یادداشتهایی درباره بحران مالی - 2: تا اوراق قرضه راهی نیست

در میان اخبار روزهای اخیر خبری نیز آمده بود مبنی بر این که بزرگترین دو بانک سرمایه گذاری آمریکا، مورگان استانلی و گلدمن زاکس، با تغییر ساختار خود و تبدیل رسمی این دو مؤسسه به بانکهای تجاری، موقعیت ویژه خود به عنوان بانکهای سرمایه گذاری را رسما کنار گذاشتند. این خبری است ظاهرا فاقد اهمیت ویژه. پشت این تصمیم اما یک تغییر پایه ای در مناسبات بین فراکسیونهای مختلف سرمایه از یک سو و در مناسبات بین سرمایه و کار از سویی دیگر پنهان شده است. کمی نزدیکتر به ماجرا نگاه کنیم.

گلد من زاکس و مورگان استانلی همراه با مریل لینچ بزرگترین بانکهای سرمایه گذاری آمریکا در دو دهه اخیر را شکل میدادند. عرصه فعالیت این بانکها اساسا به سرمایه گذاری در بازراهای بورس اختصاص داشت. در کنار آن همچنین تأمین سرمایه برای مؤسسات تولیدی و بیمه ها بخش دیگری از فعالیت این بانکها را به خود اختصاص میداد. اما در همین بخشها نیز اساسا آماده سازی مؤسسات برای ورود به بازار بورس دستور کار این بانکها را تشکیل میداد.  این مؤسسات سه گانه گل سر سبد سرمایه آمریکایی و سلطان مطلق بازارهای بورس در آمریکا و کل جهان بودند. خیل دهها هزار نفری یاپی های کارشناس بورس این مؤسسات نبض امور مالی در بازارهای اصلی جهان را در دست داشتند. کافی بود که یک کارشناس مریل لینچ در یک کافه مانهاتان هنگام نوشیدن قهوه نارضایتی خود را از بهره سهام دایملر بنز و کرایسلر و فورد و وال مارت به رفیق بغل دستی اش حالی کند تا صبح روز بعد سهام این شرکتها حداقل 5 درصد تنزل کند. سه روز بعد کارشناسی از گلد من زاکس خلاف آن را اعلام میکرد تا موجی از خرید سهام مربوطه راه بیفتد و آن سهام هم باز 5 درصد یا بیشتر رشد کند. در این سه روز صدها هزار سهامدار جزء میلیونها و میلیاردها دلار از دست میدادند و سهامداران عمده هم متقابلا همین میلیونها و میلیاردها را به دست می آوردند. این روال تمام دهه نود و سالهای آغازین قرن حاضر بود.

امروز مریل لینچ ورشکست شده است و مورگان استانلی و گلدمن زاکس هم رسما تبدیل به بانک تجارتی شده اند. این تغییر در زبان علمای وال استریت به عنوان گرایش به یونیورسال بانکینگ universal banking قلمداد میشود. علما و کارشناسان وال استریت به تفصیل از این سخن به میان می آورند که در سالهای گذشته به "مشتریان خصوصی" کم توجهی شده است و بانکها باید از این پس به این مشتریان خصوصی بیشتر توجه کنند. این فقط در آمریکا نیست. در جاهای دیگر هم همین است. در آلمان دو بانک کمرتز بانک و درسدنر بانک مدتی قبل ادغام شدند تا از جمله بتوانند شبکه قدرتمندی از شعبه های بانکی برای رسیدگی به "مشتریان خصوصی" را راه بیندازند. مدت کوتاهی بعد بزرگترین بانک آلمانی، دویچه بانک، بیش از سی درصد سهام پست بانک را خرید. دویچه بانک در آلمان کم یا بیش همان نقشی را بازی میکرد که گلدمن زاکس و مورگان استانلی در آمریکا. سالهای سال برای دویچه بانک "مشتری خصوصی" ارزشی نداشت. حالا همین بانک به مشتریان پست بانک چشم دوخته است. اما این مشتریان کیانند و حکمت این توجه چیست؟

مشتریان خصوصی مردم عادی کوچه و بازارند، کارگران و کارمندان جزء اند. آنهایی هستند که در صف طولانی اداره پست و بقالی ها و مطبوعاتی های نماینده پست می ایستند تا برگه حواله آب و برق خود را تحویل دهند. حالا همین مشتریان برای بانکهایی که سالهای دراز به کار سرمایه گذاری در بورس مشغول بودند رو آورده اند. حکمت اقدام مورگان استانلی و گلدمن زاکس هم در همین است. کنار گذاشتن پرستیژ "Investment Banking" و رو آوردن به "Universal Banking" چیزی غیر از این نیست که در زمان ترکیدن حبابهای مجازی سرمایه گذاری و بورس بازی های پر سود، باید پا را به روی زمین واقعی قرار داد و این زمین واقعی هم چیزی نیست جز درآمد ناچیز اما ماهانه و منظم میلیونها کارگر و زحمتکش. سود این کار ممکن است زیاد نباشد، اما آن پایه مادی واقعی را در اختیار این غولهای عظیمی قرار میدهد که کله و شکم گنده آنان بر پاهای مجازی بورس قرار داشت. حالا درآمد طبقه کارگر قرار است به پاهای واقعی آنان بدل شود تا آن شکم باز هم گنده تر شود. این راز زمینی آن گنده گویی های Universal Banking"" و امثالهم است.

این کار برای بانکهایی که تا به امروز وانمود می کردند فرای هر دولتی قرار دارند، یک حسن دیگر هم دارد. با تبدیل شدن به یک بانک تجاری معمولی و پرداختن به جزئیات حواله آب و برق کارگران، این بانکها از نظر حقوقی به طور دوفاکتو تحت پوشش حمایت بانکهای مرکزی قرار میگیرند. در آلمان بوندس بانک و در آمریکا فدرال رزرو. هر وقت که مشکلی در تأمین سرمایه پیش آمد، بانک مرکزی میتواند به طور کاملا قانونی به دادشان برسد. این سلب اختیار ظاهرا داوطلبانه از خود در عین حال خاصیت دیگری هم برای این مؤسسات دارد. در همه کشورهای اصلی سرمایه داری غرب برای سپرده های "کوچک" مردم به بانکها تضمین دولتی وجود دارد. یعنی حتی در صورت ورشکستگی بانک، سپرده هایی تا مبالغی در حدود 100 هزار یورو – با تفاوتهایی در این یا آن کشور- از جانب دولت تضمین شده اند و از بین نخواهند رفت. این تضمین دولتی عامل اطمینان بخشی برای توده های مردم طبقه متوسط به پایین است که اندوخته های ناچیز خود را به جای کار انداختن در بازارهای بورس، به حسابهای پس انداز همین بانکهای معمولی سر کوچه بسپرند. حکمت آن تغییرات هم همین است. سلاطین بورس در ورای همه معاملات میلیاردی، کیف پول کوچک کارگران را به مثابه لنگری مطمئن برای عبور از این دوران طوفانی کشف کرده اند. با این کار یک تیر و دو نشان میزنند. هم به این منبع درآمد مطمئن دست می یابند و هم از پوشش حمایتی گسترده تری برخوردار می شوند.

هیچ دقت کرده اید که بهره بانکی به حسابهای پس انداز با مبالغ کوچک در ماههای اخیر به طور محسوسی بالا رفته است؟ کسانی که تا دو سال قبل دو و سه درصد بهره را هم تنها به سپرده های مدت دار سه ساله و پنج ساله میپرداختند، حالا بهره های پنج درصدی بدون شرط زمانی پرداخت می کنند. بورژوازی کیسه پول مردم کوچک را نشانه گرفته است. در تلویزیونهای آلمان مدتی است که تبلیغات خرید اوراق بهادار دولتی پخش می شود. تا اوراق قرضه ملی راه زیادی نمانده است. این تغییرات در ساختار نظام بانکی، انعکاس تغییراتی عمیق تر در ساختارهای اقتصادی و رابطه بین شاخه های مختلف سرمایه از یک سو و رابطه بین کار و سرمایه از سوی دیگر است که پرداختن به آنها موضوع یادداشتهای بعدی است. تا همینجا اما باید گفت: کارگران حواستان باشد.

 

بهمن شفیق

7 مهر 87 – 27 سپتامبر 2008

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com