رو داریم و این که شرایطی برقرار خواهد بود که که به نوعی حق تجمع مسالمت آمیز و آزادی مطبوعات در آن رعایت خواهند شد. متأسفانه این محاسبه غلط از آب در آمده است. ما در موقعیتی قرار گرفتیم که در برابر ترور مستقیم آماده نبودیم. شاید این اشتباه ماست که در چنین شرایطی خود را در موقعیتی غیر مسلح دیدیم.
صفحه3 از5

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com