ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند

آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.

چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که معاون رئیس جمهور آن در سفر به ترکیه در فرودگاه آنکارا مورد استقبال معاون شهردار آنکارا قرار گرفت.

فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در سمت کارگران "مشروعیت" تنها از تلاش و مبارزه آنان برای متشکل شدن در تامین نان و رهایی است، دیوار کمونارها در گورستان پرلاشز پرچم "مشروعیت " تشکل های کارگری است.

گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست. در این جا معنای این اظهار تاسف را می فهمیم. پافشاری بیشتر راه کارگر بر سیاست تقویت و همسویی با نیروهای دموکراسی لیبرال در عرصه بین المللی.

صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا بتوان شانسی برای فریب کارگران داشت. در این مملکت هنوز حضرات باید کار "نرمالیزاسیون" را به فرجام برسانند و هنوز این خطر هست که با چسبیدن برچسب "نوکر سرمایه دار" بر پیشانی حضرات رادیکال چپ پروندۀ انان نزد بخشهای وسیعی از کارگران بسته شود

اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی به مراتب جلوتر از اکثر جنبش های کارگری و طبقاتی پیشین قرار دارند.

 وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

عبداله هنگام "دستگیری در بیمارستان بود. او جنگجو نبود، کودک بیماری بود که هر ماه باید یک بار به بیمارستان منتقل می شد تا با سرم خون به وی تزریق شود. او از بیماری تالسمی رنج میبرد و خون وی از اکسیژن لازم برخوردار نبود. هنگام "دستگیری" در کمپ پناهندگان فلسطینی در جبهه ای از ناحیه حلب، به او سرم وصل بود.

اگر در گذشته بعضی از افراد برای مبارزه با شکاف عظیم طبقاتی ... جذب گروههای چپ و مارکسیست میشدند بطوریکه جوانان عدالت طلب و برابری خواه در سرتاسر جهان ، با الهام از مبارزانی مانند لنین ،لوکزامبورک، فیدل و چه گوارا، مبارزه در جهت رهایی از دست عمال سرمایه را به پیش میبردند، متاسفانه با تضعیف جنبش سوسیالیستی طبقه کارگر در جهان ، که توسط سرمایه داری صورت گرفت افرادی که بدنبال عدالت و برابری بودند ... بسمت این گروههای جهادی غلتیدند 

 اینها خرده بورژواهایی اند که همه چیز طبقه کارگر را لوث کرده اند. این ها " تابوشکنند" این ها متعلق به خط "کفر" گویی اند، این ها کفر های زیادی گفته، و خواهند گفت فقط منتظر زمان مناسب برای ابراز آنند.

داعیه دفاع از حقوق کارگران و خواست تحقق مطالبات کارگری از طریق اقدامات فردی ، نظیر اعتصاب غذا ، پدیده نامیمونی در امر مبارزات طبقاتی کارگران است. آنهم در شرایطی که نتیجه آن از قبل قابل پیش بینی بود. از طرف دیگر، اینگونه اقدامات فردی با نتایج مشخص، بهمراه جنجالها و تبلیغات وسیع رسانه ای ، موجب تحلیل رفتن و تحت الشعاع قرار گرفتن مبارزات واقعی کارگران میشود

پروسه اعتصاب غذایی که با تبلیغات گسترده بشارت یک ناجی برای طبقه کارگر می دهد.کسی که عیسی وار برای رفاه وآسایش دیگران سخیتهای فراوانی بر خویش تحمیل می کند و شب و روز هم  از طرف مدیای چپ گرفته تا راست مانند بی بی سی وصدای امریکا و رادیو فردا ودیگران  برین طبل می نوازند. حال که به نتیجه نگاه می کنیم، ایا موجب سر خوردگی ویاس طبقه کارگر نمی شود؟ ایا کارگران آنرا شکستی دیگر در زندگانی خویش تعریف نمی کنند؟

اگر قرار است قربانی شویم و یا از گرسنگی بمیریم ، برای خودمان بمیریم. برای طبقه کارگر بمیریم. نه نردبانی باشیم تا دیگران از مناره های ما بالا بروند. دیگر بس است از مظلومیت کارگر گفتن. دیگر بس است .چونکه قرن هاست در بازی قدرت وثروت، ازمظلومیت وحقانیت کارگر چه سخنهای زیبا وشیرین که برزبان جاری نساخته اند

داعش به جای خود. سهم آن جریانهائی که همجنسگرائی را به موضوعی مرکزی در سیاست بدل کردند و آن را به فضیلتی قابل تقدیر ارتقا دادند و آنانی که در مقابل کینه و نفرت به همجنسگرایان تا حد نابودی فیزیکی آنان را دامن می زنند چه می شود؟ سهم کلینتونهای پست مدرن و ترامپهای پسا پست مدرن چیست؟

یه زمانی می گفتیم که بسیاری ازین چپهای طرفدار کارگر خرده بورژواهایی هستند که دل در گرو سرمایه داری وغرب دارند و از جنبش کارگری بصورت نردبان استفاده می کنند. واقعیت هم همینست. ایا شما درین چند سطر نوشته اقای فرزاد با یک شخص سوپر انقلابی چپ طرف هستید؟ یا یک خرد بورژوای فلک زده و ناامید و بدون باور به مبارزات طبقه کارگر ؟

این جا لازم است اشاره کنیم که بر خلاف "گزارش" دهنده و سایت اخبارروز به غیر از "بیشتر مطبوعات غیر حکومتی" خود مطبوعات حکومتی هم از جمله خبر گزاری کار دولت جمهوری اسلامی،  ایلنا " در مصاحبه با همسر جعفر عظیم زاده " این خبر را منتشر کرده است و به جرگه مطبوعات " آزاد " مورد دلخواه "چپ " پیوسته است

اگر این اعتصاب غذا بخاطر مسائل فرد اعتصاب کننده از قبیل لغو مجازات زندان و یا بهبود شرایط زندان وغیره صورت میگرفت در آن صورت میتوانست قابل فهم باشد و مورد پشتیبانی جمعی قرار گیرد. اما من بخاطر دفاع از حق وحقوق تمامی کارگران ایران ،اعتصاب غذا می کنم بنظرم در راستای همان قهرمان سازی وسوپرمن سازی که منصور حکمت بجای ایجاد تشکلهای کارگری، تجویز می کرد ،انجام میشود .

این مناسبات غیر انسانیست که موجب انباشته شدن انواع خشمها، بغضها ، حسرتها و دردها در وجود آدمی می گردد که همگی آنها به تنگناهای زیستی و معیشتی و میزان بالای بیکاری و فقر جامعه  برمی گردد.

آن کس که حقیقت را میداند و آن را انکار میکند تبهکار است. فرزاد حقیقت را میداند و آن را وارونه جلوه میدهد. او تبهکارتر از تبهکار است. وارونه جلوه دادن حقایق تنها راهی است که در مواجهه با کمونیسم معاصر برای چپ باقی مانده است. از این نقطه نظر مجادلۀ ایرج فرزاد با تدارک کمونیستی حقیقتا خصلت نماست.

 باور کنید که مظفر محمدی در این مورد قضاوت درستی کرده است. او به درستی شما را جزو"مشاورین چپ بورژوازی" گذاشته است چرا که حدود 6 ماه بعد شما حد اقل توانستید با مشاوره تان رهبران تنها "دمکراسی" خاورمیانه را قانع کنید که از استقلال کردستان حمایت کنند.

کسی که مدت 40 سال نه تنها در حال تقدس زدایی از مارکسیسم بوده، بلکه آن را با اشتیاق به کارگران هم آموزش می داده است چگونه توانسته است در درون جمعی دوام بیاورد که می خواهند مارکسیسم را در درون طبقه کارگر ترویج کنند؟ معلوم نیست عباسفرد طی  مدت طولانی ده سال گذشته در کنار بهمن شفیق و وحید صمدی چه می کرده است؟

او بعد از تز "حزب و شخصیت ها"  قرار بود یکی از همان شخصیت هایی  شود که  حزب کمونیست کارگری برای بعد از رژیم چنج بدنبالش بود اما دست روزگار مریم نمازی را از پرتو فمنیست های پرو فاشیست اوکراینی مشهور کرد وایرج فرزاد را با همه کب کبه و دبدبه اش اجاره نشین مبارزان حیدر و اخبار روز اکثریت کرد.

ما می توانستیم برای جمع کردن سیاهی لشگر در آن مکاتبات با آن " جوان چپ" پرنسیپ های خود را بفروشیم  وبا باج دادن  او را از خود نرنجانیم اما ما این کار را بی پرنسیپی مطلق دانستیم. اتهام بیمار، مالیخولیایی، روانی و.. همان صفاتی است که "چپ" به سوی کسانی پرت می کند که بجای جمع کردن "هوادار" از حقیت دفاع می کنند مثل همان داستان خرید کلیه در بازار آزاد.

ما با دو گرایش در چپ روبه رو بوده و هستیم. گرایشی از گذشته که سرمایه داری را با زور و غارت و تجاوز توضیح می دهد و از آن درکی اخلاقی بر اساس توزیع غیر عادلانه و حرص و طمع طبقات دارا به نمایش می گذارد. و گرایشی جدید که بعضا در همان گرایش پیشین ریشه دارد و عنصر زور، فساد، دخالتگری دولت، تصاحب ثروت های همگانی را انباشت غیر سرمایه دارانه نام می نهد و همان طور که گفتم اگر در کشوری همچون ایران با نمونه هایی از این موارد مواجه شود، آن کشور را از افتخار سرمایه داری بودن خلع می کند

نویسنده اعلامیه حزب حکمتیست اینقدر در محکوم کردن روسیه عجله داشته که در همان پاراگراف اول توجه نمی کند که حمله 22 نوامبر در حومه دمشق بود نه ادلیب که در 22 اکتبر آن هم طبق ادعای " دیده بان حقوق بشر" صورت گرفته که آنها به عمد آنرا به سازمان پزشکان بدون مرز نسبت می دهند  و شاهدینی هم که از آنها نقل خبر می کنند همان "انقلابیون" حمید غلیون اند که در همان حوالی مشغول سر بریدن بوده اند.

فرض هم بگیریم که اسدی مقالات متعدد عباس فرد را در سایت امید ندیده باشد، در چنین حالتی سوال او از بهمن شفیق باید این باشد که این شخص را میشناسید یا نه؟ نه این که این فرد آیا مشکوک نیست؟! همین حالا در فضای مجازی خیلی ها هم دیگر نمیشناسند. طبق منطق رضا اسدی باید به همه بهم مشکوک باشند! فقط کسی استدلال خر رنگ کن اسدی را می پذیرد و آن را به پای جوانی و بی تجربگی اش میگذارد و از آن رد می شود که ضربه زدن به تدارک کمونیستی از طریق تخریب بهمن شفیق برایش مهم تر از حقیقت باشد.

کریسمس تبریک ندارد. عیدی است مثل بسیاری از عیدهای مذهبی دیگر که مناسبتی خجسته از طبیعت را به نفع تبلیغ مذهبی مصادره کرده است. اما کریسمس سال 2015 حلب متفاوت است. این عید را نمی توان به مسیحیان حلب تبریک نگفت. نمی توان به همۀ مسیحیان دیگری که در شهرها و قصبه های زادگاه خویش در سوریه به خاک و خون کشیده مانده اند و بسیاری از آنان تفنگ به دست گرفته اند و برای حفظ حیات خویش پا به میدان نبرد گذاشته اند، تبریک نگفت. نه، کریسمس را باید به مسیحیان حلب تبریک گفت.

ما ضایعه مرگ زهران علوش را به رحمان حسین زاده، فاتح شیخ الاسلام و اعضاء حزب حکمتیست و همچنین سایر احزاب خانوادۀ مقدس کمونیسم کارگری و کلیه احزاب چپ دلسوز انقلاب سوریه، از آنارشیستها تا چپ سوسیال دمکرات و دوستان چپ پست مدرن و خانواده فدائیان و سازمان محترم راه کارگر تسلیت میگوئیم و برایشان صبر فراوان آرزو میکنیم.

بعد از پایان اختلاف هسته ای  ایران با غرب و باز شدن ورود قانونی سرمایه گذاری درایران، بنا به بی اعتمادی و جنگ قدرت جمهوری اسلامی با آمریکا، از یک سو اروپا یکه تاز میدان شد و از سوی دیگر تلاش جناح رهبری برای عقب راندن تعرض بخش پروغربی مسلط بر دولت و گسترش روابط با روسیه به سطح تازه ای ارتقا یافت.

چگونه می توانید به خودتان اجازه بدهید که نخست مطلبی را از کسانی به اشتراک بگذارید و بعد در موردشان چنین خزعبلاتی را هم طرح کنید؟ فقط در یک حالت می شود چنین حالتی را تصور کرد و آن هم این که امر شما فقط و فقط بندبازی در فضای مه آلود برای کاریر سیاسی باشد. حقیقتا اگر شما دارنده همان اکانت هستید، بهترین خدمتی که میتوانید به ما بکنید این است که نه خبری به ما بدهید و نه خبری از ما بگیرید. حتی بهتر است که بروید و در همان اکانت همه مطالب ضد ما را هم به اشتراک بگذارید. کمونیسمی که ما برایش مبارزه میکنیم نه تنها جائی برای چنین بندبازیهائی ندارد، بلکه اصولا  از جمله در مبارزه بر علیه چنین بندبازیهائی است که باید قوام بیابد. یا آن رفتار را از بنیاد اصلاح می کنید و یا این که خدا روزی تان را جای دیگر حواله کند

در این ارکستر به راه افتاده توسط چپ پروغرب در مدیای مجازی به همه چیز پرداخته میشود بجز پاسخ به یک سوال و آن این که این هم دردی شما به این شدت و حدت زمان سوزاندن کارگران اوکراینی در اودسا و کشتار مردم لیبی، لبنان، سوریه، فلسطین و عراق  کجا بود.

استثمار و بهره کشی از کارگران فقط محدود به مرز های اروپای غربی نیست، در شرق اروپا از جمله اوکراین هم کارگران در زیر سلطه سرمایه اند و مبارزه آنان بر علیه سرنوشت شومی که سلطه سرمایه برای آنان تدارک دیده است، سرنوشت ما را نیز رقم خواهد زد.

"پید و آمریکا از دو سال پیش گفتگوهایشان را آغاز کرده اند. اما برای نرنجاندن ترکیه، واشنگتن ترجیح داد که گفتگوها زیر رادار [یعنی پنهانی] بمانند". بینگو. دم خروس پروژۀ رهائیبش چپ، مأوای چپ بیخانمان شده، منشأ امید آینده، الگوی چپ برای قرن جدید از زیر قبا بیرون زد. زنده باد سوسیالیسم آمریکائی.

بخش فارسی بی بی سی  با سانسور همین یک مقدار حقیقت برای فارسی زبانان ... نوع " دمکراسی" و " آزادی مطبوعاتی" که 24 ساعت در حال تبلیغ آن برای ایران " دمکراتیک" است، را به نمایش می گذارد.

مقوله‌ی حقوق‌بشر و دم و دستگاه همه‌حقوق‌بشری‌های رنگارنگ (اعم از مجاهد و لاهیجیایی و کمونیست‌کارگری و سلطنت‌طلب و هر ابله یا قوادی که از زندان جمهوری اسلامی یا از اروپا برای بورژوازی پادوییِ فاشیستی‌ـ‌حقوق‌بشری می‌کند ـ‌آگاهانه و یا از سرِ بلاهت‌ـ در مقابل بازآفرینی نوع انسان ایستاده است 

بکتاش درست میگوید. تاریخ کاری به این ندارد که چه کسی فریب خورده است و چه کسی پول گرفته است. تاریخ وقایع مهم را ثبت می کند و آدم سوزی واقعه ای مهم است. تبلیغ برای آدم سوزان "عزیز" هم همینطور.

 

آن چه در اوکراین اتفاق افتاد و به جنگ داخلی منجر گردید نه تنها سیاست های بلوک مسلط سرمایه جهانی را افشا نمود بلکه تناقضات طیف های رنگارنگ  چپ بورژوایی را -که مدت هاست زیر چتر دموکراسی و حقوق بشر سینه می زند تا به زعم خود دولت ها و ایدئولوژی های توتالیتر و ازجمله جمهوری اسلامی ایران و اسلام سیاسی را از صحنه محو کنند- روشن تر نمود.

ژنرال لاهیجی  اظهار داشتند که هرگونه جلوگیری از حملات نظامی ناتو به کشورهای آسیائی و آفریقائی عملی «شرم آور» است و کسانی که در جهت حفظ جان و هستی و زندگی کارگران و زحمتکشان این کشورها، تلاش می کنند که از این حملات نظامی جلوگیری کنند، افراد معلوم الحالی هستند که در دادگاه تاریخ محاکمه و به اعدام توسط امواج رادیواکتیو محکوم خواهند شد.

فرمانده کل قوای دهکدۀ جهانی، باراک اوباما، به همراه ملکۀ دهکده، یعنی آنگلا مرکل، مصاحبه مطبوعاتی هم کردند. دولت کودتای اوکراین را برای این عمل تحسین و برای ادامۀ این عملیات تشویق هم کردند. دو سه تا بوسه و یک علامت قلب 3> هم در فیس بوک برای یولیا تیموشنکو فرستادند و کارهای دولت را حسابی «لایک» کردند. 

امروز نمی توان به سکوت در مقابل جنایت در اکراین نشست ولی برای اول ماه می در ایران به همراه همان حقوق بشری که در مقابل جنایت در ادسا ساکت است سینه چاک داد. امروز سکوت در مقابل ادسا چراغ سبز سوزاندن کارگران  معترض به سیاست های بانک جهانی در ایران ودیگر مناطق جهان است. امروز اعلام موضع کمونیستی علیه جنایت در ادسا نه یک وظیفه اخلاقی و "بشر دوستانه" بلکه آشکار و رسوا کردن سیاست جنایت کارانه ایست که بانک جهانی وغرب سعی در عادی جلوه دادن آن دارند.

آن چه آقای فتاحی مسکوت می گذارد این است که نظرات این "فعال کارگری در مورد تحزب کمونیستی" ما به ازاء عملی خود را در پراتیک توسل جستن به جناب "دکتر احمد شهید" و سازمان های حقوق بشری یافته است. آقای فتاحی نمی گوید که شاهرخ زمانی دخیل بستن به کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل و " کمیته مستقل از سوی نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر" را ابزاری " باکیفیت" برای تخقق نظراتش می داند

قرار دادن ایدئولوژی حقوق بشر در مقابل تحلیل از سوخت و ساز تولید در جامعه چه نفعی دارد؟ آیا با این ایدئولوژی میتوان فقر و گسترش شدید آن حتی در مراکز اصلی کاپیتالیسم مانند فرانسه، بحران تولید، بیکاری و جنگهای چپاولگرانه آن را با مقولات حقوقی حل کرد. آیا میتوان آزادی مذهب و یا آزادی بیان را به عنوان راه حل اقتصادی ارائه داد؟ جواب را هر بهلولی میداند.

 طرفین جدال در نشست ژنو به گونه ای غافلگیر کننده متنی را در جهت تشنج زدائی مورد توافق قرار دادند. متنی که در نگاه اول به نظر میرسد احتمال وقوع جنگ داخلی در اوکراین را به درجه ای مشهود کاهش می دهد. چه شده است؟ چه چیزی در حال تغییر است؟ کدام اتفاقات در راهند؟

 دو چهره از تحولات اوکراین. تصاویری که بیش از هر تحلیلی دو سوی نبرد را به نمایش می گذارند.

بعد از پدیدار شدن دور نمای ناکجا آباد و عمیق تر شدن "چاه" ها بر سرراه حزب تازه تأسیس  کمونیست کارگری، "پرنسیپ " ها یک به یک به کنار گذاشته شد، پرچم بی پرنسیپی این خط، به علی جوادی سپرده شد او ماموریت یافت تا از ته " چاه" و مرکز تعفن شروع کند، حشرو نشر او با مرتجع ترین، راست ترین، ضد کارگری ترین و ضد کمونیست ترین جناح بوژوازی ایران یعنی سلطنت طلبان، زیر نظر منصور حکمت بکار روتین او تبدیل شد.

ما نمی خواهیم مخفی کنیم که مشحون از ثروت هستیم. اهداف ما روشنند، وظایف ما هم تعریف شده اند. ما می خواهیم میلیاردر شویم. حوصلۀ ما از زندگی به سیاق لنین سررفته است! قطب نمای ما سود است که در توافق با رعایت کامل قوانین به دست آمده باشد. معبود ما اعلیحضرت سرمایه است

این چه نبردی است‌که از همان آغاز همه‌ی مقدمات شکست خود و پیروزی طرف مقابل را پذیرفته است؟ آیا چنین «دست‌آوردی» ـ‌حتی اگر مورد تأیید توده‌های وسیع کارگر و زحمت‌کش هم واقع شود‌ـ به‌نفع نظام سرمایه‌داری نیست؟ آیا آن‌چه به‌نفع بورژوازی است، بورژوائی به‌حساب نمی‌آید؟

آنچه به عنوان محکومیت آپارتاید در "افکار عمومی جهانی" معرفی می شد، درحقیقت محکومیت آن نزد طبقۀ حاکم بر سرمایه داری بین المللی بود. محکومیتی که باید ابزارهای ایدئولوژیک لازم برای ورود به دوران جدید از مناسبات جهانی را حدادی می کرد. دمکراسی نمی توانست ادعای جهانشمولی خویش را با وجود لکه های ننگی از قبیل رژیم آپارتاید مشروع جلوه گر کند. 

هنگامی که دو روز پس از مرگ وی وارد منزلش شدم، در همسر و فرزندان عزیزش جمعی از پا افتاده ندیدم. برعکس، جمعی را دیدم که مقاوم بود و محکم. دانستم که عمر در مرگ خویش نیز کاری را که باید می کرد انجام داده بود. او پیکر مخوف مرگ را در هم شکسته بود. از آن جریانی طبیعی ساخته بود که انسان را نیز گریزی از آن نیست. 

یک الاغ سر جای خودش میخکوب می ایستد، موقعیت را می سنجد و تحلیل می کند. بعضی وقتها به آنچه میگویند گوش نمی کند و کار دیگری انجام میدهد. قاطعیت و صراحت می خواهد. او هم تمام خواص یک همکار زیر دست خوب را دارد و هم همکاری را که شبها باعث بیخوابی رئیسش می شود. اینجا می توان خیلی چیزها یاد گرفت.

  واقعیت اینکه شفیق تمام مبارزات برای آزادی را با توجه به " رهبران این مبارزات" ارزیابی می نماید. برای او مهم نیست که جنبش اشغال بسیاری از جوانان در آمریکا را به صحنه مبارزه کشانید و ارگانهای اصلی سرمایه داری را بزیر سوال کشید. چون این مبارزات به خواستهای مورد نظر او جواب نداده، لذا جنبشی است با رهبری خرده بورژوایی. 

به زبان آدمیزاد او کسانی را تهدید به انتقام می کند که چهل سال است برای کمونیسم مبارزه می کنند. سؤال این است: این "بچۀ خوب" است یا بچه بورژوای خوب؟ این کینه، کینه یک بچه بورژوا است. حتی اگر خود او بورژوا زاده نباشد، حتی اگر در هر جمله اش بسم الله المارکس بر زبان بیاورد

همزمانی ظهور جیش العدل با نرمش قهرمانانه رژیم نیز امری نیست که بر کسی پوشیده باشد. در کردستان نیز تشنجهای نظامی در همین دورۀ سه ماهه در حال افزایش بوده است. این نیز معلوم است که جمهوری اسلامی انتقام خویش را از ضعیفترین حلقه ها آغاز کرده است. همۀ کسانی که با آمدن روحانی در انتظار گشایش در فضای سیاسی ایران بودند، اکنون باید خود را برای مقابله با وضعیتی به مراتب خطرناک تر و مهلک تر آماده کنند

 

اجازه ندارید به نام چپ مصاحبه بگیرید و آن را به راست بفروشید. اجازه ندارید بخشی از حیثیت و شرافت به جا مانده از نسلی انقلابی؛ که جزیی از میراث بشریت است را برای تامین مالی پروژه هایتان مورد سوء استفاده قرار دهید. حق ندارید به صرف دسترسی به امانت، آن را به ثمن بخس برای لابی گری و به امید ائتلاف های سیاسی آینده در بازار مکاره به حراج بگذارید! 

سرمایه از غیبت سود یا از سود ناچیز وحشتی را دارد که طبیعت از خلاء. سود که مناسب باشد، شجاع می شود. با 10 درصد مطمئن می شود و می توان آن را همه جا به کار گرفت؛ با 20 درصد، سرزنده می شود؛ با 50 درصد، خوش بنیانه جسور می شود؛ برای 100 درصد تمام قوانین انسانی را زیر پا میگذارد؛ 300 درصد [که شد] دیگر جنایتی وجود ندارد که از آن رویگردان باشد، حتی اگر همراه با خطر رفتن بالای دار باشد

جدال در درون نظام جمهوری اسلامی و رویاروئی جریان احمدی نژاد با جناحهای دیگر نظام، جدالی است بر سر استراتژی آینده، بر سر نوع و ساختار دولت در جامعه، بر سر الگوهای انباشت و توزیع ثروت و بر سر نوع رابطه دولت و جامعه در ایران. این جدالی است همه جانبه و عمیق که بر بستری تاریخی و در لحظۀ معینی از تکامل مناسبات سرمایه داری در ایران واقع می شود.

دوگانۀ تحریم و مشارکت، دوگانه ای بر متن همین مناسبات مسلط و برای حفظ و جاودانه کردن همین آرایش طبقاتی کنونی است....امتناع یعنی متأثر نشدن از تلاطمات لحظه ای، یعنی در نغلطیدن به گرداب حوادث، یعنی ایجاد توانائی برای تعیین سطح، سرعت، نقطۀ آغاز و جهت حرکت از موقعیت امروز پرولتاریای سوسیالیست به سمت موقعیتی که برای انقلاب اجتماعی باید بدان رسید. فرا رفتن از سطح تحولات و حرکت به سمت دریافت عمق آن. دورخیزی برای آینده.

 

هرچه به‌روز انتخابات نزدیک‌تر می‌شویم، رقابت (و در واقع: ستیز) بین کاندیداهای تأیید صلاحیت شده به‌عنوان مردان درجه‌ی سومی که برای ایفای نقش «اول» تمرین می‌کنند، بیش‌تر می‌شود؛ و هرچه این ستیز افزایش می‌یابد، وحدت و هم‌سوئی طبقاتی بسیار گسترده و عمیقی که در پشتِ آن پنهان است، نمایان‌تر می‌گردد 

اگر رفسنجانی و مشائی (به‌مثابه‌ی دو گفتمان اصلی در نظام جمهوری اسلامی) در عرصه رقابت انتخاباتی حاضر بودند، این ستیز ـ‌به‌احتمال بسیار قوی‌ـ به‌خیابان می‌کشید و تکلیف ناروشن و چه‌بسا غیرقابل کنترلی پیدا می‌کرد. اما اینک که آن‌ها از عرصه‌ی انتخابات حذف شده‌اند، گفتمانی که در رفسنجانی نمایندگی می‌شود، به‌تدریج تهاجمی‌تر عمل خواهد کرد؛ و گفتمانی‌که با احمدی نژاد و مشائی نمایندگی می‌شود، چاره‌ای جز اتخاذ وضعیت تدافعی و احتمالاً بقا در قالب اپوزیسیون نخواهد  داشت

صفحه1 از4

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com