فرجام یک غرور – 
نگاهی به تصمیم گیری هیئت مدیره سندیکای واحد

 

زمانی که منصور اسالو در جلوی ترمینال واحد روی صندلی رفت و فریاد میزد که ” ما انقلاب نکردیم که دخترهایمان را در دوبی و کراچی بفروشند، مردم ما فقیر باشند و حقوق مان از بین برود. این شرایط حق ما نیست” کمتر کسی در آن شرایط فکر میکرد که انسانی با جسارتی مانند او امروز دست سرنوشت رقم بخورد و در جلسه هیئت مدیره ای بدون یک استثنا همه رای بر برکناری او بدهند ، آنهم در جلسه ای که در چند سال گذشته برگذاری اش کم اتفاق افتاده بود و زمانیکه دستور جلسه بر روی سایتها رفت کسی که دستی بر آتش آن مبارزه داشته است از دیدن آن ناراحت نشود.

خودم بعنوان کسی که در پایین و بالای این سندیکا در شرایطی بوده ام وظیفه ام دانستم در حد عمل خود ام به این تصمیم گیری جواب بدهم

یک/تصمیم گیری جدید سندیکای واحد ناشی از شرایطی است که از عدم برگذاری انتخابات هئیت مدیرهء از سال۱۳۸۶به بعد بوجود آمده, چرا که نداشتن مکان سندیکا و امکان نمایندگی در محیط کار ما را مجبور کرد که نتوانیم نهاد سندیکا را براساس مفاد اساسنامه پیش ببریم.

درست است که خیلی از اعضاء هیئت مدیره از جمله خود منصور اسالو که امروزه آماج حملات هستند نمیتوانستند تن به برگذاری انتخابات بدهند و چه بسا خانه کارگر و شورای اسلامی کار با تهدید و تعطیلی کار نمی گذاشتند انتخاباتی صورت بگیرد و موج حمایت افرادی بسیاری از این بحث بالا گرفت ؛ شاید با برگذاری دور جدید انتخابات در آن تاریخ موافق بودند ولی ترس ازبرگذاری مجمع عمومی که بیم آن میرفت اعتبار چند هزار نفری سال۸۴را نداشته باشد.باعث به اصطلاح مصلحتی شد که امروز به جزیی جدا نشدنی تبدیل شد و تمام اعضای هیئت مدیره امروز نمیتوانند این مشکل را نادیده بگیرند.

دو/رفتار امروز سندیکای شرکت واحد ناشی از دیسپلین نهادینه شده در کل امورات آن است که سیستم حاکم بر سیاست واقتصاد ایران بوجود آورده, چه بسا میتوان آنرا به سیستمهای تک حزبی تشبیه کرد نه سیستم سندیکای و اداره سندیکا و برگذاری جلسات و پایداری به مواز سندیکای تا حدی بود که ما هیچگاه گذشتی در قبال هم نداشتیم و با یک خطا فرد مخاطی را ترد میکردیم. ما اعضای داشتیم که بخاطر داشتن چندین فرزند و حتی نداشتن نان شب و مریض در خانه اشان بخاطر دادن تعهد به مدیریت برای بازگشت به کار از سندیکا اخراج می کردیم و چه بسا این افراد شریفترین افراد جامعه ما بودند و در تعهد اجتماعی آنها نمیشد شک کرد ولی متاسفانه گرسنگی دین و ایمان ندارد و آدم هر کاری میتواند بکند این که کارگر عضو سندیکا را مجبور میکردند که برخلاف آنچه بدان ایمان دارد برعلیه سندیکا واعضاء آن حرفی بزند تا سند برگشت به کار و رهایی از مجازات و آوارگی وی باشد,امروز قابل درک است ولی قابل دفاع نیست و باید با این سنت مبارزه کرد چرا که این سنت به اینجا رسیده است که در زمانیکه خود اسالو نیست همین کار را انجام دهند و خود ایشان در ساختن این فرهنگ بسیار مسئول زیرا ما شاهد بودیم در جلسه ای که به او انتقاد میشد سریع به طرف میگفت تو اطلاعاتی هستی

سه/رفتار امروزمنصور اسالوخیلی فراتر از آن چیزیست که هواداران وی از بیرون سندیکا وی را شرف جنبش کارگری ایران مینامند,اسالو با ورود به عرصه سیاست واقعا سندیکا را آماج حملاتی قرارکه با معرفی کردن سندیکا بعنوان نهادی با تفکر براندازی نظام و خارج از چهارچوب حقوق کارگری معرفی شد و نزدیکی او با افرادی رانده از سیاست ایران و کسانی که در بیرون از ایران بودن و گاه حتی کمک گرفتن از افرادی که در ایران به گروههای سیاسی تعلق داشتند کلیت سندیکا را زیر سوال میبرد که دو نمونه آن کنترل سایت سندیکا توسط افراد خارج از سندیکا و ارتباطش با خانم داوری و ادامه این ارتباط تا نابودی ایشان را نمیشود نادیده گرفت

چهار/امروز سندیکای واحد تابو شکنی کرد.سنت رهبری مادام العمررا از منصور اسالو بازپس گرفت تا به ما بفهماند که اجازهء تند روی ورعایت نکردن اصول اجتماعی و اخلاقی را به هیچ یک از اعضاء نخواهد داد

موضوعی که از زمان مشروطیت در درون نهادهای سیاسی جا افتاده است و در سی سال گذشته نمیتوان حزبی را سراغ داشت که دبیرکل، ریئس دفتر سیاسی و رهبر آن تغییر کرده باشد و کسانیکه تمام زندگی خد را در این راه گذاشته اند حق دارند این تصمیم را بگیرند ولی ایراد آن این است که میشود فهمید در شرایط احساسی تن به این کار داده اند ولی باید روی مواد آن کمی تحمل کرد آنهم از دوستانیکه حاضر نیستند با آبرو و حیثیت کسی بازی کند و گسگ بدست نیروهای امنیتی بدهند

پنج/اینکه سندیکا پیام میدهد که مجامع مدافع حقوق کارگر از اعضاء و یارانش هیچ حمایتی نکنند را قبول ندارم.همانطوری که این سازمانهای کارگری در مورد تک تک ما که هرکدام به نحوی و در شرایط خاصی از ایران گریخته ایم بدون صلاح دید و مشورت با سندیکا حمایت های مالی و فکری کرده اند را دیده ایم.سندیکای محترم شرکت واحد تهران چرا آن زمانی که آقای اسالو با همین کمک های مالی و اعتبار سازمانهای کارگری و مدافع سندیکا و از جیب میلیونها کارگر عضو در سطح جهان هزینهء اقامت مجلل و تور دوسالهء فرزندان اسالو در ترکیه رافراهم میکرد؛بیانیه صادر نمیکردید؟منتظرماندید تا آقا زاده ها به سلامت و بی دغدغه به آمریکا برسند؟ و اونجایی که احساس میکردید یکی از کارگران میخواهد به استناد درج نامش در فعالین سندیکایی از کمیساریای پناهندگان در آنکارا درخواست پناهندگی کنه اسمش رو حذف کردین؟!!!شما برای کدام یک از اعضاء سندیکا از آی تی اف و ….درخواست کمک و مساعدت کردید که امروز درخواست قطع این کمک ها رو در مورد منصور اسالو میکنید؟ سندیکاهای کارگری هیچگاه به یک بیانیه خالی نگاه نمیکنند و یک دوره را بررسی میکنند و حتی از آقا زاده ها هم نه بخاطر دروغهای مبنی بر تجاوز و کتک در خیابان به آنها کمک نکردند بلکه احساس کردند که شاید اسالو نتواند ببیند که اعضای خانواده اش در رنج باشند ولی همین سندیکاها امروز اشک در چشمشان جمع میشود زمانیکه که به پروانه همسر سابق اسلو فکر میکنند که ایشان چه زجرهای نکشید ولی لین جواب زحمات اش نبود و وقتی آدم مقاله سایت نشریات درون رژیم را می بیند دردش میگیرد در رابطه با فرار منصور اسالو

http://www.asremrooz.ir/vdca6yny.49n6615kk4.html

شش/این که آدمها در زندگی مبارزاتی در شرایط مختلف قرار میگیرند در فضای امروز عادی شده(انگشت شمارها رو نمیگم)با کمترین آلودگی محیط دوام نمیارن و رنگ میبازن ,منصور اسالو هم تو این شرایط قرار گرفته. ما امیدواریم منصور در فراغت بال یکبار دست به تحقیق بزند و به گذشته خودش رجوع کند و به آن مبارزه ارج بگذارد و تصمیم دوستانش را ارج بگذارد و در این بازی سیاست کثیف خارج از کشور وارد نشود ، میتوان مانند گنجی و سازگارها یک صندلی در این استودیو بدست آورد ولی نمیتوان عشق و علاقه بچه های سندیکا را زمانیکه در مقابل دادگاه و زندان برای دیدن شما لحظه شماری میکردند را دوباره بدست آورد

مبارزه سخت است ولی مبارز بودن کار هر کسی نیست نیاز به گذشت و فداکاری هست و به یاران ات فکر کن نه به غرور و خودخواهی ات و رویای رئیس جمهور بودن را از سرت دور کن

 

همایون جابری عضو سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

 

برگرفته از مجله هفته

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com