امید: سیاست

به عراق، لیبی و سوریه حمله کردند زیرا رهبران این کشورها عروسک خیمه شب بازی غرب نبودند. ترازنامۀ حقوق بشر مربوط به صدام یا قذافی ربطی به موضوع نداشت. آنان فرمانبرداری نکردند و می خواستند کنترل کشورشان را حفظ کنند. همین سرنوشت گریبان اسلوبودان میلوسویچ را گرفت زیرا با اشغال صربستان و پیوستن آن به اقتصاد بازار مخالفت کرد. به همین علت مردم او را بمباران کردند و خودش را نیز در لاهه به محاکمه کشیدند. با چنین استقلالی نمی توان مدارا داشت.
شما، دبیرکلِ معلمانِ ایران هستید؟! که با قبری عکس می گیرید که از سلسله ای به جای مانده که در آن سلسله، حداقل، دانش و سواد، انحصاریِ نجیب زاده گان بوده است؟ از ثروت های مادی دیگر صحبتی نکنیم، اما نکند که شما نیز از آن قِسم آدم ها هستید که فکر می کنند تختِ جمشید و سنگ های غول پیکرش را رُبات ها ساخته اند و نه برده گان! یا مثلا کوروش و داریوش و فلان سلطان با برده گان چای می خورده اند و تخته نرد بازی می کرده اند؟! و به خواستگاریِ یکدیگر می رفته اند؟! بگویید، شما کی هستید؟!
در جریان کمپین انتخاباتی 2016 [آمریکا] رسانه های متعلق به الیت مسلط روایتی را تحمیل کرده اند که در آن هر کسی می تواند روسیه را به هر چیز تخیلی متهم کند. متهم کردن روسیه به عملیات هک و دخالت در انتخابات عمدتا فاقد محتوایند اما اطرافیان بلند پایه کلینتون از قبیل رئیس سابق سیا مایک مورل و دیوید پترائوس به طور خستگی ناپذیری آن چیزی را اشاعه می دهند که تئودور پوستول پروفسور بازنشسته میت از آن به عنوان "تشدید جدی و ناموجه دیگری از لفاظی های خالی اما به شدت خطرناک از سوی آمریکا بر علیه روسیه" نام می برد. آنهائی که با این روایت خوانائی ندارند اغلب به طور غیر منصفانه ای به عنوان حامیان ترامپ برچسب زده می شوند. امری که به خفه کردن مباحثه منجر می شود.
تمرکزگرائی، گلوبالیزاسیون، سازمان ملل، ناتو، صندوق بین المللی پول، همۀ این "اصول" و سازمانها شاهد محو نفوذ و حمایت [اجتماعی] شان خواهند بود، آن هم به سرعت. حقیقتا تمام شده است. بدهی کار را تمام کرده است. یا بیشتر، مأموریت محکوم به شکست ما در پنهان کردن سقوطمان پشت پرده ای از بدهی های هر چه بیشتر.
اکنون مسکو در صدد تثبیت موقعیت خویش به عنوان یک ابر قدرت از جمله از طریق "قرار گرفتن در کنار آمریکا به عنوان شریک در چتر حمایتی یک روند دیپلماتیک در سوریه ظاهر می شود تا به جنگ خاتمه دهد". ترنین معتقد است که اگر روسیه موفق شود در آنجا اهداف سیاسی خود را متحقق کند، "آنگاه می تواند یاد بگیرد که چگونه قدرت نظامی اش را در سرتاسر جهان به طور مؤثری به کار بگیرد" و در هر موردی از موضعی برابر با آمریکا در مقابل آن ظاهر شود. اما اگر موفق به دستیابی به اهدافش نشود و یا در نتیجۀ این دخالتگری متحمل خسارات سنگین اقتصادی گردد، آنگاه عملیات نظامی کنونی اش فراتر از مرزهای اتحاد شوروی سابق موردی استثنائی باقی خواهد ماند 
وقتی که اقای بان کی مون اعتراف می کند بخاطر مشتی دلار مجبور شدیم که نام عربستان را از لیست ناقضان جنایت بر علیه کودکان یمنی حذف کنیم دیگر جای هیچ شبهه ای باقی نمی ماند که در دنیای سرمایه داری ، سود وزیان سرمایه بر همه موازین دیگر ارجحیت دارد. و تنها زمانیکه منافع سرمایه ایجاب می کند دیگر مسائل اخلاقی وانسانی و غیره مطرح میشود
راستش ما در جهان عجیبی گرفتار هستیم.کشوری مثل سعودی در یمن جنایت میکند. خون میریزد. کشتار میکند. حتا به بیمارستان های پزشکان بدون مرز حمله میکند.اما کمی آن سو تر در جنگ سوریه مدافع حقوق بشر میشود.غربیها با تجهیز مخالفین،عامل بوجود آمدن این جنگ خونین وبیرحمانه شدند اما خود را در نقش منجی مردم سوریه معرفی میکنند
به این ترتیب اوباما اجازه داد که سوریه در آتش بسوزد. او اجازه داد که ایران و حزب الله سوریه را به مستعمره خود بدل کنند و اجازه داد که پوتین دریای مدیترانه را به دریاچۀ روسیه تغییر دهد. 
جنگجوی داعش المحمد الکردی با نام مستعار ابوذهیب در استانبول زندگی و بصورت بازرگان کار میکند. او تاکنون بار ها از مرز ترکیه به سوریه،  جائیکه او به راحتی می تواند حرکت و رفت آمد کند، عبور کرده است. او در عملیات سپرفرات از ناحیه گردن زخمی شده است و بعد از آن جدیدا به خانه اش در استانبول برگشته است. المحمد الکردی جنگجوی داعش اطلاعات حیرت آمری را با روزنامه بیرگون درمیان گذاشته است.
 آمریکائی ها از اپوزیسیون حمایت می کنند، اما نه مستقیم. آنها از کشورهائی حمایت می کنند که ما را مورد حمایت قرار می دهند. اما ما با این میزان از حمایت هنوز راضی نیستیم. آنها باید با سلاحهای مدرن از ما حمایت کنند. ما به یمن موشکهای تاو در نبردهائی پیروز شدیم. به کمک این موشکها ما توانستیم به توازنی در مقابل رژیم دست بیابیم. تانکها را ما از لیبی از طریق ترکیه دریافت کردیم. 
در میان کشورهائی که در یک کسری مزمن در تجارت با آلمان قرار دارند از جمله می توان از فرانسه، ایتالیا، اسپانیا و یونان نام برد. تنها در فاصلۀ سالهای 2010 تا 2015 از ایتالیا و اسپانیا حدود 60 میلیارد یورو به سمت آلمان سرازیر شد. یونان غرق شده در بحران در همین دوره هر چه باشد 19 میلیارد یورو خالص به آلمان واریز کرد. در فاصلۀ بین 2010 تا 2015 از فرانسه مبلغ 210 میلیارد یورو خالص به شرکتهای آلمانی سرازیر شد. مبالغ عظیمی که تأثیر فقدان آنها در هر 4 کشور مشهود است.
البته حملات در ایران کماکان تداوم خواهند یافت. زیرا مبارزه علیه داعش هرگز جایگزینی برای مبارزه واقعی این حزب نخواهد بود. بر اساس اظهارات یزدان پناه این حزب به تنهایی در سال جاری شش حمله در ایران صورت داده است. سخنگوی حزب آزادی کردستان به آژانس خبری گفت که مشاورین نظامی غربی کاملا از آن چه که این حزب بدان اشتغال دارد مطلع بودند. آن ها حتی از حملات این حزب در ایران که یزدان پناه آن را جنگ آزادیبخش معرفی می کند مطلع بودند.
سرمایه گذاری های استراتژیک جمهوری خلق چین در اروپای جنوبی ادعاهای هژمونی طلبانه آلمان را در آن منطقه به زیر سؤال می برند. در ابتدای این هفته نخست وزیر یونان آلکسیس سیپراس در پکن درباره مقاصد نوین اقتصادی چین در یونان گفتگو کرد. هسته اصلی این اهداف در بندر پیریوس نزدیک آتن است که دو سوم آن به یک کنسرن بزرگ چینی واگذار خواهد شد. پکن آن بندر را برای پایانه دریایی "جاده ابریشم جدید" خواهد ساخت. یک پروژه زیربنایی میلیاردی که چین را به لحاظ اقتصادی به طور تنگاتنگی به اروپا پیوند خواهد زد
در دوره ای که برلین به طور آشکار و قویا برای استقلال از ایالات متحده تلاش می کند ، نوسان تازه کوچکی به سمت شرق دیده می شود. با این وجود تاریخ نشان خواهد داد که همکاری با مسکو معمولا فقط برای بازسازی موقعیت خود صورت می گیرد و همیشه با برداشتن گام های جدیدی از توسعه به سمت شرق پایان یافته است.
آمریکا یک قدرت برترجهانی است که دمکراسی را در سراسر جهان تقویت می کند و سعی در ایجاد و گسترش آن در سراسر جهان دارد، و مردم آمریکا معیارها و اصول خود را برای دمکراسی دارند. پرزیدنت آمریکا، روزولت اصول دمکراسی را زمانی که یک شهروند بود وقبل از این که رئیس جمهور شود، داشت. پیغام من به دولت و مردم آمریکا این است که مردمان کردی در خاور میانه هستند که سعی در حفظ وجود خودشان و محکم کردن همان حقوق دمکراتیکی دارند که مردم آمریکا به آن معتقدند.
در سی سال گذشته از سوی سیاستمداران وست مینستر و رسانه های دور و برشان حملۀ بی وقفه ای به طبقه کارگر، هویتش، کارش و فرهنگش صورت گرفته. در نتیجۀ این حملات آنها هم دیگر این را کنار گذاشتند که به صحبتهای سیاستمداران گوش کنند و حالا کاری را می کنند که هر سیاستمداری از آن می ترسد: آنها در قضاوت پیرامون این که چه چیزی برای طبقه کارگر است و چه چیزی بر علیه آن، از تجربۀ خودشان استفاده می کنند.
در طول تمام مدتی که از زمان تصویب لایحه  ایمنی و سلامتی محل کار در سال 1970 می گذرد و بعد از دهها میلیون کشته و مجروح در محل کار، مطالعات نشان می دهد که " فقط 89 پرونده بر طبق این لایحه تحت تعقیب قانونی قرار گرفته است، که در کل آن متهمان مجموعأ 110 ماه به زندان رفته اند. در این مدت، بیشتر از 395000 مرگ در سر کار رخ داده است ...
کودتای 2014 باید بر زمینه بحران گلوبالی بررسی شود که سرمایه داری جهانی در نیمه دوم دهه نخست قرن 21 وارد آن شد. من نمی خواهم در پرداختن به دلایل و جهت بحران توقف کنم. برای فهم بحران اوکراین فهم این مهم است که امپریالیسم دیگر نه می خواهد و نه می تواند منافع خود را با الیت سرمایه دار کشورهای پیرامونی تقسیم کند. آنچنانکه در سالهای پیش از آن انجام میداد.
سوریها به کنار، هر کسی که حتی دورادور با این موضوع آشنایی داشته باشد، میداند که چچنها و ترکمانها نه بومیان سوریه هستند و نه آنها " چیزی به بالانس اجتماعی آن اضافه کرده اند"، این دروغ دیگری است که کردها رسما ادعای آنرا در مانیفست " پروژه برای یک سوریه دمکراتیک" شان دارند. دلیلی که این دروغ آشکار را منتشر می کنند این است که یک " فدراسیون پیچیده " ( یا یک چیزی شبیه بوسنیا "فدراسیونی داخل فدراسیون") گونه ای را بشود به سوریه تحمیل کرد که یک دولت مرکزی بی خاصیت برای همه و تقسیم عملی کشور در داخل به قطعات مختلف برای گروه هایی با هویت های مختلف را در بر بگیرد
ناظران سالها پیشدر این باره هشدار داده بودند، یعنی هنگامی که دولت آلمان در موقعیتی راهبردی مشغول آماده سازی جدائی جنوب سودان از سودان بود و در این کار موفق نیز شد. در این مورد علت تحول تلاش غرب برای تقویت مواضع خویش بود: مناطق سرشار از منابع زمینی سودان که از سالهای 1990 در جدال با غرب قرار داشت، باید از این کشور جدا و خود سودان باید به زانو در می آمد.
در گزارش که روابط بین چین و آمریکا را به عنوان "مهم ترین" روابط دهه های آتی رده بندی می کند، گفته می شود که حل و فصل "اختلافات" بین چین و آمریکا "همواره دشوارتر" می شود. البته یک "جدال نظامی" بین بزرگترین "قدرت در حال عروج" و "هژمون" تاکنونی به هیچ وجه "از پیش رقم نخورده است"، اما همه چیز بر آن دلالت دارد که این روابط آشکارا بدتر می شوند.
کاهش قیمت نفت وبازیهای پیرامون آن درین مناسبات نه دشمن ثابتی وجود دارد ونه دوست همیشگی ، بلکه این منفعت وسود است که سرمایه داری را ترغیب می کند که بکدام سمت غش کند .دیروز جنگ نفت بود.شاید فردا جنگ گاز باشد.توام با دوستان جدید والبته دشمنانی جدیدتر
مشخص گردیده است که تعداد کشته شدگان در خانه اتحادیه های اودسا بسیار بیشتر از آن چیزی بوده که در آغاز گزارش گردیده است. تحریک-گران مردم را به داخل ساختمان تعقیب کردند تا بتوانند آنها را در جایی به دور از چشم عموم، با دستی باز و البته قساوت تمام به قتل برسانند. آتش درون خانه برپا شده بود تا توجه مردم از کشتار شهروندان اوکراینی که در داخل ساختمان بودند، منحرف گردد. تصاویر نشان می­دهند که اکثر قربانیان توسط شعله ها کشته نشدند بلکه به وسیله­ی گلوله، خفه کردن، ضرب و شتم، و حداقل در یک مورد قبل از مرگ مورد تجاوز قرار گرفته بودند.
تورنادوهای بوندس وهر Bundeswehr بر فراز سوریه پرواز خواهند کرد. آنها اهداف حملات را برای ماشینهای مرگ آمریکا، فرانسه و انگلستان نشانه گذاری خواهند کرد: آنجا، آن روبرو یک تروریست است! درست کنار مدرسه، سمت چپ بیمارستان، دست راست منبع آب. سپس بمب است که میریزد. دانش آموزان، بیماران، کارگران تصفیه آب – خسارات جزئی. عمدی که نبود.
 چپ، با برابرسازی رویدادها در سطح جهان و گذاشتن شابلون "دوگانه «اسلامیزم»، «سکولاریسم»" که خود روی دیگر سکه‌ی "دوگانه «استبداد»، «دموکراسی»" است از دایره تحلیل طبقاتی خارج می‌شود و به سمت تحلیل لیبرالی وقایع و رویدادها می‌رود. موضع‌گیری چپ در رویدادهای کوبانی، ترکیه و ماجرای شارلی ابدو، و تبدیل این رویدادها به تقابل تمام نیروهای نیکِ جهان (که سکولار هستند) در برابر شر مطلق در دنیا (نیروهای اسلامگرا)، و در عوض عدم موضع‌گیری مناسب و منسجم در برابر رویدادهای اوکراین و شاید حتی یمن، که در اوکراین فقدان نیروهای اسلامگرا و در یمن فقدان نیروهای سکولارِ مدِ نظرِ چپ‌ها، بیانگر نگاه چپ با عینک "«اسلامیزم»، «سکولاریسم»" به تمامی اتفاقات و رویدادها است
در واشنگتن هم بالاخره فهمیده اند که عربستان سعودی محیط پیرامونش را به یک ویرانۀ وهابی تبدیل می کند و این سیاست کمتر و کمتر با منافع غرب سازگار است. ایران به عنوان وزنه ای مقابل عربستان مورد نیاز است و همچنین در جنگ بر علیه "دولت اسلامی" (داعش) که هواپیماهای جنگی آمریکائی با سربازان تحت هدایت ایران بر روی زمین فی الحال در حال همکاری با یکدیگر نیز هستند. عربستان سعودی تنها در اثر اشتباه محاسباتی غرب و در نتیجۀ تسلیح رژیم ریاض توانست اینچنین نیرومند نفوذ خود را گسترش دهد.
ما قصد نداریم ارتش منظم بشکل کشورهای دیگر درست کنیم (ارتش دائمی دولتی، بهر شکلی هم که آنرا تعریف کنند، اجرا کننده دستورات دولتی است و نه مردم). هدف ما ایجاد یک شکل جدیدی از نیروی نظامی است، با در نظر گرفتن مشخصات مخصوص دنباس. میلیشیا – که همان مردم مسلح شده است – می تواند همیشه در مقابل دیکتاتوری دولت و کمپانی ها مقاومت کند. 
خواست گشودن میدان های جدیدی برای فعالیتهای نظامی به موازات جنگ قدرت با روسیه، امتداد تلاشهای جاری آلمان به طور مثال برای تسلیح بیشتر دول رقیب چین در شرق و جنوب شرقی آسیا است. آنچنان که گزارش جدید صادرات اسلحه دولت آلمان که هفتۀ جاری منتشر شد نشان می دهد، شرق و جنوب شرقی آسیا تا همین اکنون نیز یک مرکز ثقل سیاست تسلیحاتی آلمان را تشکیل می دهند: در میان بالاترین ده کشور خریدار ابزارهای جنگی از آلمان، چهار کشور این منطقه دیده می شوند در حالی که از کشورهای عضو ناتو فقط نام دو کشور به چشم میخورد.
اتحادیه بوروتبا اعلام می کند که بدون رفراندم عمومی بر سر قانون اساسی اوکراین، بدون به محاکمه کشاندن جنایت کاران جنگی، بدون نازی زدایی، هر گونه شرکت مشروط "چپ" در سازمان های قانون گذاری و اجرایی قادر به ایجادهیچ گونه تغییری به نفع کارگران نخواهد بود. ما بطور قاطع معتقدیم که آزادی اوکراین از دست مقامات نازی ها و اولیگارش ها فقط از طریق مبارزه و نه از طریق بند و بست و توطئه امکان پذیر است.
 استراتژیستهای غربی در این میان حتی پیشنهاد می کنند که در مبارزه بر علیه قدرت روزافزون داعش نیز از جهادی ها استفاده شود. به طور مثال اخیرا در سایت مجلۀ آمریکائی فارین افیرز آمده است که نباید اجازه داد القاعده بیش از این تضعیف شود: موجودیت القاعده باید حفظ شود تا مانع از آن شود که پیروانش به داعش بپیوندند". یعنی این که این سازمان ترور و رهبر آن ایمن الظواهری "باید زنده بمانند". با جهادی ها تنها زمانی مقابله می شود که بیش از حد قدرتمند شوند – مثل مورد داعش – یا این که حملات تروریستی آنها متوجه خود دولتهای غربی باشند. در غیر این صورت ظرفیت تخریبی آنان آنها را به عنوان متحدین پنهان غرب در مبارزه بر علیه دشمنان مشترک موجه می کند.
صفحه1 از5

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com