ظهور نشانه های پایان نظم پسا جنگ سردی در خاورمیانه، چشم اندازهای کمونیسم در دوران نوین

تحولات مقارن با هفتادمین سالگرد سازمان ملل نقطۀ عطفی در آرایش ژئو پلیتیک جهانی را به نمایش گذاشت. نقطۀ عطفی که نه تنها نشانگر تغییراتی جدی در صفوف بلوکهای متخاصم سرمایه بین المللی، بلکه همچنین آغاز تحولی عمیق در چهرۀ ایدئولوژیک جهان معاصرند. نقطۀ تعیین کننده در این تحولات ورود روسیه به صحنه علنی رویاروئی با بلوک بورژوازی ترانس آتلانتیک به رهبری آمریکا و به مصاف کشیدن آن در کلیه زمینه های دیپلماتیک، نظامی و ایدئولوژیک بود. مصاف آشکاری که با سخنرانی رئیس جمهور روسیه در مجمع عمومی سازمان ملل و به چالش کشیدن رئیس جمهور آمریکا، علنا اعلام گردید و دو روز پس از آن با ورود غافلگیر کننده و قاطعانه روسیه به میدان جنگ داخلی در سوریه در سطح نظامی نیز ادامه یافت.

نخستین حملات جنگنده های روسیه در روز 30 سپتامبر سال جاری را باید اعلام رسمی پایان نظم یک قطبی جهان پس از جنگ سرد به شمار آورد. تحولی که اهمیت ابعاد تاریخی آن اگر از حمله 11 سپتامبر سال 2001 به برجهای دوقلو در نیویورک و از لشگرکشی آمریکا به عراق در سال 2003 بیشتر نباشد، به هیچ وجه کمتر از آن نیست. این اعلام رسمی آغاز جهان چند قطبی بود. با این تحول تحقق رؤیای قرن آمریکائی، پاکس آمریکانا، اگر برای همیشه غیرممکن نشده باشد، لااقل با موانعی بسیار سنگین روبرو شده است که گذر از آنها با ابزارها و روشهای تاکنونی امکان پذیر نیست. این گسترش دامنه جنگی بود که از سالها پیش در عرصه های اقتصادی و ایدئولوژیک در جریان بود و اکنون به عرصه های دیپلماسی و نظامی نیز بسط می یافت. با ورود به جنگ در سوریه، روسیه عملا و آشکارا پایان سیاست خویشتنداری و عقب نشینی در مقابل تعرضات مداوم بلوک ترانس آتلانتیک بورژوازی را اعلام و کل آرایش این بلوک و رهبری جهانی آمریکا را به مصاف طلبید.

هم تحولات میدانی در جنگ داخلی سوریه و هم نوع ورود روسیه به جنگ و شدت و قاطعیت حملات نظامی هوائی و بویژه موشکی هفته های اخیر و هم هدف قرار دادن کلیه نیروهای مسلح دست ساخت و مورد حمایت غرب و ارتجاع اخوانی-وهابی، همه و همه حاکی از آنند که روسیه دوران فطرت پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را پشت سر گذاشته و با جنگ سوریه مجددا به عنوان ابرقدرتی نظامی با ظرفیت عملیات نظامی جهانی در صحنه سیاست بین المللی ظاهر شده است. ظهوری که کمتر کسی تصور آن را می کرد و با غافلگیر کردن تمام متخصصان استراتژیست و سیاستمداران و کارشناسان و مفسران و سازمانهای جاسوسی و اطلاعاتی غرب، آرایش سیاسی و ایدئولوژیک بلوک تاکنون متحد غرب را دستخوش تکانهای شدید نمود. با گذشت چند هفته از عملیات نظامی پر قدرت در جنگ سوریه که با پیروزی های میدانی قابل توجه ارتش و نیروهای دفاع ملی سوریه و حامیان آن از حزب الله لبنان و مستشاران و فرماندهان ایرانی سپاه پاسداران همراه بوده است، دو الگوی متفاوت از سیاست ورزی در عرصۀ جهانی در مقابل یکدیگر به صف آرائی پرداخته اند. به همان اندازه که روسیه در این مدت کوتاه متحد و قدرتمند ظاهر شده و با دست زدن به تهاجم وسیع دیپلماتیک، سیاسی و تبلیغاتی موفق به گسترش هر چه بیشتر وجهه و مقبولیت سیاست خویش در میان مردم به ستوه آمده از استبداد خشن دمکراسی غربی و بازوی نظامی آن ناتو در منطقه و کل جهان شده است، به همان اندازه نیز اردوی بورژوازی متجاوز ترانس آتلانتیک با تمام هیمنۀ بازوی نظامی اش، و تمام فریبکاری و دنائت کلان رسانه ها و نهادهای حقوق بشری اش، متشنج و متزلزل و ناتوان از اتخاذ هر گونه سیاست روشنی در مقابل چشمان جهانیان ظاهر شده است. تشتت در اردوی بلوک متجاوز غرب نه فقط در میان الیت حاکم در آمریکا، بلکه در میان کشورهای عضو ناتو نیز هر چه بیشتر خود را به نمایش میگذارد.

جنگ ادامه سیاست است به طرق دیگر. ورود روسیه به جنگ در سوریه نیز اتفاقی ناگهانی نبوده است. این ادامه سیاستی بود که از نیمه های دهه اول قرن حاضر و با انتخاب ولادیمیر پوتین به ریاست جمهوری آغاز شده و نشانه های اولیه آن در عرصه های مختلفی، از تجدید سازمان ارتش روسیه تا جنگ گرجستان در سال 2008 و مخالفت با استقرار سپر موشکی ناتو در اروپا آشکار گشته بود. مقاومتی که تا زمان کودتای الیگارشیک فاشیستی اوکراین و آغاز جنگ در دنباس بر متن توازن قوای موجود صورت میگرفت. تحولات اوکراین و اقدامات گسترده بلوک ترانس آتلانتیک بر علیه روسیه، اعمال تحریمهای وسیع اقتصادی بر علیه این کشور و اخراج آن از کلوب قدرتهای بزرگ گروه هشت، نشان داد که استراتژی روسیه بدون بر هم زدن پایه ای توازن قوای بین المللی محکوم به شکست خواهد بود. برای روسیه مسأله فقط تعیین زمان و مکان ورود به این نبرد تعیین کننده بود. امری که در اوکراین امکان آن وجود نداشت و اکنون در سوریه زمان آن فرا رسیده بود.

لازمۀ دستیابی به چنین تغییری در توازن قوا، وارد کردن شکستی استراتژیک به بلوک متخاصم ترانس آتلانتیک بود. نه پیروزیهای کوچک در دنباس و نه حتی الحاق کریمه به روسیه، هیچکدام چنین پیروزی استراتژیکی را به نمایش نمی گذاشتند. سوریه نقطه ای بود که به صحنه نبردی استراتژیک بدل می شد. نقطه ای که برد یا باخت در آن برای هر یک از طرفین از ابعادی استراتژیک برخوردار بود. با ورود به جنگ در سوریه، روسیه حضور خویش به عنوان یک بازیگر اصلی در خاورمیانه را به طرف مقابل خویش تحمیل می نمود. بازیگری که می رود تا رسما به اصلی ترین بازیگر در این بحرانی ترین و در عین حال ثروتمندترین کانون جهان معاصر تبدیل شود. این  دخالت، اهرمی است برای دستیابی به تغییر توازن قوا در عرصۀ جهانی به زیان بلوک ناتو.

پیشینه این جدال به روندی طولانی باز میگردد که با فروپاشی بلوک شرق آغاز شد و شاخص خصلت نمای آن تعرض مداوم بلوک پیروزمند غرب برای تأمین سلطۀ مطلق خویش بر بازارهای جهانی و تحمیل آرایش مورد نیاز خویش در تقسیم کار جهانی بود.

گسترش ناتو و گسترش بازار واحد اروپا دو مؤلفۀ اصلی این تعرض و تنش آفرینی بی وقفه را تشکیل می دادند. در کنار آن تبدیل سازمان ملل و سازمانهای وابسته به آن، از بانک جهانی و صندوق بین المللی پول گرفته تا کمیسیون حقوق بشر و انواع سازمانهای فرهنگی به ابزارهای اعمال سلطۀ غرب و بویژه آمریکا، به همان اندازه که امکان اعمال این هژمونی از طریق "جامعۀ جهانی" را فراهم می نمود، به همان اندازه نیز مقاومت در برابر این تعرضات را دشوار – اگر نگوئیم غیر ممکن - مینمود.

در عین حال این بلوک هژمون بر مناسبات بین المللی و در رأس آن آمریکا، به اتکای قدرت گسترده مالی، نظامی، تکنولوژیک و ایدئولوژیک خویش، هر جا که لازم می دید با نادیده گرفتن آرایش حاکم بر سازمان ملل و شورای امنیت به عنوان تنها مرجع رسمی سیاست گذاری بین المللی و دور زدن آن، خود به نام "جامعۀ جهانی" وارد عمل می شد و به بی رحمانه ترین و سبعانه ترین شکلی به تأمین منافع خویش می پرداخت: چه در جریان جنگ یوگوسلاوی و عراق و چه در جریان جنگهای بعدی در لیبی و سودان. الگوئی از سیاست ورزی که منافع بورژوازی غربی در آن به عنوان معیار حقوق و سیاست بین المللی به کار گرفته می شد. تهدیدی برای کلیه دولتهای رقیب و متخاصم، با هدف نهائی تسلط بر روسیه و چین به عنوان مهم ترین رقبای در حال عروج جهانی.

بحران اقتصادی سالهای 2008- 2009 تهاجمی شدن هر چه بیشتر سیاستهای این بلوک مسلط بر مناسبات بین المللی را به دنبال داشت. در هم ریختن رسمی مناسبات حقوقی باقی مانده از دوران پس از جنگ جهانی دوم و آرایش متناسب با آن، اکنون به پلاتفرم عملی این بلوک بورژوازی بدل می شد. این آرایشی بود که در آن قدرتهای فاتح جنگ جهانی دوم در هیأت اعضای دائمی شورای امنیت سازمان ملل به عنوان تنها مرجع حقوقی رسمی مناسبات بین المللی به رسمیت شناخته شده بودند. اکنون تقابل با دو عضو از این خانواده پنج عضوی و خلع اختیار از آنان به طور رسمی در دستور کار بلوک بورژوازی غرب قرار می گرفت. این تقابل جز با تبدیل سازمان ملل به مرجعی تشریفاتی امکان پذیر نبود. بورژوازی مسلط غرب که در دوران پس از جنگ دوم جهانی با تشکیل سازمان تجارت جهانی به ایجاد بازاری جهانی بر مبنای تأمین منافع پیشرفته ترین کشورهای صنعتی غرب دست زده بود، اکنون و با ورود رقبای قدیمی به این سازمان و افزایش تضادهای درونی آن، ایجاد بلوک بندی های ویژۀ متمایزی را در دستور کار خویش قرار می داد که یک بار دیگر حذف رقبای دیرینه از مناسبات بین المللی و ممانعت از ورود آنان به بازارهای جدید را در دستور کار قرار می داد. و سرانجام در عرصۀ ایدئولوژیک نیز زمان آن فرا می رسید که مهر دولتهای سرکش - که تا پیش از وقوع آخرین بحران اقتصادی بر گرده دولت هائی از قبیل ایران و عراق و کوبا و کره شمالی با دامنه عمل منطقه ای حک شده بود -، اکنون بر پیشانی دول اصلی متخاصم، چین و روسیه، بچسبد. پس از وقایع اوکراین، روسیه در کنار بیماری مرگبار ابولا و فاجعه زیست محیطی، به عنوان تهدیدی برای بشریت اعلام شد. اکنون روشن شده بود که هر گونه سیاست مدارا و انعطاف از جانب بلوک در حال عروج، تنها به تعرض بیشتر بلوک مسلط منجر می گردید.

این اوضاع واکنشی همه جانبه را می طلبید.واکنشی که بلوک رقیب در حال عروج، گام به گام در جهت آن حرکت نمود. ایجاد بلوک اقتصادی بریکس، اعلام ایجاد بانک توسعه بریکس، ایجاد بانک توسعه آسیائی توسط چین، آغاز به کار پروژه راه ابریشم برای ایجاد پیوند زمینی بین آسیا و اروپا و دور زدن تسلط آمریکا بر آبهای بین المللی، گامهای تعیین کننده بلوک رقیب در سالهای اخیر و پس از بحران جهانی را تشکیل میدادند. گامهائی که نظم مسلط بر مناسبات بین المللی را به چالش می کشیدند، بی آن که الزاما به رویاروئی مستقیم بین دو بلوک متخاصم منجر شوند. تبدیل این چالش به یک رویاروئی مستقیم فقط امری بود مربوط به زمان. سوریه نقطۀ بروز این تحول کیفی بود.

این فقط اهمیت منطقه خاورمیانه نبود که آن را برای روسیه به مناسب ترین نقطه برای ورود به رویاروئی آشکار با بلوک مسلط غرب بدل نمود. بیش از آن، این ورشکستگی همه جانبه سیاست غرب متجاوز بود که این فرصت را برای روسیه فراهم نمود.

14 سال پس از آغاز "جنگ با تروریسم" و 6 سال پس از تغییر ریل آمریکا از یونی لاترالیسم یا یکجانبه نگری نئوکنسرواتیسم به مولتی لاترالیسم یا چندجانبه نگری اوباما، غرب اکنون و در سوریه نه در "جنگ با تروریسم" بلکه در مقام اسپانسور و حامی همان تروریسمی در مقابل جهانیان قرار گرفته است که خود به نام مبارزه با آن جهان را به خاک و خون کشیده است؛ یونیورسالیسم یا جهان شمولی حقوق بشر و دمکراسی اکنون با نقض پایه ای ترین حق انسان، حق حیات، چهرۀ عمیقا ضد انسانی خویش در خدمت به سرمایه را به نمایش گذاشته است؛ افسانۀ دروغین خاورمیانه "بزرگ و دمکراتیک" اکنون از یک سو به سیاست ائتلاف با مرتجع ترین حاکمان منطقه و از سوی دیگر به قطعه قطعه کردن خاورمیانه و دامن زدن در آتش سبعانه ترین جنگهای فرقه ای و عقیدتی منجر شده است و مهم تر از همۀ اینها آن که تلاطمات خونین خاورمیانه اکنون هر چه بیشتر به تهدیدی برای کل منطقه و منابع انرژی آن تبدیل می شود. آنانی که تأمین امنیت چاههای نفتی و راههای عبور نفتکش ها را برای تأمین نیازهای انباشت خویش کافی می دانستند، اکنون با واقعیت خطر نابودی کل این منابع و خروج آن از دایرۀ گردش سرمایه جهانی روبرو می شوند.

استراتژی دوگانه غرب در خاورمیانه در سالهای اخیر دقیقا شرایطی را برای روسیه فراهم نمود که بر متن تناقضات بنیادی این استراتژی دوگانه مجددا و با قدرت به صحنۀ ژئوپلیتیک جهانی بازگردد. این استراتژی دوگانه که از یک سو به کارگیری ارتجاع اسلامی بر علیه رقبای منطقه ای و جهانی و از سوی دیگر مهار همین ارتجاع اسلامی را هدف قرار داده بود، بیان خویش را در دفاع عملی از دول و جنبشهای ارتجاعی اسلامی و در عین حال مرزبندی ایدئولوژیک با همین تروریسم اسلامی می یافت. به همان میزان که داعش و النصره در سوریه و عراق به فتوحات بیشتری دست می یافتند، به همان اندازه نیز حفظ این استراتژی دوگانه با دشواری های غیر قابل حل بیشتری روبرو می شد. غرب در جدال بین حفظ مشروعیت و حفظ منافع، در جدال بین شعارپردازیهای فریبنده در باب حقوق جهانشمول بشر و کثیفترین سیاستهای عملی نابود کننده حیات میلیونی انسانها، فلج شد. لیبرالیسم جهانشمول غرب با داعیه ایجاد خاورمیانه بزرگ دمکراتیک ماجراجوئی خونین خویش را آغاز کرد تا بر متن تضادهای پایه ای گروهبندیهای متخاصم بورژوازی درمنطقه و عمق رقابت و کینه ورزی متقابل دول منطقه، در پایان این ماجراجوئی خود را در کمپ القاعده و داعش ببیند. اکنون حفظ منافع ایجاب میکرد که اتحاد خویش با القاعده را علنی کند و حفظ مشروعیت حکم میکرد که با تمام قوا به مقابله با هیولائی بپردازد که خود آن را ایجاد کرده بود و این نیز معنائی جز دفاع از موجودیت تنها دولت سکولار خاورمیانه نداشت که غرب تمام قوایش را برای براندازی آن بسیج کرده بود. روسیه در لحظۀ اوج این تناقض وارد عمل شد.

این وضعیتی نوین و آغاز دورانی تازه در مناسبات بین المللی است. نه خطوط آرایش غرب در دوره آینده روشنند و نه سرنوشت تحولات در خود خاورمیانه. در یک چیز اما تردیدی نیست: به همان اندازه که تحولات میدانی در سوریه و احتمالا در عراق به زیان اردوی ارتجاع اسلامی-غربی پیش برود، به همان اندازه نیز افزایش تنش در سطوح ماکرو و باز شدن میدانهای جدید جدال در سطح جهانی محتمل تر خواهد شد. حتی اگر دخالت نظامی روسیه در سوریه موفق به دستیابی به تمام اهداف مورد نظر خویش نشود، تا همین جا نیز این دخالت شکست استراتژیک غرب را اعلام کرده است. این چشم اندازی غیر محتمل نیست که غرب و متحدین منطقه ای آن، هر گونه ملاحظۀ مشروعیت ایدئولوژیک خویش را کنار گذاشته و به حمایت عریان از ارتجاع اسلامی دست بزنند. این سیاستی است که مراکز پر نفوذی در آمریکا اکنون آشکارا و در قالب لزوم اتحاد با القاعده –ظاهرا - برای مقابله با داعش تبلیغ می کنند. اما در چنین صورتی آخرین صورتک های حقوق بشری و دمکراتیک نیز فرو خواهند ریخت.

اما در صورت موفقیت روسیه در عملیات نظامی، شکست النصره و داعش در سوریه معنای دیگری جز حذف غرب به طور کلی و آمریکا به طور مشخص به عنوان نیروی تعیین کننده سرنوشت خاورمیانه و جایگزینی آن با ترکیبی جدید با محوریت روسیه و سوریه نخواهد داشت. امری که آمریکا داوطلبانه به آن تن نخواهد داد و تمام امکاناتش را برای پیشگیری از تحقق آن به کار خواهد گرفت. چنین تحولی سرنوشت کشورهای حوزۀ خلیج فارس و سلطنتهای پرو غربی در منطقه را در بوتۀ سنگین ترین آزمایش قرار خواهد داد. آزمایشی که پایان حیات این دولتها از محتمل ترین نتایج آن خواهد بود.

همین تحولات در ایران نیز به جدال بین فراکسیون نیرومند بورژوازی پرو غرب به رهبری رفسنجانی و با همراهی کل اپوزیسیون بورژوائی رژیم از یک سو و تتمۀ نیروهای محور مقاومتی گرد آمده پیرامون خامنه ای از سوی دیگر دامن خواهد زد. افزایش چشمگیر حضور سپاه پاسداران در نبردهای سوریه بیش از آن که به منظور نجات دولت سوریه صورت گرفته باشد، بخشی از مبارزه نیروهای محور مقاومتی بر علیه جناح مقابل است. با شکست استراتژی توسعه ایران با جهتگیری رو به شرق و آفریقا و آمریکای لاتین در پایان دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد در نتیجۀ اعمال تحریمهای همه جانبه اقتصادی و مالی و کارشکنی های برنامه ریزی شده بورژوازی پروغربی درون و بیرون حکومت، آرایش استراتژیک این صف کاملا درهم ریخته است. صف منهزم محور مقاومتی ها در جمهوری اسلامی که توان مقابله با قدرت اقتصادی، سازمانی و ایدئولوژیک بورژوازی پروغرب ایران را ندارد، در نبرد سوریه در جستجوی تغییری در توازن قوای منطقه ای است که تقویت موقعیت آن در داخل را نیز به دنبال خواهد داشت. دفاع از این عمق استراتژیک  نظام جمهوری اسلامی برای این جناح امری حیاتی است.

در نقطۀ مقابل، بورژوازی پرو غربی ایران در درون و بیرون حکومت و اپوزیسیون غرب نشین آن، از هیچ تلاشی برای ایجاد اخلال در روند تحولات نظامی و دیپلماتیک سوریه و تبدیل سرنوشت حکومت سوریه به وجه المعامله سازش و نزدیکی بیشتر با غرب خودداری نخواهد کرد. پروپاگاند رسانه ای بر علیه روسیه به عنوان یک نیروی متجاوز و ایجاد ابهام در زمینه انگیزه ها و دلایل دخالت روسیه در جنگ سوریه و یکی قلمداد کردن این دخالت با تجاوزات آشکار دول ناتو و ارتجاع عرب، جزء لاینفکی از این تلاشها را تشکیل خواهد داد. سیاستی که همراهی بخشهای وسیعی از چپ را نیز با خود خواهد داشت.

جدال در خاورمیانه اکنون به نقطه ای رسیده است که سرنوشت آن می تواند بلاواسطه سرنوشت جهان را رقم زند. هزینه برد و باخت در این جدال چنان سنگین است که هیچ کدام از نیروهای اصلی درگیر در آن حاضر به قبول شکست نخواهند بود. از همین رو پاسخ به معضل خاورمیانه از هر سو پاسخی خواهد بود خونین. حتی در خوشبینانه ترین حالت و با سازشی بین اصلی ترین طرفهای جهانی درگیر، باز هم سرنوشت بازیگران منطقه ای به فرجام این شطرنج خونین چند بعدی بستگی دارد. در دل این جهنم خون و آتشی که همه طبقات دارا و نمایندگان آن نصیب مردم منطقه کرده اند، اکنون و با قدرت بیشتری می توان به طرح اصلی ترین پرسش، پرسش طبقاتی، پرداخت. اکنون می توان و باید به تودۀ ستمکشان منطقه اعلام کرد: برادرکشی بس است! تنها اتحاد بین تودۀ زحمتکشان خاورمیانه، تنها مبارزه برای یک خاورمیانه سوسیالیستی است که قادر است چشم اندازهای سعادت و خوشبختی را به روی مردم ستمدیده منطقه باز کند.

برای کمونیسم معاصر، تحولات جاری شرایطی نوین را ایجاد می کنند. ورشکستگی لیبرالیسم جهانشمول و خویشاوندی آشکار آن با ارتجاع اسلامی، نه تنها صفوف داخلی و جهانی رژیم چنج را هر چه بیشتر تضعیف خواهد نمود، بلکه همچنین شکافهائی سنگین در خطوط مستحکم ایدئولوژیک لیبرالیسم ایجاد خواهد نمود. اگر تا پیش از آشکار شدن پیوند عمیق بربریت آشکار حاکم بر خاورمیانه با بربریت نهفته در نظم ضد انسانی سرمایه داری و نظام دمکراتیک آن، سخن گفتن از جهانی صلح آمیز در پرتو سوسیالیسم تخیلی موهوم به نظر میرسید، امروز هر چه بیشتر این روشن میشود که باور به سعادت و خوشبختی در نظم موجود توهمی پوچ است. اگر تا دیروز نکوهش و سرزنش دیکتاتوری اکثریت محرومان بر اقلیت توانگران و ستایش بتوارۀ دمکراسی برای توده هایی وسیع امری بدیهی به نظر میرسید، امروز قساوت دمکراسی هر چه بیشتر بر حکومت شوندگان آشکار می گردد و همراه با آن راه برای اندیشیدن به دیکتاتوری رهائیبخش پرولتاریا. اگر تا دیروز باور به نظم عادی امور به لیاقت و شایستگینخبگان طبقات حاکم گره خورده بود، امروز و در ورطۀ هولناک و سیاهی که لشگر سیاست بازان طبقات حاکم برای میلیونها تودۀ محروم خاورمیانه به ارمغان آورده اند، پرسش در این باره که چرا آشپزها و فعله ها نباید حکومت را به دست بگیرند پرسشی است بیش از هر زمان قابل طرح.

بورژوازی پیروزمند جهانی از لحظۀ "پایان تاریخ" تاکنون تمام صورتک های متنوع خویش- از کنسرواتیسم تا لیبرالیسم، از مذهب تا سکولاریسم، از فمینیسم تا محیط زیست گرائی و از سوسیال دمکراسی تا چپ رادیکال- را به میدان فرستاد تا ابدیت نظم خویش را بر بشریت تحمیل کند. فرجام این نمایش متلون به فاجعه ظهور ارتجاع عریان مذهبی، راسیسم و فاشیسم ختم شده است. عروج روسیه اعلام ورشکستگی این بورژوازی پیروزمند بود بی آن که خود بدیلی برای آن باشد. روسیه نقش خویش را به خوبی انجام داده است. جهان آینده اما نمی تواند سیاست ورزی روسی را به عنوان الگوئی برای خویش برگزیند. این "اتحاد جماهیر شوروی" نیست که با پیمان دفاعی ورشو، با داعیه سوسیالیسم و با راه حلهای آلترناتیو "رشد غیر سرمایه داری" و "سمتگیری سوسیالیستی" برای جهان سوم، بدیلی همه جانبه در برابر بلوک غرب را به نمایش بگذارد. سیاست ورزی امروز روسیه در عرصۀ جهانی با تأکید بر استقلال ملل و عدم مداخله در امور داخلی، بر بنیانهای حقوقی باقی مانده از جنگ جهانی دوم متکی است و در عرصۀ داخلی بر بازار آزاد هدایت شده توسط دولت. نه این و نه آن، هیچکدام پاسخی به تناقضات پایه ای نظامی نیستند که تنها با بلعیدن بخشی از حیات بشریت قادر به ادامه حیات است. زمان انتقاد کمونیستی، زمان سیاست ورزی پرولتاریائی فرا میرسد.

"آنگاه که مناسبات اجتماعی به سد نیروهای مولده بدل میگردند، دوران انقلابات اجتماعی فرا می رسد". تحولات امروز خاورمیانه اعلام این حقیقت تاریخی است. دوران انقلابات اجتماعی فرا میرسد. آرام اما مطمئن. به استقبال این دوران برویم.

 

تدارک کمونیستی – جنبش سازمانیابی حزب پرولتاریا

9 آبان 94

31 اکتبر 2015

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مقالات

مقالات دیگر

مونیتور

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

کنفرانس اول

  • عروج و افول 8 سالۀ احمدی نژاد – بحثی درباره امکان عروج مجدد احمدی نژاد
    Written by
    اگرچه تکیه جریان "احمدی نژاد" بر گفتمان عدالتخواهی در شکستن نخوت طبقه متوسط  و اسطوره های او مؤثر است ... اما خود جنبشی یک دست نیست. این جریان می تواند به جنبشی تبدیل شود که با پتانسیل عظیم و انفجاری خود گرایشاتی را در درون خود حمل کند که با توجه به اختلافات درون دولت و طبقه حاکم و شرایط بغرنج منطقه قابل مهار نباشند. تجربه ی تاریخی و حتی تحولات جاری در کشورهای مختلف نشان می دهد که این…
  • چرا ناگهان عربستان سعودی گرفتار مشکلات جدی شده است؟
    تعدادی از جرثقیل های کمپانی بن لادن باید خاک بخورند. اما این به معنای برپا ماندن جرثقیلها بر آسمان پادشاهی نخواهد بود. کمپانی های چینی آماده می شوند تا پایه های زیر بنایی جدیدی را در عربستان بسازند. واشینگتن، اگر توجه کند، باید حرکت آرام متحد قدیمی اش را یا بطرف درهم ریختگی اجتماعی  یا ورود به قطب چینی ها ببیند. راه دیگری وجود ندارد
  • دگردیسی نه چندان اعجاب انگیز طبقۀ متوسط - بوتۀ مالجو در بوتۀ نقد (قسمت پایانی)
    Written by
    الیت طبقه متوسط در توهم عصر روشنگری است، در تب آزادی می سوزد؛ در آرزوی نهادهایی مدنی است که از طریق آن ها در قدرت سیاسی شریک گردد. اما قادر به تشخیص تناقضاتی نیست که توسعه سرمایه داری معاصر را از دوران انقلابات بورژوایی و یا دوران تسلط تفکر کمونیستی بر جریان روشنفکری متمایز می کند. این الیت در جستجوی گفتمانی است که از انحطاط سرمایه داری، روشنگری و ترقیخواهی را استخراج کند. اما وعده تکرار عصر روشنگری دروغی بیش نیست
  • اتحادیه ها و شوراها – سازمانیابی کارگران و دولت پرولتاریائی
    حتی نا آگاه ترین و عقب مانده ترین کارگران و متکبرترین و "متمدن ترین" مهندسین هم سرانجام از این حقیقتی که تجربۀ سازمان کارخانه با خود همراه دارد متقاعد می شوند: سرانجام همه از آگاهی ای کمونیستی برخوردار خواهند بود تا آن پیشرفت بزرگ اقتصاد کمونیستی در مقابل اقتصاد سرمایه داری را درک کنند... همبستگی کارگران – شکل گرفته در درون اتحادیه در جنگ با سرمایه داران، در رنج و قربانی– در شورا اشکال پایدار و اثباتی خویش را می…
  • امتناع کمونیستی و سیاست ورزی نو کینزی: انتخابات مجلس دهم و "اتفاقی که خودش" افتاد!
    Written by
    صداقت البته منکر خصلت سرمایه داری مناسبات مسلط بر ایران نیست. او نیز – مثل همۀ نظریه پردازان چپ طبقۀ متوسط – در این فاصله به تسلط مناسبات سرمایه داری در ایران اذعان می کند. اما او نیز... برای این سرمایه داری انبوهی از تبصره ها و اما و اگرها را بر می شمرد که در نهایت از این پدیده چیزی جز یک شیر بی یال و دم و اشکم باقی نمی ماند. در پایان تحلیل صداقت نه سرمایه داری…
  • ولایت مطلقه فقیه: حکمرانی بد یا مقتضیات انباشت؟ - بوتۀ مالجو در بوتۀ نقد (قسمت سوم)
    Written by
    اما در پایان دهه 60 روحیه ی ضدیت با اقتدار در هم شکسته شده بود، رقبای اصلی حذف شده بودند و مخاطراتِ سال های اولیه ی پس از قیام، چه در سطح حکومت و چه در سطح جامعه دیگر وجود نداشت. و اینک برای دوران نوین توسعه و تثبیت سرمایه داری در ایران، تمرکز بخشیدن به قدرت و حذف نهادهای موازی دارای اهمیتی حیاتی بود... در دهه ی 60، دادستانی انقلاب، وزارت اطلاعات، کمیته ها و هر مسجدی، مرکزی از قدرت…
  • اتحادیه ها و دیکتاتوری
    دیکتاتوری پرولتاریا خواهان محو تولید سرمایه داری است، خواهان نابودی مالکیت خصوصی است، برای اینکه فقط به این ترتیب استثمار انسان از انسان را می توان برانداخت. دیکتاتوری پرولتاریا خواهان محو اختلاف طبقاتی، خواهان پایان دادن به مبارزه طبقاتی است، زیرا بدین سان است که رهایی اجتماعی طبقه کارگر کامل می شود. برای رسیدن به چنین پایانی حزب کمونیست، پرولتاریا را برای سازمان دادن قدرت طبقاتی اش آموزش می دهد تا با به خدمت گرفتن این قدرت مسلح، بر طبقه بورژوازی چیره…
  • جایابی برای کارگران پشت صفوف بورژوازی: بوتۀ مالجو در بوتۀ نقد! - 2
    Written by
    هر کارگر کمونیستی می داند که مشکل سیاسی طبقه کارگر در حال حاضر امکانات مالی و مدیایی نیست، مشکل طبقه کارگر لشگر عظیم تئوریسین هایی است که هیچ بودگی کارگران را در برابر عظمت سرمایه به او تلقین می کنند. کار زنده ای که به خودی خود در کارگاه و در برابر ماشین آلاتِ روباتیزه یعنی در برابر کارِ مرده خود را باخته است به سختی قادر است در برابر این لشگر عظیم "سبزهای چپ" و "چپ های سبز"، بر…
  • " انحصار ها بر اقتصاد ایران چیره شده ا ند" یا دفاعی هوشمندانه از سرمایه داری؟
    عدم تناسب در شاخه های مختلف تولیدی در یک کشور و یا در دو کشور رقیب در بازار جهانی، یکی از مکانیسمهای انتقال ارزش اضافه تولید شده در شاخه یا کشور با بارآوری کمتر به شاخۀ تولیدی یا کشور با بارآوری بیشتر است. بدون این که در این میان حتی هیچ حقه ای هم به کار گرفته شده باشد. همین مکانیسم است که در شاخه های با بارآوری بیشتر و ترکیب ارگانیک بالاتر سرمایه منشأ سودی می شود که از…
  • نقد پروژۀ اقتصاد سیاسی دولت یازدهم یا خلع سلاح طبقه کارگر؟ بوتۀ مالجو در بوتۀ نقد! - 1
    Written by
    مالجو تمایلی ندارد که طبقه سرمایه دار را هم همچون طبقه کارگر خلع طبقه نماید. او به این سطح از حضور بورژواها به عنوان یک طبقه برای نتیجه گیری های بعدی نیاز دارد. بدون چنین طبقه ای، حداقل اقتدار لازم برای تحولات مورد نظر مالجو تامین نمی شود. هر چند طبقه بورژوا هم جنسی در میان اجناس بنجل این سمساری است اما باید در جای مناسب قرار گیرد و توی چشم بزند. در نظریه بافی مالجو این کارگران هستند که…
سایر مطالب مربوط به کنفرانس اول

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه هیچگاه -حتی در دوران بحران- خودشان ساقط نمی گردند، مگر آن که سرنگون شوند (لنین). به نظر گروسمن نکته تئوری…
  • حزب پرولتاریا
      حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های پرولتاریا داشته باشد. پس حزب پیشاهنگ سازماندهی شدۀ طبقۀ کارگر است.
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم دست یافته است که برای یک پیروزی پایدارغیر قابل صرفنظر کردن است. 
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت نظر سازمان تجارت جهانی نیستند مشمول این تأثیرات خواهند بود.
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
      همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال" در مورد مرز مطلق اقتصادی تکامل شیوه تولید سرمایه داری وفادار ماند؛ هرچند دلایل مشخصی را که او برای…
  • درباره اوضاع جهانی 13- سرنگونی در تایلند
    قطب بندی سیاسی حاضر در تایلند هم مربوط به تکسین، و هم بدون ارتباط با او است. اوباعث تغییرات در تایلند نشد. بلکه او و حزبش با تشخیص تغییرات عظیم اقتصادی-اجتماعی، برروی آن سرمایه گذاری کردند، تغییراتی که رای دهندگان ده ها سال مشتاقانه درانتظارش بودند. دهقانان تازه شهرنشین شده قویأ از سیستم بیرحمانه آقا بالاسری پایتخت تایلند و ساکنانش،…
  • درباره اوضاع جهانی -12: حامیان سهامداران آلمانی در مقابل یونان
    سرمایه گذاران کوچک آلمانی بر علیه یونانی ها به دادگاه شکایت کردند و خواستار جبران خسارت از سوی دولت بحران زده ی یونان برای ضررهای ناشی از قطع پرداخت بدهی ها از بهار 2012 شدند. 
  • درباره اوضاع جهانی -11: نگرانی الیت جهانی از پوپولیسم
    Written by
      حال برای الیت مسلط اروپا سوال این است که چگونه خودش را با شرایط جدید منطبق کند. آیا بر روی احتمال قدرت گیری مجدد احزاب سنتی در انتخابات سراسری کشوری حساب کند؟ یا یک نمایش پوپولیستی قدرتمند  در انتخابات اروپا به ایجاد پانیک می انجامد که منجر به یک بررسی رادیکال از عمل کردهای اتحادیه اروپا و سیاست هایی…
  • درباره اوضاع جهانی – 10: مدرنیزه کردن روسیه
    ناوالنی با سابقۀ ناسیونال شوونیستی که  قفقاز ها  را "سوسک" می نامد، در دشمنی و نفرت نسبت به همجنس گرایان معروف است، که البته این موضوعی است که در رسانه های آلمان  پنهان می شود، همان طور که ممارست ویتالی کلیچکو با شاخه فاشیستی اپوزیسیون اوکراین پنهان می شود
  • دربارۀ اوضاع جهانی -9: مناطق درگیریهای آینده
    افزایش تسلیحات در نیروی دریایی چین و تغییرمسیر نیروهای مسلح ایالات متحده به‌طرف اقیانوس آرام نشان‌گر تقابلی است‌که ـ در بدترین حالت‌ـ می‌تواند به‌برخورد نظامی منجر گردد. در نتیجه، آلمان نیز به‌عنوان یکی از اعضای ناتو و شریک آمریکا در این تقابل درگیر خواهد بود. 
سایر مطالب مربوط به کنفرانس مؤسس

هنر و ادبیات

  • هستۀ تلخ
    هستۀ تلخ کورمال کورمال توی تاریکی به دنبال در اطاق میگشتم که فریده دست دراز کرد و مرا از درز در به داخل اطاق کشاند. زیر نور شیری رنگ مهتاب، که از طریق پنجره به درون اطاق می‌تابید، فریده سینه به سینهام ایستاد و گذاشت که چادر گل گلیاش، همانی که همیشه به‌ سر داشت، از روی سر و شانه بلغزد و…
  • کارگر، کبک، کمونیست!
    کارگر، کبک، کمونیست!  سال هزار و سیصد و شصت و یک چندین زمستان از شکارچی گری او می گذشت و دیگر در اینکار حسابی حرفه ای عمل می کرد. سورتمه و کیسه و بند و بساطی برای خود تهیه کرده بود که راحت تر شکارهایش را حمل کند. وضع بهم ریختۀ اقتصادی هم به شکوفا شدن قوۀ ابتکارات او کمک می کرد. با…
  • شک و یقین
    شک و یقین زنِ جوان روی صندلی عقب پیکان مسافر کش، درست پشت سر راننده کز کرده بود. چادر مشکی به سر داشت و خود را چنان به در ماشین چسبانده بود که گوئی دنبال روزنه ای برای عبور میگردد. 
  • میلیونر شدن سالواتوره
    میلیونر شدن سالواتوره توی این صف طویل و بی انتها دخترکی با موهای بور و چشمان آبی وول میخورد و با شیطنتی آشنا برای سالواتوره سعی میکرد دیگران را پشت سرگذاشته و نوبتش را جلو بیاندازد. دخترک توجه او را جلب کرد، از جا برخاست تا او را دقیق تر ببیند. دخترک وول میخورد، بی قرار می جنبید، هی خودش را لابلای دیگران…
  • سه شعر از مایاکوفسکی
    سه شعر از مایاکوفسکی  این هیاهو -تکاپوی پیکار نیست، کارناوال است - ضیافتِ بانیِ جشن نام گذاری، -و این عرصه گاه - برای جنگ نیست ، - میدان تیر است - تفرج گاهی برای شلوغی و تفریح، - و آن آقا - بر خاکریز - توپچی نیست، میزبان است که با لباس وزغ ها - از لوله ی دیدگانش شلیک می کند.
JSN Glass template designed by JoomlaShine.com