.

توضیح سایت:

در آستانه برگزاری کنفرانس مونیخ، سایت آلمانی زبان جرمن فارین پالیسی چکیده ای از گزارش تدارکاتی سازمان دهندگان کنفرانس را منتشر نموده است. علاوه بر ارزیابی عمومی مندرج در گزارش، نکته مهمی نیز در آن به چشم میخورد که سبب ترجمۀ مطلب حاضر نیز شد. در گزارش مزبور نام برخی کشورها به عنوان کشورهای منشأ اختلال در دورۀ حاضر به میان می آید که در کنار روسیه شامل ترکیه و حتی عربستان و تا حدودی حتی اوکراین نیز می شود. اما از ایران اسمی به میان نمی آید. این بدون تردید ناشی از بی اهمیتی ایران نیست، گرایش معینی را در غرب نشان می دهد که در نتیجۀ تحولات سیاسی در ایران و پس از توافق هسته ای، ایران برای آن نه به عنوان یک تهدید، بلکه به عنوان یک فرصت به حساب می آید. شرکت محمد جواد ظریف در این کنفرانس نیز در همین راستاست. تحولات روزها و هفته های آینده نشان خواهند داد که این ارزیابی تا چه حد منعک.س کنندۀ صف بندی واقعی در صحنۀ سیاست رسمی ایران است و تا چه حد در خود غرب از نفوذ برخوردار است.

**************************************

سازماندهندگان کنفرانس امنیتی مونیخ برای سالهای آینده افزایش جدالها و جنگها را پیش بینی می کنند. در سند ضمیمۀ منتشر شده به نام "گزارش امنیتی مونیخ" برای کنفرانس سالانۀ امسال که آخر هفتۀ جاری در مونیخ برگزار می شود آمده است که "محافظان سنتی نظم لیبرالی (منظور قدرتهای غربی است) با  اخلالگران هر چه بیشتری روبرو هستند که نظم های در هم پاشیده را هر چه بیشتر بی ثبات می کنند". حتی ریسک به کار گرفته شدن سلاحهای هسته ای امروز بیش از هر زمان دیگری پس از پایان جنگ سرد است.

سازماندهندگان کنفرانس رؤسای جمهوری روسیه و ترکیه، وزیر دفاع عربستان و "در اندازۀ کمتری" رئیس جمهور اوکراین را در شمار "جماعت سرکشی" می شمارند که آشکارا سرکردگی غرب را به چالش می کشند. "گزارش امنیتی مونیخ" به رابطۀ بین چین و غرب، عملیات جدید ناتو در شرق اروپا و همچنین خطر یک جنگ داغ بین قدرتهای بزرگ  می پردازد. بحران عمیق اروپا نیز مورد تحلیل قرار می گیرد.

موفقیت و ناکامی اتحادیه اروپا

"گزارش امنیتی مونیخ" دربارۀ اتحادیۀ اروپا اظهارات کاملا  دوگانه ای را عنوان می کند. از یک سو گفته می شود که "قالب کلیدی حل بحران اوکراین" – فرمت نورماندی – از سوی غرب منحصرا توسط دولتهای اتحادیه اروپا تشکیل شده است و "دربرگیرندۀ آمریکا نیست". نشانه ای برای عروج قدرتنمائی سیاسی برلین و بروکسل: "در هر بحران بزرگ اروپائی از زمان پایان جنگ سرد، چنین غیبتی غیر قابل تصور بود". [1]

از سوی دیگر گزارش به این اشاره می کند که اتحادیه اروپا از درون خود با مانع وجود مسائل سنگینی روبرو است: مثلا کماکان تحول در یونان و سرنوشت یورو با "علامتهای سؤال" احاطه شده است؛ خطر خروج بریتانیای کبیر تهدید می کند؛ باز سازی دوباره مرزها سیستم مرزی شنگن را زیر سؤال می برد و "ناسیونالیسم و پوپولیسم" مانع پیشرفت در ادغام اروپائی هستند.

همچنین باید مورد تأکید قرار گیرد که یک هدف مرکزی استراتژی امنیتی اتحادیۀ اروپا از سال 2003 مبنی بر تصمیم به ایجاد "حلقه ای از کشورهای با حاکمیت خوب در شرق اتحادیۀ اروپا و سواحل دریای مدیترانه" شکست خورده است. اتحادیۀ اروپا امروز بیشتر در احاطۀ "حلقه ای از آتش" قرار گرفته است. "گزارش امنیتی مونیخ" از این سخنی به میان نمی آورد که دولتهای غربی جرقۀ این "حلقۀ آتش" را با جنگهای خودشان بطور مثال در عراق و لیبی و همچنین با حمایتهای جنگی شان در سوریه زده اند.

یک پردۀ آهنین جدید

در حالی که ولفگانگ ایشینگر، رئیس کنفرانس امنیتی مونیخ، اذعان می کند که "سال 2016 برای اتحادیۀ اروپا سخت ترین سال تاریخش" خواهد بود[2]، در "گزارش امنیتی مونیخ" در رابطه با فعالیتهای اخیر ناتو در شرق اروپا آمده است که این فعالیتها "ریسک واقعی یک افزایش تشنج را" در خود دارند. دور از انتظار نیست که در رابطه با گسترش بیشتر مواضع ناتو در شرق اروپا پیش از برگزاری کنفرانس سران ناتو در ماه ژوئیه در ورشو، مباحثاتی به جریان بیفتد.

بر اساس نظر سنجیهای انجام شده در میان "متخصصین دفاعی اروپائی"، 34 درصد بر این نظرند که این پیمان جنگی در دو سال اخیر که در طی آن از جمله ارتش "سرنیزه" را ایجاد کرد و چندین مانور بزرگ انجام داد [3]، در شرق اروپا "هنوز به اندازه کافی" کار نکرده است. 29 درصد بر این نظرند که حضور نظامی ناتو در سطح کنونی تا سال 2020 نیز در همین سطح باقی خواهد ماند در حالی که 50 درصد بر این نظرند که این حضور "محکمتر" خواهد شد و 11 درصد حتی "یک حضور نظامی دائمی ناتو" و به این ترتیب پایان "توافق پایه ای ناتو روسیه" را محتمل می دانند که غرب تاکنون از آن اجتناب کرده است.

چنانچه فنلاند و سوئد واقعا وارد پیمان ناتو شوند – هر دو کشور اکنون این را مورد مطالعه قرار داده اند [4] -، آنگاه یک بلوک غربی مستحکم و بسته متکی بر ناتو و اتحادیۀ اروپا در مقابل یک "اردوگاه روسی" قرار خواهد گرفت. بین این دو "منطقۀ حائلی" از فقط "تعداد کمی از کشورها" قرار خواهد داشت. نهایتا - در نتیجۀ اقدامات ناتو- حتی احتمال نوعی "پردۀ آهنین جدید" را نمی توان نفی کرد.

نزاع با چین

"گزارش امنیتی مونیخ" بویژه جمهوری خلق چین را بیشتر مد نظر قرار می دهد. در سند این سؤال طرح می شود که "آیا چین نظمی موازی را بر پا خواهد کرد؟". نظمی که نهادهای مهم بین المللی ای را که پکن در سالهای گذشته بخشا رهبری ایجاد آنها را بر عهده داشته است در مقابل نهادهای تاکنونی نظم جهانی تحت تسلط غرب قرار می دهد. بانک جهانی و صندوق بین المللی پول در این فاصله ما به ازائی در بانک بریکس و صندوق ارزی بریکس [5] یافته اند که چین در آنها مشارکت دارد. بانک توسعۀ آسیائی (ADB)  نیز ما به ازائی در بانک سرمایه گذاری ساختاری آسیا (AIIB) در برابر خود دارد. نقل و انتقالات مالی به طور فزاینده ای نه فقط با دلار و یورو، بلکه با رنمینبی [واحد پول چین] صورت میگیرند و در مقابل ائتلافهای با نفوذ تحت تسلط غرب از قبیل جی7/جی 8 اتحادهایی از قبیل ائتلاف بریکس و یا سازمان همکاریهای شانگهای (SCO) قرار می گیرند.

در گزارش که روابط بین چین و آمریکا را به عنوان "مهم ترین" روابط دهه های آتی رده بندی می کند، گفته می شود که حل و فصل "اختلافات" بین چین و آمریکا "همواره دشوارتر" می شود. البته یک "جدال نظامی" بین بزرگترین "قدرت در حال عروج" و "هژمون" تاکنونی به هیچ وجه "از پیش رقم نخورده است"، اما همه چیز بر آن دلالت دارد که این روابط آشکارا بدتر می شوند.

خطر جدید جنگ اتمی

 مؤلفین گزارش چنین ارزیابی می کنند که در کل هنوز خطر یک جنگ بین قدرتهای بزرگ محدود است. اما برای اولین بار پس از پایان جنگ سرد نمی توان اوجگیری رابطۀ قهرآمیز بین آنان را "به عنوان کابوسی غیر واقعی مورد بی توجهی قرار داد". این بویژه در مورد جدال بین غرب و روسیه صدق می کند که در این فاصله در شرق اروپا به سلسله ای از برخوردهای نظامی منجر شده است. خطر "یک اوجگیری ناخواسته در این میان را نمی توان انکار نمود".

سند مزبور از یک گزارش سازمان آمریکائی "ابتکار تهدید هسته ای Nuclear Threat Initiative " نقل می کند که: "ریسک به کارگیری سلاح هسته ای در حوزۀ اروپا-آتلانتیک افزایش می یابد و اکنون از تمام دوران پسا جنگ سردی بالاتر است". این تلقی هم اکنون وسیعا رایج است. اخیرا ولفگانگ ایشینگر رئیس کنفرانس مونیخ اظهار داشت که :"ویلیام پری، وزیر دفاع سابق ایالات متحده خطر یک تقابل هسته ای را بیش از تمام دوران پس از فروپاشی شوروی ارزیابی می کند. من با این ارزیابی موافقم و متأسفانه باید بگویم: ما در آغاز سال 2016 شاهد خطرناکترین وضعیت جهان پس از پایان جنگ سرد هستیم." [6]

 

جرمن فارین پالیسی

11 فوریه 2016

ترجمه تحریریه امید

[1] Zitate hier und im Folgenden aus: Munich Security Report 2016. Boundless Crises, Reckless Spoilers, Helpless Guardians. www.securityconference.de.

[2] „Gefahr einer nuklearen Konfrontation ist hoch“. www.welt.de 21.01.2016.

[3] S. dazu Kriegsführung im 21. Jahrhundert (I)Kriegsführung im 21. Jahrhundert (II) und Botschaft an die Weltöffentlichkeit.

[4] S. dazu Die NATO-Norderweiterung.

[5] S. dazu Die Allianz der Bedrohten und Der Überlegenheitsanspruch des Westens.

[6] „Gefahr einer nuklearen Konfrontation ist hoch“. www.welt.de 21.01.2016.

منبع:

http://www.german-foreign-policy.com/de/fulltext/59304

http://politik-im-spiegel.de/die-groen-mchte-und-ihre-kriege-i/#more-40462

 

 

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com