اطلاعیه درباره تجدید سازمان صندوق همیاری کارگری

هدف تعریف شده و اعلام شدۀ صندوق تلاش در جهت فائق آمدن بر ابهامات و شکافهایی بود که در درون و حاشیه جنبش کارگری به مانعی جدی بر سر راه سازمانیابی گسترده و توده ای کارگران تبدیل شده بودند. ابهامات و شکافهایی که گر چه ریشه در خط و مشی های سیاسی و راهکارهای متفاوت در سازمانیابی جنبش کارگری داشتند، اما با طرح مسأله تأمین نیازهای مالی جنبش به مسأله ای مورد مناقشه و منازعه، عملا به ایجاد فضایی از بی اعتمادی در درون فعالین جنبش کارگری منجر شده و امر تأمین نیازهای مالی جنبش را به فعالیتی غیر شفاف، لابی ایستی و فرقه گرایانه تقلیل داده و به نوبه خود در راه ایجاد الیتی از فعالین در درون جنبش عمل می کردند. الیتی که بسته به دوری و نزدیکی به مواضع سیاسی این یا آن جریان، به غیر شفاف ترین وجهی مورد حمایت مالی قرار گرفته و عملا به تقابل با جریانات دیگر درون جنبش کارگری کشیده می شدند. تشکیل صندوق تلاشی خوش بینانه بود برای فائق آمدن بر این وضعیت.

اصول حاکم بر فعالیت صندوق از ابتدا بر سه محور تعریف شدند: نخست تقویت همه و هر گونه تلاش برای سازماندهی جنبش مستقل کارگری صرفنظر از اختلاف نظرات در زمینه چگونگی سازمانیابی، دوم ایجاد حداکثر شفافیت ممکن در شرایط فقدان آزادیهای فعالیت کارگری و سوم سازماندهی کمک و همیاری بر مبنای طبقاتی و از درون طبقه برای فعالین طبقه. صندوق در هر سه زمینه تا حد ممکن به تعهدات خود عمل کرد. به عنوان صندوقی برای کلیه فعالین جنبش کارگری، صندوق همه فعالین کارگری و گروهبندیهای مدعی فعالیت کارگری را صرفنظر از گرایش سیاسی و ایدئولوژیکشان مخاطب قرار داد، با انتشار ماهانه گزارش دریافت کمکهای مالی حداقل لازمی از شفافیت در زمینه دریافت کمکهای مالی را تأمین نموده و در حد امکان همیاران را در جریان کلیات فعالیت خویش قرار داد و سرانجام با متمرکز کردن امر همیاری بر اشخاص حقیقی و ارائه تصویری روشن از مجموعه همیاران صندوق، عملا در جهت تحقق هدف همیاری درون طبقاتی گام برداشت.

امروز، پس از قریب دو سال فعالیت، می توانیم ادعا داشته باشیم که صندوق و همۀ همیاران آن سهمی هر چند ناچیز در پیشبرد جنبش ایفا کرده و در مواردی به رفع تنگناهای مربوط به فعالیت درون جنبش در داخل ایران یاری رسانده اند. این ارزیابی اما هنگامی کامل تر می شود که دو دوره مختلف فعالیت صندوق در نظر گرفته شود. دورۀ اول دوره ای است که هنوز تب و تاب سازماندهی درون جنبش کارگری به طور مشهودی قابل لمس بود. تشکلها و نهادهای کارگری داخل کشور، چه تشکلهای سندیکائی و چه تشکلهایی که بیرون از محیط کار و با داعیه سازمانیابی کارگران مشغول فعالیت بودند، نشانه های بارزی از تلاش برای سازمانیابی را به نمایش می گذاشتند. صرفنظر از موقعیت و پاسخهای متفاوت هر یک از این نهادها و میزان تأثیر واقعی آنان در درون طبقه، یک مشخصه برجسته فعالیت در این دوران را اتکای صوری به خودباوری در همۀ تشکلهای مربوط به جنبش کارگری تشکیل می داد. این اتکا به خود باوری بیش از هر چیز در این نمودار می شد که تشکلهای کارگری در چهارچوبهایی مستقل به تبیین فعالیت خویش می پرداختند. حتی هجوم ایدولوژیک جنبش سبز نیز نتوانسته بود در این دوره این چهارچوبهای مستقل را به تمامی محو کند. صندوق نیز بر متن همین شرایط و برای تقویت همین استقلال شکل گرفته بود. موفقیت آمیزترین دوره فعالیت صندوق نیز به همین دوران مربوط است.

دوران دوم فعالیت صندوق اما از یک سو مصادف است با دوره فروکش کردن کنش طبقاتی برای سازمانیابی بر بستر مستقل طبقاتی در داخل کشور و از سوی دیگر با تغییرات عمیق سیاسی و ایدئولوژیک در عرصه جهانی و منطقه ای در اثر آغاز جنبش نان و آزادی در جهان عرب. در داخل کشور نتایج شکست میدانی جنبش سبز گریبان تشکلهای مدعی فعالیت در جنبش کارگری را گرفت و به تغییری در افقهای این فعالین انجامید. این تغییر در سه جهت خود را به نمایش گذاشت.

نخست به موجی از خروج بخشی از فعالین مدعی جنبش کارگری از کشور انجامید. واقعیتی که علیرغم ادبیات به ظاهر متفاوت، در هم تنیدگی افق فکری این دسته از فعالین را با چشم اندازهای جنبش سبز روشن می کرد. با فروکش کردن میدانی جنبش سبز، نظریه عدم امکان سازمانیابی نزد این فعالین نیز برجسته تر گردید و به خروج آنان از کشور منجر شد. این خروج از کشور عملا به معنای واگذاری امکان سازمانیابی مستقل کارگری و منوط کردن آن به تغییرات سیاسی ماکرو در جدال بین بورژوازی غرب و اپوزیسیون پروغربی و رژیم جمهوری اسلامی بود.

دوم به موجی از سکوت و انفعال و ایجاد حالت انتظار در تشکلهای کارگری واقعی انجامید. این سکوت و انفعال بیش از همه خود را در فروکش کردن فعالیتهای سندیکاهای واحد و هفت تپه نشان داد.

و بالاخره سوم این که در میان تشکلهایی که کماکان به فعالیت خویش ادامه دادند، هر چه بیشتر نشانه های پیوستن به افق "دمکراتیک" نیروهای شاکله جنبش سبز را مسلط کرد. چه آن دسته از نیروهایی که با روآوری به فعالیت مخفی عملا به صف مبارزه سرنگونی طلبان پیوستند و چه آن دسته از نیروهایی که چشم اندازهای پیشروی جنبش را عملا به احیاء مجدد اصلاح طلبان گره زده و با عقب نشینی به مواضع صنفی و قانونگرایانه از موضع بخشی از بورژوازی به مبارزه طبقاتی رو کردند. هر چه بیشتر مشخص گردید که بخشهایی از تشکلهای مدعی نمایندگی جنبش کارگری بیش از آنکه به افقها و چشم اندازهای طبقاتی کارگران تعلق داشته باشند، تشکلهای خرده بورژوایی نایب طبقه کارگر بودند.

همۀ این تغییرات در شرایطی واقع می شد که در نتیجه پس زلزله های بحران اقتصادی جهانی سالهای 2009/2008 و با خیزش جنبش نان و آزادی در جهان عرب، مسأله طبقاتی بیش از هر زمان دیگری در سی سال اخیر در دستور کار قرار گرفت. در مصر اتحادیه های کارگری با طرح خواست محدود کردن "حداکثر درآمدها" یکی از مهم ترین مؤلفه های سیاست کموناردهای پاریس را مجددا به میان کشیدند و در قلب جهان پیشرفته سرمایه داری، از ویسکانسین تا مادرید و آتن، جوانه های رو به رشد جنبشی طبقاتی در میان کارگران نمودار گردید. در حالی که عقربه های سیاسی جهان به سمت طرح مسأله طبقاتی حرکت می کند، در تشکلهای یدک کش عنوان تشکل کارگری در ایران عقبگردی محسوس قابل مشاهده است. تک نشانه های طرح این افق طبقاتی مستقل در جنبش کارگری اصیل و طبقاتی در ایران نیز عملا فروکش کرده و اکنون در حالت ضعف به سر می برند.

همۀ این عوامل نمی توانستند بر کار صندوق همیاری کارگری نیز بی تأثیر بمانند. صندوق برای تقویت استقلال طبقاتی کارگران شکل گرفت و این استقلال امروز بیش از هر زمان دیگری در گرو یک سیاست طبقاتی عملی، سنجیده، به دور از شعارپردازی، سازمانگرانه و رادیکال با جهتگیری سوسیالیستی است. در حالی که در غالب تشکلهای کارگری ایران و یا نهادهای مدعی سازماندهی کارگران، یا جهتگیری طبقاتی به کلی غایب است، یا به امر صنفی محدود می شود و یا در لفافه عبارت پردازی سوسیالیستی بر موج جنبش "دمکراسی طلبی" اتکا دارد.

بر این اساس، نیاز به تجدید نظر در مبانی و روش فعالیت صندوق همیاری کارگری از مدتی قبل در میان بنیانگذاران صندوق مورد بحث قرار گرفت. بر اساس این مباحثات صندوق همیاری کارگری تغییرات زیر را در نحوۀ فعالیت خویش وارد خواهد کرد:

  1. صندوق خود را متعهد به همیاری با آن دسته از فعالیتهایی در درون جنبش کارگری می داند که بر مبنای افق طبقاتی مستقل و با جهتگیری سوسیالیستی روشن انجام پذیرند. این جهتگیری سوسیالیستی در درجه اول نه به معنای اعلام بی وقفه و مداوم شعارهای سوسیالیستی عام، بلکه به معنای برداشتن گامهای عملی ای است که هم از یک سو در برگیرنده منافع توده های هر چه وسیعتری از کارگران و هم از سوی دیگر متضمن تشدید تضادهای درون سرمایه داری باشند. روآوری به عمل مستقیم کارگری و برجسته کردن امر طبقاتی به عنوان محور اتحاد طبقه کارگر و سایر محرومان جامعه در ادبیات و کنش فعالین کارگری یک شاخص اصلی و تعیین کننده این جهتگیری است.

  2. تقابل با آلترناتیوهای "دمکراتیک" در جهان امروز یک شرط پایه ای تأمین استقلال طبقاتی کارگران است. معنای واقعی آلترناتیو دمکراتیک چیزی به جز آلترناتیو تسلط بازار آزاد نیست.

  3. نقد دولت مسلط بر جامعه ایران نمی تواند و نباید با دستگاه مفاهیمی صورت بگیرد که راست ترین جناحهای بورژوازی بازار آزادی در اختیار جامعه قرار می دهند. حمله به "بی کفایتی" دولت در زمینه های اقتصادی، مخالفت با واردات و تأکید بر حمایت از تولیدات داخلی، تبلیغ پیرامون گسترش بی ضابطه دولت، مخالفت با سیاستهای انبساطی پولی دولت، اشاعه خرافاتی تحت عنوان "سرمایه داری انگلی" و تمجید از پیشرفت صنعتی، همه و همه ابزارهای شناخته شده لیبرالیسم هار بازار آزادی در تقابل با دولتگرائی بورژوائی اند. تشکلی که به نام کارگران و برای احقاق حقوق کارگران به این ابزارها متوسل می شود، در بهترین حالت استقلال طبقاتی کارگران را قربانی منافع لحظه ای آنان می کند.

  4. در جهان تغییر یافته امروز، در جهانی که طبقه کارگر در گوشه های مختلفی از آن تعرض به بنیادهای سرمایه داری را در دستور کار خود گذاشته است، صندوق همیاری کارگری باید به مراتب بیش از دوره تاکنونی فعالیت خویش بر تعلق جهانی فعالیت طبقاتی تأکید نموده و در اختصاص عملی امکانات – ولو ناچیز – خویش به چنین جنبشهایی تلاش نماید.

بر اساس این ملاحظات، هیأت امناء صندوق با تجدید نظر در سبک کار و اولویتهای صندوق همیاری اعلام می کند که:

اول: کار گزارشدهی علنی صندوق همچنان که در چند ماهۀ گذشته واقع شده است، برای دوره ای متوقف خواهد ماند. صندوق همیاری بیش از آنچه که تاکنون مبنای کار خود را بر اعتماد قرار داده و شفافیت را صراحتا تابعی از شرایط سیاسی – امنیتی دانسته بود، از این پس نیز بر همین مبنا به فعالیت خود ادامه خواهد داد. ارائه گزارش مالی از این پس در حد مقدور و تا جائی که به جنبش کارگری بین المللی مربوط باشد، در رابطه با پروژه های مشخص صورت خواهد گرفت.

دوم: صندوق باید بتواند بیش از پیش به محلی برای سازماندهی عملی همیاری طبقاتی بدل گردد. از این رو هیأت امناء صندوق فعالیتهای معینی را درزمینه تماس با سایر تشکلهای کارگری جهانی در دستور کار صندوق می گذارد. به ویژه تماس با تشکلهای کارگری مبارزه جو در مصر، اسپانیا و یونان در دستور کار هیأت امناء قرار خواهد داشت.

سوم: هیأت امناء صندوق کماکان سیاست حمایتی خود از تشکلهای مستقل کارگری را ادامه خواهد داد. یک پیش شرط کمک به تشکلهای کارگری داخل کشور اطمینان از بافت کارگری آنان خواهد بود. صندوق تشکلهایی را که تاکنون با داعیه تشکل کارگری در ایران فعالیت کرده اند اما عملا اکثریت یا اقلیت با نفوذ و تعیین کننده ای از اقشار غیر کارگر را در خود جا داده اند، خارج از حوزۀ شمول همیاری طبقاتی می داند.

 

هیأت امناء صندوق بر این امر واقف است که دستیابی به اهداف تعریف شده صندوق تنها با همیاری جمعی امکانپذیر خواهد بود. صندوق همیاری کارگری از همۀ کسانی که تاکنون در همیاری کارگری سهیم بوده‌اند و از همۀ علاقمندان به استقلال طبقاتی کارگران می‌خواهد که با تلاش جمعی در تحقق اهداف مورد نظر ما را یاری رسانند.

 

هیأت امناء صندوق همیاری کارگری

نوامبر 2012

http://hamyarikargari.wordpress.com/

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com