انقلابی علیه مارکسیسم؟ - اندیشه هایی پیرامون انقلاب اکتبر، به مناسبت نودمین سال

 

اکتبر 1917 تاریخ بشریت معاصر را دگرگون کرد. اهمیت انقلاب کارگران روسیه برای تاریخ معاصر اگر بیشتر از اهمیت جنگ ماراتن بین ایران و یونان و انقلاب فرانسه نبود، کمتر از آنها نیز نبود. با پیروزی آتن در جنگ ماراتن راه بر تکامل فرهنگ درخشان یونان باستان گشوده شد و بشریت وارد یکی از پیشروترین دوره های حیات خود گردید. با انقلاب فرانسه ناقوس مرگ جهان خفته قرون وسطایی و آغاز یکی از متحول ترین دوره های تاریخ بشر به صدا در آمد. با اکتبر طبقه ای وارد تاریخ شد که تمام تاریخ تاکنونی بشر را کله پا کرد. اکتبر اما از جنگ ماراتن و نبرد باستیل متمایز بود. متمایز بود از این رو که اکتبر بشارت آغاز تاریخ واقعی بشر و پایان دوران پیشا تاریخی مبارزه طبقاتی بود. اگر تاریخ واقعی بشر هنگامی نوشته می شود که از طبقات اثری بر جا نمانده باشد، پس تمام تاریخ تاکنونی را، تاریخ مبارزات طبقاتی، باید در حکم پیشاتاریخ حیات اجتماعی بشریت به حساب آورد. اکتبرپیش درآمد این تاریخ، و فقط پیش درآمد آن، را نوشت. افتخار تحریر این پیش درآمد برای همیشه به نام پرولتاریای انقلابی روسیه ثبت شده است. نه شکست بعدی کارگران روسیه در بنای جامعه سوسیالیستی انسانهای آزاد و نه هیچ درجه ای از بربریت حاکم بر قرن بیستم و آغاز قرن بیست و یکم تغییری در این واقعیت تاریخی نمی دهند. انقلاب اکتبر در حافظه تاریخی بشریت ثبت شده و پاک شدنی نیست. هر کنش انقلابی و هر واکنش ارتجاعی در هر گوشه جهان معاصر از انقلاب اکتبر متأثر است و هنوز هم متأثر خواهد ماند.

اهمیت اکتبر فقط از آن رو نیست که انقلابی پیروزمند بود. بیشتر از آن روست که یک انقلاب به معنای دقیق کلمه بود. اکتبر محل تلاقی بنیادی ترین تضادهای نظام معاصر و تبلور انکشاف کامل مبارزه طبقات اصلی جامعه سرمایه داری بود. نه از آن رو که روسیه پیشرفته ترین جامعه سرمایه داری معاصر بود، بل از آن رو که در نظام جهانی سرمایه داری، مرزی بر انتقال تضادهای طبقاتی از جامعه ای به جامعه دیگر نیست. آنچه در روسیه 1917 واقع شد تنها تقابل پرولتاریا و طبقات حاکمه روسیه نبود. دو سوی این نبرد دو نیروی اصلی نظام سرمایه داری معاصر را تشکیل می دادند، همچنان که جنگ بورژوازی انقلابی فرانسه در انقلاب کبیر با ارتجاع سلطنتی جنگ کل بورژوازی انقلابی اروپا و جهان آن زمان با کل ارتجاع فئودالی را به نمایش می گذاشت. روسیه 1917 کانون اصلی و پیشرفته ترین جبهه مبارزه طبقاتی در جامعه سرمایه داری آغاز قرن بیستم بود. قدرت انفجاری انقلاب اکتبر نیز در همین خصلت جهانی آن بود. پرولتاریای روسیه صدای رسای کل طبقه کارگر معاصر در مبارزه با جبهه واحد ارتجاع سرمایه داری و همه بقایای نظامات طبقاتی کهنه تر بود که اکنون زیر پرچم بورژوازی به حیات خود ادامه می دادند.

تکوین این دو قطبی فقر و ثروت، نکبت و لذت و محروم و صاحب امتیاز محصول کار هیچ حزب و گروهی نبود. این محصول تاریخی طولانی از ستمگری آشکار طبقات حاکم بود که در پرتو جنگی امپریالیستی شتابی بی سابقه به خود گرفت. این شتاب در همه کشورهای درگیر در جنگ به وقوع پیوست. در روسیه اما عمق آن از همه جا بیشتر بود. در روسیه بود که نخست تزاریسم و در فاصله کوتاه هشت ماهه ای بورژوازی نوپای آن تبدیل به " رستۀ عمومی انزجار و تجسم محدودیت همگانی" شده و پرولتاریای انقلابی به مثابه "رسته رهائی" در مقابل جامعه ظاهر شد. این روندی بود عینی. بدون چنین انکشافی هیچ سخنی از انقلاب اکتبر نمی توانست در میان باشد. انقلاب اکتبر محصول حزب بلشویک نبود، محصول تاریخی از انکشاف مبارزه طبقاتی بود که حزب بلشویک تنها بخشی از آن را تشکیل می داد. اما کدام بخش؟


2

"ایراد اصلی تمام ماتریالیسم تاکنونی ... در آن است که شِِئ، واقعیت، حسیت تنها در شکل موضوع یا مشاهده ادراک می شود، نه به مثابه فعالیت حسی، [نه به گونه ای] ذهنی. به همین دلیل نیز تکامل وجه فعال [اندیشه]، بر خلاف ماتریالیسم، از سوی ایده آلیسم صورت گرفت – اما صرفا به گونه ای انتزاعی، چرا که ایده آلیسم طبیعتا فعالیت واقعی و حسی را آنگونه که هست نمی شناسد."

مارکس، تزهای فوئر باخ، تز اول


زمانی مارکس پیش بینی کرد که سوسیالیسم برای نخستین بار در انگلستان، به مثابه پیشرفته ترین کشور صنعتی، عروج خواهد کرد. اکنون و در سال 1917 انقلاب در روسیه اتفاق می افتاد. پرولتاریای پیشرو یکی از عقب مانده ترین کشورهای سرمایه داری اروپا پرچم سوسیالیسم را برافراشته بود. آیا این انقلابی علیه مارکسیسم نبود؟ برای مرتجع ترین بورژواها اکتبر نه انقلاب که کودتا بود. این اما خطرناکترین تبیین از اکتبر نیست. خطرناکترین تبیین همانی است که اکتبر را به مثابه انقلابی علیه مارکسیسم و نه در تأیید آن قلمداد می کند و در این تبیین از خود مارکس نیز استمداد می طلبد. اکتبر منتقدان بیشماری دارد، همانگونه که طرفداران بیشمارتری. انبوهی از این منتقدان با هر تفاوتی در تحلیل بر این متفق اند که انقلاب اکتبر با آموزه مارکسیسم خوانائی نداشته و انقلابی است علیه مارکسیسم.

انقلاب در این دیدگاه نه محصول انکشاف مبارزه طبقاتی، بل محصول رشد نیروهای مولده است و مارکسیسم نیز آموزه شناخت رشد نیروهای مولده در جامعه سرمایه داری. جدال بر سر تفسیر اکتبر نیز یکی از عرصه های جدالی وسیعتر حول تبیین تاریخ بشر به طور کلی و تکامل جامعه سرمایه داری به طور ویژه است. میتوان ادعا کرد که بر اساس مارکسیسم انسان محصول تاریخ است. بر این اساس انسان سازنده سوسیالیسم باید در درجه اول در انگلستان و سپس در فرانسه و آلمان ظهور میکرد که تاریخی از رشد مناسبات سرمایه داری را پشت سر داشتند. اما این انسان در روسیه ظهور کرده بود. اگر این انسان نمی توانست سازنده سوسیالیسم باشد و به خطا خود را انسان سازنده سوسیالیسم می دانست، پس چرا اصلا ظهور کرده بود؟ این نقض مارکسیسم است که ظهور این انسان را در جایی دیگر پیش بینی کرده بود. اگر هم چنین انسانی موفق به ساختن سوسیالیسم می شد که این نیزباز نقض مارکسیسم است. پس به هر صورت اکتبر انقلابی است علیه مارکسیسم.

اما استناد این دیدگاه به مارکسیسم بیش از آن که بیانگر نارسائی مارکسیسم یا نقض آن توسط انقلاب اکتبر باشد، فقر تاریخی خود این منتقدین را برملا می کند. واقعیت نزد مارکسیسم پیش از هر چیز فعالیت حسی، ذهنی خود انسان است. انسانی تاریخی که هم سازنده تاریخ است و هم این تاریخ را به گونه ای می سازد که پیش رو می یابد. این روح مارکسیسم است که نزد مارکس از زمان آغاز نقد هگل ظاهر می شود و با عبارت معروف "تئوری هنگامی که توده گیر می شود تبدیل به نیرویی مادی می گردد" پدیدار می شود و در تزهای فوئرباخ به فشرده ترین شکلی بیان می گردد و به مثابه خط سرخی همه آثار برجسته مارکس را به هم پیوند می دهد و در کاپیتال با تبیین سرمایه به عنوان رابطه ای اجتماعی به اوج خود می رسد. همین خط سرخ مارکسیسم است که یک بار دیگر در بلشویسم نمایان می گردد. بلشویسم تبلور این حکم درخشان است که "فلاسفه تاکنون جهان را تعبیر کرده اند، مسأله اما تغییر آن است". بلشویسم نه نقد مارکسیسم، بل همان پراتیک تغییر دهنده جهان بر بستر داده شده و همان "فعالیت حسی" تزهای فوئرباخ است.

پیش بینی مارکس در مورد ظهور سوسیالیسم در انگلستان اما بر متن شرایطی واقع گردید که هنوز نشانه ای از تکوین پراتیک دگرگون کننده جهان معاصر در نقطه ای دیگر مشاهده نمی شد. در آن پیش بینی آنچه در مرکز توجه قرار داشت مبانی مادی تکوین پراتیک انسانی مورد نظر مارکس بود و نه خود آن پراتیک. اگر آن پیش بینی بدون چنین پراتیکی به وقوع می پیوست، مارکسیسم نقض شده بود. با این همه در همان پیش بینی نادرست نیز تیزبینی داهیانه ای نهفته است. اگر انگلستان به دلیل گستردگی و تعمیق مناسبات سرمایه داری از مناسبترین مبانی مادی برای حرکت به سمت سوسیالیسم برخوردار بود، می شد از آن این را نیز دریافت، که در فقدان چنین شرایط مناسبی خیز به سوی سوسیالیسم با دشواریهایی به مراتب عظیم تر روبرو خواهد بود. و در روسیه چنین نیز شد.

اما این نیز وجه مشترک همه سوسیالیستهای متعهد به منافع تاریخی طبقه کارگر، از خود مارکس و انگلس تا مارکسیستهای برجسته دوران شکوفائی سوسیالیسم، تا لنین و تروتسکی و لوگزامبورگ و گرامشی، بود که در تعیین کننده ترین گره گاههای مبارزه طبقاتی از اقدام به آن چیزی که ضرورت بود هراسی به خود راه ندادند. این را مارکس در کمون پاریس نشان داده بود که پرولتاریای پاریس درگیر در نبرد مرگ و زندگی ناچار از دست زدن به انقلابی شد که امید چندانی به پیروزی اش وجود نداشت و این را لنین و تروتسکی هم در روسیه نشان دادند که پرولتاریای روسیه در نامناسبترین شرایط دست به انقلاب می زد. هنگامی که موجودیت طبقه ای و جامعه ای با تهدید روبرو می شود، هنگامی که پرولتاریا چاره ای جز انقلاب ندارد، باید با جسارت تمام به استقبال آن رفت. تکوین شرایط انقلابی 1917، تعمیق و گسترش شکاف طبقاتی، تمرکز "انزجار و محدودیت" در یک قطب و امید به رهائی در قطبی دیگر محصول روندی طولانی از مبارزه طبقاتی در روسیه و بر بستر دورانی متلاطم از مبارزات طبقاتی در سطح جهانی بود. بلشویسم بخشی از این روند تعمیق بود، خالق آن نبود. بدون جسارت انقلابی بلشویسم اما انقلابی نیز به وقوع نمی پیوست. پرولتاریای انقلابی روسیه در بلشویسم ابزار تحقق اراده انقلابی خود را یافت.


3

طبقه کارگر خواهان انقلاب نیست، ناچار از انقلاب است. اکتبر بعدی خواهد آمد. چاره ای جز تدارک آن نیست.


بهمن شفیق

12 نوامبر 2007- 21 آبان 86

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com