چرا اعتصاب غذا؟

اما چرا ما دست به‌این اعتصاب غذا زده‌ایم و چگونه این اعتصاب را پیش خواهیم برد؟

قبل از هرچیز به‌همه رفقایی‌که نگرانی‌شان را درباره سلامتی ما ابراز کرده‌اند، اظهار تشکر می‌کنیم. هرچه باشد سنی از ما ـ‌اصغر فتاحی و عباس فرد‌ـ گذشته است و برخلاف رفیق جوان‌ترمان ـ‌شهرام بجفی‌ـ تأثیر این اعتصاب برجسم ما زودتر نمایان می‌شود. این نگرانیِ همه‌ی دوستان‌مان را ارج می‌نهیم و در پیش‌برد کارمان ملحوظ نظر خواهیم داشت. برای اطمینان این دوستان، اما اظهار می‌داریم که ما نه تنها برای شهادت اعتصاب غذا نکرده‌ایم، بلکه اساساً به‌شهادت نیز باور نداریم. هم‌چنین شادمانه فریاد می‌زنیم که با تمام وجود اجتماعی و طبفاتی خود همه‌ی گلرنگ‌ها و رمانس‌های زندگی را عاشقانه دوست داریم و در جهت گسترش رفاقت که بیان جوهره‌ی انسان طبیعی و طبیعت انسانی است، کوشا‌تر خواهیم بود.

گرچه احتمال این‌که اعتصاب غذا سلامتی ما را دچار اختلال کند، چندان هم ناچیز نیست؛ اما مطمئناً ما برای این دوستان باقی خواهیم ماند و بازهم به‌مشاجرات خود برای مبارزه‌ای متحدانه‌تر ادامه خواهیم داد. گاهی دست در دست و گاهی هم در مجادله.

اعتصاب ما یک اعتصاب سیاسی برای رسیدن به‌انعکاس مناسبی از وضعیت دستگیرشدگان در افکار عمومی کشوری است که در آن زندگی می‌کنیم. ما در بیانیه اعتصاب غذای خود نوشتیم که فشارهای بین‌المللی برجمهوری اسلامی نیز بی‌تأثیر نیستند و این را همین روزها و با بازگشت آزادانه‌ی رکسانا صابری به‌آمریکا همگان شاهد بودیم. آن‌چه برای رکسانا صابری واقع شد، از نظر ما درباره‌ی کارگران دستگیرشده‌ی اول ماه مه و عزیزانی مثل اسانلو و مددی که در دخمه‌های رژیم مهرورزی به‌سوی مرگ تدریجی رانده می‌شوند، نیز می‌تواند واقع شود. اگر چنین چیزی اتفاق نمی‌افتد به‌این دلیل است‌که کارگران، برخلاف ژورنالیست‌ها و پروفسورهای دانشگاه‌ها و سایر زندانیان ممتاز جمهوری اسلامی، برخلاف صابری و جهانبگلو و...، لابی و حمایت‌گر قدرت‌مند ندارند. بنابراین، اعتصاب ما گام کوچکی است در این جهت. شاید گفته شود که اتهام آن‌ها متفاوت بود. اما چه‌کسی می‌تواند تضمین کند که به‌کارگران نیز همان اتهامات را وارد نکنند؟ مگر نه این‌که عده‌ای از دوستان دروغین طبقه‌کارگر، در ظلمت تاریکی و شلاقِ جمهوری اسلامی ـ‌فانوس به‌دست‌ـ به‌دنبال عوامل سالیداریتی‌سنتر می‌گشتند؟ گرچه این سالوسان از شیخِ حقیقت و زندگی و مبارزه‌ی کارگری شنیدند که «یافت می‌نشود»؛ معهذا به‌اندازه‌ی کافی برای کارگزاران وزارت اطلاعات خوراک تبلیغاتی تأمین کردند.

نه، ما نمی‌توانستیم به‌این امید خیالی دل خوش کنیم که این عزیزان را هم پس از چندی رها خواهند کرد. شاید ما اشتباه می‌کنیم. اما حتی اگر احتمال ناچیزی هم در صحت نگرانی‌های ما وجود داشته باشد، آن‌گاه ما هرگز نمی‌توانیم خود را ببخشیم که تا پس از وقوع واقعه درنگ  کرده‌ایم و در انفعال مانده‌ایم.

ما در هلند دست به‌اعتصاب غذا زده‌ایم. آری این‌جا نیز مناسبات و روابط سرمایه‌داری حاکم است؛ اما در این‌جا جان آدمی ـ‌لااقل در درون مرزها و روابط تشکیل دهنده‌اش‌ـ حرمتی دارد؛ و حفاظت از آن هنوز هم برای جامعه و افکارعمومی (که عمدتاً بورژوائی است) مهم است. ارزیابی ما این نبوده و نیست که در این‌جا کسانی را که به‌اعتصاب غذا دست می‌زنند به‌حال خود رها می‌کنند. ما نه محمود صالحی هستیم که زیر فشار مرگ‌بار دژخیم دست به‌اعتصاب غذای خشک زد و نه این‌جا زندان جمهوری اسلامی است که از مرگ ما خرسند شوند. دوست و هم‌اعتصابی ما حسین نیز به‌همین علت اعتصاب خود را قطع کرد. بنابراین، از همه‌ی دوستان می‌خواهیم که اعتصاب غذای ما را بیش از حدی که لازم است، دراماتیزه نکنند. این یک اعتصاب غذا است به‌عنوان یک روش سیاسی مبارزه در کشوری معین و برای رسیدن به‌اهدافی معین، که از نظر ما قابل دست‌یابی نیز می‌باشند. آن‌چه ما نیاز داریم بیش از هرچیز مشارکت همه‌ی دوستان در اعمال فشار سیاسی به‌ارگان‌های دولتی و غیردولتی در هلند است.

اما ما که هستیم که دست به‌این اعتصاب غذا زده‌ایم؟ عده‌ای از دوستان لطف کرده و ما را در اطلاعیه‌های حمایتی خود «مدافع جنبش کارگری» نامیده‌اند. با همه‌ی احترامی که برای مدافعان جنبش کارگری قائلیم، باید بگوییم که ما مدافع جنبش کارگری نیستیم. ما خود کارگریم. از کودکی کارگر بوده‌ایم و هنوز هم هستیم. برای ما «هم طبقه‌ای» معنایی فراتر از معنای ایدئولوژیک دارد. اقدام ما اقدام دو کارگر تبعیدی است که نمی‌توانستند در مقابل ستمگری آشکاری که بر رفقا و فرزندان‌مان وارد می‌شود، کاری نکنند. می‌گوییم «فرزندان ما» و این را به‌همان معنای معمولِ کلمه می‌گوییم. بسیاری از آن‌ها که در پارک لاله‌ی تهران و در دیگر شهرها دستگیر شده‌اند، حقیقتا می‌توانستند فرزندان ما باشند. هم سن و سال فرزندان ما هستند و اگر امروز آن‌ها در زندان نشسته‌اند و فرزندان ما در این‌جا در کنار ما حضور دارند، تنها به‌این دلیل است که «سعادت» فرار از جهنم سرمایه‌داری اسلامی نصیب پدران‌شان نشده است. اگر این «سعادت» نصیب ما نیز نمی‌شد، چه‌بسا فرزندان ما نیز امروز در اوین بودند و منتظر حمایت فعالانه‌ی آن‌هایی که از این «سعادت» نصیب برده‌اند و در اروپا و آمریکا اقامت گزیده‌اند. تأکید براین حقایق را لازم می‌دانیم و براین نیز تأکید می‌کنیم که اصالت مبارزه‌ی سیاسی تنها در محاسبات تعداد افراد و امثالهم نیست. در این اصالت این حقیقت نیز جاری است‌‌که خودِ مبارزان چه می‌اندیشند و چه حس می‌کنند. مبارزه‌ای که تحقق شخصیت انسانی خودِ فرد مبارز را در خود نداشته باشد، هیچ‌گاه قادر به‌تغییر مناسبات سلطه‌گرانه نخواهد بود. بدون تعارف بگوییم که آن‌چه در محل زندگی ما در جریان بود و هست، پاسخ این نیاز ما را نمی‌داد. به‌این‌ترتیب به‌یک علت دیگر اعتصاب غذایمان می‌رسیم.

ما این روش اعتراض را برگزیدیم، به‌این دلیل‌ مشخص که در شرایط کنونی با اتخاذ ‌این تاکتیک به‌مؤثرترین شکلی می‌توانیم اعتراض خود را به‌گوش افکار عمومی برسانیم. در شرایطی متفاوت و با فرض حضور اعتراضات نیرومند و مؤثر در محیط پیرامونی خود، قطعاً به‌همین سادگی تصمیم به‌اعتصاب غذا نمی‌گرفتیم و چه‌بسا ما نیز به‌عنوان جزئی از مجموعه‌ی اعتراضی بزرگ‌تری به‌مبارزه‌ی خود ادامه می‌دادیم. برای رسیدن به‌این اعتراضات نیرومندتر و متحدانه‌تر، ما تا امروز خود را متعهد دانسته و در این راه مبارزه کرده‌ایم؛ و از این پس نیز به‌این تعهد خود پای‌بند خواهیم بود. در رابطه با دستگیری‌های روز جهانی کارگر نیز ما در همین زمینه و برای شکل دادن به‌اعتراضی وسیع‌تر در کشور محل زندگی خود تلاش کرده و خواهیم کرد. اما ما نمی‌توانستیم و نخواستیم در انتظار به‌ثمر رسیدن این تلاش‌ها از آن‌چه‌که هم‌اکنون از دست ما برمی‌آید خودداری کنیم.

یک بار دیگر دست همه‌ی دوستان و رفقایی را می‌فشاریم که در این مدت درکنار ما بوده‌اند و امیدواریم اعتصاب ما با رسیدن به‌نتیجه‌ی مطلوب هرچه زودتر خاتمه یابد و ما نیز دوباره این فرصت را بیابیم که در کنار رفقای خود برای گسترش صف مبارزه اقدام کنیم.

اصغر فتاحی ـ عباس فرد

27 مه 2009 ، لاهه

 

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com