توضیح: رقم کشته شدگان آمریکا در جنگ جهانی دوم را معادل 407 هزار نفر تخمین می زنند. در سال 2009 تلفات سربازان آمریکا در جنگهای افغانستان و عراق معادل حدود 90 هزار کشته و مجروح بود. در جنگ ویتنام 58 هزار سرباز آمریکائی به قتل رسیدند. اینها ارقامی اند دردناک که در مقابل ارقام به مراتب وحشتناک تر قربانیان طرفهای مقابل جنگهای آمریکا قرار دارند. اما اینها ارقامی اند که در مجادلات و مشاجرات سیاسی همواره به میان کشیده می شوند و جهانیان از آن مطلع اند. اما شاید هیچ کس نداند که از سال 1970 تاکنون بیش از 395 هزار کارگر در آمریکا در محل کار جان باخته اند و رقم مجروحین به میلیونها نفر سر می زند. قربانیان جنگی آرام و بی سر و صدا. جنگی هر روزه در بهشت سرمایه داری، در کشور رهبر جهان آزاد. مقاله مایکل شین در نشریه لیبرال چپ نیشن ابعادی از قساوت روزمره جنگ طبقاتی را به نمایش می گذارد. ابعادی که یادآور فجایع دوران باصطلاح انباشت اولیه سرمایه داری در انگلستان قرون 17 و 18 هستند. مایکل شین البته از بهبود نسبی اوضاع حرف می زند. اما گویی خود وی نیز به این گفته باور ندارد و مقاله اش را با این عبارات به پایان میرساند که "این سوال که جان چه کسی در سر کار مهم است، به این بستگی دارد که جسم مردۀ کارگران بیشتر می ارزد یا زنده". کسانی که دستیابی به این بهشت را به کارگران وعده می دهند، کسانی که پشت تریبونهای رادیو و تلویزیون همین بهشت مرگبار برای کارگران ایران موعظه می خوانند، شرکای این جنایت فراگیر و بی سر و صدا و دشمنان کارگرانند. حتی اگر زمانی رئیس سندیکائی مبارز بوده باشند.

تحریریه امید

***************************************

نوشته: مایکل شین

27 آوریل 2016

روزانه 150 نفر بر اثر کار خطرناک در کشور میمیرند. چقدر از این ها قابل پیش گیری است؟

در زمانی که شما خواندن این مقاله را تمام کرده اید، تقریبا یک نفر به احتمال قوی بر اثر شرایط نا امن کاری یک گوشه ای در آمریکا مرده است. این اتفاق ممکن است در هر شغلی پیش بیاید، اما مخصوصا ممکن است این اتفاق برای لاتین زبانها،  برای کسی که احتمالا در حال کار کردن بروی سقف محل کار شماست، بیفتد. همچنین به احتمال قوی آنها در حالی که مشغول استخراج گاز برای تولید نیرو برای لب تاب شما هستند دچار سانحه و مرگ شوند، ویا شاید آنها زنان مهاجری باشند که حوادث کشاورزی برای جمع آوری محصولات غذایی شما کشته شوند.

>

طبق گزارش سالانه اتحادیه AFL-CIO در مورد مرگ های ناشی از سرکار، بر پایه سال 2014 طبق داده های نمودار اداره کار دولت فدرال و OSHA  ( Occupational Safety and Healt )( ایمنی و سلامتی محل کار)، حامل خبرهای بدی است، با مقداری تاکیدات،  بروزات آسیب پذیری تمام زندگی کاری ما، و نه فقط مردن ما را نشان می دهد.

تقریبآ 3.8 ملیون آسیب و بیماری های ناشی ازکار که در سال 2004 گزارش شد نشانگر نشانه های بیشماری ایست که اقتصاد ارزش سرمایه را بر جان انسانها ترجیح میدهد: از بی نظارتی برپراکنده شدن مواد سمی در محوطه های چاههای پرسود نفت و گاز، تا سقوط کارگران ساختمانی بعلت نقص فنی داربست ها در برج های چند ملیون دلاری – 150 مرگ مربوط به کار در روز. اغلب مواقع فاجعه قابل پیشگیری بوده، اما به خطر انداختن زندگی بیشتر سودآور بوده است.

کارگران لاتین تبار در معرض بیشترین آسیب پذیری بوده اند، با مرگ ناشی از کاری معادل 9 درصد بیشتر از نسبت کل کشور، که ناشی از اشتغال آنها به کارهای یدی در معرض ریسک بیشتر و دستمزد کمتر است. تعداد کل لاتین تبار ها که در سر کار کشته شده اند کمی بالا رفته است، از 707 نفر در سال 2010 به 804 نفر در سال 2014: نزدیک دوسوم کسانی که کشته شده اند از مهاجران بوده اند.

از میان صنایع، بنظر میرسد نفت و گاز از همه مرگ آور تر بوده اند: نابودی کارگران به درصد ویرانگر " 15.6در هر 100000 کارگر، نزدیک به 5 برابر میانگین کشوری" که به نتیجه بیسابقه 144 مرگ در سال 2014 انجامیده است. علیرغم رکورد بازار جهانی نفت و گاز در ماهای اخیر، ربکا ریندل مسئول بخش سلامتی و ایمنی AFL-CIO توسط ایمیل میگوید حتی اگر در بخش استخراج تزریقی ( Fracking ) کارگران بیشتری بی کار شوند، ممکن است از خطر های ناشی از کار کاسته نشود، اما درعوض، با کاستن بوجه توسط مدیران، حتی بیشتر شود: " زمانی که ممکن است به علت آن تغییرات  کارگران کمتر در صنایع کار کنند، تجربه در ایمنی و سلامتی به ما می گوید موقعی که شرکتها احتیاج به آن دارند که برای صرفه جویی از مخارج شان کم کنند، ایمنی و سلامتی اغلب اوقات اولین جایی است که بیشترین ضربه را متحمل میشود. بنا بر این حتی با کم کردن کارکنان، خطرات ایمنی و سلامتی میتواند برای کارگران بدتر شود.

در زمانی که تیتر های وحشت آور اخبار در مورد کشتارجمعی درمدارس و ادارات نشانه حوادث  ترسناک اند، خشونت در محل کاربصورت مشکل اساسی خود نمایی می کند: در سال 2014، در کل کشور، درسرجمع کلی " 765 مورد مرگ کارگران به علت خشونت بوده است،" با توجه به این که در صد بالایی از این مرگ ها به علت مشکلات فردی (و چند دوجینی بوسیله حیوانات) بوده است.

کارگران سیاه پوست با نسبتی غیر عادی از قتل در محل کار متأثرند و تقریبا 20 درصد کسانی را تشکیل میدهند که با خشونت در سرکار کشته شده اند. خشونت در محل کار باعث تعداد 26540 جراحت های جدی در سال 2014 شده است. در یک انعکاس نفرت انگیز اختلاف درآمد ناشی از جنسیت، دوسوم تلفات خشونت مربوط به محل کار، از زنان اند، که با افزایش نرخ خشونت و حمله در محل کار، در یخش خدمات درمانی شامل خدمات محل مسکونی و نگهداری در منازل، قرار گرفته اند.

شمارش رسمی جراحات بر طبق " زمان تلف شده " در نتیجۀ حادثه است و اساسا مواردی را در بر نمی گیرد که تاثیر مستقیم در باروری اقتصادی ندارند ( یرای مثال، ماشین آلات ضربه به عضلات میزنند و کارگران از ترس اخراج و بیکارشدن آنها را گزارش نمی دهند). همچنین مرگ سالانه تقریبا 50000 نفر بر اثر " امراض مزمن کاری"، مثل سرطان های مربوط به مسمومیت در سرکار نیز به شمار نمی آیند. علاوه بر این، دولت تخمین میزند که بیشتر از نصف جراحات جدی در محل کار گزارش نمی شوند. علیرغم آمار محدود، هم بازرسان و عموم مردم می توانند توسط داده های آماری از خطرات شغلی آگاه شوند. سال گذشته، OSHA اجرای برنامه جدید ابتکار گزارش لحظه ای جراحاترا اعلام کرد، شرکت ها را مجبور کرد که جراحات جدی را لحظه به لحظه گزارش کنند، که بازرسان بتوانند به سرعت مداخله و تحقیقات کنند.

با این همه حتی زمانی که بازرسان به سرعت سر میرسند، جای کمی برای نگرانی کارفرمایان باقی می ماند:  در سال کاری 2015، میانگین جریمه تخلف از قوانین فدرال (کشوری) OSHA 2148$ دلار و در سطح تخلف ایالتی فقط 1317$ دلار بود. یک کارگر مرده بیشتر از این نمی ارزد: حد متوسط جریمه برای یک تخلف فدرال مرگبار 7000$ دلار بود. و در طول تمام مدتی که از زمان تصویب لایحه OSHA (Occupational Safety and Healt ) ( ایمنی و سلامتی محل کار)، در سال 1970 می گذرد و بعد از دهها میلیون کشته و مجروح در محل کار، مطالعات نشان می دهد که " فقط 89 پرونده بر طبق این لایحه تحت تعقیب قانونی قرار گرفته است، که در کل آن متهمان مجموعأ 110 ماه به زندان رفته اند. در این مدت، بیشتر از 395000 مرگ در سر کار رخ داده است ... حدود 20% از آن بوسیله OSHAفدرال مورد بازرسی قرار گرفته است." همان گزارش اشاره می کند که در این میان برطبق یک مقررات سخت و محکم دیگر به نام حفاظت بازرسی فدرال، EPA  ( the Environmental Protection Act ) ( قانون حفاظت محیط زیست)، سال کاری 2015 شاهد " اتهام 185 متهم، نتیجه اش 129 سال زندان و 200$ میلیون دلار جریمه و محدودیت بود."

 هرچند که تاکنون چند تایی تعقیب جنایی پرسروصدا بر سر مرگ کارگران صورت گرفته است، بعضی مواقع بر اساس دیگرمواد قانونی فدرال و ایالتی، شرکت ها کلا از بخشودگی مجازات محافظت میشوند. حتی رسوا ترین کارفرماها ( مثل محکومیت جزئی رئیس شرکت Massey Energy، دان بلانکنشیپ  در سال گذشته برای نقشش در فاجعه معدن شعبه بزرگ  ویرجینیای غربی). جان کارگران ارزان است، و اینگونه است که بار فشار اقتصادی مشاغل نا امن محل کار بصورت عمومی بر سر جامعه سرشکن میشود، همین طور که جراحات و بیماری های کاری تقریبأ در کشور حدود 250$ تا 370$ میلیارد دلار درسال تخمین زدن می شود.

خبرخوب این است که مرگ های محل کار بصورت ثابت در 25 سال گذشته سیر سقوطی داشته است: در صد مرگ های کاری 9 در هر 100000 نفر در سال 1992 بود، در مقایسه با 3.4 به نسبت هر100000 نفر در امروز و افزایش مقداری محکم کاری های بازرسی، مثل قوانین مراقبت های دراز مدت برای کنترل تماس با گردو خاک سیلیکا کارگران ساختمانی، صنعتی، و معادن.

اما حتی با این بهبود بطرف رفع اشکالات ایمنی، سیاست گذاران هم زمان به کاهش منابع سازمانهای مربوطه و توان اداری آنان از دهه 1990 پرداخته اند. در حال حاضر 74800 کارگر برای هریک بازرس OSHA، در مقایسه با 55000 کارگر برای هر بازرس در 1992 در کشور، وجود دارد.

این بنوعی قابل توجه است که OSHA توانسته است این پیشرفت ها را بکند و حتی توان بازرسی خود را افزایش دهد. از طرف دیگر، برش و کار آمدی تنها سازمان فدرال که فداکارانه برای ایمنی محل کار ما کار میکند نشان میدهد که پیشزفت برای حفاظت کارگران به سمت مانعی بلند حرکت میکند. در اقتصاد ما – جایی که نابرابری ریشه ای و جنسی فقط از عواقب ناگوار "رشد" نئولیبرالی نیستند و در واقع جزو جدایی ناپذیر آنند- بنظر میرسد دولت هر چه بیشتر تمایل به آن دارد که درجه معینی از آزار ناعادلانه برای نوعی از کارگران را بپذیرد. مشقت قابل پیشگیری آنها کمتر به عنوان مسأله ای اجتماعی و نیازمند دخالت دولت تلقی می شود تا به عنوان بهای روتین کسب و کار. بنابراین امروز، این سوال که جان چه کسی در سر کار مهم است، به این بستگی دارد که جسم مردۀ کارگران بیشتر می ارزد یا زنده.

منبع:

 

http://www.thenation.com/article/in-the-time-it-takes-to-read-this-article-a-person-will-die-at-work-in-the-us/

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com