یادداشتهایی درباره بحران مالی - 1: این پاندول باز هم خواهد چرخید

درست در روزی که دولت آمریکا بزرگترین دخالت دولتی در اقتصاد، پس از بحران دهه سی را اعلام کرد، قیمت سهام بورس در همه بورسهای اصلی غرب جهشی صعودی را نشان داد. دقیقا همان کسانی که در تمام سی سال اخیر به لشگرکشی صلیبی علیه دخالت دولت در اقتصاد و علیه "دولت بیمار" مشغول بودند و هنوز هم کوچکترین برنامه رفاهی هر دولتی را به عنوان تجاوز به حریم آزادی بازار لعن و نفرین می کنند، با روی گشاده به استقبال دخالت دولت در اقتصاد رفتند. حتی استخوان خرد کرده های "نئو لیبرالی" از قبیل صدر اعظم آلمان به انتقاد از این پرداختند که چرا دولت آمریکا برای این دخالتگری تعلل بیش از حد به خرج داده و زودتر از اینها وارد عمل نشده است. خلاصه این که دست غیب بازار آزاد که قرار بود همه چیز را روبراه کند، حالا خود از تبلیغات مدیایی غیب شده است. دولت که در تمام سالهای ترک تازی نئولیبرالیستی و گلوبالیزاسیونی به عنوان نهادی بی قدرت و بی خاصیت که تنها وظیفه اجرای اوامر بازار را بر عهده دارد، قلمداد میشد، یکباره به عنوان ناجی، به عنوان تنظیم کننده و به عنوان هدایت کننده تحولات اقتصادی عروج کرده است. پاندول ایدئولوژیک سرمایه از طرف بازار به طرف دولت نوسان کرده است.

عاقبت بحران مالی حاضر در بازارهای آمریکا و بازارهای پیوسته و وابسته بدان هر چه باشد، در یک نکته نباید تردید باشد. دوران آینده شاهد رشد دولتگرایی خواهد بود و برای طبقه کارگر سوسیالیست این جنبه ایدئولوژیک تحول از اهمیتی کمتر از نتایج خود بحران برخوردار نیست. دولتگرایی بورژوایی توانسته است یک بار در قالب فاشیسم و نازیسم و سپس در قالب دولت رفاه سوسیال دمکراتیک، مانع انقلاب کارگری شود و سرمایه داری را از زوال نجات دهد. این بار نیز دولتگرایی همین رسالت را بر عهده خواهد گرفت. تشخیص این نکته برای کارگران سوسیالیست حائز اهمیت حیاتی است که دولتگرایی نه دوست کارگران بلکه گرگی در لباس میش است. طبقه کارگر جهانی از دولتگرایی بورژوایی کمتر از بازارگرایی آن صدمه نخورده است. دولتگرایی عصایی است که بورژوازی هر بار که قادر به راه رفتن نباشد به دست میگیرد. چه در دوران کودکی و چه در دوران احتضار و بیماری. هر آن که طبقه سرمایه دار به یمن حمایتهای دولت احساس قدرت کند، این عصا را کنار خواهد انداخت و باز به یاد "دست غیب" بازار خواهد افتاد. تاریخ صد سال اخیر سرمایه داری، تاریخ نوسان بین این دو قطب است. این پاندول امروز دوباره به سمت دولت نوسان کرده است تا در فرصتی نه چندان دیر دوباره به تقدیس بازار آزاد بپردازد.

مشکل مبارزه سوسیالیستی کارگران در این است که دولتگرایی همواره از ظرفیت بالاتری در به بیراهه کشاندن مبارزات طبقه کارگر برخوردار بوده است تا کیش بازار آزاد. امری که به یاری سوسیالیسم ارتجاعی دولتگرا همواره تسهیل شده است. استقلال طبقه کارگر امروز یک بار دیگر و شاید بیش از تمام سه دهه اخیر در گرو حفظ هشیاری در قبال دولتگرایی درحال عروج است. این دولتگرایی نه تنها شایسته هیچگونه حمایتی نیست، بلکه بندی اضافه خواهد بود بر تمام بندهای امروز. برای کارگران یک و فقط یک شاخص تعیین کننده سیاست آنان میتواند باشد و آن هم بهبود وضعیت عمومی طبقه کارگر. چه از نظر معیشتی و چه از نظر امکان آزادانه تشکل یابی در تمام سطوح. با دولت یا بی دولت فرقی نمیکند.

 

بهمن شفیق

3 مهر 87 – 23 سپتامبر 2008

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com