صالح مسلم و محللش

1-

محلل کسی است که پس از سه طلاقه کردن به کار می آید. با سه طلاقه کردن، زن برای همیشه به مرد حرام می شود. اینجاست که محلل به کار می آید. محلل زن را به عقد خود در می آورد و بعد طلاق می دهد و از آن پس مرد پیشین می تواند مجددا زن را به عقد خود درآورد.

2-

بهرام رحمانی اکنون دیگر یک شخصیت قابل توجه در اپوزیسیون تبعیدی جمهوری اسلامی است. این دیگر آن فعال یک لاقبای سوسیال بگیر امور پناهندگی نیست. به یمن خروارها سیاهه، عضو کانون نویسندگان در تبعید است و به مدد طومار های تحلیلی اش در شمار کارشناسان محبوب تلویزیونها و رسانه های چپ – و البته راست. از زمانی که منصور حکمت خدا بیامرز تئوری حزب شخصیتهایش را بیرون داد، بهرام رحمانی هم در شمار آن افرادی قرار گرفته است که عطای حزب را البته به لقایش بخشید، اما "شخصیتها" را آویزۀ گوش خود نمود و مجدانه در این راه به تلاش برخاست. او نیز با درایتی نه چندان نبوغ آمیز به این پی برد که برای تبدیل شدن به شخصیت، حزب لازم نیست. راه و رسومی را باید فرا گرفت و راز و رمزهائی را باید دریافت تا در این راه مدارج ترقی پیموده شود. و به این ترتیب بهرام رحمانی هم مثل دهها و صدها "انقلابی" سازش ناپذیر دیگر که بر هم زدن میز کتاب و چماقداری در زمره سوابق درخشان برخی از آنان بود، راه تبدیل شدن به شخصیت را فرا گرفت و حتی افتخار مهمانی در پارلمان اروپا را نیز در کارنامه درخشان خود دارد. انصافا نیز بهرام رحمانی مگر چیزی از شادی امین کم دارد؟ چرا که نتواند؟

3-

سالها پیش در آلمان حزبی عروج کرد به نام "جمهوریخواهان" یا به زبان آلمانی "رپوبلیکانر Republikaner ". این حزب به سرعت به قویترین حزب راست افراطی آلمان تبدیل شد و در برخی از پارلمانهای ایالتی با آرائی بیش از 10 درصد انتخاب می شد. در همان اوان سازمان "جمهوریخواهان ملی ایران" در شهر کلن نشستی به زبان آلمانی برگزار می نمودند تا به جمعیت دمکرات و آزاد اندیش آلمان نشان دهند که ایران از نیروهای لایقی مثل اینان نیز برخوردار است که شایسته حمایتند و بهتر است که سیاست "دیالوگ انتقادی" با جمهوری اسلامی را کنار بگذارند و به پشتیبانی از این نیروهای صد در صد دمکرات برخیزند. تا اینجای قضیه ماجرا کاملا عادی بود. طرفه اما این بود که در آفیش آلمانی زبان این نشست نام برگزار کنندۀ آن "جمهوریخواهان دمکراتیک ایران Die Demokatischen Republikaner" قید شده بود و نه "جمهوریخواهان ملی ایران". حضرات دریافته بودند که اگر بنویسند "جمهوریخواهان ملی یا Die Nationalen Republikaner" این نزد خواننده آلمانی دقیقا همان حزب جمهوریخواهان آلمان را تداعی می کرد که از قضا به شدت هم "ملی یا ناسیونال" بودند. در پاسخ به این سؤال که چرا نام اصلی خود را به کار نبرده اید، پاسخ می دادند که "ملی یعنی منتسب به ملت و منتسب به ملت هم یعنی دمکراتیک"!!. به این ترتیب مشکل حل می شد. رو به ایران و به زبان فارسی کماکان می شد گفت "ملی" تا با امثال "حزب خائن وابستۀ توده" مرزبندی صورت بگیرد و رو به آلمانی هم می شد گفت "دمکراتیک" تا مبادا در میان مخاطبین دمکرات آلمانی کسی تصور کند که این یک حزب ناسیونالیست است. به این میگویند دیپلماسی. رو به هر مخاطبی با همان واژگانی باید سخن گفت که او می پسندد. و می توان به خوبی تصور کرد که بهرام رحمانی هم از جمله این درس را به خوبی فرا گرفته است. در کمیسیون پارلمان اروپا "خانمها و آقایان محترم" را خطاب قرار می دهد و در سجایای دمکراسی واقعی سخن میگوید و در رثای این که در ایران آخوندی این دمکراسی وجود ندارد و در مقالات تحلیلی تهییجی خویش برای سایت های متنوع و متلون چپ هم "رفقا" را خطاب قرار می دهد و در ستایش سوسیالیسم قلمفرسائی می کند. این یک رمز شخصیت شدن است.

4-

از جمله "رفقا"ی بهرام رحمانی هم یکی "رفیقی" است به نام صالح مسلم که دبیر حزب دمکراتیک کردستان سوریه (پید) است. و البته که خود این رفیق درس دیپلماسی دمکراتیک را در بالاترین سطوح اجرا می کند. ایشان در خاورمیانه و ترکیه، رو به مخاطب کرد زبان و فارسی زبان و ترک زبان، ادای سوسیالیسم دمکراتیک و خودگردان را در می آورد و در دیپلماسی بین المللی ایضا نه تنها آن سوسیالیسم را درز می گیرد، بلکه به عنوان یک مدافع پیگیر دمکراسی ظاهر می شود که دغدغه اش بیش از هر چیز اجرای آن نوع دمکراسی است که نزد "جامعۀ جهانی" مقبول واقع شود و از آنجا که در رأس این "جامعۀ جهانی" هم دولت فخیمۀ آمریکا قرار دارد، بدیهی است که شایسته است برای جلب حمایت فعال "ملت بزرگ آمریکا" – و صد البته دولتش- بیشترین مجاهدتها را نمود. و در همین راستا بود که صالح مسلم اظهاراتی "غیر منتظره" برای چپ به زبان آورد. ایشان در این مصاحبه اظهار فرمود:

"پیغام شما به مردم آمریکا و دولتشان چیست؟

آمریکا یک قدرت برترجهانی است که دمکراسی را در سراسر جهان تقویت می کند و سعی در ایجاد و گسترش آن در سراسر جهان دارد، و مردم آمریکا معیارها و اصول خود را برای دمکراسی دارند. پرزیدنت آمریکا، روزولت اصول دمکراسی را زمانی که یک شهروند بود وقبل از این که رئیس جمهور شود، داشت. پیغام من به دولت و مردم آمریکا این است که مردمان کردی در خاور میانه هستند که سعی در حفظ وجود خودشان و محکم کردن همان حقوق دمکراتیکی دارند که مردم آمریکا به آن معتقدند. این مردم کرد قادر به پیروزی بر نیروهای تروریست و متعصبی شدند که ارزش های انسانی را تهدید میکردند، و آنها مدافعان نیرومندی از ارزشهای دمکراتیکی  که مردم آمریکا در سراسر دنیا منتشر می کنند هستند. به همین دلایل ما باید رابطه خودمان را با مردم و دولت آمریکا محکم کنیم. مردم کرد به عنوان پیش گامان دمکراسی برای این امر آماده اند."

5-

بهرام رحمانی در "شبکه های اجتماعی" به این بحث برخورد و نگران شد. ایشان بالاخره بعد از تلاشهائی توانست در 15 آگوست به "رفیق" صالح مسلم دسترسی بیابد و "رفیق" نیز در پاسخ ایشان اظهار فرمود که "من چنین گفتگویی نداشتم". رحمانی تأکید می کند که رفیق گفته است که «چنین گفتگویی نداشته و چنین نظری هم ندارد»!.

نگرانی بهرام رحمانی رفع شد و ایشان هم لازم دانست تا آن را به اطلاع قاطبۀ چپ روژآوادوست ایران، از پست مدرن ها و سوسیال دمکراتها تا خانواده (ضد) کمونیسم (ضد) کارگری و راه کارگر و کومه له و غیره و غیره رسانده و نگرانی این "رفقا" را هم برطرف کند. اما از آنجا که نوشتن مطلبی کمتر از ده صفحه کسر شأن مؤلف محترم بهرام رحمانی است - تا چه رسد به کمتر از 10 خط و 20 خط - و تکذیبیه "رفیق" صالح مسلم هم یک خط بیشتر نبود و همراه با توضیحات بهرام رحمانی به ده خط هم نرسید، ایشان لازم دانست که عین مصاحبه "رفیق" صالح مسلم را هم ذیل تکذیبیه خویش درج کند که در "شبکه های اجتماعی" بر سر آن بحث در گرفته و باعث نگرانی شده بود. در این مصاحبه می خوانیم:

"پیغام شما به مردم آمریکا و دولتشان چیست؟

آمریکا یک قدرت برترجهانی است که دمکراسی را در سراسر جهان تقویت می کند و سعی در ایجاد و گسترش آن در سراسر جهان دارد، و مردم آمریکا معیارها و اصول خود را برای دمکراسی دارند. پرزیدنت آمریکا، روزولت اصول دمکراسی را زمانی که یک شهروند بود وقبل از این که رئیس جمهور شود، داشت. پیغام من به دولت و مردم آمریکا این است که مردمان کردی در خاور میانه هستند که سعی در حفظ وجود خودشان و محکم کردن همان حقوق دمکراتیکی دارند که مردم آمریکا به آن معتقدند. این مردم کرد قادر به پیروزی بر نیروهای تروریست و متعصبی شدند که ارزش های انسانی را تهدید میکردند، و آنها مدافعان نیرومندی از ارزشهای دمکراتیکی  که مردم آمریکا در سراسر دنیا منتشر می کنند هستند. به همین دلایل ما باید رابطه خودمان را با مردم و دولت آمریکا محکم کنیم. مردم کرد به عنوان پیش گامان دمکراسی برای این امر آماده اند."

عجیب است. این دقیقا و مو به مو همان عباراتی اند که بالاتر نقل کرده ایم. عبارات بالا را ما از سایت امید نقل کرده بودیم و حالا می بینیم که در "شبکه های اجتماعی" هم دقیقا همان عبارت نقل شده اند. تمام مصاحبه ای که بهرام رحمانی از "شبکه های اجتماعی" نقل کرده است همین است. بدون یک کلمه پس و پیش و بی هیچ تفاوتی با مصاحبه مندرج در سایت امید. تنها فرمت سؤالات در سایت امید به رنگ آبی است و در "شبکه های اجتماعی" با حروف بولد. همین.

اما چرا چنین است؟ چند حالت محتمل است: اول این که از نظر بهرام رحمانی سایت امید هم در شمار شبکه های اجتماعی است؟!! این البته بسیار بعید به نظر میرسد. اگر چنین بود بهرام رحمانی که تخصص جا پهن کردن در "شبکه های اجتماعی" را دارد، پاشنه در سایت امید را از جا در می آورد. اما نه بهرام رحمانی و نه سایر "رفقا"ی چپش به روی مبارک هم نمی آورند که به این سایت هم سر می زنند و مطالبش را می خوانند و ..... بنا بر این این فرض درستی نیست.

دوم این که در "شبکه های اجتماعی" معینی متن کامل مصاحبه مزبور از سایت امید برداشته و درج شده است. این هم البته بعید به نظر میرسد. اگر کسی هم این مصاحبه را درج کرده باشد، نیازی به درج کامل آن نبوده و احتمالا همین بخش آخر را که باعث نگرانی "رفیق" بهرام رحمانی شده است درج کرده. بقیه مصاحبه را خود بهرام رحمانی با گشت و گذار در اینترنت پیدا کرده است. ممکن است، ولی چندان محتمل نیست.

سوم و احتمال قریب به یقین این است که حضرت ایشان مصاحبه را در سایت امید خوانده است. در محافل و مجامعی هم مورد پرس و جو قرار گرفته است و از او که در شمار سینه چاکان روژآواست توضیح خواسته اند و ایشان هم به دنبال ماجرا رفته است. همۀ اینها می تواند اموری بسیار جزئی و عادی باشند. اما نه برای بهرام رحمانی که طومار های بحر طویلش سرشار از منابع ریز و درشت است و برای نشان دادن احاطۀ خویش بر مباحثات سیاسی و اشراف خویش بر امور حتی تا ذکر جزئیات خط و صفحه منابع مورد استفاده اش نیز پیش می رود. اینجا اما بهرام رحمانی لزومی به ارائه منبع نمی بیند. چرا؟

یک دلیل خیلی ساده آن این است که چپ "تدارک کمونیستی" را جزئی از خود نمی داند و چشم دیدن سایت آن را هم ندارد. همچنان که ما خود را نه جزئی از چپ، بلکه منتقد پیگیر تمام گند و فضاحت آن می دانیم. ارائه رفرنس به سایت امید یعنی حواله کردن خوانندگان به سایتی که از نظر چپ پر از مطالب ضاله ای است که میتواند باعث گمراهی خوانندگان "ناآگاه" شود. اما شاید بهرام رحمانی دلیل مشخص تری هم دارد. شاید این هم برای رحمانی دلیلی است که خواننده احتمالی در مراجعه به سایت امید از سایر دستاوردهای سوسیالیسم "رفیق" صالح مسلم و حزب دمکراتیکش مطلع می شود و این کار را بد تر هم می کند.

6-

بهرام رحمانی به نقل از "رفیق" صالح مسلم به کلی منکر می شود که وی چنین گفتگوئی داشته است. او حتی نمی گوید که این عبارات دقیق نیستند، میگوید که "چنین گفتگوئی نداشته ام". عجب. چه روزگار زشتی. سایت مؤسسه ای کردی در واشنگتن در سپتامبر سال 2015، یعنی حدود یک سال پیش، مصاحبه ای از رهبر یکی از مؤثرترین نیروهای جنگ داخلی در سوریه را به زبان انگلیسی – و نه به زبان سورینامی – درج می کند که همۀ عالم و آدم از آن باخبر شده اند. یک سال بعد همان رهبر کذائی در گفتگوئی تلفنی با یک شخصیت ادیب اپوزیسیون گرانمایه و عزیز دردانه ایرانی آن مصاحبه را تکذیب می کند و این در یگانه هم اطمینان خاطر می دهد که جای نگرانی نیست. صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا بتوان شانسی برای فریب کارگران داشت. در این مملکت هنوز حضرات باید کار "نرمالیزاسیون" را به فرجام برسانند و هنوز این خطر هست که با چسبیدن برچسب "نوکر سرمایه دار" بر پیشانی حضرات رادیکال چپ پروندۀ انان نزد بخشهای وسیعی از کارگران بسته شود. همین نیز هست که امثال بهرام رحمانی را "نگران" می کند. او نگران سمپاتی صالح مسلم به دمکراسی آمریکائی نیست که اگر بود خود با همزاد "اروپائی" آن لاس نمی زد. او نگران بر ملا شدن این ماسک دروغین سوسیالیسم است.

7-

حالا که بهرام رحمانی زحمت برطرف کردن آن نگرانی معین را بر خود هموار نمود، خواهشا زحمت بکشد و رفع نگرانی های متعدد دیگر از مصاحبه ها و مقالات متعدد "رفیق صالح مسلم" در نشریات آمریکائی و وعده و عیدهای متعدد وی مبنی بر آمادگی خود و حزب متبوعش برای بهبودهای بیشتر در روش کار خودشان را هم بر خود هموار نماید. برای اظلاع آقای رحمانی این هم لینک سه و مصاحبه مقاله از "رفیق" در سایتهای – لابد سوسیالیستی- هافینگتون پست و نیویورک تایمز و بنیاد کارنگی: آمریکا نباید مردم روژآوا را نادیده بگیرد و دمکراسی در سرما رها شده است و بر هر دری میزنیم. .

علاوه بر اینها "رفیق رحمانی" لطفا زحمت بکشد و درباره پایگاههای نظامی آمریکا در روژآوا نیز رفع نگرانی کند. مراتب امتنان رفقای روژآوادوست چپ پیشاپیش به اطلاع ایشان میرسد.

 

بهمن شفیق

26 مرداد 95

16 اوت 2016

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com