توهم "سرمایه داری متعارف"، ابزاری برای تحمیق کارگران – نامه به یک رفیق

نامه حاضر در پاسخ به رفیقی نگاشته شده که به دنبال انتشار یادداشت "برتون وودز، امپراطوری دلار و راز سر به مهر انباشت سرمایه در ایران" خواهان توضیح بیشتر در باره جمله زیر بود:"....این نظریه پردازان، توهمی از یک سرمایه داری کلاسیک و ارگانیک را به تصویر می کشند که در جهان واقعی مابه ازایی ندارد..."

از آن جا که به نظر می رسد که ابهام موجود در این جمله فقط به ساختار و واژه های به کار رفته در این جمله مربوط نیست، بلکه به همان تصویری مربوط می شود که پشت مقوله سرمایه داری کلاسیک به خورد کارگران داده می شود،  تاکید این رفیق این فرصت را بوجود آورد، که بیشتر به موضوع بپردازیم. نظر به اهمیت بحث، پاسخ مزبور را به طور علنی منتشر میکنم. در این جا بار دیگر از این رفیق به خاطر تاکیدش بر ضروری بودن توضیح بیشتر این بحث سپاسگزارم.

رفیق .... عزیز

نظریه پرادازان زیادی در میان چپ وجود دارند که معتقدند در کشوری مثل ایران سرمایه داری، مناسبات غالب نیست و یا اگر هست شکلی ناقص از سرمایه داری است که با سرمایه داری های متعارف متفاوت است. این نظریه پردازان رسما یا تلویحا ابتدا شکلی از سرمایه داری را به عنوان سرمایه داری کلاسیک و متعارف تشریح و تلقین می کنند، که سازوکاری را داراست که اعمال قهر در آن برای حفظ مناسبات موجود چندان نقشی ایفا نمی کند. از نظر این طایفه این قهر تنها زمانی به طور واقعی ضروری و به کار گرفته خواهد شد که سرمایه داری با خطر حمله از سوی مخالفین این نظم روبرو شده باشد. و یا محتاج تسخیر بازارهای خارجی و رقابت های سخت با رقبا باشد و یا در مراحل بحرانی حیات سرمایه داری قرار داشته باشد. از نظر آنان به جز در مواجهه با چنین وقایعی، قهر کاربردی در حفظ زنجیره انباشت ندارد و حتی می تواند برای انباشت سرمایه مضر هم باشد.

این روی دیگر همان ادعایی است که طرفداران "سرمایه داری بدون مداخله دولت" مطرح می کنند. آن ها هم مداخله دولت در کارکرد سرمایه و به هم زدن مکانیسم خود تنظیم گر بازار آزاد را مسبب نابسامانی های موجود در کشورهای سرمایه داری می دانند. از نظر این دسته از نظریه پردازان چپ هم، عامل قهر یک قاعده در مناسبات سرمایه داری نیست بلکه یک استثناء است. به جز در این موارد استثناء، آن ها هم وانمود می کنند که اعمال قهر تنها به دوره پیش از برقراری مناسبات سرمایه و دوران انباشت اولیه آن برمی گردد و تنها تا آن جا به کار می رود که پروسه انباشت اولیه و تمرکز ثروت در دست اقلیتی تکمیل شود. اما از آن پس و در حالت متعارف، این سازوکارِ درونیِ سرمایه است که انباشت را تنظیم و تضمین می کند. دموکراسی در این درک فقط ماسکی نیست که چهره عبوس سرمایه و بازار آزاد را بزک می کند و حتی فقط شکلی از حکومت کردن نیست که در تقابل با دولت های دیکتاتور و غیر دموکراتیک قرار دارد، بلکه عنصری درونی است که با سازو کار سرمایه مطابقت دارد. در واقع انعکاسی از ذات سرمایه در جامعه و سیاست است. در این جا از این بگذریم که در اندیشه همین چپ دموکراسی عنصری ذاتی از سازوکار سوسیالیسم هم هست. بدین معنا که "یا دموکراسی هست و یا سوسیالیسم نیست".

مطابق این درک، در هر کشوری که آثار کمتری از دموکراسی مشاهده شود، به منزله فقدان سازوکار سرمایه داری و یا نقص آن و تبعا به معنای غیر سرمایه داری بودن مناسبات حاکم بر آن کشور است. این حکمی است که پس از مقایسه جامعه ی ایران با یک "سرمایه داری خیالی" از سوی طیف وسیعی از افراد و جریانات چپ ارائه می شود. و بر همین اساس هم سرمایه داری در ایران را غیر متعارف، ناقص، یا غیرارگانیک تشخیص داده، یا اساسا مناسبات حاکم بر ایران را سرمایه داری نمی دانند.

این اندیشه به خصوص امروزه روز با غلبه ایدئولوژیک سرمایه داری ابعاد گسترده تر و عمیق تری به خود گرفته است. در گذشته گرایشی در چپ وجود داشت که شکل مناسبات اجتماعی را در ایران سرمایه داری و محتوای آن را وابستگی می دانست و شعارش به جای نفی سرمایه داری، نفی وابستگی بود و از این زاویه و در اساس نظراتش به طیف معاصر چپ شباهت داشت. اما از سوی دیگر آن  گرایش ضد امپریالیست بود و امپریالیسم را با تجاوزگری توضیح می داد و خشونت و تجاوز را جزیی از مناسبات سرمایه داری قلمداد می کرد. به همین دلیل هم بود که چپ آن روز کمتر به دموکراسی و مدرنیسم و سرمایه داری غربی شیفته بود و اساسا در پی وارد کردن دموکراسی نبود. در آن زمان از دید چپ واردات دموکراسی به معنای تسلیم شدن به امپریالیسم بود. اما همان طور که گفتم با غلبه ایدئولوژیک بخش مسلط سرمایه داری جهانی مسئله ابعاد گسترده تری به خود گرفت و دموکراسی به عنوان جزیی ذاتی از مناسبات سرمایه داری، توسعه اقتصادی و پیشرفت و مدنیت تلقی گردید. چپ امروز، چپ گذشته را به دلیل اهمیت ندادن به دموکراسی به زیر سؤال می برد.

از سوی دیگر بنابه نظر این جماعت، در یک سرمایه داری متعارف و در دستگاه بوروکراتیک آن فساد مشاهده نمی شود و یا میزان آن آنقدر کم است که قابل صرفنظر کردن می باشد. مطابق این اگر در کشوری فساد در دستگاه بوروکراتیک مشاهده شود و یا ثروت های طبیعی یا اجتماعی با اعمال زور دولت و طبقه حاکم به رایگان یا به مبلغی ناچیز به تصرف سرمایه داران در آید، در آن کشور سرمایه داری شکلی متعارف ندارد.

در این تصور، گویا نوعی از سرمایه داری وجود داشته و یا وجود دارد که در آن همه اجزاء در یک رابطه ارگانیک با یکدیگر قرار دارند و در آن روابطی عادلانه بین لایه های مختلف بورژوازی حاکم است و قوانین بازار و دست نامرعی آن اجازه نمی دهند تا این روابط عادلانه و رقابتی به اعمال قدرت بی قاعده ی بخشی بر بخش دیگر منجر شود. در این نوع خیالی از سرمایه داری، رانت ها عادلانه تقسیم می شوند، دلالی و حتی سرمایه تجاری و مالی در برابر تولید مذموم و غیر اخلاقی است.  در حقیقت این نگرش در ایران نگرش چپ طبقه متوسط  و خرد بورژوا است.

در دنیای واقعی اما همان طور که در یادداشت "برتن وودز، امپراطوری دلار و ....." گفته شد چنین شکلی از سرمایه داری وجود ندارد.در دنیای واقعی سرمایه های بزرگتر سرمایه های کوچکتر را له می کنند. رانت ها جذب سرمایه های انحصاری می شوند. نرخ سود تعیین می کند که سرمایه به تولید یا تجارت و یا بخش مالی منتقل شود. و قدرت و قهر، بخشی مهم از سازو کار سرمایه است. در این سرمایه داری واقعی کمپانی مرسدس بنز می تواند به راحتی و علنا از زیر بار پرداخت مالیات شانه خالی کند و یا از امتیازات ویژه برخوردار باشد، در حالی که خرده فروشی ها در صورت آشکار شدن فرار از مالیات، دزد بیت المال محسوب شده و تا ابد از هستی ساقط می شوند. در دنیای واقعی فساد بخشی از مکانیسم نظم سرمایه داری است به طور مثال همین مورد اخیر تقلب در خودروهای فولکس واگن و یا صدها موردی که پنهان می ماند از مصادیق سرمایه داری در دنیای واقعی است. از موارد میلیتاریسم، تجاوز و غیره برای حفظ مناسبات و تضمین انباشت سرمایه می گذریم و مورد اتحاد آلمان و تصرف ثروت ها و اموال عمومی و ماشین آلات و ساختمان های آلمان شرقی توسط بزرگ کنسرن های آلمان غربی را به بعد واگذار می کنیم. به راستی اگر کشوری در دنیا به دلیل این موارد غیر سرمایه داری نامیده شود، در آن صورت با میکروسکوپ هم نمی توان یک کشور سرمایه داری متعارف پیدا کرد.

همان طور که در متن اشاره کردم، در این دنیا هر روز بخش جدیدی از طبیعت و حتی غرایز انسانی به حوزه تولید کالایی و انباشت می پیوندد و این امر جز با اعمال زور میسر نیست.

در این بین ما با دو گرایش در چپ روبه رو بوده و هستیم. گرایشی از گذشته که سرمایه داری را با زور و غارت و تجاوز توضیح می دهد و از آن درکی اخلاقی بر اساس توزیع غیر عادلانه و حرص و طمع طبقات دارا به نمایش می گذارد. و گرایشی جدید که بعضا در همان گرایش پیشین ریشه دارد و عنصر زور، فساد، دخالتگری دولت، تصاحب ثروت های همگانی را انباشت غیر سرمایه دارانه نام می نهد و همان طور که گفتم اگر در کشوری همچون ایران با نمونه هایی از این موارد مواجه شود، آن کشور را از افتخار سرمایه داری بودن خلع می کند. از نظر این طیف اخیر چپ ایران، هرجا که فساد هست یا در هر جا که سرمایه به جای تولید به سمت تجارت و یا سرمایه مالی میل می کند و یا هرجا که این نظریه پردازان تبعیضی در اختصاص منابع و اعتبارات مشاهده می کنند و یا در هر جا که سرکوبی مشاهده می شود، آن جا یا سرمایه داری نیست و یا نوع ناقص آن حاکم است. همان طور که خاطرنشان کردم این ها نظرات بورژواها و خرده بورژواهای ناراضی است. کسانی که زیر دست و پای انحصارات و غول های  سرمایه در حال له شدن هستند.

اما واقعیت این است که خشونت و سلب مالکیت عنصر ساری و جاری در جامعه سرمایه داری است. عنصری که بر محور تولید ارزش اضافه و تصاحب آن استوار است. این که تحقق این ارزش اضافه و تصاحب هرچه بیشتر ساعات کار  کارگران در کدام اشکالِ مستقیم یا غیر مستقیمی صورت می پذیرد، در اصل موضوع تغییری حاصل نمی کند. این که این امر در شکل اصلی تصاحب محصول تولید شده در کارگاه و عرضه آن در بازار صورت می گیرد و یا در اخذ مالیات از کارگران و یا افزایش تورم؛ تغییری در اصل موضوع سرمایه دارانه بودن انباشت نمی دهد. و این که تصاحب این ارزش اضافه با بازتوزیع سود بخش هایی از بورژوازی به نفع بخش های با ترکیب ارگانیک بالاتر انجام می شود، باز هم انباشت حاصل را غیر سرمایه دارانه نمی کند. بخشش های مالیاتی و اختصاص اعتبارها و رانت ها در همه جوامع سرمایه داری، اشکالی از این بازتوزیع سود به نفع بخش هایی هستند که از رتبه بالاتری در هیرارشی ترکیب ارگانیک سرمایه برخوردارند. کسانی که این اشکال را به غارتگری ها، معاملات نابرابر و جبرهای اجتماعی پیشاسرمایه داری تشبیه می کنند در صدد ارائه شناختی علمی از مناسبات حاکم نیستند، بلکه موضوع کارشان تطهیر سرمایه است. می خواهند اثر انگشت بورژوازی را از روی سرنوشت فلاکت بار کارگران پاک کنند.

رفیق عزیز آن چه را که گفتم باز هم تکرار می کنم که آن نوع از سرمایه داری منزه از زور و فسادی که برخی نظریه پردازان چپ  تصویر می کنند، تا به کمک آن سرمایه داری بودن مناسبات اجتماعی در ایران را انکار کنند و یا آن را غیرمتعارف بنامند، توهمی بیش نیست و جز در ذهن این جماعت، موجود نیست.

در این جا اجازه می خواهم که به خاطر این تاکیدم نمونه ی دیگری ذکر کنم و نمونه های بیشتر را به یادداشت های بعدی واگذارم که در ادامه یادداشت  "برتن وودز و امپراطوری دلار..." منتشر خواهند شد. این مثال نمونه ای است از اتفاقاتی که مدام در جهان سرمایه داری رخ می دهند و نشان می دهند که از این نظر تفاوتی بنیادین مابین مناسبات اجتماعی در ایران با سرمایه داری "نرمال" حاکم بر مدینه های معهود این نظریه سازان وجود ندارد.

در همین بحران اخیر اقتصاد جهانی دولت آمریکا کنسرن ها و بانک های غول پیکر خود را با هزاران میلیارد دلار وام و رانت و کمک بلاعوضی که چیزی نبود و نیست جز ارزش اضافه تولید شده توسط کارگران از مرگ حتمی نجات داد. همین اتفاق در تمامی کشورهای اروپای غربی هم صورت گرفت. این کار به قیمت بی خانمان شدن ده ها هزار نفر در آمریکا و ورشکستگی ده ها هزار تولیدی و فروشگاه کوچک در کشورهای پیشرفته سرمایه داری و نابودی و فلاکت میلیون ها نفر در یونان، اسپانیا و پرتغال انجامید.

رفیق .... عزیز در دنیای واقعی نوع پاک و شسته رفته ای از سرمایه داری که رعایت حال این آقایان را بکند وجود ندارد. اگر غیر از این بود و اگر سرمایه داری با احتیاط بیشتری قدم بر می داشت، دو روز هم دوام نمی آورد. این درک از سرمایه داری تخیلی بیش نیست و چنین نوعی از سرمایه داری در دنیای واقعی یافت می نشود.

تبعات سیاسی چنین تبیین هایی از سرمایه داری مشخص است. جستجوی مدام برای یافتن جامعه ای عادلانه تر، بدون نابودی نظم و قدرت سرمایه و بدون دیکتاتوری پرولتاریا.

مسلما نه می توان سرمایه داری را با مؤلفه های اخلاقی و یا فساد و غارت و زورگیری و حرص و طمع تبیین نمود و نه می توان آن را از این عناصر مبرا کرد. همچنان که سرمایه داری را نمی توان با استثمار مبتنی بر جبرهای اجتماعی از نوع استثمار فئودالی تبیین نمود. اما این به معنای عاری بودن سرمایه داری از استثمار نیست. همان طور که استثمار سرمایه داری را باید با جبرهای اقتصادی و در پرتو رابطه کار و سرمایه توضیح داد، فساد و بوروکراتیسم و قهر و قدرت و رشد سرمایه مالی و تجاری و بورس و دلالیسم را نیز باید در پرتو تضاد کار و سرمایه و قوانین حاکم بر رفتار آن مورد بررسی قرار داد.

رفیق عزیز من تلاش کرده ام در دوقسمت اول مقاله ی "نگاهی به توسعه سرمایه داری ایران در دو دهه اخیر" تا حدودی به بررسی این موارد با همین متد بپردازم. اگر فرصتی برای نوشتن قسمت سوم آن مقاله فراهم شود، سعی می کنم به تکمیل آن مباحث بپردازم.

با درودهای رفیقانه

مخلص

وحید صمدی

18 دی 94

8 ژانویه 2016

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com