پس از سه سال هنوز هم تاوان می دهیم

دستاوردهایی که قبلا نیز در موارد مختلف بدان پرداخته ایم . اما تلخ ازین لحاظ که  6نفر از ما، که همگی عضو هیئت مدیره سندیکا هم بودیم (فریدون نیکوفرد،علی نجاتی،جلیل احمدی ، قربان علیپور، محمدحیدری مهر و رضارخشان) تحت شدیدترین فشارها از طرف نهادهای امنیتی و قضایی قرار گرفتیم. مصائبی از تحمل زندان گرفته تا اخراج ازکار. اما براستی چرا؟ ما چه گناهی مرتکب شده ایم؟ جز اینکه حق خود را می خواستیم؟

یکی از اتهاماتی که برما وارد می کردند و ما را مجرم می خوانند مسئله تاسیس سندیکا بود. آنهم درکشوری که صدها سندیکای کارفرمایی وجود دارد که نه تنها با مخالفت نهادهای دولتی و قضائی روبرو نیستند، بلکه در میان این این نهادها برای کمک به این سندیکاها و جلب نظر مثبت آنان مسابقه برقرار است. اما زمانیکه به سندیکای کارگران می رسند تشکیل آن را جرم محسوب می کنند. آیا منظور از اخراج این معنی را نمی دهد که ما باید بمیریم؟ بمیریم و یا در مقابل اجحاف به زانو در بیائیم؟ خانواده های ما، همسران و کودکان ما چه گناهی کرده اند که با حکم اخراج ما آنها نیز به محرومیت از حداقل نیازهای زندگی محکوم می شوند؟ این همه بیعدالتی، از زندان گرفته تا اخراج و تا جریمه نقدی همه و همه نشان ازین واقعیت می دهد که گویا ما گناهی کرده ایم که پس ازسه سال، هنوز هم نابخشودنیست و گذشت زمان موجب آن نشده است که اندکی از این غیظی که بر علیه ماست کاسته  شود و در نتیجه ، مقداری از دشواریهای ما کم شود. چرا که ما بعنوان یک کارگر حق داریم که از ابتدایی ترین حقوق اجتماعی یعنی حق کارکردن برخوردار شویم. پس از سپری کردن دوره 6ماهه زندان ما شش نفر و پس از گذشت بیش از دو سال از اخراج ما، متاسفانه آقای علی نجاتی که قبلا به اتهام تبلیغ علیه نظام محکوم شده بود و دوران حبس خود را گذرانیده است در زمانی که درحبس پرونده قبلی خود به سر می برد، پرونده دیگری به همین اتهام دوباره مطرح شد و با اینکه در دادگاه بدوی تبرئه شده بود متاسفانه دردادگاه تجدید نظر به تحمل یکسال حبس دیگر محکوم شده است . این درحالیست که رفیق ما از ناراحتی قلبی شدیدی رنج می برد که همین چندی پیش تحت عمل جراحی قرار گرفته بود و با اینکه طبق نظر پزشک باید حداقل ماهی یکبار معاینه مجدد شود و همچنین رژیم غذایی خاصی را باید رعایت نماید، تحمل این حبس سنگین میتواند به سلامتی ایشان لطمه شدیدی وارد نماید.

ازطرفی دیگر،هیچ گونه چشم انداز روشنی برای بازگشت بکار ما وجود ندارد. امری که متاسفانه حتی از لحاظ حقوقی به بن بست رسیده است. حکم اخراج  5 تن از ما توسط دیوان عدالت اداری مورد تایید قرارگرفته است که این خود نشان از انتهای دعوی حقوقیست. اما حتی در مورد اقای رضا رخشان که حکم اخراج ایشان توسط دیوان عدالت اداری نقض گردیده بود و در حالی که پرونده را برای بررسی مجدد به اداره کار دزفول فرستادند، در جلسه رسیدگی به ایشان عنوان کردند که اگر شورای اسلامی کار شرکت نیشکر هفت تپه با بازگشت بکار ایشان مخالفتی نداشته باشد حکم بازگشت بکار او را صادر خواهند کرد. اما شورای اسلامی کار درنامه ای به هیئت حل اختلاف اداره کار دزفول مخالفت صریح خود را با بازگشت بکار نامبرده اعلام کردند و درنهایت هیئت حل اختلاف دزفول بازهم رضا رخشان را اخراج نمود. این در حالیست که اعضای شورای اسلامی کار (بگفته خودشان) قرار بود که نماینده کارگرباشند و ازمنافع کارگران دفاع نمایند. با این همه لازم به یادآوریست که جهت حل مشکل خود بارها به اداره کار شهرستان، استان، استانداری، دادستانی، فرمانداری شهرستان، نهاد ریاست جمهوری و وزارت کار مراجعه کردیم مشکل اعضاء هیئت مدیره اما هنوز بر سر جای خود است.

درخاتمه، ما ضمن پایداری و دفاع از کلیه مطالبات و منافع کارگریمان و با اینکه روزگار بسیار سختی را چه از لحاظ روحی (که ناشی از اخراج شدن ماست. چرا که کار ما بخش مهمی از زندگیمان بود) و چه از جنبه معیشتی می گذرانیم (بطوریکه تامین نیازهای زندگی از خوراک وپوشاک گرفته تا هزینه کیف وکفش و مدرسه بچه هایمان بسیار دشوارشده است ودرتنگنا بسر میبریم) با اینهمه ضمن محکوم کردن حکم یکسال حبس اقای علی نجاتی (حبسی که ازامروز آغاز شد) خواستار توقف اجرای حکم و مختومه شدن پرونده ایشان هستیم. ما همچنین خواهان حمایت کلیه کارگران شریفی هستیم که به منافع طبقاتی سایر کارگران می اندیشند. چرا که همبستگی طبقاتی ما کارگران میتواند تحمل این همه مشقت ودشواری را آسان نماید.

سندیکای ما گرچه با دشواریهای بیشتر، اما با وحدتی نیرومندتر وارد چهارمین سال حیات خود می شود. اطمینان داریم که حق ما کارگران برای همیشه پایمال نمی ماند.

 

 

با آرزوی اتحاد و پیروزی کارگران

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه

21/آبانماه/1390

 

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com