انقلابی غیر منتظره؟ – آنچه تونس را متمایز می کند

اول این که آنچه در تونس واقع شد، بیش از آن که در ادامه تحولاتی از نوع جنبش پسا انتخاباتی در ایران باشد، از نوع اعتراضاتی بود که در فرانسه و بر علیه هجوم دولت دست راستی سارکوزی به دستاوردهای طبقه کارگر صورت گرفت. تونس و ایران هر دو در جرگه کشورهای باصطلاح «اسلامی» هستند و هر دو از کشورهای صنعتی پیشرفته به شمار نمی آیند. با این همه تحولات تونس با اعتراضات در کشور پیشرفته فرانسه شباهت دارند و نه با اعتراضات پسا انتخاباتی در ایران که از شرایط سیاسی ظاهراً مشابهی با تونس برخوردار است. بر خلاف تشابه ظاهری دو کشور «اسلامی» ایران و تونس، از نظر جهتگیری دولت و طبقه حاکم، تفاوتی عمیق بین شرایط این دو کشور وجود داشت و دارد. بن علی رئیس جمهور- دیکتاتور تونس، نماینده برجسته مدرنیزه کردن دولت تونس با نزدیکی به غرب و قرار دادن آن در بازار جهانی بود. تونس از پرچمداران دولت «آزاد» مدل غربی در شمال آفریقا و کشورهای عربی است. بازار آزاد در دوران بیست و سه ساله زمامداری بن علی در پیوند و هارمونی کامل با جریان مسلط بر سرمایه داری جهانی و نهادهای آن گسترش و قوام یافت و تونس را تبدیل به جامعه‌ای «مدرن» - و ایضا تبدیل به یهشتی برای توریستهای اروپائی – نمود. از این نقطه نظر تحول دو دهه اخیر در تونس را بیشتر با تحول ایران در دوران پهلوی می‌توان مقایسه کرد. در حالی که تعمیق و گسترش مناسبات سرمایه داری در ایران در همین دوره، در کشمکشی بی پایان با جریان مسلط بر سرمایه داری جهانی انجام گرفت. از نظر ایدئولوژیک ایران و تونس در دو وضعیت کاملاً متفاوت قرار داشتند. کشمکش بی پایان ایدئولوژی دولتی در ایران با لیبرالیسم غربی، همراه با قدرتگیری طبقه متوسط شهری متمایل به زندگی مدرن غربی، امکان عمل لیبرالیسم به عنوان اپوزیسیون دولت اقتدار گرا را در ایران فراهم نموده و آن را به نیروئی هژمون در مبارزه طبقاتی در ایران بدل نمود. امری که در جنبش سبز پسا انتخاباتی بیان خود را یافت. چنین امکانی در تونس وجود نداشت. بن علی پرزیدنت محبوب دمکراسی های غربی بود. لیبرالیسم غربی نمی‌توانست در تونس در هیأت اپوزیسیون ظاهر شود. برای این لیبرالیسم، مدتهاست که آزادی معنائی جز آزادی تحرک سرمایه خودی ندارد و این سرمایه خودی غرب در تونس از آزادی کامل برخوردار بود. دقیقاً همین نیز سکوت غربی‌ها در قبال تحولات در تونس را توضیح می دهد.

به این اعتبار، جنبش اعتراضی توده های زحمتکش در تونس، جنبشی بود بر علیه حاکمیت و بر علیه نتایج سرمایه داری موسوم به گلوبال، در حالی که جنبش پسا انتخاباتی در ایران، جنبشی بود برای پیوستن به این سرمایه داری گلوبال. جنبش پسا انتخاباتی در ایران را باید از واپسین جنبشهای دست راستی دانست که «انقلابات» مسالمت آمیز کشورهای اروپای شرقی آغاز گر آن بودند. در حالی که جنبش اعتراضی در تونس را باید از طلیعه جنبشهایی به شمار آورد که آینده مبارزه بر علیه سرمایه داری را رقم می زنند. جنبش سبز پسا انتخاباتی مرثیه ای برای گذشته بود، خیزش مردم تونس چکامه ای است برای آینده. این تفاوت بنیادی دو جنبش در ایران و تونس است. به همین دلیل است که جنبش تونس با مبارزات کارگران فرانسه به مراتب بیشتر خویشاوند است تا با جنبش دست راستی سبز در ایران.

دوم صرفنظر از نتایج تحولات در تونس، جنبش در تونس تا همین امروز مرزهای یک شورش را پشت سر گذاشته است. مفسران مدیای بورژوازی در غرب آغاز به سخن گفتن از انقلاب تونس کرده اند. شاید حقیقتاً این یک انقلاب باشد. انقلابی که چه بسا آغاز دوران نوینی را اعلام می کند. در تونس قدرت خیابان قدرت دولتی را به مصاف طلبید و تا به امروز به پیروزیهای چشمگیری دست یافته است. این جنگی بین فراکسیونهای قدرتمند درون طبقه حاکمه نبود که با درگیری‌های خیابانی همراه شده باشد. این طغیان حکومت شوندگان بر علیه حکومت کنندگان بود. دقیقاً به همین دلیل، تحولات تونس از همراهی و حمایت هیچ طبقه حاکمه ای در هیچ کدام از بلوک بندیهای اصلی جهان معاصر برخوردار نیست. همه نگران «امنیت» در تونس هستند. همه آرمانهای دروغین «آزادی» و «عدالت» اسلامی و غیر اسلامی، تحت الشعاع سؤال اصلی «امنیت» قرار گرفته اند. در تونس این «امنیت» است که به خطر افتاده است. اما امنیت چه کسی؟ این کدام امنیت است که وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران به همان اندازه نگرانش است که وزیر امور خارجه آمریکا و صدراعظم آلمان و مسئولین بازار واحد اروپا؟ قدرت تاکنونی جنبش در تونس در این بود که همه تمایزات سیاسی-ایدئولوژیک فراکسیونها و بلوکهای مختلف و متمایز سرمایه را پشت سر نهاده و در عین سادگی خویش چیزی ورای همه آن تمایزات را هدف قرار داد، چیزی که بنیان همه آن نظامهای متخالف با یکدیگر را تشکیل میدهد. مبارزه طبقاتی در تونس با تمام سادگی اش سرمایه را هدف قرار داد. این همان مبنای مشترک نگرانیهای همه حاکمان از واشنگتن تا تهران و ازبرلین و پاریس و لندن تا پکن است.

سوم خیزش توده های زحمتکشان در تونس اولین جنبش با مشخصات یک انقلاب در یک کشور عربی پس از انقلابات ضد استعماری میانه قرن بیستم است. این جنبشی است با تبعاتی بسیار گسترده برای همه کشورهای عربی. در الجزایر نبردی مشابه هم‌اکنون با تمام قوا در جریان است. نبردی که چه بسا به نتایجی مثل تونس بیانجامد. تا گسترش دامنه جنبش به مصر راه زیادی در پیش نیست. مصر نیز از همه عوامل لازم برای شکل‌گیری جنبشی مشابه برخوردار است: نظامی دوستدار غرب، رئیس جمهوری مادام العمر و محبوب غرب، دولتی «مدرن» و در عین حال اقتدارگرا، طبقه حاکمه ای فاسد و توده عظیمی از گرسنگان. کافی است در نقطه‌ای و در لحظه‌ای جرقه این انبار باروت زده شود. این بار نتایج آن کاملاً متفاوت از همه شورشهای تاکنونی خواهد بود. تونس به جهان عرب نشان داد که برای به زیر کشاندن حاکمان نه نیازی به افسران جوان هست و نه نیازی به اخوان المسلمین. تونس قدرت خیابان را بر افکار عمومی تحقیر شده جهان عرب آشکار کرد. تا امروز هیچ مفسری، هیچ سیاستمداری و هیچ دولتمردی نگران وقوع انقلابی در جهان عرب نبود. تونس نقطه پایانی بر این آرامش حاکمان بود. و مهم این که جنبش محرومان در تونس این را با دور زدن و نادیده انگاشتن آلترناتیوهای اسلامی این حاکمان انجام داد و این آن امری است که قدرت و جاذبه این جنبش را در سطحی بسیار فراتر از جهان عرب طرح می کند. هنوز نمی‌توان روند وقایع را پیش‌بینی کرد. اما تردیدی در این نمی‌توان داشت که چنانچه جنبش انقلابی تونس بتواند گرایشات عدالتخواهانه اش را در قالب سیاست و ایدئولوژی چپ بیان کند، چنانچه این جنبش بتواند عناصری از سوسیالیسمی رهائیبخش را در درون خود پرورش داده و به افقی غالب بر تحولات بدل کند، آنگاه خواهد توانست منشأ الهامی برای تمام آفریقا و خاورمیانه باشد. شاید این به تنهائی در تونس واقع نشود و همراه با تحولات در الجزایر چنین سمت و سوئی برای خود برگزیند. این که جنبش در تونس تا همین امروز توانسته است در قالبهایی بیرون از صف بندیهای ارتجاعی تاکنونی عرض اندام کند، نقطه آغازی امید بخش است. افتخار باز کردن راهی در این جهت تا همین امروز نیز نصیب مبارزان جسوری شده است که بی پروا برای حق یک زندگی انسانی به پا خاسته اند.

چهارم از تونس نسیمی فرحبخش وزیدن گرفته است. تحولات تونس تأکیدی است بر این که چنین نبوده است و چنین نیز نخواهد ماند.

 

بهمن شفیق

25 دی 89

15 ژانویه 2010

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com