خلاصه اي از آموزش سنديكايی ، از نشريات فدراسيون جهانی اتحاديه های جهانی كارگری

توضیح: سندی که مشاهده می‌کنید در فروردین ماه سال 1383 توسط زنده یاد یعقوب مهدیون، از پیشکسوتان جنبش کارگری ایران و از الهام دهندگان بازسازی سندیکای شرکت واحد در سال 1384 به رشته تحریر درآمده است. تا جائی که ما اطلاع داریم، این سند نخستین بار همراه با اساسنامه سندیکای واحد و به عنوان ضمیمه ای بر آن انتشار علنی یافت.

سند حاضر حاوی دیدگاههایی است ارزشمند در تبیین سندیکا به عنوان ارگان مبارزه طبقاتی کارگران. مهدیون در این نوشته به درستی بر تمایز چنین سندیکائی با سندیکای سازش طبقاتی انگشت می گذارد، تعهد سندیکا به کل کارگران، کار جمعی و مشارکت دادن هر چه بیشتر کارگران در حیات سندیکا را مورد تأکید قرار می‌دهد و دیدگاههایی را به چالش می‌کشد که مطالبات کارگران را محدود می‌کنند و باور به رهائی بر مبنای اصلاحات تدریجی را مبنای کار خود قرار می‌دهند. مهدیون در این سند درک مبارزه جویانه ای از بینش سندیکالیستی را به نمایش می‌گذارد که فاصله‌ای بسیار ناچیز با سوسیالیسم رهائیبخش کارگران دارد.

انتشار مجدد این سند در شرایط کنونی هم به درک چهارچوبهای فکری حاکم بر بخش عمده فعالین سندیکائی در سالهای مورد نظر یاری می رساند و هم تأکید مجددی است بر پایه‌ها و ریشه‌هایی که سندیکای شرکت واحد بر آن قرار گرفته است و به نظر ما امروز بیش از هر چیز به رجوع مجدد به این ریشه‌ها و نیرو گرفتن از آن نیاز دارد.

یعقوب مهدیون از سال 1320 با فعالیت در سندیکای کفاشان تبریز وارد جنبش کارگری شد و در سالهای آخر عمر خویش ریاست کانون بازنشستگان شهرستان کرج را بر عهده داشت. مهدیون در سال 1384، اندکی پس از ایجاد سندیکای واحد، در سن 77 سالگی جهان را وداع گفت. یادش گرامی باد.

سایت امید

 

خلاصه اي از آموزش سنديكايی

از نشريات فدراسيون جهانی اتحاديه های جهانی كارگری

فروردين ماه سال 1383 شمسی

 

گردآورنده و تنظيم :

 زنده یاد یعقوب مهديون

 

 

سنديكاهای كارگری

ويژگي ها و ساختار وكاركرد

 

برگرفته از آموزش های سنديكايی فدراسيون جهانی اتحاديه هاي كارگری

 

پيش گفتار

 

سنديكاهاي كارگري به مثابه پايه ترين و فراگير ترين تشكل مستقل كارگري محصول تضاد دائم ميان منافع كارگران و سرمايهدارات و برآمده از مبارزه دائمي كارگران و زحمتكشان براي بهبود شرايط دشواري كار وزندگي است . با آن كه امروزه پس از دو قرن مبارزه پيگير كارگران موجوديت سنديكاهاي كارگري در بسياري از كشورهاي سرمايه داري به رسميت شناخته شده است .اما سرمايه داران و دولت هاي سرمايه داري همچنان مي كوشند سنديكاها را از هدف هاي خود منحرف كنند يا آنها را تحت سلطه خوددرآورند .از اين رو بر عهده كارگران است كه با هوشياري و همبستگي در حفظ حقوق سنديكايي خود بكوشند و با هدف ارتقاي سطح مبارزه خود با توجه به شرايط همواره در حال تغيير اجتماعي خواست ها ، شعارهاي نوين و متناسبي را مطرح كنند . با اين حال واقعيت اين است كه سنديكاي كارگري به رغم فراز و فرود ها و به رغم تحت فشار داشتن دائمي ازسوي سرمايه داران و دولت هاي سرمايه داري توانسته اند در زمينه متشكل كردن كارگران به حول خواست ها و مطالبات بنيادي آنان و نيز در جهت احقاق حقوق كارگران به پيشرفت هاي قابل توجهي چه در سطح ملي وچه در سطح بين المللي دست يابند و از ميان آن پيشرفت ها مي توان به تصويب مقاوله نامه ها و توصيه نامه هاي جهاني از جمله مقاوله نامه هاي 87 و 98 و 135 اشاره كرد .

 

(ويژگيهای سنديكاهای كارگری)

 الف) سازمان طبقاتی :

 سنديكاهاي كارگري در مفهوم كلي يك تشكل پايه طبقه كارگر در تمام واحدهاي توليدي و خدماتي است كه وظيفه اصلي آن متشكل كردن كارگران در دفاع از منافع آنان و همه زحمتكشاني است كه با دسترنج خود زندگي مي كنند . بنابراين سنديكاهاي كارگري يك سازمان طبقاتي كارگران است . اما ويژگي طبقاتي سنديكاهاي كارگري زماني تبلور عيني مي يابد كه در برابر استثمارگران و دولت هاي سرمايه داري دفاع كند.

 اين واقعيتي است كه در جنبش سنديكاليستي برخي بينش هاي رفرمستي و انحرافي وجود دارد كه بايد در برابر آنها هوشيار بود . زيرا چنين بينشهايي مي تواند سنديكاي كارگري را از مضمون طبقاتي آن تهي سازد از جمله اين بينش هاي رفرمستي مي توان به گزارش هاي زير اشاره كرد :

 - گرايش دائمي به سازشكاري با كارفرما كه در عمل به زيان منافع زحمتكشان و به همكاري طبقاتي منجر مي شود.

 - طرفداري از نظريه اصلاح تدريجي كه مطالبات بنيادي زحمتكشان دردست يابي به توسعه پايدار عدالت اجتماعي را معلق مي گذارد .

 - محدودكردن فعاليت طبقه كارگر به مطالبات صرفاً اقتصادي كه به كارفرمايان و به دولت هاي سرمايه داري اين امكان را مي دهد كه تسلط سياسي و ايدئولوژيكي خود را بر زحمتكشان حفظ كند .

 - با اين حال به رغم تمام تلاشهاي كارفرمايان و دولت هاي سرمايه داري در ترويج و تقويت اين بينش هاي رفرميش و سازشكارانه بينش طبقاتي درباره سنديكاها ، همه جا در ميان كارگران رشد و تقويت يافته است .شاهد اين امر همانا رشد مبارزات زحمت كشان در مجموعه كشورهاي سرمايه داري و وجود سازمانهاي فراگير و مستقل كارگري در سراسر جهان است . از آن رو با تقويت اين بينش طبقاتي از پيش شرايط مساعد براي وحدت زحمتكشان و سازمانهاي سنديكايي آنان در سراسر جهان فراهم آمده است .

ب)سازمان توده اي :

 نقش اجتماعي طبقه كارگر با توجه به صنعتي شدن كشورهاي و در نتيجه رشد و آگاهي كارگران رو به فزوني و گسترش است طبقه كارگر نه فقط از نظر تعداد كه از نظر نقش تعيين كننده آن در روندتوليد به يك قدرت نيرومنداجتماعي تبديل شده است اما در قدرت اجتماعي كارگران زماني مي تواند بر زندگي اجتماعي آن تاثير بايسته را به جا نهد كه اين طبقه در سنديكاهاي نيرومند و متشكل از وسيع ترين اقشار زحمتكش و مزدبگير ظاهر مي شود به عبارت ديگر سنديكا هاي كارگري تنها زماني مي توانند در دفاع از منابع مادي و معنوي زحمتكشان آن نقش شايسته وبايسته را ايفا كنند كه در مقام سازمانهاي توده اي كارگري موجوديت خود را تثبت كنند.براي آنكه سنديكا بتواند كارگران هرچه بيشتري را درخود متشكل كند بايد درهايش برروي مزدبگيران صرف نظر از عقايد سياسي، فلسفي مذهبي ، قومي نژادي يا جنسيت آنان باز باشد .

 طبقه كارگر طيف وسيعي از كارگران و باورها و اعتقادات سياسي و فلسفي و مذهبي گوناگون را در بر مي گيرد . سرمايه داران و دولت هاي سرمايه داري مي كوشند كه با سوء استفاد از اين تنوع آراء وحدت طبقه كارگر راكه ريشه در منافع عميقاً مشترك آنان دارد از ميان بردارند .

ازهمين رو براي آنكه سنديكاها بتوانند كارگران هرچه بيشتري را در خود متشكل سازند بايد نه فقط در قبال كارفرماو دولت بلكه در برابرگروههاي سياسي و مذهبي نيز مستقل باشند .

 با اين حال استقلال سنديكاهاي كارگري مانع از همبستگي آنان با احزاب سياسي و جنبش هاي اجتماعي مترقي در مبارزه مشترك براي پيشرفت اجتماعي ، آزاديهاي دموكراتيك حق حاكميت ها و عدالت نيست.اما اين پيوند و همبستگي نبايد به محدوديت عمل سنديكاها منتهي شود نبايد به استقلال سنديكاها و خصلت توده اي آن خدشه وارد كند .

 ج)سازمان دموكراتيك :

 سنديكاها بنا بر توده خود سازمان دموكراتيك طبقه كارگر است و معني آن اين است كه بايد تمام اعضاء‌در عرصه هاي تصميم گيري و اجراي تصميم هاي اتخاذ شده و نيز بر حسن اجراي آنها مشاركت فعال داشته باشند . خصلت دموكراتيك سنديكا موجب ارتقاي آگاهي طبقاتي كارگران و جايگزين خرد جمعي بر اقدامات و تصميم گيريهاي فردي و گروهي خواهد شد .از اين رو بالاترين ارگان تصميم گيري در سنديكا مجمع عمومي آن خواهد بود . تعيين سمت گيري ها ، تدوين ، تصويب و اصلاح اساسنامه و نظارت بر حسن اجراي آنها و نيز انتخاب نمايندگان ، انتخاب هيأ تهاي رهبري ، كميسيون هاي اجرايي ، اداري حقوقي و ديگر نهادهاي وابسته از جمله اختيارات مجمع عمومي است .

 

اساس دموكراسي سنديكايي و نتايج آن بايد اين باشد كه :

 - بين اعضاي سنديكا روابط نزديك تري ايجادشود .

 - اعضا در اتخاذ و سمت گيري ها و تعيين خط مشي سنديكايي مشاركت فعال داشته باشند .

 - اعضاءدر تمام سطوح فعاليت هاي سنديكايي سهيم باشند .

د) مشاركت اعضاء

سنديكا يعني همه اعضاي آن. اين يك اصل بنيادي است . از اين رو براي آنكه سنديكا بتواند واقعاً خصلت توده اي داشته باشد و برا ي آنكه بتواند فعاليتش را در زمينه هاي مختلف گسترش دهد و با سربلندي از عهده انجام وظايف ومسئو ليتهاي خويش برآيد بايد به اصل مشاركت اعضاءدر تمام سطوح پايبند باشد بنابراين مشورت با اعضاي سنديكا و تشويق آنان به تنظيم و بيان آزادنه آراي خود بويژه در كارگاه هاي بزرگ كه صدها مزدبگير را در بر مي گيرد ، بايد علاوه بر نشست ها و گردهمايي هاي عمومي و ادواري ،شيوه هاي مناسب و از جمله برگزاري نشست هاي غير متمركز يا انتشار جزوه را جستجو كرد .

 ولي مشاركت اعضا تنها به معني مشورت كردن با آنان و تشويق به ابراز عقيده در باره مسائل مربوط به سنديكا نيست .بلكه بايدآنان را در تمام فعاليت هاي سنديكايي نيز مشاركت داد .

 ذ) رهبري و ارگان منتخب :

فعاليت سنديكايي به خودي خود پيش نخواهد رفت به همين دليل لازم است كه براي هدايت كارها بويژه در فاصله نشست هاي عمومي ،يك رهبري بصورت دموكراتيك از جانب اعضاي سنديكا انتخاب شود .

رهبري وظيفه دارد كه :

 - تصميمات اتخاذ شده را بصورت اصولي و به موقع به اجرا گذارد .

 - به فعاليت هاي سنديكايي تحرك لازم بخشد و همه اعضاءرا در زندگي سازمان سهيم كند .

 - رهبري سنديكا براي آنكه بتواند نقش حويش را انجام دهد بايد نماينده همه زحمتكشان باشد اين رهبري نبايد بر فعاليت اين يا آن عضو فعال ، بلكه بايد بر كار جمعي فعالان متكي باشد .

س) سنديكا و ساختار سازمانهاي سنديكايي كارگري ، كارگاه اساس فعاليت هاي سنديكايي:

 كارگاه به معناي(وسيع كلمه كه كارگاه ، كارخانه ، موسسه ، اداره ) و بطور كلي هر واحد توليدي وخدماتي را در بر مي گيرد .مناسب ترين براي تشكيل سنديكا و فعاليتهاي سنديكايي است .

 زيرا ارتباط ميان زحمتكشان در كارگاه از هر جاي ديگر آسانتر صورت مي گيرد از اين رو كارگاه پايگاه سازماني فعاليت هاي سنديكايي است كه سازمان هاي سنديكايي بر اساس آن شكل مي گيرند .

در هر كارگاه يك سنديكا :

 تجربه نشان مي دهد كه اگر در كارگاه ها سنديكا تنگ نظرانه و براساس حرف هاي مختلف يا بر اساس اعتقادات سياسي و مذهبي شكل گيرد درك اهميت اشتراك منافع از جانب همه زحمت كشان دشوار و حتي غير ممكن مي شود حال آنكه هدف سنديكا متشكل كردن همه كارگران است و براي اين منظوربايداز كارگاه هاي آغاز كرد وتوجه به جانب كارگر باشد .

 بنابراين اصل طبقاتي و توده اي بودن سنديكا كه پيشتر درباره آنها صحبت كرديم مشخص كننده ساختمان سنديكا است در هركارگاه و بطور كلي در هر واحد اقتصادي و اجتماعي اعم از خصوصي ، دولتي ، دستگاه اداري و غيره زحمت كشان بايد مستقل از حرفه ، تخصص و اعتقادات سياسي و مذهبي خود در يك سنديكاي واحد متشكل شوند . اين سنديكا پايه واساس اتحاديه ها و سازمانهاي سنديكايي (حرفه اي و بين حرفه اي)را تشكيل مي دهد .و در واقع حلقه ارتباطي اصلي ميان اعضاي سنديكا و سازمان سنديكايي محلي ، منطقه اي و سراسر ي به شمار مي رود . بنابراين سازمان هاي سنديكاي بر اساس سنديكا در كارگاه به دو صورت شكل مي گيرند :

 1- سازماهاي مختلط يا افقي سنديكايي كه از بهم پيوستن سنديكاها در رشته هاي مختلف و براي نمونه از بهم پيوستن سنديكاهاي كارخانه سيمان ،گوني بافي ، قند ، لاستيك و غيره دريك محل ،يك منطقه يا سراسر كشور تشكيل مي گردد .

2- سازمان عمودي يا رشته هاي سنديكايي كه از بهم پيوستن سنديكاهاي يك شاخه صنعتي و حرفه اي و براي نمونه از بهم پيوست كارخانه هاي قند ، گوني بافي ، نفت و غيره در يك محل يا منطقه و يا در سراسر كشور شكل مي گيرد .

 

(اما بايدبه دونكته توجه داشت):

1- بالاترين سازمان طبقاتي صنفي كارگران در مقياس كشوري سازماني است كه از بهم پيوست افقي سازمانهاي محلي و منطقه اي تشكيل شود و همه كارگران و سنديكاهاي كارگري را در بر گيرد .

2- تشكيل سنديكاي پايه اي ، بويژه در كارگاه هاي كوچك گاه با دشواريهايي رو به رو مي شود در اين صورت سازمان پايه اي آنان براساس تجمع اين كارگاه ها در سطح محلي تشكيل مي شود .بنايراين سنديكاي پايه اي مي تواند سنديكاي يك كارگاه (سنديكار كارگاهي )يا سنديكاي محلي (سنديكاي حرفه اي باشد ).

 

سنديكا هاي كارگري و كاركرد آنان :

 سنديكا به مصابه سازمان پايه اي طبقه كارگر به منظور دفاع از مطالبات اقتصادي و اجتماعي بوجود آمده ورشد كرده اند . اما اين نقش كه در روزگار ما گسترش قابل ملاحضه اي يافته است در شرايط بسيار متفاوتي نسبه به گذشته بسط و تكامل مي يابد هرچند سنديكا از لحاظ بنيادي در همه جا يكي است ولي برحسب مظام هاي اقتصادي و اجتماعي مختلف اين نقش به صورتي متفاوت صورت مي گيرد.

 سنديكا ودفاع از منافع مادي و معنوي زحمتكشان :

 سنديكا بنابر نقشي كه دارد بايد خواست ها و حقوق فردي زحمتكشان را در نظر گيرد و براي تحقق آنها با توجه به شرايط اقتصادي و اجتماعي هر كشور فعاليت خود را سازمان دهد . درميدان فعاليت سنديكا جايي است كه زحمت كشان به نيرواجتماعي اتحاد خويش آگاهي مي يابند و خواستارآن مي شوند كه جايگاه شايسته خود را در زندگي اجتماعي به دست آورند. موقعيت سنديكا در پيش برد خواست ها واهداف كارگري در گرو مشاركت همه كارگران و جلب رضايت حمايت تمام زحمت كشان است .

 پاره اي از اين خواست ها و اهداف درسطح كارگاه قابل حصول است ولي بخش عمده آن در گروعمل مشترك كارگران در سطحي فراتر از كارگاه يعني در مقياس هاي محلي ، منطقه اي كشوري و حتي در عرصه بين المللي و در عمل مشترك كارگران سراسر جهان بويژه در شرايط هجوم همه جانبه و سراسر جهاني سازي نئو ليبرالي به حقوق و دست آورد هاي كارگران و زحمت كشان در تمام كشورها ميسر خواهد بود .

سنديكا ودفاع از آزاديهايی سنديكايی و گسترش آن :

 بدون آزاديهاي سنديكايي : فعاليتهاي متنوع سنديكايي نمي تواند از اثربخشي كامل برخوردار باشد .

 دادن اطلاعات به زحمت كشان و دانش ارتباط با آن جزء‌جدايي ناپذير فعاليت سنديكايي است ،اين حقي است كه بايددر همه جاها وبويژه با تكيه بر مقاوله نامه ها و توصيه نامه هاي مصوب سازمان بين المللي كار و منشور جهاني حقوق سنديكايي كارگري براي به رسميت شناختن آن كوشيد در همين راستا است كه بايددر كارگاه هاي سرمايه داري كارفرمايان را وادار كرد تا حقوق سنديكايي كارگران و زحمت كشان به رسميت شناسند . بعلاوه رشد و گسترش سازمان سنديكايي و فعاليت هاي آن مستلزم طرح مسائل نو و كسب حقوق تازه به تازه است .

 سنديكا مدرسه دائمی آموزش كارگران :

 فعاليت سنديكايي در كارگاه يكي ازعوامل عمده اي است كه به زحمت كشان امكان مي دهد اشتراك منافع خود را دريابند . بنابراين كارگران پيش و بيش از هر كجاي ديگر در جريان فعاليت هاي سنديكايي است كه آموزش مي بينند .با چنين آموزشي است كه فعالان سنديكايي شناخت و تجربه لازم را براي ايفاي وظايف ومسئوليت هاي بزرگتر اجتماعي طبقاتي خود بدست مي آورند .

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com