مبارزه هفت تپه – یادداشت سوم

اول: این که کارگران هفت تپه از راهی دیگر و در شرایطی دیگر به ضرورت ایجاد سندیکای خود رسیده اند. کارگران واحد بیش از دو سال کار تدارکاتی و آموزشی و سازمانی را پشتوانه ایجاد سندیکای خود قرار دادند و سپس نقشه مند دست به مبارزه برای خواستهای خود زده و به اعتصاب سازماندهی شده روی آوردند. کارگران هفت تپه اما نخست دست به مبارزه و اعتصاب زدند و در جریان اعتصاب به اهمیت و ضرورت تشکل دست یافتند. این دو راه متفاوت است و چه بسا پیمودن این دو راه متفاوت نشانه های خود را در تفاوتهایی بین سندیکای آتی کارگران هفت تپه و کارگران واحد نیز به نمایش بگذارد. این چندان مهم نیست. مهم تر این است که هر دو اما به یک نتیجه واحد رسیده اند: سندیکا. چرا؟

دوم: روشنی و صراحت کارگران هفت تپه در بیان عزم خود برای ایجاد سندیکا بدون پیش زمینه ای که کارگران واحد برایشان آماده کرده بودند امکانپذیر نبود. این راه را سندیکای واحد نشان داده بود. اهمیت اقدام سندیکای واحد تنها در اعلام سندیکا نبود. وقتی که در 4 دی ماه 84 "تهران قفل شد" پیام قدرت متشکل کارگران به سرتاسر ایران رسید. با روانه شدن بیش از هزار کارگر واحد در روز 8 بهمن 84 به زندان اوین، حیثیت له شده طبقه کارگر احیا شد. این آغاز دگردیسی از طبقه ای "مظلوم" به طبقه ای مبارز بود. 8 بهمن غرور فروکوفته کارگران را به آنان بازگرداند. بعد از 8 بهمن دیگر هیچ پفیوزی نمی تواند ادعا کند که توده کارگران لایق همین سرنوشتی هستند که دارند. کارگران واحد انحصار "افتخار زندانی سیاسی بودن" روشنفکران را شکستند. آنها نشان دادند که تنها کارکنانی شریف نیستند، مبارزانی جسور نیز هستند. این جسارت و غرور بود که در هفت تپه عرصه را بر سرکوبگران تنگ کرد و آنان را عقب راند. و همه اینها با یک نام گره خورده بود: سندیکا.

سوم: کارگران هفت تپه در عزمشان به ایجاد سندیکا هیچ ابهامی از خود نشان ندادند. آنها به صراحت گفتند که چیز دیگری نمی خواهند. نه شورا و نه چیزی بینابینی. سندیکا، نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر. آنها با این صراحت تحسین آمیز دست رد بر همه تشبثاتی زدند که به منظور کنترل جنبش کارگری در جریان است. این صراحت بیش و پیش از هر چیز سیلی محکمی به گوش "مقامات کارگری" خانه کارگر و شوراهای کشکی اسلامی اش بود. این صراحت همه تشبثات مبتنی بر سیاست دوچرخه محافل دست راستی هیات مؤسسانی و مشارکتی را در آستانه شکست قطعی قرار داد. سندیکا و نه چیزی دیگر برای کارگران امروز تداعی کننده استقلال طبقاتی شان از همه مراکز قدرت بورژوازی است. این که تعریف سندیکا در فرهنگنامه ها چیست چندان مهم نیست. مهم آن بار سیاسی و طبقاتی است که در واژه ها و مفاهیم بیان می شود و برای طبقه کارگر ایران سندیکا امروز معنایی جز حفظ کرامت و عزت کارگر ندارد. به این ترتیب جنبش کارگری ایران از زبان کارگران هفت تپه آرایش طبقاتی تشکلهای توده ای دوره آتی خود را اعلام کرد. این آرایش طبقاتی در سندیکاها صورت خواهد گرفت. می توان این واقعیت سرسخت را انکار نمود. اما انکار آن تنها به انزوای انکارکننده خواهد انجامید. جنبش کارگری ایران تصمیم خود را برای تشکل توده ای محل کار گرفته است: سندیکا.

چهارم: سندیکائیان شرکت واحد خود را تداوم سندیکایشان در فردای پس از انقلاب شکست خورده 57 می دانستند. آنها با این اقدام خود سنت مبارزه جویی کارگری دوران انقلاب را به دوران نوین انتقال دادند. شورای انقلابی کارگری دوران 57 به بدترین شکلی از جانب اسلامیون حاکم مصادره شد. شورایی که می توانست یادآور شوراهای انقلابی سنت پطرزبورگ باشد به "وشاورهم فی الامر و امرهم شوری بینهم" تبدیل شد.شوراییان انقلابی سرکوب شدند و شوراییان ارتجاعی بر مسند مصادره شده تکیه زدند. ارتجاعیون اما فراموش کردند که سندیکا را هم مصادره کنند. سی سال بعد آنها تاوان این فراموشکاری را می پردازند. کارگران ایران توانستند از میراث ویرانه انقلاب 57 فقط یک دستاورد را برای خود حفظ کنند. دستاوردی که امروز به ابزار نبرد آنان تبدیل می شود: سندیکا.

پنجم: هنوز سندیکای کارگران هفت تپه شکل نگرفته است. در جنگ گاهی فتح یک سنگر به مراتب راحت تر از حفظ آن است. پیروزی کارگران هفت تپه به هیچ وجه پایان مشکلاتشان نیست. بزرگترین مشکلات در راهند. کسی که امروز ناچار به خفت عقب نشینی در مقابل کارگران شده است بیکار نخواهد نشست. حیله ها، توطئه ها، آزارها و خرابکاری ها هنوز در راهند. کارگران نیشکر هفت تپه خواهند دید که دشمن طبقاتی به سادگی تن به توازن قوایی جدید نخواهد داد. یورش خواهد آورد، مکر به کار خواهد گرفت، رشوه خواهد داد، سرکوب خواهد کرد و خلاصه هر آنچه بتواند خواهد کرد تا مانع ایجاد دومین تشکل توده ای مستقل کارگران ایران شود. این مبارزه ای خواهد بود بس سنگین. اما کارگران را چاره ای جز این نیست. در پایان این دور مبارزه کارگران هفت تپه یک نام جدید در جنبش کارگری ایران ظهور خواهد کرد: سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه.

ششم: به نام سندیکا خو کنیم. از این نام خوشمان بیاید یا نه، این نامی است که بخشهای مبارز و پیشرو طبقه کارگر ایران برای تشکل توده ای خود برگزیده اند. این تجربه اصیل طبقه کارگر ایران است. هیچ کس نمی تواند و نباید انتظار شفافترین سیاستها و روشن ترین تحلیلها را از کارگران هفت تپه داشته باشد. این یک تجربه توده ای خواهد بود با همه ضعفها و قوتهایش، با همه ناروشنی های سیاسی اش. این جنبشی شسته رفته و منطبق بر موازین مکتبی نخواهد بود. اما این راه طبقه کارگر برای پی بردن به قدرت خویش است. این را در درجه اول سوسیالیستها باید به رسمیت بشناسند. کارگران هفت تپه امروز و در جریان مبارزه اشان برای تشکل توده ای خویش به صمیمانه ترین، صادقانه ترین و صبورانه ترین همراهی سوسیالیستها نیاز دارند. هیچ سوسیالیستی مجاز نیست با چوب تدریس در محضر کارگران هفت تپه ظاهر شود. آنها نیازی به معلمان اصول ندارند. آنچه امروز کارگران هفت تپه را در مبارزه اشان به پیش می برد، همراهی صمیمانه سوسیالیستها است. کارگران واحد از این همراهی محروم بودند. تشکیل سندیکای واحد را هیچ سوسیالیستی جشن نگرفت. این سرنوشت نباید در انتظار کارگران هفت تپه باشد.

هفتم: شاید در آینده ای نزدیک تشکیل سندیکای کارگران هفت تپه را شاهد باشیم. اگر این واقع شود، زنجیره ای از ایجاد تشکلهای توده ای کارگران را شاهد خواهیم بود. اگر کارگران هفت تپه بتوانند سندیکای خود را ایجاد کنند، سد مقابل تشکل یابی طبقه کارگر ایران در هم خواهد شکست. به این معنا تشکیل سندیکای کارگران هفت تپه به نقطه عطفی در جریان سازمانیابی طبقه کارگر ایران تبدیل خواهد شد و دهها و صدها سندیکا و تشکل توده ای شکل خواهد گرفت. در این صورت و فقط در این صورت است که جنبش کارگری ایران از سطح کنونی مباحثات بر سر ضرورت و نوع تشکل توده ای محیط کار فراتر خواهد رفت و به مباحثه بر سر جهتگیری ها و مضمون سیاستهای تشکلهای توده ای کارگران خواهد پرداخت.

هشتم: نام سندیکا برای کارگران ایران امروز نماد استقلال طبقاتی شان است. همه عناصر لازم برای این که سندیکا تبلور اراده مبارزاتی کارگران نیز یاشد فراهم است. کارگران ایران نام سندیکا را برای تشکل توده ای خود برگزیده اند. اگر این نام بتواند همراه با میراث مبارزه جویانه انقلاب 57 میراث جهانی مبارزه جویی کارگری را نیز وارد جنبش کارگری کند، آنگاه طبقه کارگر ایران از شرایطی مساعد برای فراتر رفتن از فلاکت امروز برخوردار خواهد بود. خود نام سندیکا در جنبش کارگری بین المللی بیش از هر چیز با سنتهای مبارزه جویانه کارگران در جنوب اروپا گره خورده است. این تداعی را باید به فال نیک گرفت. حدت تضادهای طبقاتی به اندازه کافی مواد لازم برای یک جنبش کارگری رادیکال در ایران را همراه دارد. آمیختن این شریط عینی با سنتهای مبارزاتی انقلاب 57 و سنتهای مبارزه جویانه سندیکایی بین المللی جنبش کارگری ایران را در موقعیتی کیفیتا متفاوت از امروز قرار خواهد داد. در این مهم سوسیالیستها می توانند نقشی کلیدی ایفا کنند. امید که فعالین سوسیالیست جنبش کارگری ایران بتوانند بر بیماریهای دوران کودکی جنبش خود غلبه کرده و در این روند نقش شایسته خود را ایفا کنند.

باز هم درباره این اعتصاب خواهیم نوشت.

 

25 مهر 1386 - 17 اکتبر 2007

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com