ملاحظه ای بر «یک ملاحظۀ بغایت نادرست»

مطلب دیگری که بهمن شفیق به طرزی «بغایت نادرست» به من نسبت می دهد و اهمیت اش به مراتب بیشتر از مورد اول است و باعث شده است که من این مقاله را بنویسم، این است که بنا به ادعای بهمن شفیق فراهانی علت اشتباهات مرتضوی را اشتباهاتی می داند که گویا انگلس در ویرایش جلد دوم سرمایه مرتکب شده است. بهمن شفیق می گوید مطالعۀ مقالۀ فراهانی فرحبخش است (که نظر لطف ایشان است) اما این فرح و نشاط «با ملاحظه ای بغایت نادرست از سوی فراهانی تیره می شود». و منظور بهمن شفیق از این ملاحظۀ «بغایت نادرست» عبارت است از «ملاحظۀ فراهانی در نسبت دادن اشتباهات مرتضوی به فریدریش انگلس»

پس از خواندن قسمت اول و دوم مقالۀ «کاپیتال کسب و کار من است»، لازم دیدم که در مورد «یک ملاحظۀ بغایت نادرست» بهمن شفیق توضیحاتی بدهم؛ ملاحظه ای که به راستی من را متحیّر و شگفت زده کرده است.

اما پیش از ورود به بحث اصلی، جا دارد به نکتۀ مهمی اشاره کنم. و آن این که مقالۀ «نقدی بر ترجمۀ جلد دوم سرمایه» در اصل در ماهنامۀ «جهان کتاب» (سال بیستم، شمارۀ 10، دی 1394) منتشر شده است. ماهنامۀ «جهان کتاب» یکی از معتبرترین نشریات ادبی ـ فرهنگی ای است که در ایران چاپ می شود، و طبعاً علاوه بر چهارچوب های حرفه ای خودش، ملزم به رعایت برخی چهارچوب های کلی رایج در فضای فرهنگی ایران است. بنابراین نباید انتظار داشته باشیم مقاله ای که برای انتشار در نشریۀ مذکور نوشته شده است به همان سبک و سیاقی نوشته شود که مقالات نشریات حزبی نوشته می شوند. و اساساً مقالات علمی، فارغ از این که در چه نشریه ای منتشر می شوند، سبک و سیاق خاص خود را دارند.

اکنون برویم سر اصل مطلب. رسم بر این است که وقتی در کتاب یا مقالۀ خود حرفی را به کسی نسبت می دهیم، عین گفتۀ آن شخص را نیز نقل کنیم تا ادعایمان مستند شود. اما بهمن شفیق متأسفانه در مقالۀ خود در دو مورد بدون این که از من نقل قولی نماید، سخنانی را به من نسبت می دهد که به هیچ وجه صحت ندارد.

در مورد اول بهمن شفیق گفته است که «فراهانی از زحمات مرتضوی قدردانی نیز می کند». در این جا وارد این بحث نمی شوم که آیا باید از زحمات مرتضوی قدردانی کرد یا نه. مطلبی که در این جا باید به آن اشاره کنم این است که من در مقالۀ «نقدی بر ترجمۀ جلد دوم سرمایه» در هیچ جا از زحمات مرتضوی قدردانی نکرده ام. من در مقالۀ مذکور پس از برشمردن دلایل خود، گفته ام که «متأسفانه این ترجمه در مجموع ترجمۀ خوبی از آب درنیامده است و نه انتظارات محققان را آن طور که باید و شاید برآورده می سازد و نه می تواند منبعی کاملاً موثق برای محصلان باشد». بهتر بود که بهمن شفیق به جای این که بگوید «فراهانی از زحمات مرتضوی قدردانی نیز می کند»، بخش پایانی مقالۀ من را به طور کامل نقل می کرد تا خوانندگان خودشان بتوانند قضاوت کنند که ارزیابی کلی فراهانی از ترجمۀ مرتضوی چگونه است.

مطلب دیگری که بهمن شفیق به طرزی «بغایت نادرست» به من نسبت می دهد و اهمیت اش به مراتب بیشتر از مورد اول است و باعث شده است که من این مقاله را بنویسم، این است که بنا به ادعای بهمن شفیق فراهانی علت اشتباهات مرتضوی را اشتباهاتی می داند که گویا انگلس در ویرایش جلد دوم سرمایه مرتکب شده است. بهمن شفیق می گوید مطالعۀ مقالۀ فراهانی فرحبخش است (که نظر لطف ایشان است) اما این فرح و نشاط «با ملاحظه ای بغایت نادرست از سوی فراهانی تیره می شود». و منظور بهمن شفیق از این ملاحظۀ «بغایت نادرست» عبارت است از «ملاحظۀ فراهانی در نسبت دادن اشتباهات مرتضوی به فریدریش انگلس». یعنی بنا به ادعای بهمن شفیق، فراهانی علت اشتباهات مرتضوی را اشتباهاتی دانسته است که گویا انگلس در ویرایش دست نوشته های جلد دوم سرمایه مرتکب شده است. اما متأسفانه در این جا نیز بهمن شفیق برای اثبات ادعای خود هیچ نقل قول مستقیمی از من به عمل نیاورده است و مشخص نکرده که من در کدام بخش از مقالۀ خود چنین حرفی زده ام.

من در ابتدای مقالۀ «نقدی بر ترجمۀ جلد دوم سرمایه» گفته ام که «من فقط ترجمه ای را که مترجم [یعنی حسن مرتضوی] از متن ویراستۀ انگلس (که به عقیدۀ ایشان «ویراستۀ» انگلس است، یعنی به اصطلاح ویراسته است ولی در واقع گویا منعکس کنندۀ کژفهمی یا احتمالاً تحریفات انگلس در دست نوشته های مارکس است) انجام داده و در متن اصلی کتاب آورده است، مورد نقد و بررسی قرار داده ام و کاری به آنچه در حواشی کتاب تحت عنوان ترجمۀ متن دست نوشته های مارکس آمده است نداشته ام. نقد و بررسی این مورد اخیر، خودش مستلزم کاری مستقل است که من عجالتاً نه فرصت آن را دارم و نه آن را لازم می بینم».

به گمانم اگر کسی با دقت این قطعه را بخواند، متوجه منظور من می شود و به نادرستی برداشت بهمن شفیق از این سخنان من پی می برد.

موضوع از این قرار است که حسن مرتضوی در مقدمۀ خود بر ترجمۀ جلد دوم سرمایه، کلمۀ ویراسته را داخل گیومه قرار داده و به جای متن ویراستۀ انگلس گفته است متن «ویراستۀ» انگلس. من نیز در قطعۀ مذکور به همین مطلب اشاره کرده ام و گفته ام که به عقیدۀ حسن مرتضوی متن ویراستۀ انگلس متن «ویراستۀ» انگلس است، یعنی به عقیدۀ حسن مرتضوی متن ویراستۀ انگلس به اصطلاح ویراسته است، ولی در واقع گویا منعکس کنندۀ کژفهمی یا احتمالاً تحریفات انگلس در دست نوشته های مارکس است. و این به طور تلویحی یعنی این که به عقیدۀ من، بر خلاف عقیدۀ مرتضوی و ادعای «بغایت نادرست» بهمن شفیق، متن ویراستۀ انگلس متنی به راستی ویراسته و قابل اعتماد است.

من در بخش پایانی مقالۀ «نقدی بر ترجمۀ جلد دوم سرمایه» در مورد علت اشتباهات مرتضوی گفته ام که «در مورد علت و منشأ این اشتباهات نمی توان حکم قطعی ای صادر کرد. اما اساساً مهمترین عللی که موجب بروز این قبیل اشتباهات در ترجمۀ کتابی همچون کتاب سرمایه می شود، عبارت اند از: 1) عدم تسلط کافی به زبان مبدأ، 2) عدم تسلط کافی به موضوع کتاب. همچنین عدم دقت و تمرکز کافی نیز می تواند موجب بروز برخی اشتباهات بشود، اما در این جا نمی توان برای این علت نقشی تعیین کننده قایل شد. نقش ترجمه از زبان میانجی (زبان انگلیسی) را نیز در بروز این اشتباهات نمی توان خیلی زیاد دانست زیرا اولاً مترجم متنی را که از زبان انگلیسی ترجمه کرده بود، به طور کامل با متن آلمانی مقایسه کرده است، ثانیاً ترجمۀ انگلیسی مورد استفادۀ مترجم لااقل در 15 موردی که در این جا ذکر شده ترجمۀ کم اشتباهی بوده است. به هر حال من نه می توانم و نه موظفم که در مورد علت اشتباهات مترجم حکمی صادر کنم».

بنابراین روشن است که این ادعای بهمن شفیق که گویا فراهانی اشتباهات مرتضوی را به فریدریش انگلس نسبت می دهد، کاملاً بی پایه است و از سوء تفاهمی بغایت حیرت انگیز نشئت می گیرد.

 

سیاوش فراهانی

15 سپتامبر 2016

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com