این نظریه پردازان، توهمی از یک سرمایه داری کلاسیک و ارگانیک را به تصویر می کشند، که در جهان واقعی مابه ازایی ندارد. این موهومات به این دلیل در صورت تئوری ارائه می شوند تا نقش قدرت سرکوب و دیکتاتوری مکنون در سرمایه را بر تداوم انباشت کتمان کنند. در این تصور دموکراسی نه ماسکی برای پنهان نمودن این دیکتاتوری، بلکه جزئی ذاتی از سرمایه داری است که عوامل مختل کننده ی عملکرد دست نامرئی را خنثی می نماید. مطابق این درک  جوامعی که از ماسک دموکراسی بهره نمی برند، پیشاپیش "غیر سرمایه داری" اند.

بورژوازی فقط با پول و سلاح نیست که حکومت می کند. بدون لشگر انبوه ایدئولوگها و نظریه پردازان چپ و راست، سیادت طبقۀ حاکم در کوتاهترین زمان در هم خواهد پاشید. لشگر انبوهی که پایه ای ترین وظیفه اش، بازتولید آگاهی کاذبی است که حقایق جهان سرمایه داری را از دید تودۀ انبوه پرولتاریا پنهان می کند. آشکار ترین حقایق نیز در این آگاهی به رازهایی ناگشودنی تبدیل می شوند. برای ایران، پنهان کردن فقر و فاقه و فلاکت تودۀ کارگران و زحمتکشان به عنوان نتیجۀ مستقیم یکی از خشن ترین دوره های انباشت سرمایه و حواله دادن آن به عواملی غیر سرمایه دارانه، از وظایف مقدس این لشگر انبوه را تشکیل می داده و می دهد.

یادداشت حاضر در مورد تاریخچه و نقش دلار در تمرکز سرمایه در آمریکا به این دلیل نگاشته شده است تا درک مشترک انبوه نظریه پردازانی را به زیر سؤال ببرد که مناسبات سرمایه داری در ایران را به دلیل درهم تنیدگی قدرت و سرمایه انکار می کنند و یا از آن تعابیری ارائه می دهند که گویا نقصی در آن مشاهده می شود که با الگوهای متعارف همخوانی ندارد.

در این نوع از تصورات انتقال رانت به سمت مراکز قدرت سرمایه در ایران نافی الگوهای کلاسیک و ارگانیک سرمایه محسوب می شود و یا وجود شبکه ها و باندهای فساد و مافیا عنصری است که تقدس دست نامرعی بازار را به زیر سؤال برده است. و یا تصاحب منابع جدید، ثروت های طبیعی یا اموال عمومی به معنای تکرار انباشت اولیه به شیوه های غیر سرمایه دارانه است و غیره.

این نظریه پردازان توهمی از یک سرمایه داری کلاسیک و ارگانیک را به تصویر می کشند، که در جهان واقعی مابه ازایی ندارد. این موهومات به این دلیل در صورت تئوری ارائه می شوند تا نقش قدرت سرکوب و دیکتاتوری مکنون در سرمایه را بر تداوم انباشت کتمان کنند. در این تصور دموکراسی نه ماسکی برای پنهان نمودن این دیکتاتوری، بلکه جزئی ذاتی از سرمایه داری است که عوامل مختل کننده ی عملکرد دست نامرئی را خنثی می نماید. مطابق این درک  جوامعی که از ماسک دموکراسی بهره نمی برند، پیشاپیش "غیر سرمایه داری" اند.

با این برداشت عملا بخش بزرگی از وقایع و پدیده ها و وقایع جاری در جهان امروز خارج از چارچوب روابط سرمایه دارانه قرار می گیرند.

به طور مثال وجود مافیا و باندهای گانگستری به عنوان بخشی از تاریخ توسعه سرمایه داری آمریکا؛ تهاجمات نظامی برای در اختیار گرفتن گلوگاه های ثروت و انرژی، اعمال هژمونی برای تصرف فضا، اقیانوس ها، ثروت های طبیعی و همگانی، و تبدیل کردن هر آن چه که در تصور می گنجد به کالا و ده ها مورد دیگر هر لحظه در تاریخ معاصر تکرار شده اند. این پدیده ها و رویدادها در چارچوب همین مناسبات کار و سرمایه اتفاق می افتند و در همین رابطه هم قابل توضیحند.

دلار و تاریخ تبدیل شدن آن به ارزی جهانی و نقش آن در استحکام و تثبیت سرمایه داری آمریکا، یکی از همین پدیده هاست که رابطه بین قدرت و سرمایه را نشان می دهد و توهم ارگانیک بودن سرمایه داری را به زیر سؤال می برد. برای شناخت این روندها درک تئوریک روابط سرمایه داری البته اهمیتی حیاتی دارد. اما این درک تئوریک بدون بررسی آمپریک تحول سرمایه داری معاصر در حدی از انتراع باقی می ماند که پاسخگوی نیازهای مبارزاتی طبقه کارگر سوسیالیست نخواهند بود. ما سعی خواهیم کرد در آینده موارد مشابه دیگری را نیز در همین رابطه مورد بررسی قرار دهیم تا با طرح نمونه های مشخص به نقدی جامع تر از این شیوه ی تفکر دست یابیم.

 **********************

قرارداد برتن وودز که بر اساس آن دلار به عنوان ارز پایه برای معاملات بین المللی انتخاب شد در 22 ژوئیه سال 1944 میان 44 کشور از جمله آمریکا و انگلستان منعقد گردید. این پاسخی بود به ضرورت انطباق با گسترش روزافزون سرمایه گذاری ها و معاملات تجاری و چرخه سرمایه. انتخاب دلار برای این منظور منطقی ترین و اصولی ترین انتخاب بود. زیرا قدرت اقتصادی و تولیدی آمریکا در آن زمان چند برابر انگلستان و فرانسه ی پیش از جنگ بود و به تبع آن دلار نیز از اعتبار بسیار بالاتری نسبت به پول های رایج دیگر کشورها برخوردار بود. از دیگر سو قدرت سیاسی و نظامی آمریکا پس از جنگ نیز تضمینی بود که هر ارزی برای مبنا و مورد اعتماد قرار گرفتن در بازار به آن نیاز داشت. به همین دلیل طبق سیستم برتن وودز طلا به عنوان پشتوانه و معیار سنجش ارزش دلار مقرر گردید.

به عبارتی این طلا بود که در واقع در هیات دلار در معاملات به کار می رفت. پشتوانه این دلار طلای ذخیره شده در فدرال رزرو، سیستم بانک مرکزی ایالات متحده آمریکا بود. همزمان با این قرارداد دو نهاد بین المللی برای نظارت بر عملکرد این قرارداد تاسیس شد: بانک جهانی و صندوق بین المللی پول. این دو نهاد خیلی زود به دلیل قدرت اقتصادی و هژمونی جهانی آمریکا تحت کنترل دولت آمریکا قرار گرفتند.

سیستم برتن وودز امکان رشد انفجاری سرمایه گذاری ها و معاملات در صحنه بین المللی و رشد شتابان اقتصاد سرمایه داری طی دو دهه بعد را فراهم نمود. با وجود این میزان افزایش ذخایر طلا (پشتوانه دلار) نسبت به نیاز روزافزون به دلار بسیار کم بود و این امر به زودی به مانعی جدی در برابر گسترش تجارت جهانی تبدیل شد.

در زمان جنگ ویتنام دولت آمریکا با بدهکار شدن به بانک مرکزی اش توانست هزینه جنگ را تامین کند. به همین دلیل ارزش دلار نسبت به طلا سقوط کرد.

طبق قرارداد برتن وودز کشورها می توانستند در صورت کاهش ارزش دلار نسبت به طلا، دلارهایشان را با طلایی که در فدرال رزرو به عنوان پشتوانه ی دلار انبار شده بود معاوضه کنند. فرانسه که در عرصه بین المللی از اعتباری سیاسی، فرهنگی و مبارزاتی برخوردار بود و طی سال های پس از جنگ، استقلال خود را در ارتباط با برتری اقتصادی و نظامی آمریکا حفظ کرده بود، با ارسال محموله های بزرگ دلار به آمریکا در سال 1968، آن ها را با طلا معاوضه نمود.

کشورها متوجه شده بودند که دولت و سرمایه داری آمریکا، از این طریق و در قالب رانت دلار، بخشی از سود سرمایه در جهان را به نفع خود بازتوزیع می نماید.

در این هنگام ریچارد نیکسون رییس جمهور وقت آمریکا، در 15 اوت 1971 و پیش از آن که اقدام فرانسه به سرمشقی برای کشورهای دیگر تبدیل شود، ارتباط بین دلار و طلا و در حقیقت قرارداد برتن وودز را به طور یک طرفه ملغی نمود. و این به معنای پرداخت بدهی های آمریکا توسط کشورهای دیگر بود. از آن پس آمریکا کاری را که تا آن هنگام به طور مخفیانه انجام می داد، بدون هیچ محدودیتی به انجام می رساند. و این تنها به این دلیل میسر شده بود که دلار دیگر، برتری و موقعیت منحصر بفرد خود را در بازار بین المللی تثبیت کرده بود. صف بندی های بین المللی در برابر بلوک شرق نیز در عین حال در تن دادن به برتری دلار، در بلوک غرب بی تاثیر نبود.

پس از سقوط نظام برتن وودز دیگر این حجم بالای مبادلات نفتی بر حسب دلار بود که به حفظ تسلط آن  کمک می کرد. و این تسلط اعمال می شد بدون آن که محدودیت های پیوند دلار با طلا مانع افزایش حجم دلار در بازار بین المللی شود. نفت نسبت به طلا با سرعت بیشتری قابل تولید و افزایش بود و بنابر این دلار هم می توانست به مقدار بیشتری چاپ و روانه بازار جهانی شود.

در نتیجه دولت آمریکا از آن پس انحصار و کنترل بر چاپ، توزیع و قیمت گذاری ارز جهانی را در دست داشت، بدون آن که از قراردادی بین المللی تبعیت نماید. از این پس مهمترین وظیفه دلار نه ایفای نقش به عنوان واسطه ای بین المللی، بلکه تضمین منافع و تامین رانت برای سرمایه های آمریکایی بود.

اگر آمریکا مطابق قرارداد برتن وودز ناچار بود مخفیانه، به چاپ دلار اضافی بپردازد، از این پس برای انجام این منظور هیچ محدودیتی نداشت. از آن پس می توانست برای هزینه های تحقیق، تولید، رقابت، تسلیحات و جنگ و مخارج رفاه عمومی از فدرال رزرو(فد) استقراض کند. و این برای سرمایه داری آمریکا امکان آن را فراهم می کرد که با تسلطش بر دلار به رانتی دست یابد که هزینه آن از بازتوزیع سود در کشورهای ضعیف تر تامین می شد. در طی دهه های قبل و بعد از برتن وودز سرمایه آمریکایی چه با فریب و اعمال قدرت و چه با استفاده از مکانیسم های حاکمیت دلار به عنوان ارز بین المللی به منبعی از رانت دسترسی داشته که در حفظ موقعیت برتر این کشور در جهان مؤثر بوده است.

بعد از برتن وودز کنترل ذخایر نفت و حفظ جریان تولید و توزیع آن در جهان برای دولت آمریکا از اهمیتی بیش از گذشته برخوردار شد. و این کنترل به معنای حفظ اعتبار دلار برای دولت و سرمایه داران، تضمین رفاه مردم آمریکا و حتی تامین امنیت کشورهای سرمایه داری ترانس آتلانتیک و حتی کل سرمایه داری جهانی بود. بدین ترتیب دلار برای مدتی طولانی نه تنها به سرمایه داران، دولت و مردم آمریکا خدمت نمود، بلکه نقشی تعیین کننده در تثبیت سرمایه داری جهانی ایفا کرد.

با تمام این ها دلار دارای چنین نقش و کارکردی برای سرمایه داری آمریکا نمی بود، مگر آن که متکی به سرمایه هایی باشد که از ترکیب ارگانیک به مراتب بالاتری نسبت به سرمایه در نقاط دیگر جهان برخوردارند. عظمت تراست ها و بارآوری بسیار بالاتر کار، به دلار آمریکا خصلتی را بخشیده است که بتواند به جذب رانت از طریق تصاحب ارزش اضافی باز توزیع شده بیانجامد. بدون این برتری در ترکیب ارگانیک سرمایه ی آمریکایی، دلار نمی توانست چنین نقش منحصر بفردی را بازی کند. هرچند این نقش در تاریخ توسعه کلاسیک سرمایه داری مشابهی ندارد، اما کارکرد و بررسی نقش دلار جز در چارچوب مناسبات و قوانین کار و سرمایه قابل توضیح نیست.

برای فهم این موضوع کافی است به آمارهای برترین کنسرن های جهان نگاهی بیاندازیم تا به علت اصلی قدرت دلار پی ببریم. و دریابیم که چگونه در مناسبات سرمایه داری تمرکز سرمایه، قدرت و رانت تفکیک ناپذیرند.

از صد کنسرن برتر جهان در سال 2015،  54  کنسرن و از ده کنسرن  برتر جهان 9 کنسرن از آمریکاست. کنسرن عظیمی همچون دایملر تنها در رده هفتادوچهارم قرار دارد(*). تازه این آمار مربوط به دوره ای است که رقبایی مثل شرکت های چینی و اروپایی توانسته اند طی دهه اخیر از رشد درخوری برخوردار باشند و جای برخی از شرکت های آمریکایی را بگیرند و چند کشور جرات کرده اند که تسلط دلار را زیر سؤال ببرند.

با وجود این و با درک همین مسئله است که هیچ اقتصاددان مارکسیست و حتی شبه مارکسیستی پیدا نشده که وجود مناسبات سرمایه داری را در آمریکا یا جهان به بهانه نقش دلار در تحکیم دولت و طبقه حاکمه ی آمریکا نفی کند. و هیچ محقق معتبری با تکیه بر نقش دلار در جذب ارزش اضافی بازتوزیع شده -به نفع سرمایه آمریکایی- مدعی تصاحب به روش های غیر سرمایه دارانه در جهان و یا تکرار بی پایان انباشت اولیه  نشده است. و هیچ نظریه پردازی که بویی از مارکسیسم برده باشد از قطع شدن زنجیره انباشت در جهان سرمایه داری به دلیل نقش دلار و هژمونی سیاسی، نظامی و اقتصادی سرمایه داری آمریکا سخن نگفته است. چنین ادعاهایی تنها از کسانی بر می آید که مناسبات حاکم بر جهان را استکباری می دانند و نه سرمایه داری.

وحید صمدی

14 دی 94

4 ژانویه 2016

 

(*)- http://de.statista.com/statistik/daten/studie/12108/umfrage/top-unternehmen-der-welt-nach-marktwert/

 

 

 

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

کنفرانس اول

  • عروج و افول 8 سالۀ احمدی نژاد – بحثی درباره امکان عروج مجدد احمدی نژاد
    Written by
    اگرچه تکیه جریان "احمدی نژاد" بر گفتمان عدالتخواهی در شکستن نخوت طبقه متوسط  و اسطوره های او مؤثر است ... اما خود جنبشی یک دست نیست. این جریان می تواند به جنبشی تبدیل شود که با پتانسیل عظیم و انفجاری خود گرایشاتی را در درون خود حمل کند که با توجه به اختلافات درون دولت و طبقه حاکم و شرایط بغرنج منطقه قابل مهار نباشند. تجربه ی تاریخی و حتی تحولات جاری در کشورهای مختلف نشان می دهد که این…
  • چرا ناگهان عربستان سعودی گرفتار مشکلات جدی شده است؟
    تعدادی از جرثقیل های کمپانی بن لادن باید خاک بخورند. اما این به معنای برپا ماندن جرثقیلها بر آسمان پادشاهی نخواهد بود. کمپانی های چینی آماده می شوند تا پایه های زیر بنایی جدیدی را در عربستان بسازند. واشینگتن، اگر توجه کند، باید حرکت آرام متحد قدیمی اش را یا بطرف درهم ریختگی اجتماعی  یا ورود به قطب چینی ها ببیند. راه دیگری وجود ندارد
  • دگردیسی نه چندان اعجاب انگیز طبقۀ متوسط - بوتۀ مالجو در بوتۀ نقد (قسمت پایانی)
    Written by
    الیت طبقه متوسط در توهم عصر روشنگری است، در تب آزادی می سوزد؛ در آرزوی نهادهایی مدنی است که از طریق آن ها در قدرت سیاسی شریک گردد. اما قادر به تشخیص تناقضاتی نیست که توسعه سرمایه داری معاصر را از دوران انقلابات بورژوایی و یا دوران تسلط تفکر کمونیستی بر جریان روشنفکری متمایز می کند. این الیت در جستجوی گفتمانی است که از انحطاط سرمایه داری، روشنگری و ترقیخواهی را استخراج کند. اما وعده تکرار عصر روشنگری دروغی بیش نیست
  • اتحادیه ها و شوراها – سازمانیابی کارگران و دولت پرولتاریائی
    حتی نا آگاه ترین و عقب مانده ترین کارگران و متکبرترین و "متمدن ترین" مهندسین هم سرانجام از این حقیقتی که تجربۀ سازمان کارخانه با خود همراه دارد متقاعد می شوند: سرانجام همه از آگاهی ای کمونیستی برخوردار خواهند بود تا آن پیشرفت بزرگ اقتصاد کمونیستی در مقابل اقتصاد سرمایه داری را درک کنند... همبستگی کارگران – شکل گرفته در درون اتحادیه در جنگ با سرمایه داران، در رنج و قربانی– در شورا اشکال پایدار و اثباتی خویش را می…
  • امتناع کمونیستی و سیاست ورزی نو کینزی: انتخابات مجلس دهم و "اتفاقی که خودش" افتاد!
    Written by
    صداقت البته منکر خصلت سرمایه داری مناسبات مسلط بر ایران نیست. او نیز – مثل همۀ نظریه پردازان چپ طبقۀ متوسط – در این فاصله به تسلط مناسبات سرمایه داری در ایران اذعان می کند. اما او نیز... برای این سرمایه داری انبوهی از تبصره ها و اما و اگرها را بر می شمرد که در نهایت از این پدیده چیزی جز یک شیر بی یال و دم و اشکم باقی نمی ماند. در پایان تحلیل صداقت نه سرمایه داری…
  • ولایت مطلقه فقیه: حکمرانی بد یا مقتضیات انباشت؟ - بوتۀ مالجو در بوتۀ نقد (قسمت سوم)
    Written by
    اما در پایان دهه 60 روحیه ی ضدیت با اقتدار در هم شکسته شده بود، رقبای اصلی حذف شده بودند و مخاطراتِ سال های اولیه ی پس از قیام، چه در سطح حکومت و چه در سطح جامعه دیگر وجود نداشت. و اینک برای دوران نوین توسعه و تثبیت سرمایه داری در ایران، تمرکز بخشیدن به قدرت و حذف نهادهای موازی دارای اهمیتی حیاتی بود... در دهه ی 60، دادستانی انقلاب، وزارت اطلاعات، کمیته ها و هر مسجدی، مرکزی از قدرت…
  • اتحادیه ها و دیکتاتوری
    دیکتاتوری پرولتاریا خواهان محو تولید سرمایه داری است، خواهان نابودی مالکیت خصوصی است، برای اینکه فقط به این ترتیب استثمار انسان از انسان را می توان برانداخت. دیکتاتوری پرولتاریا خواهان محو اختلاف طبقاتی، خواهان پایان دادن به مبارزه طبقاتی است، زیرا بدین سان است که رهایی اجتماعی طبقه کارگر کامل می شود. برای رسیدن به چنین پایانی حزب کمونیست، پرولتاریا را برای سازمان دادن قدرت طبقاتی اش آموزش می دهد تا با به خدمت گرفتن این قدرت مسلح، بر طبقه بورژوازی چیره…
  • جایابی برای کارگران پشت صفوف بورژوازی: بوتۀ مالجو در بوتۀ نقد! - 2
    Written by
    هر کارگر کمونیستی می داند که مشکل سیاسی طبقه کارگر در حال حاضر امکانات مالی و مدیایی نیست، مشکل طبقه کارگر لشگر عظیم تئوریسین هایی است که هیچ بودگی کارگران را در برابر عظمت سرمایه به او تلقین می کنند. کار زنده ای که به خودی خود در کارگاه و در برابر ماشین آلاتِ روباتیزه یعنی در برابر کارِ مرده خود را باخته است به سختی قادر است در برابر این لشگر عظیم "سبزهای چپ" و "چپ های سبز"، بر…
  • " انحصار ها بر اقتصاد ایران چیره شده ا ند" یا دفاعی هوشمندانه از سرمایه داری؟
    عدم تناسب در شاخه های مختلف تولیدی در یک کشور و یا در دو کشور رقیب در بازار جهانی، یکی از مکانیسمهای انتقال ارزش اضافه تولید شده در شاخه یا کشور با بارآوری کمتر به شاخۀ تولیدی یا کشور با بارآوری بیشتر است. بدون این که در این میان حتی هیچ حقه ای هم به کار گرفته شده باشد. همین مکانیسم است که در شاخه های با بارآوری بیشتر و ترکیب ارگانیک بالاتر سرمایه منشأ سودی می شود که از…
  • نقد پروژۀ اقتصاد سیاسی دولت یازدهم یا خلع سلاح طبقه کارگر؟ بوتۀ مالجو در بوتۀ نقد! - 1
    Written by
    مالجو تمایلی ندارد که طبقه سرمایه دار را هم همچون طبقه کارگر خلع طبقه نماید. او به این سطح از حضور بورژواها به عنوان یک طبقه برای نتیجه گیری های بعدی نیاز دارد. بدون چنین طبقه ای، حداقل اقتدار لازم برای تحولات مورد نظر مالجو تامین نمی شود. هر چند طبقه بورژوا هم جنسی در میان اجناس بنجل این سمساری است اما باید در جای مناسب قرار گیرد و توی چشم بزند. در نظریه بافی مالجو این کارگران هستند که…
سایر مطالب مربوط به کنفرانس اول
JSN Glass template designed by JoomlaShine.com