اندر باب افاضات ضد کمونیستی ستون نویس اخبار روز

«چندین سال پیش مادر یکی از رفقای کومه له که بعدا متاسفانه در نبرد با جمهوری اسلامی جان باخت، و در حوالی تابستان سال ۱۳۶۱ به دیدار او آمده بود. یکی دیگر از فرزندانش را در شهر سنندج دستگیر کرده بودند. او تعریف میکرد که روزی برای پیگیری وضع فرزند دستگیر شده اش، به محل “باشگاه” که آن وقتها مقر سپاه پاسداران و اداره اطلاعات بود، مراجعه میکند. درست در بخش ورودی با یکی از مسٸولان سپاه در مورد “بی گناهی” فرزندش حرف میزند. در این حین، نگهبان کیوسک ورودی که یک مزدور محلی “کُرد زبان” بود، به زبان کُردی به مادر رفیقمان میگوید: “از این شیعه ها، خواهش و التماس نکن”! مادر هم میگفت نتوانستم جلو خودم را بگیرم و با صدای بلند به مزدور “جاش” گفتم: “آخه مرتیکه پفیوز خودت که همین الان و جلو چشم مردم داری مسلح از کو… همین “شیعه ها” نگهبانی میکنی، تو لااقل روی منبر نرو”.»

این اظهارات ایرج فرزاد در مطلبی تماما با نزاکت بر علیه بهمن شفیق است. اینها بخشی از "جوابیه ای" است که او در مقام پاسخگوئی به مطلب "و چنین گفت حکمت..." نوشته است. اما این تنها مطلب ایرج فرزاد در روزها و هفته های اخیر بر علیه ما نیست. او هم از جمله کسانی است که جراحت دم مبارک عباس فرد را که از قرار ما پایمان را بر آن گذاشته بودیم، فرصت مناسبی برای خالی کردن حرفهای ناگفته اش درباره ما تشخیص داده است. او در این باره می نویسد: "درست پس از یک تحول “عظیم” در دنیای مجازی، برای  “تدارک کمونیستی – جنبش سازمانیابی حزب پرولتاریا” و “جنبش تجدید سازمان کمونیسم معاصر”، بنیانگذار، شفیق، پا روی دُم و یا به تعبیر یکی از هواداران خویش، دُمب، یکی از دو نفر موسس، عباس فرد، گذاشت و دنیای این نوع سیاست رادیکالیسم فحش و شانتاژ عبارات مطنطن، به انزوای بی فرهنگی خاص این تیپ موجودات برگشت". فرزاد البته از چند و چون وقایع در تدارک کمونیستی مطلع نیست. اما این که دم عباس فرد همان "آموزش تقدس زدائی از مارکسیسم به کارگران" بود، برای فرزاد سندی است بر مجرمیت بهمن شفیق. هر چه باشد رهبر فقید او هم در اوج نشئۀ "کفرگوئی" به مارکسیسم و آموزش تقدس زدائی از آن به تشکیلاتش بود که همین مجرم پا روی دم خیلی بزرگتر آن مرحوم گذاشت. و صد البته که او مجاز است هر چه دلش میخواهد به ما نثار کند. به ما اردنگی بزند، ما را حواله تیمارستان کند و سرانجام این که درباره نگهبانی از کو... شیعیان هم داستانسرائی کند و همۀ اینها را هم مجادلۀ سیاسی معرفی کند. اینها فحاشی های غیر سیاسی نیستند، تبریک ما به دوستان ایشان در واقعۀ "شهادت مجاهد نستوه زهران علوش" اما عفونی است و بینی ایشان را آزار می دهد.

جهاد قلمی فرزاد فقط بر علیه بهمن شفیق نیست. این جهاد بیشتر بر علیه تدارک کمونیستی است و بهمن شفیق نیز اگر در این چهارچوب نبود، اینچنین هدف قرار نمی گرفت. در این جهاد قلمی دو چیز کل این صف بندی را مشخص می کند. او بی وقفه این ادعای بیشرمانه را تکرار می کند که "ایرج آذرین و بهمن شفیق" میخواستند در درون حزب فخیمۀ امامزادۀ فقید اپوزیسیون دو خردادی درست کنند. این ادعائی است که کم یا بیش ورد زبان کل اعضاء خانوادۀ مقدس کمونیسم کارگری است. در مورد فرزاد اما قضیه کمی متفاوت است. فرزاد خود را متولی واقعی ماترک امامزاده فقید می داند و دیگران از نظر وی شایستگی چنین عنوانی را ندارند. قابل فهم است که او در مقابل مخالفین امامزاده کنترل خود را از دست بدهد و کف بر دهان بیاورد. اما او در اوج خشم خویش اصلا متوجه نیست که خود کجا قرار گرفته است.

فرزاد ستون نویس ثابت سایت فخیمۀ اخبار روز است و از این سایت وزین برای تبلیغ کمونیسم ناب حکمتی اش نهایت استفاده را می کند. این نکتۀ اول ماجراست. سایت اکثریتی اخبار روز بدون تردید از استخواندارترین و قدیمی ترین و ثابت قدم ترین سایتهای دو خردادی است. و فرزاد؟ او ستون نویس این سایت است و به ما میگوید "دوخردادی". با منطق خود ایرج فرزاد، فرق وی با آن پاسدار سنی این است که آن پاسدار از کو... شیعیان نگهبانی می کرد، این ستون نویس اما از کو... دوخردادی ها ارتزاق می کند و به ما میگوید دو خردادی. از خواننده به علت نزاکت بیش از حد پوزش میخواهم. اما حقیقتا کار یک ورشکسته سیاسی را که برای اشاعۀ نظرات خویش به تریبون دو خردادی چسبیده است و در همان حال کمونیستهای سازش ناپذیر را مورد همان اتهام قرار میدهد به هیچ شکل دیگری نمی توان تعبیر کرد. با بیان آن مادر سالخورده این می شود که "مرتیکۀ ...، تو لااقل روی این منبر نرو".

اما نکتۀ دوم این که فرزاد در این کار دروغ هم میگوید. او آذرین و شفیق را کنار هم ردیف می کند تا با اتکا به تزهای مشعشع آذرین در جهت کمک به کارگاههای کوچک و نپ در اپوزیسیون و دولت بورژواها مباحث بهمن شفیق را هم حجاریانی معرفی کند. مسأله این است که او خود میداند که دروغ میگوید. همین ایشان در سال 87 و در جدال با ایرج آذرین در رابطه با وقایع بعد از خروج ما از حزب کمونیست کارگری عبارات زیر را نوشت: "حتی برای همان جمع اولیه حول و حوش ایرج آذرین، که بعدا متفرق شدند، واقعا سخت و گران آمد که باور خود به یک نوع سوسیالیسم دترمینیستی و غیر دخالتگر را تتمه اوهام و خیالات یک روشنفکر شرق زده و کاندید مشاورت داوطلبانه بانک جهانی و طرحهای آن بکنند. و این دل بستن روشنفکر شرق زده دانشگاهی به معجزات طرحهای بانک جهانی و صندوق بین المللی پول را ایرج آذرین البته صریح و "عمیق" در همان رساله بیادماندنی "چشم انداز و تکالیف" مکتوب و مستند هم بروی کاغذ آورده است. جالب است که وقتی قرار بود اولین جلسه کنوانسیون موعود با این تزها، محفل گروه فشار دوخردادی و سوسیالیسم مشورتی بانک جهانی را سر و سامانی بدهد، از درون همان کنوانسیون بسیاری از کسانی که واقعا نمودهای یک گرایش ارتجاعی را رصد کرده بودند، بانک برآمد که چنان تزهائی نباید در دستور کنوانسیون قرار بگیرد و کنوانسیون کذائی به دنیا نیامده فلج شد. همان وقتها کسانی مثل بهمن شفیق و حسن وارش، با تعلق به هر رگه ای از سوسیالیسم دترمینیستی و یا ترتسکیستی، رساله ایرج آذرین را شستند و گذاشتند کنار. و باز جالب بود که یکی دیگر از همان کادرها در یادداشتی نوشت که آن تزهای رفیق "ضدانقلابی"! ایرج آذرین نباید در دستور کنوانسیون قرار بگیرد!!"

آن کس که حقیقت را میداند و آن را انکار میکند تبهکار است. فرزاد حقیقت را میداند و آن را وارونه جلوه میدهد. او تبهکارتر از تبهکار است. وارونه جلوه دادن حقایق تنها راهی است که در مواجهه با کمونیسم معاصر برای چپ باقی مانده است. از این نقطه نظر مجادلۀ ایرج فرزاد با تدارک کمونیستی حقیقتا خصلت نماست.

بهمن شفیق

2 اسفند 94

 

21 فوریه 2016

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com