امید: سیاست

 در آستانه کنفرانس ریگا برلین و بروکسل بیش از هر چیز بر تماسهای دیپلماتیک خویش با بلاروس افزودند. این کشور داری یک اقلیت نیرومند روسی رابطه سنتی تنگتنگی با روسیه است. اما سیاست پوتین نسبت به اوکراین و افت اقتصاد روسیه نخبگان بلاروس را به سمت نزدیکی بیشتر با اتحادیه اروپا جهت داد. بروکسل همان سال قبل تفاهم نشان داد و برخی از تحریمهایش برعلیه بلاروس را در مقابل تضمین پرزیدنت آلکساندر لوکاشنکو برای آزادی یک ناراضی اپوزیسیون لغو کرد.
ما از يك دولت عاري از قدرت هسته اي٬ طرفدار روابط گسترده با غرب٬ طرفدار دوستي با مردم غرب و طرفدار برابري كامل زن و مرد دفاع ميكنيم  و براي تحقق اين آرزوها از مردم متمدن غرب كمك ميخواهيم .
فروپاشی اقتصاد ونزوئلا یک فروپاشی قسطی بوده و هست. حتی در زمان درآمدهای بالای نفتی هم دولت چاوز باید ترمزها را می کشید و تعویض ارز با نرخهای شدیدا سوبسید شده را محدود میکرد. در فاز کنونی قیمت پائین نفت، دیگر نمی شود این سیستم را سر پا نگه داشت. 
در کنار برلین، لندن و پاریس هم به تحکیم فعالیتهای نظامی خود با توکیو می پردازند. بریتانیا و ژاپن در جولای 2013 یک موافقت نامه همکاری تسلیحاتی امضا کردند. کشورهای فرانسه و ژاپن در آغاز سال 2014 هم در دیداری که در آن وزرای خارجه و دفاع  وقت حضور داشتند، برنامه هایی برای ساخت مشترک تجهیزات نظامی را پیش کشیدند. سه قدرت اصلی اتحادیه اروپا به طور موازی پیش می روند.
فعالیتهای فزاینده آلمانی- اروپایی در زمینه سیاست "امنیتی"در شرق و جنوب شرقی آسیا  یک پیش زمینه دو گانه دارد :از یک طرف این فعالیت ها منطبق بر تلاش برای حضور قوی تر و مستقل تر در در منطقه ای است که کانون آینده سیاست جهانی محسوب می شود. SWPخاطرنشان می کند که اتحادیه اروپا از سال 1996 با "آسیا- اروپا- میتینگ" (ASEM)،  "برابرنهادی" در مقابل"همکاریهای اقتصادی آسیا –اقیانوس ارام" (APEC) بوجود اورد که خود برخلاف آمریکا در آن سهیم نیست. بروکسل  با (ASEM) وارد رقابت با واشنگتن شده است. از سوی دیگر این در بروکسل بدان معنا است که علی رغم همه تلاش ها برای ظهور به عنوان قدرتی مستقل از آمریکا در شرق و جنوب شرقی آسیا، پیمان همکاری ترانس آتلانتیک به علت مزیتهای اقتصادی- سیاسیش  نباید به مخاطره بیفتد.  
هیچ دولتی تاکنون به اراده خود درباره اعمال چنین محدودیتهای سنگینی بر برنامه هسته ای خود که ایران آنها را پذیرفته است حاضر به مذاکره نشده است. هیچ دولتی پیش از این درباره چنین بازرسی های تحمیلی و همه جانبه ای از تأسیساتش که ایران آنها را پذیرفته است مذاکره نکرده است. این توافقنامه مقیاسهای هر گونه توافقنامه یا مقاوله در زمینه منع گسترش سلاحهای اتمی را در هر نقطه ای از جهان بالا میبرد.
و طبعیست که جهت داشتن یک زندگی شایسته وانسانی در بین تمامی کارگران جهان ، منافع مشترکی وجود دارد. لذا بر تمامی طبقه کارگر در خاورمیانه رواست تا با اتحاد خود هر گونه جنگی (چه نیابتی باشد و چه جنگ فرقه ای) را که توسط عمال سرمایه صورت میگیرد را محکوم نمایند و اجازه ندهند تا عمال سرمایه که صاحب منابع ایدئولوژی ومالی ونظامی اند از این طبقه جهت پیشبرد اهداف استفاده نمایند .
بر سر این مسئله توافق وجود دارد که باید مانع از این امر شد که ایران با استفاده از ظرفیت های سیاسی و اقتصادی اش در منطقه به لحاظ استراتژیک بسیار مهم خاورمیانه  به یک قدرت هژمونیک مستقل از غرب تبدیل گردد. از سالها قبل در واشنگتن بر این تأکید شده است که مسئله بر سر "آزادی عمل غرب" است.
بی شک هم جواد ظریف آمریکایی‌ها را خوب می‌شناسد و به اندازه کافی آمریکایی‌ست و هم جان کری ایرانی‌ها را خوب می‌شناسد و به اندازه کافی ایرانی‌ست. این اصل دیپلماسی ابراهیم یزدی به خوبی رعایت شده است اما نه لازم و نه کافی توافق بین این دو ایرانی ـ آمریکایی به هیچ وجه به نفع تمام طبقات کشور آمریکا و کشور ایران نیست.
این طبقۀ نخبگان می دانست و می داند که داعیۀ آن برای سیادت جهانی در لایه های وسیع مردم ریشه ندارد و بر همین اساس باید با دور زدن یک پروسۀ دمکراتیک عمومی شکلگیری نظرات و تصمیم گیری و کم یا بیش پشت پرده عبارتهای خیره کننده ای مثل "مبارزه برای آزادی و دمکراسی" باید متحقق شود. تکبر باورنکردنی آنان در این اعتقاد ریشه دارد که دمکراسی ای که بر بلوغ و قدرت تشخیص تمام شهروندان اتکا داشته باشد، تنها یک تصور خیالی است.
دولت اوباما در چهار چوب تمرکز سیاست خارجی ایالات متحده در مقابله با قدرت نظامی چین (“pivot to Asia”) همکاریهای نظامی با سنگاپور را که یک "همکار کلیدی" در این منظقه به شمار می آید، تشدید نموده است. مانورهای نظامی مشترک گسترش می یابد، از جمله تمرینات جنگی نیروی هوایی دو کشور و آموزش جنگ شهری در "تأسیسات تمرینات شهری مورای".... آلمان هم در بالا بردن تسلیحات نظامی سنگاپور سهم بسزایی دارد.
تصور کنید چه اتفاقی خواهد افتاد زمانی که دوره بعدی بحران شروع شود؛ احتمالآ در اواخر امسال. اوضاع بسرعت غیر قابل کنترل خواهد شد. به این علت: پلیس نیویورک از هم اکنون برای مقابله با تظاهرات اقداماتی را آغاز کرده است – پلیس مسلح به تفنگ های بزرگ، مسلسل و وسایل حفاظتی اضافی.
فکر میکنم که تصور قدرت خلقی در نواروسیا برای مقامات روسی ترس آور است. چنین چیزی یک سرمشق "خیلی بد" برای پرولتاریای روسیه خواهد بود. من مطمئنم که تمام تلاشها برای یک قدرت خلقی در نواروسیا سرکوب خواهئد شد. قدرت خلقی کنترل این منطقه را برای روسیه هم دشوار خواهد کرد.
این که هژمونی جهانی غرب در مجموع دیگر تأمین نیست و احتمالا حتی در حال کاهش است، امری است که بعد از بحران مالی سال 2008 از جانب استراتژیستهای سیاسی مرتبا مورد بحث قرار میگیرد. اخیرا جورج سوروس، میلیاردر آمریکائی در فوروم اقتصاد جهانی در داوس از "نزول غرب" به عنوان یکی از عوامل تعیین کنندۀ تحولات جهانی در دورۀ حاضر نام برده است
من نمیخوام در کنار جنایتکارانی باشم که هم عامل درد ورنج انسانها زحمتکش و بدبخت هستند و هم خود را در نقش منجی انسانیت جا میزنند.این درحالیست که ، القائده و داعش و هر کوفت زهرمار دیگری هم محصول و هم در خدمت منافع سرمایه داریند.
اما این نزدیکی اظهار شده در این جا بین نئولیبرالیسم و نژادپرستی، شگفت انگیز نیست. نئولیبرالیسم دروازه های بسیاری به سوی تفکر تبعیض آمیز دارد. وقتی که موضوع بر سر توضیح و مدلل نمودن نابرابری اجتماعی است، نئولیبرالیسم با کمال میل و به سرعت به استدلال های راسیستی متوسل می شود. زیرا کاپیتالیسم نابرابری های اجتماعی ای را به وجود می آورد؛ که برای حفظ آن به توجیه نیاز دارد. این امر حتی بیشتر در مورد نئولیبرالیسم صدق می کند که اصولا مایل نیست چیزی درباره تامین اجتماعی و توزیع ثروت  بشنود.
برلین از کشتار در پاریس جهت کمپینی گسترده برای تسلیح در مبارزه ژئواستراتژیک حول حراست مناطق نفوذ در خاورمیانه و خاور نزدیک استفاده می کند. ...برلین بعد از اولین گام های نظامی در نیمه دوم سال 2014 ..، هم اکنون عملیات نظامی را در خاورمیانه گسترش می دهد. در ماه های گذشته 10 هزار پیشمرگه کرد با سلاح های آلمانی به ارزش 70 میلیون یورو از آن جمله مسلسل، سلاح های تهاجمی، بازوکا و خودروهای زرهی مجهز شدند  و چتربازان آلمانی پیشمرگه ها را در مرکز آموزشی زیره فانی دراربیل در شمال عراق آموزش دادند.
من بجد باور دارم که در پشت هر گونه شعارهای لیبرال دموکراسی ٰنظیر ازادی بیان؛ حقوق بشر و غیره منافع سرمایه نهفته است. هیچ بودگان و بیچارگان در مناسباتی که همه امور به گرد سرمایه می چرخد ؛ کی ازادی بیان داشته اند؟
ما همچنان دشمنان سرسخت رژیم الیگارشهای کی یف و نازی ها و دوستان همه کسانی که باقی خواهیم ماند که به مخالفت با فاشیسم پرداخته اند. با این حال، برخی از تحولات اخیر، از جمله دستگیری و دیپورت ما، موجبات این نگرانی مشروع را به وجود آورده اند که آیا روح اولیه شورش ضد فاشیستی و ضد الیگارشی تداوم خواهد یافت و یا به نفع منافع تجاری و سیاسی گروه های مختلف فعال در کشور به خاک سپرده خواهد شد؟
سعی در فهمیدن این چیز ها کاملا دشوار است. شما فقط زمانی می توانید آن را بفهمید که موقعیت اوکراین را در شرایط مبارزه جهانی علیه امپریالیسم و سرمایه داری ببینید. آن موقع است که خواهید دید این جنبش در کدام قسمت این مبارزه قرار دارد. این یک جنبش کاملا پرولتری، انقلابی و یا سوسیالیستی نیست. اما در این جهت است، در این طرف مبارزه طبقاتی قرار دارد.
درواقع، جنبش سبز را باید در پس زمینه ی هم‌خوانیِ شیوه های اعتراضی با فرم منطبق با منطق متاخر سرمایه دید. شیوه ی اعتراضی‌ای که به دلیل یونیورسالیتیِ سرمایه و به تبع آن، یونیورسالیتیِ منطق فرهنگی آن در اغلب نقاط جهان یکسان است. جنبش سبز، در عوامل سازنده و استراتژی و تاکتیکش، تفاوت چندانی با فرم های اعتراضی کشورهای پیشرفته صنعتی و هم اینطور انقلاب های مخملی و رنگین ندارد. امروز در حمایت از حقوق زنان مسلمان تظاهرات می کنند، فردا برای محیط زیست و پس فردا برای جنگ در عین‌العرب.
ما کاملا به مخاطرات آمدن به اینجا و تصمیم برای ورود به جنگ آگاهیم و میدانیم که چه چیزهائی را در اسپانیا پشت سر خود گذاشته ایم. اما موضوع ارزش این خطر را دارد. ما اینجا هستیم تا بر علیه فاشیسم بجنگیم. برای اولین بار در طی مدتی طولانی، اینجا یک شانس واقعی برای کمک به ساختمان یک دولت سوسیالیستی در اروپا وجود دارد. به عنوان کمونیست، ما نمی توانستیم این فرصت را نادیده بگیریم.
ما می دانیم که تعداد زیادی از جنگجویان و فرمانده هان در ارتش خلقی چپ و کمونیست هستند، نه فقط  موزگووی، بلکه دیگرانی که عضو حزب کمونیست اند و یا خود را کمونیست میدانند. یک گردانی هست که علامت خودش را ستاره سرخ گذاشته است. تعداد زیادی از دسته ها در زیر پرچم سرخ می جنگند.
آنها متعصبانی کور و وحشی نبستند. اما به عنوان طرفداران لجام گسیختۀ یک جنگ دائمی برای پایان دادن به حضور روسیه در اروپا و ممانعت از ظهور چین به عنوان یک قدرت جهانی، آنها آماده اند که تا آستانه یک جنگ هسته ای پیش بروند.
بر متن این بیزاری رو به افزایش مردم از اروپای واحد و کار بدستان آن، قبل از انتخابات مولداوی اقدامات قابل ملاحظه ای انجام گرفت. مثلا یک حزب تازه تأسیس کاملا ناشناخته اعلام موجودیت کرد که نام آن به شدت شبیه نام حزب سنتا نیرومند کمونیست مولداوی بود و علاوه بر آن بر روی برگه های رأی با همان علائم اختصاری حزب کمونیست (PCRM) و همان سمبل (داس و چکش) ظاهر شده بود
اما بعد از این، وقتی که نیروی میدان به قدرت رسید، ما دیدیم بسرعت همه زوایای اجتماعی نظامی شد. حتی زمانی که یاکونوویچ هنوز در قدرت بود، ما می دانستیم که آنها در میدان اسلحه و بمب داشتند. همه این را می دانستند. اما یاکونوویچ از قدرت های غربی ترسید. آنها به او اخطار دادند  که اگر از پلیس بر علیه میدان استفاده کند، به او حمله و مثل قذافی { رهبر قبلی لیبی } نابودش خواهند کرد. او ترسید و در نتیجه آن همه چیز را ازدست داد.
یک زندگی خوب در همسایگی روسیه، وضع اقتصادی شان و مقاومت بر علیه فاشیسم و سیادت الیگارشها. مردم دیگر نمی خواهند به شکاف بین فقیر و غنی تن بدهند، می خواهند یک جامعۀ سوسیالیستی بسازند. این فقط شامل "لشگر معدنچیان" نمی شود، تمام ارتش نواروسیا این را میخواهد.
خشم از فاشیست های اوکراین بسیاری از کارگران معدن را وادار نمود تا چکش و آهن را با اسلحه تعویض کنند . معدنکار ولاد بیان می دارد : "فاشیست ها تفاوتی بین غیرنظامیان و سربازان قائل نیستند". او گزارش می دهد که در مسیر دونتسک به ماریوپل به اعضای یک خانواده  در اتومبیلی برخورده است که همگی توسط واحدهای غارتگر داوطلب اوکراین به قتل رسیده بودند. اولگ 29 ساله اهل شاختیورسک از جنایت دوم ماه مه در خانه اتحادیه های شهر ادسا به عنوان انگیزه پیوستن خود به جنگ داخلی نام برد. ا
ما می بینیم که انشقاقاتی که در گذشته بخشی از جنبش کمونیستی بودند اکنون چندان اهمیتی ندارند؛ یا ما آن ها را به گونه ی دیگری می بینیم. ما گروه هایی را می شناسیم که شبیه بازسازی کنندگان صحنه های تاریخی هستند.[این اصطلاح به کسانی اشاره دارد که نبردهای نظامی تاریخ را تکرار می کنند. شبیه بازسازی جنگ داخلی در آمریکا]. آن ها می خواهند نبردهای قدیم را دوباره بجنگند.
همچنین- ما توان اثر گذاریمان را در این زمان امتحان می کنیم و این فقط در مورد منطقه دونتسک و لوگانسک نیست. این مسئله مربوط به حد اقل یک پنجم اوکراین، و شاید تمام آن باشد. مافکر نمی کنیم اوکراین، حتی قسمت شمال غربی، باید در زیر قدرت الیگارشها، ناسیونالیستها و فاشیستها باشد. مردم نباید مجبور باشند با این رژیم زندگی کنند، حتی اگر اکنون تا درجه ای از حمایت توده ای هم برخوردار باشد. این برای تمام اوکراین بسیار بد است. آنها وضعیت اقتصادی و رفاه مردم را درغرب و هم چنین در کی یف به نابودی می کشند.
صفحه2 از5

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com