Cialis (Tadalafil) 20mg rezeptfrei in Deutschland kaufen tadalafil 20mg |tadalafil kaufen | 100% gnstigsten Preis fr Cialis tadalafil 20mg Cialis (Tadalafil) 20mg rezeptfrei in Deutschland kaufen tadalafil 20mg |tadalafil kaufen | 100% gnstigsten Preis fr Cialis tadalafil kaufen Cialis (Tadalafil) 20mg rezeptfrei in Deutschland kaufen tadalafil 20mg |tadalafil kaufen | 100% gnstigsten Preis fr Cialis cialis 20mg Kamagra kaufen in Deutschland Kamagra bestellen online kamagra kaufen KAMAGRA ORIGINAL Deutsch Online Store: diskrete Lsung fr Erektionsstrungen: Kamagra (Generic Viagra), Apcalis (Cialis) - zuendstoff.at kamagra original Acquisto Kamagra prezzo basso 50/100mg online in Italia, Kamagra Italia kamagra italia Levitra Generico in farmacia Italiana online al migliore prezzo levitra prezzo

Vardenafil Preo,Vardenafil Generico Preo,Vardenafil Levitra Preo levitra generico Vardenafil Preo,Vardenafil Generico Preo,Vardenafil Levitra Preo vardenafil preo Vardenafil Preo,Vardenafil Generico Preo,Vardenafil Levitra Preo levitra preo Levitra Infarmed,Levitra Preo Infarmed,Levitra Preo levitra infarmed Cialis 20 Mg Preo,Cialis 20 Mg Preo Mais Barato,Cialis 20 Mg Preo Ultrafarma cialis 20 mg preo Cialis 20 Mg Preo,Cialis 20 Mg Preo Mais Barato,Cialis 20 Mg Preo Ultrafarma cialis 20 mg Cialis 20 Mg Preo,Cialis 20 Mg Preo Mais Barato,Cialis 20 Mg Preo Ultrafarma Cialis preo Cialis Infarmed,Cialis Infarmed Preo,Cialis Bula Infarmed cialis infarmed

امید - هستۀ تلخ
Print this page

هستۀ تلخ

کورمال کورمال توی تاریکی به دنبال در اطاق میگشتم که فریده دست دراز کرد و مرا از درز در به داخل اطاق کشاند. زیر نور شیری رنگ مهتاب، که از طریق پنجره به درون اطاق می‌تابید، فریده سینه به سینهام ایستاد و گذاشت که چادر گل گلیاش، همانی که همیشه به‌ سر داشت، از روی سر و شانه بلغزد و پائین بیفتد. نگاهم لغزش چادر را از روی گودیها و برجستگیهای تنش تعقیب کرد تا جائی که دور پاهاش روی فرش بُته سرکج دستباف چمبره زد. دستها را دراز کرد و دستانم را گرفت و با چشمان درشت فریبنده توی صورتم خیره شد و گفت :

 

کورمال کورمال توی تاریکی به دنبال در اطاق میگشتم که فریده دست دراز کرد و مرا از درز در به داخل اطاق کشاند. زیر نور شیری رنگ مهتاب، که از طریق پنجره به درون اطاق می‌تابید، فریده سینه به سینهام ایستاد و گذاشت که چادر گل گلیاش، همانی که همیشه به‌ سر داشت، از روی سر و شانه بلغزد و پائین بیفتد. نگاهم لغزش چادر را از روی گودیها و برجستگیهای تنش تعقیب کرد تا جائی که دور پاهاش روی فرش بُته سرکج دستباف چمبره زد. دستها را دراز کرد و دستانم را گرفت و با چشمان درشت فریبنده توی صورتم خیره شد و گفت :

ـ چرا منو آموزش نمیدی رفیق علی.

همه چیز در هالهای از ابهام و گنگی محسوسی اتفاق میافتاد. اینکه آنوقت شب آنجا چه میکردم؟ اینکه چرا فریده مرا به داخل اطاق کشیده و اینکه چرا حسن، شوهر فریده، خانه نبود؟ اما داغی و لطافت دستان فریده را حس میکردم. از لحن ظریف و طنین عشوهآلود صداش  وناز و کرشمۀ حرکات او یک حال خاصی به من دست میداد، یک حالتی که فقط میتوانستم آن را حس کنم اما بازگو کردنش برایم ساده نیست. آهسته، طوری که فقط خودش بشنود پاسخ دادم :

ـ من تو را به بخش محلات سازمان معرفی میکنم. اونها.....

دستهایم را محکمتر فشرد و خودش را به من چسباند. طوری که میتوانستم نوک پستانهای گرد و کوچکش را روی قفسۀ سینه حس کنم. تنم داشت مور مور میشد. یک پا عقب کشیدم. گفت :

ـ من قسمت خانمها و محلهها را نمیخوام ... من تو را میخوام.

میدانستم که منظورش چیست  اما نمی خواستم رک و بی پرده باشم.  توضیح دادم :

ـ ببین رفیق فریده ... تو که کار نمیکنی .... خانه داری .

 

ـ اَه .... تو چرا اینقدر بیقی. من تو را میخوام. میخوام آموزش را از زبان تو بشنوم. میخوام صدای تو توی گوشم باشه.

.....

متن کامل در فرمت پی دی اف