کارخانه با دنیای مجازی فرق می کند- در پاسخ به خانم دانشفر

دفاع ما از سندیکای هفت تپه و بطور مشخص رضارخشان و نامه اش به سندیکاهای فرانسه دفاع از شخص نیست بلکه دفاع از یک دیدگاه کارآمد و ضروری و حقیقی است که وجود دارد و ما عملا آنرا درک کرده ایم.وقتی که در نامه ی سندیکای هفت تپه به سندیکای فرانسه عنوان می شود که "کسانی که با ارسال پیام به شما سندیکاهای فرانسه اظهار دوستی می نمایند در داخل ایران خود نه تنها در ایجاد سندیکاها و اتحادیه های محیط کار فعال نیستند بلکه در حد توانشان در مقابل سندیکای موجود به کارشکنی می پردازند."صحت این موضوع برای ما کاملا ملموس وغیر قابل انکار است.شما فرموده اید که اختلاف بر سر تشکیل سندیکا یا عدم تشکیل آن نیست بلکه اختلاف در ارائه روشهای مبارزاتی است که موثر باشد و نتیجه بدهد. اما وقتی شما و دیگر کسانی که با شما هم نظر هستند حتی نتوانسته اید یک تشکل محیط کاری و منسجم درست کنید چگونه می خواهید برای آن راه کار مشخص کنید؟!

چگونه می توانید به آن کارها و فعالیت های کاملا پراکنده و غیر منسجم که انجام می دهید عنوان جنبش مجامع عمومی کارگران لقب بدهید؟!

اگر منظور شما جنبش مجامع عمومی کارگران در فضای مجازی است شاید نظر شما درست باشد زیرا در آن فضا شما پشت میز کامپیوترتان نشسته اید و خودتان جنبش راه می اندازید و خودتان هم هدایتش کرده و حتما بعد از حصول یک نتیجه مجازی !! به خودتان آفرین هم می گویید!!

شما خانم دانشفر محترم برای ما بگویید ببینیم با کدام روش می خواهید جنبش مجامع عمومی کارگران را هدایت کنید؟ چه برنامه ای برای کارگران داشته اید ویا ارائه داده اید؟ آیا کسانی که خود را پشت القاب عرض و طویلی چون اتحادیه آزاد کارگران ایران و یا کمیته هماهنگی پنهان کرده اند و شما و دیگر همکارانشان در واقع مدافع آنها هستید آیا هیچ می دانید که طی 5 یا 6 سال گذشته حتی نتوانسته اید یک سندیکای محیط کار هم بوجود آورید؟!

در داخل کشور برعکس نظر حضرت عالی کارگران احتیاجی به شعار دادن ولفاظی در فضای مجازی و قمپوز در کردن آنهم از فرسنگها دور را ندارند بلکه نیاز فوری و حیاتی آنها ایجاد تشکلهای درون محیط کار بطور واقعی است. نکته دیگر اینکه شما می گویید مثلا سندیکای واحد وقتی توانست تشکلی معتبر شود که فراخوان به اعتصاب غیر قانونی سال 84 داد.خوب نتیجه چی شد؟آیا چنین سندیکایی اصلا و اساسا امروز وجود خارجی دارد؟! مگر نه اینست که رئیس سندیکا آقای اسانلو زندانی شد دیگران گفتند که خوب حالا که به نتیجه رسید ه ایم و خواسته هایمان هم بطور نسبی برآورده شد پس دیگر سندیکا بی سندیکا ورفتند پی کارشان و تنها منصور بی چاره بود که سرش بی کلاه ماند!!

بلکه اگر سندیکای محترم واحد با برنامه ای حساب شده و به طور آهسته اما پیوسته جلو میرفت امروز به این روز نمی افتاد.جنبش مجامع عمومی کارگران ایران عزیز من زورو یا لوک خوش شانس نمی خواهد که بیایند و فورا شمشیر بکشند و طی مدت کوتاهی یا بکشند یا کشته شوند و بعد هم تمام شود و برود پی کارش این چنین اقداماتی فقط حاکمیت را واکسینه می کند وبس فقط ضرر است و نتیجه ای هم در بر ندارد.امروز زوروها و لوک های ما همین آقایان کمیته هماهنگی و اتحادیه آزاد کارگران ایران هستند که اولا برخلاف عناوین عریض و طویلشان تعداد اعضای آنها حتی به انگشتان دست هم نمی رسد. ثانیا هیچ گلی به سر خودشان هم نزده اند چه برسد به سر ما کارگران کشور.

شما مثلا کارنامه ی اینها را مقایسه کنید با کارنامه ی اتحادیه کارگران شمال خوزستان- اتحادیه خوزستان در طول عمر کوتاهش که به یک سال هم نمی رسد توانست در چندین اعتصاب بزرگ مثل ماهشهر و بندرامام و آبادان و ... دخالت داشته باشد و همراهی کند اعضای این اتحادیه در همین اواخر هیئت موسس برای تشکیل سندیکای مسافربرهای شخصی اندیمشک و حومه را پایه گذاری کرده و ایجاد نمودند و تازه این اول راه است که اگر تامل بفرمایید خبرهای موفقیت آمیز دیگر نیز در راه است که همه خواهند دید آنوقت شما ما را متهم به دست راستی بودن می کنید؟

ما دست راستی هستیم یا کسانی که دقیقا پا جای پای جنبش دست راستی سبز می گذارند و سبز زده شده اند و کاملا خود را با آن همراه کردند و از هیچ همگامی با آنها در یغ نکردند؟آیا فراخوان این آقایان برای برگزاری اول ماه مه را ندیدید که نهایت همسویی را با جنبش به اصطلاح سبز داشتند؟جنبش سبز عزیز من جنبش ملت ایران نبود اختلافی درونی بود بین خود حاکمیت آنهم بر سر منافع بیشتر اگر این جنبش جنبش ملت ایران بر علیه حکومت بود پس چرا سران آن مواضع خود را در چارچوب قانون اساسی دنبال می کردند و تازه از اینها هم بگذریم هیچگاه نظر خود را در مورد مثلا جنبش کارگری ایران و دیگر جنبشها مثل جنبش زنان اعلام نکردند و مواضع خود را روشن ننمودند.تازه این آقایان همان مسئولین دیروزی هستند و قبلا امتحانشان را پس داده اند!!

امروز در کشور بعد از چند دهه سرکوب و خفقان تازه فرصتی تاریخی در سایه ی اختلافات درون حکومتی برای چپ جامع پیش آمده است که باید از این فرصت برای تجدید سازمان به بهترین وجه استفاده کرد و در سایه ی این تجدید سازمان و متشکل کردن کارگران و ایجاد سندیکا های درون محیط کار بر تحولات سیاسی کشور اثر گذاشت اما این کار مستلزم یک برنامه ریزی دقیق و عملی است که باید در فضای واقعی صورت بگیرد نه در فضای مجازی همه ما باید از گذشته درس لازم را بگیریم زیرا معلوم نیست که چنین فرصتی دیگر تکرار شود چپ بورژوایی دیروز و آنتی سندیکالیست امروز اگر میخواهد تشکلی که نماینده ی اراده ی مستقیم کارگران باشد و صف مبارزات کارگران را متحد نگه دارد و در صحنه ی سیاسی جامعه قدرت مند به میدان بیاید درست کند باید در صحنه ی عمل به ایجاد تشکلات درون محیط کار اقدام نماید نه این که بگویید ما با ایجاد سندیکا و تشکلات درون محیط کار مشکلی نداریم اما عمل آنها خلاف این را نشان بدهد زیرا شما و دیگر کسانی که با شما همراه اند عملا هیچ اقدامی در جهت ایجاد سندیکا های درون محیط کار به عمل نیاورده اید و حتی بر علیه سندیکاهای مستقل موجود تیغ کشیده اید جنبش کارگران ایران قایق تندرو نمی خواهد که ابتدا از لا به لای دیگران جولان بدهد اما با اولین ضربه ی امواج حوادث متلاشی شود و اثری از آن باقی نماند بلکه این جنبش نیاز به یک نفت کش بزرگ دارد که بتوانند آهسته و پیوسته جلو برود و در کوران امواج حوادث آسیبی نبیند و تازه وقتی هم به مقصد رسید هزاران لیتر نفت را با خود به مقصد برساند و چنین نفت کشی با چنین ویژگی هایی همان سندیکا ها و اتحادیه های مستقل کارگری هستند که باید تشکیل شوند و برنامه های دراز مدت خود را البته آرام آرام اما پیوسته جلو ببرند نه این که انفجاری به میدان بیایند بعد هم توسط حاکمیت انفجاری از میدان بیرون انداخته شوند.!

انفجاری= اصطلاحی است که خانم دانشفر برای جنبش کارگری به کار برده است.

فعال کارگری خوزستان

17/مرداد ماه /1390

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com