یک یاد آوری پاستوریزه به ایرج فرزاد و بستگانش

امکان پذیر نیست که وارد یک جدال نظری یا سیاسی با دید گاه های خانواده مقدس شد ولی با هجوم فدائیان دشنه بدست قلعه الموت روبرو نشد. یکی از این فدائیان ایرج فرزاد است که به وضع اسفباری افتاده است. او بعد از تز "حزب و شخصیت ها"  قرار بود یکی از همان شخصیت هایی  شود که  حزب کمونیست کارگری برای بعد از رژیم چنج بدنبالش بود اما دست روزگار مریم نمازی را از پرتو فمنیست های پرو فاشیست اوکراینی مشهور کردوایرج فرزاد را با همه کب کبه و دبدبه اش اجاره نشین مبارزان حیدر و اخبار روز اکثریت کرد. به هر صورت ما نه صلاحیت تحلیل شخصیت روانی او را داریم و نه به محل سکونتش، چرا که در این دنیای دمکراسی هر کسی آزاد است به فراخور وسع سیاسی اش در هر محلی که صلاح می داند اقامت کند.

ایرج فرزاد در دفاع از عموزاده های ناخلفش، حزب حکمتیست، درمطلب پاستوریزه ای به نام "مساله این است!" موضوعاتی نوشته که لازم می دانیم مقداری آن ها را بازتر کنیم. قبل از آن لازم است روشن کنیم بهمن شفیق چه گفته که آقای فرزاد را این چنین خشمگین کرده  که از آن به عنوان "مطالبی عفونی" نام میبرد؟!

درست بعد از دخالت روسیه در سوریه و با تیره شدن افق پیروزی "انقلاب سوریه" که تبدیل به سکوی پرش داعش و القاعده شده است و با بر باد رفتن آرزوی های چپ پروغرب،حزب حکمتیست بخش رحمان حسین زاده ناگهان بیاد محکوم کردن بمباران های "امپریالیست ها" وخصوصا " امپریالیست روسیه" افتاد " بمباران بیمارستان پزشکان بدون مرز و کشتار مردم غیر نظامی محکوم است ". با هر ضربه ای که به "انقلابیون" سوریه وارد می آمد، این حزب نیز به جای ابراز خوشحالی از کشته شدن سران اسلامیها، دوز تبلیغات ضد روسی را بیشتر میکرد. به همین علت، بهمن شفیق بعد از کشته شدن زهران علوش در بمباران هوایی روسیه، مرگ او را به آنان تسلیت گفت. مرگ یک جنایت کار داعشی آن عفونتی است که مشام جناب ایرج فرزاد را آزرده است. ایشان هم جزو همان خانواده مقدسی است که قبله اش غرب "متمدن" و "سکولار". این خانواده شدیدا خواهان حکومت سکولار است البته در ایران اما در سوریه برعکس شدیدا خواهان سرنگونی حکومت سکولار حافظ اسد اند! که  کاملا مورد تائید سیاست غرب  در خاور میانه است.

ما یک بار در حقایق در مکتب "حکمتیسم"نشان دادیم چگونه ایرج فرزاد بی شرمانه با دروغ و سانسور در پی پنهان کردن حقایق است. اما بنظر می رسد کار ایرج فرزاد از این حرفها گذشته است. ما در آن مطلب نشان دادیم که عفونی چیست و بنیان گذار ادبیات عفونی کیست و چگونه او آگاهانه دست به سانسور گفتار "عفونی" رهبرش زده است.

ایرج فرزاد می نویسد:

جمال کمانگر در تاریخ ١۵ دسامبر ٢٠١۵ به آن “عقده ترکانی” پاسخی داده است. نوشته است بهمن شفیق: (هنوز اندر فوائد آن “یک تز و توهم” کاغذ سیاه میکند).

جهت اطلاع یادآوری کنم که اشاره جمال کمانگر به “سند شماره ١، تزهائی در مورد یک بین الملل کمونیستی” نوشته شفیق در مارس ١٩٩٩ یعنی بیش از ١۶ سال قبل است.

ما هم جهت یاد آوری طبق " اسناد مباحثات درونی حزب کمونیست کارگری ایران (1999) " نشان می دهیم که او این جا هم مکارانه تلاش کرده است تا حقایق را پنهان کند. توضیح می دهیم چرا:

سند شماره 1 که ایرج فرزاد به آن اشاره می کند نوشته منصور حکمت است در جواب نوشته بهمن شفیق. چند ماه پیش از آن شفیق با سه مطلب " کدام شعار، کدام ضرورت " ، " باز هم در باره شعار جمهوری سوسیالیستی " و  " حزب به کجا می رود؟ " ( صفحه 97 تا 107) بحث اش را شروع کرده بود و ایرج فرزاد هم از آن اطلاع کامل دارد.

 چرا فرزاد فقط به این نوشته اشاره می کند، به این دلیل که این تنها بحث حکمت است که او سعی دارد در آن مواضع اش را توضیح دهد و طبق اسناد چیزی برای گفتن ندارد به این دلیل:

بهمن شفیق نظراتش را در " تز هایی در باره حزب بین الملل کمونیستی کارگری" ( صفحه 6) مینویسد.

منصور حکمت جوابش را در " در رابطه با نوشته رفیق بهمن شفیق تحت عنوان سند شماره 1" (صفحه8)مینویسد.

بهمن شفیق جواب حکمت را در " ترس از حاشیه ای شدن یا گریز از یک وظیفه تاریخی" (صفحه 9) مینویسد.

منصور حکمت که متوجه شده است قضیه جدی است در نوشته " ایست، تر مز ها را چک کنید " ( صفحه 13) بدون این که بتواند جواب انتقادات بجای شفیق را بدهد سعی در خط و نشان کشیدن در عواقب انتقاد و این نوع بحثها در مقابل خودش را دارد.

بهمن شفیق در ادامه توضیح نظراتش در " یک گام به پیش چند گام به پس، در باره برخی مسائل گرهی جنبش ما " ( صفحه 16) به توضیح نظراتش ادامه می دهد سرانجام منصور حکمت در " از منظر اژدها، نامه اول در مورد مطلب بهمن " (صفحه 52) با یک خود زنی سیاسی نشان می دهد که جوابی ندارد و قادر به ادامه بحث نیست. درادامه بهمن شفیق جواب خود زنی حکمت را در " شاه برهنه است " ( صفحه 53) می دهد از این به بعد از منصور حکمت خبری نیست در ادامه شفیق بحث هایش را در:

" برای ثبت در تاریخ، نکاتی در زمینه مباحثات درون کمیته مرکزی " (صفحه 57)

" این یک بحران است، آن را جدی بگیرید " ( صفحه 64)

" آغاز دورانی دیگر" ( صفحه 75) دنبال می کند.

سر انجام منصور حکمت بعد از استعفای تعدادی از اعضا، در نوشته " خدا حافظ رفیق " (صفحه 90) طبق معمول روال کارش ضمن پرتاب متلک هایی به آنها تلاش می کند لشگر پراکنده "حزب " اش را جمع جور کند.

صحت نظرات شفیق در مورد سرنوشت حکک اساس دشمنی و کینه ایست که این جماعت به شکل فحاشی، متلک پرانی، ترور شخصیت از خود نشان می دهند جالب است که همه وابستگان به این خانواده مقدس منصورحکمت را قبول دارند اما ضمن اینکه بین خودشان چماق و کارد کشی است ولی همه با یک نت به بهمن شفیق فحاشی می کنند.

این خانواده با سازمان دادن جو ترورشخصیت وترس از رسوایی دربین خودشان، اگر کسی از اعضای این خانواده بخواهد نقدی به منصور حکمت بکند آماده اند سر او کلاه بوقی بگذارند واو را وارونه بر روی الاغ در شهربگردانند. مجریان "انقلاب فرهنگی" این خانواده جمال کمانگر در حزب حکمتیست بخش رحمان حسین زاده، ثریا شهابی در حزب حکمتیست – خط رسمی، گردانندگان سایت مبارزان کمونیست و ایرج فرزاد از سیارات منفرد است. اما وضع گروه حمید تقوایی فرق می کند آنها مدتهاست به دنبال جرح و تعدیل برنامه "یک دنیای بهتر" و تبدیل آن به "یک دنیای بهتر، سکسی تر و ریلاکس تر" هستند. آنها منتظرند یک بنده خدایی بدور از چماق امثال ایرج فرزاد جرئت کند و بزند زیر این مترسک ( برنامه یک دنیای بهتر) تا آنها بتوانند راحت تر به دنبال سیاست های پروغربی شان بروند. بهر صورت عصبانیت ایرج فرزاد از کورش مدرسی هم از همین جا است چون طبق گفته او در همان جلسه رسمی ژوئن 2008 بیچاره بنده خدا کوروش مدرسی یک مقدار جرئت بخرج داده و گفته است بهمن شفیق درست می گفت و" در این جا باید از نقش تئوریک بهمن شفیق از او تشکر کنم"  این جماعت بلایی سرش در آوردند که رفت خانه نشین شد و ثریا شهابی سر رشته کار را بدست گرفت که حالا دیگر با وجدان آرام می تواند شکلات بخورد و به فکر این نباشد که اولدوزها نان شب ندارند.

ایرج فرزاد چون قادر به ارائه یک بحث سیاسی نیست تمام اعلام جرمش علیه کوروش مدرسی این است که چرا کفر گفته و تا الآن توبه نکرده است. به همین علت ایرج فرزاد هنوزدر نقش یک Bounty Hunterd( جایزه بگیر) بدنبال گرفتن جایزه زنده یا مرده کوروش مدرسی است.

 

نوید پایور

2 بهمن 94

22 ژانویه 2016

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com