سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!

 حسین اکبری در 13 مرداد 1395 دریک سخنرانی " مشروعیت سازمان های کارگری درچیست؟ " خواهان "مشروع"  شدن تشکل های کارگری است و شرط این مشروعیت هم عمدتا در چهار چوب قانون بودن خواسته ها یشان و مسالمت آمیز بودن آنها است.

" انان که به نام سندیکا و یا هر نهاد دیگری ادعای نمایندگی کارگران را دارند؛ باید نشان دهند که مشروعیت شان در چیست؟ آیا قادرند قوانمندی ( خواسته هایشان) خود را از راه های ممکن ( قانونی) مانند آنچه سندیکای کارگران شرکت واحد به نمایش گذارده است نمایان کنند؟ ... " ( پرانتز ها از ماست)

" نکته دوم آنکه کارگران برای درخواست برحق خود دریافته اند که باید با روش های مدنی مسالمت آمیز وبا توجه به همبستگی صنفی به دور از هیجانات تحریک آمیز در فضای امنیتی هنوز موجود (که در آن احتمال مخاطرات ، بیکاری و اخراج کارگرانی که به این فراخوان پاسخ مثبت دادند؛وجود دارد) با این گردهمایی، هم خواسته های برحق خود را طرح و پیگیری کنند و هم نشان دهند که سندیکای را به عنوان نماینده واقعی شان می شناسند. و بار دیگر به مشروعیت این سندیکا تاکید کنند . "

این نخستین بار نیست که حسین اکبری چنین مضامینی را تبلیغ می کند. او به عنوان یکی از طراحان مشی سازشکاری در جنبش کارگری از افراد پر نفوذ پشت سر هیأت مؤسسان سندیکاهای کارگری بود و در همان دوران اولیه تشکیل سندیکای واحد نیز چنین مشی ای را دنبال می کرد و با هر گونه اقدامی که شبهه فرا رفتن از ظرفیتهای قانونی را داشت مخالفت می نمود. او با اعتصابهای سندیکای واحد که دور جدیدی از جنبش کارگری در ایران را شکل دادند نیز مخالف بود. با این همه سندیکای واحد به اندازه ای استقلال رأی داشت که تأمین منافع کارگران را به درستی در مبارزه مستقل آنان دنبال کند و اعتنائی به رهنمودهای امثال حسین اکبری نداشته باشد. تفاوت این بار در این است که پس از چندین سال افت و خیز در جنبش کارگری و مشکلات متعدد بر سر راه سندیکاهای واحد و هفت تپه، و بعد از رسوائی به بار آمده توسط منصور اسانلو، این بار اکبری زمینه های مساعد تری برای اعمال نفوذ بر جنبش کارگری را در مقابل خود می بیند.

اما تاریخ همین دور چند ساله جنبش کارگری نشان می دهد که برعکس نظر اکبری اگر هم حقی تا کنون گرفته شده با زور، غیر"قانونی"  یا فراقانونی و نا "مشروع" بوده است. هیچ کدام از تشکلهای کارگری استفاده از امکانات قانونی مبارزه را رد نکرده اند. اما هم سندیکای واحد و هم سندیکای هفت تپه دستاوردهایشان را مدیون اعتصاباتی هستند که فاقد مجوز "قانون" بودند. هر چند رهبران و فعالین این سندیکاها در اثر همین اعتصابات سختی های فراوان را متحمل شدند، اما دستاوردهای اعتصابات برای کارگران این واحدها غیر قابل انکارند. این تنها راه پیشروی در ایران است و پایین تر توضیح میدهیم که چرا در ایران چنین است. اکبری با اتکا به همین سرکوبگریهای دولتی نسبت به فعالین سندیکاهاست که آن دستاوردها را مسکوت می گذارد اما در عوض به نیابت از طرف دولت حامی سرمایه کارگران را با "مشروعیت" حربه اخراج و بی کاری در صورت " هیجانات تحریک آمیز" (زیر سوال بردن سرمایه داری) می ترساند.

" نکته ای که می­توان آنرا به فال نیک گرفت مذاکره شورای شهر به عنوان یک نهاد مدنی ( و البته مشروع) با سازمان سندیکایی کارگران است که این موضوع می­تواند به توانمندسازی سازمان های مدنی یاری رساند و البته در کنار آن این واقعیت هم وجود داردکه مسوولین شهری از جمله شهردار که طرف سندیکا در این اعتراض صنفی و مدنی است ؛متاسفانه هنوز برخواست کارگران و نمایندگی سندیکایی آنان گردن ننهاده است و به رغم تاکید کارگران معترض در شعار هایی که مخاطب آن شهردار بود مسوولین این نهاد خود مستقلا با نمایندگان کارگران وارد گفتگو نشدند و این موضوع بیانگر آنست که کارگران برای اثبات موقعیت و قدرت سندیکا در نزد ذی نفع ها در اعتراضات و مذاکرات و چانه زنی ها را ه درازی پیش روی خود دارند. " ( پرانتز ها ازماست)

اکبری در جهان وارونه اش اساسا کل ارگان های بورژوازی را مشروع می داند وبنظر او این کارگرانند که باید "مشروعیت" خود را ثابت کنند. او مذاکره نماینده  " نهاد های مدنی" مثل شورای شهر را با سندیکای کارگران به فال نیک می گیرد و آنرا باعث قدرت مند شدن سازمان های مدنی میداند در واقع او به دنبال مشروعیت بخشیدن و مقبولیت سازمان های بورژوازی در بین کارگران است. اما در همین حد "مشروعیت" هم مسئولین تره بار آقای اکبری نکرده اند و ایشان به کارگران میگوید فقط برای دیدار مسئولین راه درازی در پیش دارند چه رسد به گرفتن مسکن!

" حضور حدود ۴۰۰ نفر از کارگران شرکت اتوبوسرانی واحد تهران و حومه که از قضا این بار بدون دخالت های نیرو های لباس شخصی و پلیس از ساعت ده صبح تا سه بعد از ظهر به مدت پنج ساعت جریان داشت بار دیگر نشان داد که اعتراضات کارگری مضمون صنفی و عدالتخواهانه دارد و به هیچ روی اقدامی علیه امنیت ملی نیست و این یارآوری چند باره برای اصحاب قضا است تا در مسند دادگری انصاف را رعایت کنند. "

اکبری شلاق زدن کارگران را توسط همین " اصحاب قضا " بخاطر حقوق عقب افتادشان را نادیده میگیرد و از آنها می خواهد که "در مسند دادگری انصاف را رعایت کنند."

واقعیت مشروعیت تشکل های کارگری از زمانی است که ابتدایی ترین تلاشها برای متشکل شدن حول خواست های برحق آنان صورت می گیرد و نه به گفته اکبری در چهار چوب قانونی بودن شان چرا که همان " قانون" و "مشروعیت "  مسبب رنج و مشقت و بهره بری از کارگران را رسمیت بخشیده است پس هرچه کارگران استفاده از امکانات قانونی را هوشمندانه با فرا رفتن از چهارچوب قانون ترکیب کنند و در صدد نقض این قوانین و مشروعیات باشند به رهایی خود نزدیک تر شده اند.

اما مشکلی که اکبری قادر به حل آن نیست این است که رسمیت ( مشروعیت) داشتن تشکل های کارگری در کشور های غربی نه بدلیل تحقق خواسته هایشان از طریق " راه های ممکن" ( قانونی) آنچه که اکبری تازه در ایران بدنبال آن است، بدست آمده. بلکه امکان مانوری است که بورژوازی غربی را قادر می کند در عقد قرارداد های دسته جمعی، با اتحادیه ها چند دلاری بده وبستان کند. این امکان مانور از دستمزد روزی یک دلار کارگر چینی، ویئتنامی، هندی و کارگر گرسنه حقوق نگرفته ایرانی است که نصیب بورژوازی امپریالیست غربی شده است. تازه در همان غرب هم کارگران باید برای همین حد از چانه زنی هم بارها و بارها مرزهای مبارزه قانونی را پشت سر می گذاشتند و امروز در شرایط بحرانی تر اتحادیه ها هر روز بیشتر و بیشتر در در منگنه قرار میگیرند. این از شانس بد اکبری است که بورژوازی ایران مسئولیت جمع آوری آن " امکان" ( فوق سود) در زنجیره حرکت سرمایه جهانی است. بنا بر این اگر بورژوازی در کشور های غربی آن اتحادیه های زرد و سر براه و در چهار چوب قانون اکبری پسند را "مشروع" می داند این امکان برای برادران ایرانی اش به مراتب محدودتر است و برای تحمیل همین درجه از چانه زنی به صاحبان سرمایه عظیم ترین مجاهدتهای کارگران لازم است. بنا بر این "مشروعیت" اکبری در ایران مثل برف بهاری است.

متاسفانه پیداشدن نظرات اکثریتی – توده ای امثال اکبری در سایت سندیکای شرکت واحد یک عقب نشینی برای جنبش کارگری است. وادادن افرادی مثل اسانلودر رهبری این سندیکا راه را برای حسین اکبری ها هموار کرده است.

فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در سمت کارگران "مشروعیت" تنها از تلاش و مبارزه آنان برای متشکل شدن در تامین نان و رهایی است، دیوار کمونارها در گورستان پرلاشز پرچم "مشروعیت " تشکل های کارگری است.

27 آگوست 2016

نوید پایور

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com