حملۀ یک "لیبرال و عاقل" به کمونیسم - جوابیه ای به فحاشی های ثریا شهابی

«اما در آب زلال چه دید؟ تصویر خود را در آن زیر دید که دیگر پرنده‌ای سیاه و خاکستری و زمخت نبود، زشت و زننده هم نبود، بلکه یک قو بود. در یک مزرعه اردکها به دنیا آمدن هیچ اشکالی ندارد، وقتی کسی در تخم قو خوابیده باشد»

جوجه اردک زشت، هانس کریستین آندرسن

( بر گرفته از: "از قوها و از اردکها – هدونیسم، ادبیات و انقلاب" نوشتۀ:  بهمن شفیق)

 ثریا شهابی یک کمونیست کارگری از نوع حکمتیست- خط رسمی است، او از بی بی سی و سی ان ان به خوبی یاد گرفته که چگونه باید دست به تحریف و لجن مال کردن کمونیست ها بزند. اودر نوشته ای به نام "موج فرار از سوریه و "شازده " کوچولوهای انقلابی" سه سطر از بیانیه تدارک کمونیستی تحت عنوان " انفجار هدایت شدۀ بحران پناهندگی، میراث خونین جهان "ارزش محور" غرب و ورشکستگی اخلاقی و سیاسی چپ" را جدا کرده وبا چسباندن آن به بحث تمام شده در مورد "ادبیات کود کان"، به جای نقد، طبق معمول "ادبیاتشان" به تدارک فحاشی کرده است  (اینجا).

 شهابی هنوز در خماری  بحث تمام شده "ادبیات کودکان" مانده و این که چرا هر از چند گاهی بدون اشاره به کل آن دوره بحث فقط بحث خودش را در صفحه اش چاپ می کند، این باشد که  شاید از سر ترحم  چند تایی از لنین کوتوله های دور برش برایش لایکی بزنند. او درآن نوشته در لباس کارشناس "ادبیات کودکان" آثار صمد بهرنگی را عقب افتاده، ناسیونالیستی، و.....مضر به حال کودکان میداند و معتقد است که نباید به کودکان "اختلاف طبقاتی" را آموزش داد، این مسایل مشغولیات "روشنفکران معترض و چپ است" و در مقابل از هانس کریستین آندرسن "مدرن" به دفاع برخاست که داستانهایش چیزی به جز تبلیغ زیبائی های شاهزاده ها در مقابل عوام و "قو"ها در مقابل اردکها نیست. او جواب خود را در سه دوره بحث، گرفت و دیگر حرفی هم برای زدن نداشت.(1و2و3)

 شهابی یک بورژوای "عاقل و لیبرال" هم هست، او به پیروی از " غرب متمدن" و ابراز تبلیغات جنگ سردی،  "پل پت" را هم از تدارک کمونیستی بهتر می داند و با اشاره به ما میگوید که " پل پت نزد این رگه مالیخولیایی، آدم عاقل و لیبرال بنظر میآید ". (همانجا) او باز هم بند را به آب داده است و بدون این که بداند با قرار دادن "عاقل" و "لیبرال" در کنار هم نشان داده است که به کجا تعلق دارد. ما هم میگوئیم که نه لیبرال هستیم و نه "عاقل".

چون این روز ها " در اروپا، تحولات مهمی در جریان است " و این شاخه از حکمتیست ها حرفی برای گفتن ندارند و مرتب به تجدید مطالب سالها قبل شان می پردازند که "ما گفتیم" و "ما گفته بودیم"، ما هم به چند سال قبل برویم و با بررسی یک واقعه سیاسی ببینیم این لیبرال بورژوا درباره آن چه می گوید.

در سال 2006 خانم مریم نمازی شخصیت سرشناس شاخه حمید تقوایی در حمایت از چاپ عکس محمد در مجله شارلی هبدو به همراه یک سری از شخصیتها و فیلسوفان پرو اسرائیلی مانیفستی را امضاء می کند به اسم مانیفست 12 که در جریان واقعه ترور شارلی هبدو سایت تدارک به نقد آن پرداخت. (اینجا)(4) برای آشنایی، چند نفر از آنها را معرفی می کنیم:

 یکی، آیان هیرسی علی سومالیایی در حال حاضر عضو اتاق فکری جنگ طلب و دست راستی آمریکن انترپرایزانستیتو (اینجا)(5) این قسمتی از نظراتش در مورد اسرائیل و فلسطینیان است:

" من چند سال پیش از اسرائیل دیدن کردم، در درجه اول که بفهمم چگونه آنها به خوبی توانسته اند با تعدادی زیاد مهاجران با فرهنگ های متفاوت کنار بیایند، اصلی ترین احساس من این بود که اسرائیل یک کشور لیبرال دمکراسی است (منصور حکمت هم همین اعتقاد را داشت بی جهت نیست که شاگردان او با این افراد هم کاری می کنند) در جاهایی که من رفتم، شامل اورشلیم و هم چنین تل آویو و ساحل دریای آن من دیدم که مردان و زنان مساوی اند. هیچ کس نمی تواند بفهمد پشت پرده چه خبر است، اما این آن چیزی است که بیننده می بیند. زنان ارتشی زیادی به وضوح دیده می شوند."

"من از بخش فلسطینی نشین هم دیدن کردم. بخش آنها یک مخروبه است، که برای آن، اسرائیلیان را مقصر می دانند. اما من خصوصی  با یک فلسطینی جوان که انگلیسی به خوبی صحبت می کرد ملاقاتی داشتم. آنجا نه دوربین بود و نه یادداشت. او گفت که خود آنها بخشآ مقصر این وضع هستند، بیشتر پولی که از خارج برای ساختن فلسطین فرستاده می شود به وسیله رهبران فاسد دزدیده می شود."( پرانتز از من است)

همین اظهارات خانم هیرسی علی نشان میدهد که طیف مزبور از چه کسانی تشکیل شده بود. از میان سایر افراد این طیف هم به چند نفر اشاره میکنیم: یکی هم برنارد هانری لوی فیلسوف دست راستی فرانسوی  دوست و مشاور سارکوزی و مک کین، فعال میدان در اوکراین و لیبی (اینجا)(6) ، ارشاد منجی ژورنالیست اوگاندائی الاصل کانادائی مشاور حقوقی پارلمان کانادا و سخنگوی دولت آنتریوکانادا و برنده جایزه فوروم جهانی داووس در سال 2006 به عنوان رهبر جوان جهانی (این جا)(7) و خانم تسلیمه نسرین شخصیت محبوب همه طیفهای کمونیسم کارگری و برنده جایزه داووس در سال 2000 (اینجا)(8).

ثریا شهابی نه تنها به همکاری با این طیف اعتراضی ندارد، بلکه از این حسرت میخورد که چرا خود نمی تواند با آنان همراه شود. او بجای اعتراض به مریم نمازی که چرا بااین دست راستی ها همکاری کرده است نامۀ سرگشاده ای به این "دوستان عزیز" می دهد واعتراضش به این جماعت این است که چرا باید با موضع گیری جنگ سردی مانع شرکت او در این همبستگی طبقاتی شان بشوند، او می نویسد :

" بی تردید ما و شما لازم نیست که در تجزیه و تحلیل دلایل عروج اسلام سیاسی و  تحولات سیاسی در جهان، در مرزبندی با تمام ایسم ها و جنبش ها، همفکر و هم ایدئولوژی و هم نظر باشیم تا بتوانیم در کنار هم در دفاع از آزادی بدون قید و شرط عقیده و بیان قرار بگیریم.

تصور وجود جنبشی که در آن همه با هر عقیده و مرامی، مسلمان، یهودی، آتئیست، اومانیست، سوسیالیست، کمونیست، ضد کمونیست، و فاشیست، بتوانند از مبارزه فکری- سیاسی، حق نقد و شک و جستجو،  در یک فضای آزاد و امن سیاسی دفاع کنند، سخت نیست! این دستاورد عصر روشنگری و گنجینه تمدن بشریت است که مورد هجوم قرار گرفته است متاسفانه بیانیه شما با این هجوم شریک شده است." (9).

بنظر می آید که آن موقع ثریا شهابی هنوز نمی دانسته "کمونیست خوردنی است یا پوشیدنی". اگر حقیقتا می دانست کمونیسم چیست و ضد کمونیسم و فاشیسم چیست، آن وقت چنین خزعبلاتی را بر زبان نمی آورد. اگر نه کدام آدم "عاقلی" که ذره ای از سیاست بو برده باشد و چند خطی هم درباره تاریخ قرن بیستم خوانده باشد، می تواند تصور کند که "کمونیست و ضد کمونیست و فاشیست" دوستانه و برادرانه، دوش به دوش هم از "مبارزه فکری-سیاسی" دفاع کنند؟ کدام آدمی با ذره ای شعور سیاسی نمی داند که فاشیسم با "حق نقد و شک و جستجو" فقط و فقط یک رابطه می شناسد و آن هم رابطه چماق است با کلۀ منتقد.  برای خانم شهابی مدافع پیگیر حکمتیسم پرنسیپ یک ابزار سیاسی است مثل همه لیبرال بوژواهای دیگر. فقط یک "کمونیستی" که درسش را از منصور حکمت فرا گرفته باشد می تواند چنین تصورات ابلهانه ای از همزیستی مسالمت آمیز کمونیسم و فاشیسم را سر هم بندی کند.

مشکل خانم شهابی بیانیه ما درباره فراریان نیست، مشکل ایشان این است که از خانواده مقدس خودش جدا مانده است و در مقاطع مختلفی پالسهای لازم را برای اثبات وفاداری خویش به آموزشهای رهبر فقید ارسال می کند تا کاملا از مناسبات درون خانوادگی حذف نشود. از حمله به میراث انقلابی چپ در پوشش بحث ادبیات کودکان تا اعلام حمایت ضمنی از کمپین برهنگی تقوائیان و نمازی ها، او از هیچ فرصتی برای نشان دادن این اشتراکات خودداری نمی کند. حملات سالهای گذشته به خط کمونیستی جمع امید و حمله کنونی به تدارک کمونیستی نیز دقیقا به همین منظور و برای نشان دادن ارزش خود به خانواده مقدس است. این بحث فراریان نیست. اگر بود آن وقت ما هم با بررسی های ساده ای درباره ترکیب فراریان موج اخیر و شرایط شکلگیری این بحران و دلایل پناهجو دوستی بورژوازی آلمان، به خانم شهابی نشان میدادیم که هیچ چیز از این تحول را نفهمیده است. اما موضوع پناهجویان برای او بهانه ای بیشتر نیست.

حرف ثریا شهابی آن زمان مبارزه با اسلام سیاسی در اتحاد با ضد کمونیستها و فاشیستها بود و امروز که بازار پناهندگی گرم و " اسلام سیاسی" بر خلاف نظر رهبر فرو نپاشید و در حال پرپایی خلافت است، و"  در اروپا، تحولات مهمی در جریان است"، باید هم یاد لیبرال بودن پل پت و عقل او بیفتد. اگربا معیار ثریا شهابی موافق باشیم ما فکر می کنیم خط فکری ایشان به پل پت "لیبرال و عاقل" نزدیک تر است. اما اگر ما را متهم میکند که قصد اعدام دیگران را داریم، بهتر است اول تکلیف را با دوستان دور و بر خود روشن کند که تعدادی از آنها قبلا در مقام دادستانی کومه له فعال بودند. ما چنین سابقه ای نداریم و اگر از خواندن اطلاعیه ما "رعشه براندام" ثریا شهابی افتاده است، به دلیل این است که سکولاریسم "مدرن" و کاملا "غربی" خود را زیر ضرب دیده است.

اما هشت سالی طول کشید تا شهابی جایش را در اتحاد با "ضد کمونیست" ها پیدا کند، او حالا فهمیده است که بهتر می تواند با "ضد کمونیست ها و فاشیست ها" و " پل پت عاقل و  لیبرال" برضد "اسلام سیاسی"  متحد شود، تا با کمونیست ها، آخر "عقل" لیبرالی هم چیز خوبی است. این شیوه تفکر و خط سیاسی  در حکمتیست ها فقط شامل ثریا شهابی نیست. عشق به سکولاریسم و تنفر از "اسلام سیاسی" در این خانواده سابقه دیرینه دارد. به طور نمونه هر چه به این شعار در ماهنامه "بی خدایان" از سال 2005 نگاه میکنیم نه اثری از سرمایه داری در آن می بینیم و نه خبری از طبقه سرمایه دار: "نابود باد جمهوری اسلامی و اسلام سیاسی، زنده باد سکولاریسم و آزادی و برابری". بر اساس همین هم هست که نوشته های امثال هیرسی علی و تسلیمه نسرین را در صفحات نشریات شان چاپ میکردند. در همان شماره میخوانیم:

" عیان هریسی علی اعظم کم گویان و تسلیمه نسرین سخنرانان کنفرانس قربانیان جهاد در کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل در ژنو در 18 آوریل 2005 بودند. متن حاضر ترجمه متن سخنرانی تسلیمه نسرین در غیاب او در کمفرانس قرائت شد. سخنرانی عیان هرسی علی را در شماره قبل منتشر کردیم."

از  ماهنامه "بی خدایان" شماره 19 شهریور سال 1384 (اینجا)

واقعیت این است که همه حکمتیون در همکاری با لیبرال ها و ارتجاع در زیر چتر " سکولاریسم"  یک خط را دنبال می کنند، برای نمونه کافی است سری به سایت اخبار روز متعلق به اکثریت بزنید می بینید که کلی از سرداران حکمت از منفرد تا مجتمع آنجا مطلب می نویسند.  اما بوی تعفن این سیاست باعث شده که "عاقل"ها فرصت طلبانه بایک ماسک "چپ" سرعت را کم کنند.

واقعیت این است که جریان حمید تقوایی بسیار صادق تر از ریا کاری بقیه منشعبات و متفرقات خط فکری به اسم "کمونیست کارگری" از جمله بخش "خط رسمی" ایست، چون تقوائیون صادقانه با ادامه خط فکری منصور حکمت که "اساس سوسیالیسم انسان است" آگاهانه رفته اند برای بر پایی یک حکومت "انسانی" همه با هم و آگاهانه  دور "دیکتاتوری پرلتاریا" هم خط قرمز کشیده اند و سرگرم کار خودشان اند و به کمونیست ها هم کاری ندارند. ثریا شهابی هم همان حکومت انسانی "سکولار" را میخواهد، فقط جرأت اعلام آن را ندارد.

مشکل واقعی ثریا شهابی اعلام موضع تدارک کمونیستی درباره بیانیه مشترک سه حزب خانواده مقدس است. بیانیه مشترکی که  ثریا شهابی هم در واقع می توانست و می تواند به طور طبیعی جزو امضا کنندگان آن باشد. اگر تدارک کمونیستی به نقد و افشاء آن بیانیه نمی پرداخت، راه برای خانم شهابی باز بود که یک بار دیگر نامه مشابهی به دوستان بنویسد و با یادآوری "کمبودها"ی بیانیه و "ضعفهایش" به آنان خاطر نشان کند که اگر آن ضعفهای جزئی را کنار بگذارند، آن وقت راه برای حضور خانم شهابی به عنوان عضو طبیعی خانواده مقدس در این ائتلاف هم باز خواهد شد.

در خاتمه بر خلاف ثریا شهابی ما به علاقه مندان پیش نهاد می کنیم که به ماسک ظاهرا "چپ" این پروغربی های "مدرن" اهمیتی ندهند و همه مطالب ما و آنها را سرصبر و بادقت بخوانند.

 

نوید پایور

14 اکتبر 2015

 

1-       در ستایش شکلات بدون عذاب وجدان و در نکوهش ادبیات طبقاتی – به بهانۀ ادبیات کودکان؟

http://omied.de/index.php/issues/item/857-2012-11-08-bs-adabiate-kudakan

2-      "موتورهای کوچک" در جهان "پست دیجیتال" - پاسخی به بهمن شفیق در مورد صمد بهرنگی

http://omied.de/index.php/2014-08-19-06-50-04/item/894-2012-12-02-shahabi-naghde-shafigh

3-      از قوها و از اردکها – هدونیسم، ادبیات و انقلاب

http://omied.de/index.php/issues/item/863-2012-12-12-bs-hedonism-adabiat-enghelab

4-       مانیفست 12، شارلی ابدو، برنارد لوی، کمونیسم کارگری

http://omied.de/index.php/audiovideo/item/1485-12

5-      https://en.wikipedia.org/wiki/Ayaan_Hirsi_Ali.

6-      https://en.wikipedia.org/wiki/Bernard-Henri_L%C3%A9vy

7-      https://en.wikipedia.org/wiki/Irshad_Manji

8-      https://en.wikipedia.org/wiki/Taslima_Nasrin

9-      ثریا شهابی

در دفاع از آزادی بی قید و شرط عقیده و بیان

نامه سرگشاده به تهیه کنندگان، بیانیه "همه با هم علیه توتالیتاریسم نوین!"*

 

توضیح کمونیست: این نامه در ارتباط با نامه دسته جمعی عده ای از روشنفکران و ژورنالیست ها نوشته شده است که در اعتراض به تحرک اسلام سیاسی در جریان کاریکاتور محمد خود را به سنت جنگ سردی و ضد کمونیستی مبارزه با "استالینیسم" و مبارزه علیه "توتالیتاریسم" وصل کرده اند و مدعی شده اند که بعد از فاشیسم و استالیسنیسم اسلام سیستم "توتالیتر" جدید است. این بیانیه مورد اعتراض جریان آزادی کارگران (worker’s liberty) در انگلیس هم واقعشده است بیانیه توسط افراد زیر امضا شده است: آیان هیرسی علی، شهلا شفیق، کارولین فارست، برنارد هنری لوی، ارشاد منجی، مهدی مظفری، مریم نمازی، تسلیمه نسرین، سلمان رشدی، فیلیپ وال، ابن وراق، آنتونی سفیر

 

دوستان عزیز!

انتشار نامه ای به امضا شما، تعدادی از نویسندگان، ژورنالیست ها و روشنفکران، در دفاع از حق انتقاد به اسلام، میتوانست برای همه آزاد اندیشان موجب خوشحالی و دلگرمی شود اگر خود را با جهان بینی و ایدئولوژی جنگ سرد همراه نمی کردید.

این بیانیه میتوانست از جانب من و امثال من، که بیش از بیست و پنچ سال است  در ایران و عراق رو در رو در جدال با اسلام سیاسی مشغول مبارزه و کار آگاهگرانه هستیم مورد حمایت قرار گیرد، اگر یک لبه آن علیه ما نمی بود.

متاسفم که باید اعلام کنم که بیانیه شما، هر اندازه هم که با حسن نیست نوشته شده باشد، دو بیانیه تحت یک نام است. سندی است که بخش اعظم جنبش دفاع از آزادی عقیده و بیان در ایران و عراق را مورد حمله قرار میدهد.

اعلام کرده اید که "جهان پس از پیروزی بر فاشیسم، نازیسم و استالینیسم، در مقابل تهدید دیگری از نوع توتالیتر قرار گرفته که اسلام ‌گرایی نامیده می‌شود." این حکم، از نوع خاصی از تفکر، نگرش به تاریخ و  تحولات سیاسی و از نوع خاصی ایدئولوژی نشات میگیرد و سنگر خاص و شناخته شده ای علیه کمونیسم بطور کلی است.

از قلم افتادن و عدم مرزبندی تان با "همه انواع ایسم ها"  که از قلم افتادن "صهیونیسم" و "تاچریسم" و "مک کارتیسم" را نمی توان ناشی از "کم دقتی" دانست. بیانیه شما متکی به ایدئولوژی و "ایسمی"است که در تمام طول جنگ سرد کاربرد خود را داشت. متکی به تبینی در ادامه کمپین جنگ سرد علیه کمونیسم است که به آن نام "استالینیسم" داده شد، نگرشی که در دفاع از سرمایه داری بازار آزاد، خود را آنتی "توتالیتاریسم" معرفی کرده.

در نتیجه بیانیه شما تنها اعلام محکومیت اسلام سیاسی نیست. بلکه همچنین ادامه جنگی است که از قبل علیه کمونیسم و کمونیست ها در جریان بوده است. مسئله بر سر لغات نیست. هیچ انسان آزادیخواهی نسبت به سرکوب و اختناق دوران استالین و یا نسبت به حکومت های مستبد، و بقول شما توتالیتر، بی تفاوت نیست و ما بخش اعظم کمونیست ها، که طی دوران جنگ سرد به عنوان استالینیسم مورد تکفیر قرار داشته ایم، بیش از همه منتقد و قربانی سیستم استالینیسم و حکومت های "توتالیتر" بوده ایم و همین امروز در عراق و ایران قربانی اسلام سیاسی هستیم و درگیر نبردی سخت و تا پای جان با آن. مسئله بر سر این است که دنیای سرمایه داری علیه کمونیسم، علیه طبقه کارگر و علیه بشریت متمدن خود را زیر همین پرچم بیانیه شما مخفی کرده است. شما احتیاجی نداشتید به این پرچم راست و جنگ سردی پناه ببرید.

یک لبه بیانیه شما مستقیما علیه کمونیست هائی است که امروز در مقابل اسلام سیاسی ایستاده اند و با همین پرچم مورد تعرض راست ترین جریانات هستند. این بیانیه  در ادامه تلاش راست ارتجاعی ای قرار میگیرد که درست با همین پرچم، کمونیسم را در کنار فاشیسم قرار داده و در پارلمان اروپا، درست با همین عبارات، میخواهد کمونیسم را غیر قانونی اعلام کند.

چرا باید برای مقابله با خفقان اسلامی در سراسر جهان، جنبش ضد کمونیستی را مورد حمایت قرار داد؟ آیا این باج دهی سیاسی و ایدئولوژیک به راست "بعد از فرو ریختن دیوار برلین" نیست؟ آیا برای مقابله با توحشی که در جهان براه افتاده است، این باج دهی لازم است؟

گمان نمیکنم. همانطور که تئوری "نسبیت فرهنگی" با باج دهی به اسلام سیاسی به بهانه "احترام به همه فرهنگها" نه تنها نتوانست علیه راسیسم سدی بسازد که بعکس خود منشا راسیسم "جدیدی" شد، این بیانیه هم نخواهد توانست در مقابل گسترش دامنه اسلام سیاسی، سدی بسازد.

بی تردید ما و شما لازم نیست که در تجزیه و تحلیل دلایل عروج اسلام سیاسی و  تحولات سیاسی در جهان، در مرزبندی با تمام ایسم ها و جنبش ها، همفکر و هم ایدئولوژی و هم نظر باشیم تا بتوانیم در کنار هم در دفاع از آزادی بدون قید و شرط عقیده و بیان قرار بگیریم.

تصور وجود جنبشی که در آن همه با هر عقیده و مرامی، مسلمان، یهودی، آیتئست،    اومانیست، سوسیالیست، کمونیست، ضد کمونیست، و فاشیست، بتوانند از مبارزه فکری- سیاسی، حق نقد و شک و جستجو،  در یک فضای آزاد و امن سیاسی دفاع کنند، سخت نیست! این دستاورد عصر روشنگری و گنجینه تمدن بشریت است که مورد هجوم قرار گرفته است متاسفانه بیانیه شما با این هجوم شریک شده است.

تنها جنبشی با بیانیه ای که  از خواست آزادی بدون قید و شرط عقیده و بیان، با  هر جهان بینی و نگرش و تجزیه و تحلیلی، دفاع میکند است که میتواند در مقابل تعرض عنان گسیخته جریان اسلامی سنگر محکمی بسازد. این تنها راه جدی و موثر برای ایجاد فضای امن و آزاد در ابراز عقیده و بیان، است. این آن جنبش مترقی است که حافظ دستاوردهای بشر متمدن است.

 تا آنجا که به ما مربوط است ما در ایران و عراق و در سراسر جهان پلاتفرم "دفاع بی قید و شرط از آزادی عقیده و بیان" و پرچم "بیانیه حقوق جهانشمول انسان" را بلند کرده ایم و از جهانشمول بودن حقوق انسان دفاع میکنیم. از شما دعوت میکنیم که به این پلاتفرم بپیوندید. این صف واقعی مبارزه علیه اسلام سیاسی است.

 مارس ۲۰۰٦

ثریا شهابی

عضو دفتر سیاسی حزب کمونیست کارگری- حکمتیست

 

نویسنده و  فعال حقوق زنان و کودکان

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مقالات

مقالات دیگر

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com