بیانیه سه حزب خانواده مقدس یا اعلام موجودیت کنترای چپ

سه حزب خانواده مقدس کمونیسم کارگری، حزب کمونیست ایران، حزب کمونیست کارگری ایران و حزب کمونیست کارگری-حکمتیست، با صدور بیانیه مشترکی بر عزم جزم خویش برای " به هزیمت کشاندن اسلام سیاسی در خاورمیانه و شمال و مرکز آفریقا" تأکید نمودند. این احزاب خواستار " شکل دادن به یک حرکت جهانی در دفاع از سکولاریسم و علیه نیروها و دولتهای مذهبی در خاورمیانه و شمال و مرکز آفریقا" شده و در این راستا " همه نیروهای چپ، سکولار و آزادیخواه" را به پیوستن به این حرکت فراخوانده اند. حرکتی که هدفش تغییر" نظام سیاسی حاکم بر جوامع اسلامزده به نظام سیاسی آزاد، برابر و سکولار" است.

این بیانیه ای است به مراتب فراتر از اعلام تعهد رسمی به نظم بورژوائی. همه چیز در بیانیه، از زمان صدور آن تا میدان عمل و اهداف آن، حاکی از آن است که سه حزب خانواده مقدس کمونیسم کارگری با صدور این بیانیه به طور جدی به مسیر ایجاد آلترناتیوی مطلوب برای بورژوازی ترانس-آتلانتیک و بازوی نظامی آن، ناتو، گام برداشته اند. بیانیه ای که بیش از هر چیز بیانیه پیوستن دو حزب کمونیست و حکمتیست به صف باند سیاهی حزب کمونیست کارگری حمید تقوائی است. این بیانیۀ اعلام موجودیت کنترای جدیدی در ایران است. کنترائی سکولار و چپ.

بیانیه سه حزب در مقطعی صادر می شود که چشم اندازهای پیروزیِ آن چیزی که باند سیاه حمید تقوائی آن را "انقلاب سوریه" می نامید با تحولات هفته های اخیر در سوریه، بحران فراریان یا خروج دسته جمعی لشگر شکست خوردۀ لیبرالیسم ترانس-آتلانتیک از اردوگاههای ترکیه و سرانجام با ورود نظامی روسیه به جنگ در سوریه برای همیشه از بین رفته است. با چرخش تحولات سوریه عرصه بر تمام جریانات ارتجاعی دست ساختۀ غرب و ارتجاع عرب و ترک، از داعش تا جیش الفتح و از جبهه النصره و احرارالشام تا "سکولار"های ارتش مزدور آزاد سوریه تنگ شده است. اکنون در مقابل جامعه سوریه، پس از تحمل چهار سال خونریزی و وحشیگری بی حد، روزنه هائی از امید به زندگی گشوده شده است. همۀ آن نیروهائی که در سوریه به حداقلی از موازین یک جامعۀ متمدن پایبندند، اکنون به مقابله با ارتجاع مذهبی-سکولارِ تحمیلی دول امپریالیست ترانس-آتلانتیک و دست نشاندگان منطقه ای آن برخاسته اند. از اپوزیسیون داخلی سوریه که با درایت تمام از تبدیل نبرد خویش بر علیه دولت بشار اسد به ابزاری در دست ارتجاع هار منطقه خودداری ورزید تا نیروهای حزب دمکراتیک کردستان سوریه و شاخۀ نظامی آن که تحت فشار واقعیت خونین سوریه و بی وفائی "متحدان غربی" خویش به تجدید نظر در سیاست خود دست زده و اکنون در همان صفی قرار گرفته اند که از مدتها پیش می توانستند به آن تعلق داشته باشند. اکنون برای همگان - نه فقط در سوریه، بلکه هر چه بیشتر حتی در خود کشورهای غربی - روشن شده است که نابودی نظام دولتی سوریه با کمک ابزارهایی که دموکراسی غرب در منطقه تدارک دیده است، در لحظۀ کنونی، معنائی جز نابودی جامعۀ سوریه و گسترش جهنم موجود در خاورمیانه نخواهد داشت.

به همان اندازه که تحول میدانی در سوریه در هفته های اخیر در هر انسان شریف و هر کمونیستی امید به کاهش ابعاد این جهنم و بازگشت منطقه به شرایط عادی را زنده می کند، به همان اندازه نیز برای پادوهای راست و چپ بورژوازی ترانس- آتلانتیک ناخوشایند و مأیوس کننده است. در چنین شرایطی است که بیانیه سه حزب صادر میشود.

بیانیه میدان عمل اصلی خویش را خاورمیانه و شمال آفریقا اعلام کرده است. دقیقا آنجائی که از نظر صادر کنندگان بیانیه "اسلام سیاسی" سرنوشت کنونی را برای مردم آن رقم زده است. صادرکنندگان بیانیه با شارلاتانیسم در اشاره به چگونگی وضعیت موجود به "دخالتهای آمریکا و موئتلفینش" اشاره می کنند، تا بلافاصله پس از آن همین "آمریکا و موئتلفینش" را از تیررسِ خشم توده های به ستوه آمده خارج نموده و کینه و نفرت انباشته در تمام منطقه را متوجه آن چیزی کنند که از نظر آنان "اسلام سیاسی" نام دارد. انتقادی که بیانیه به "دخالتهای آمریکا و موئتلفینش" وارد میکند، برگ انجیری است برای پوشاندن عورت پرو امپریالیستیِ صادرکنندگان بیانیه. این درجه از انتقاد را امروز در رسانه های نئوکانهای آمریکا و شووینیستهای اروپا نیز میتوان به وفور یافت. با همین نوع "انتقاد" است که دست راستی ترین محافل ارتجاعی غرب تعلل در بمباران سوریه و پابرجا ماندن دولت سوریه را مسبب اصلی رشد جریانات وحشی اسلامی در سوریه و عراق معرفی می کنند.

برگ انجیز این "انتقاد" هنگامی کنار میرود که نویسندگان بیانیه، رهبران سه حزب -که هر سه از سر سوء تفاهمی تاریخی نام "کمونیست" را نیز با خود یدک میکشند-، کوچکترین اشاره ای را به علل و عوامل این "دخالتهای آمریکا و موئتلفینش" نیز جایز نمی دانند. آنها حتی اشاره ای هم به این نمی کنند که عروج اسلام به عنوان مهم ترین نیروی سیاسی و قالب ایدئولوژیک ساختار دولت بورژوائی در خاورمیانه محصول مستقیم نصب دولت مذهبی-راسیستی اسرائیل در منطقه بود. آنها لازم نمی بینند به این اشاره کنند که در اصلی ترین کشورهای منطقه، در ایران و مصر و ترکیه، اسلام برای دهه های طولانی فقط در پستوهای حوزه های علمیه و در مراسم عزاداری ادامه حیات می داد. آنها لازم نمی دانند بر این تأکید کنند که اتفاقا سیاست دول امپریالیستی از یک سو در حمایت همه جانبه و بی قید و شرط از دولت تعبیه شدۀ اسرائیل؛ و از سوی دیگر در ممانعت پیگیر از هر گونه تلاش عدالت طلبانه مردم کشورهای منطقه و سرکوب همه و هر گونه مبارزه ای با کمترین شائبه هایی از کمونیسم و سوسیالیسم بود، که بالهای اسلام سیاسی را بر فراز منطقه گشود. آنها لازم نمی دانند بگویند که این امپریالیسم غرب بود که طالبان و القاعده را برای مقابله با شوروی به دنیا آورد. آنها لازم نمی بینند به نقش دولت اسرائیل در حمایت از و تقویت حماس برای مقابله با رادیکالیسم رو به رشد جنبش مقاومت فلسطین اشاره کنند. آنها حتی لازم نمی بینند اعلام کنند که همین امروز نیز جبهه النصره در پناه آتش توپخانه و نیروی هوائی اسرائیل بلندی های جولان را به تصرف خویش درآورده است و مجروحانش را در بیمارستانهای تل آویو و اورشلیم مداوا می کند. آنها که زمانی جمهوری اسلامی را "ضد انقلاب بورژوا امپریالیستی" می خواندند، اکنون نه به بورژوازی تعرض می کنند و نه به امپریالیسم.

در مقابل، آنها " بویژه بر مبرمیت سرنگونی جمهوری اسلامی ایران در راستای به هزیمت کشاندن اسلام سیاسی" تأکید می کنند. سکوت در مقابل اسرائیل و تأکید بر مبرمیت سرنگونی جمهوری اسلامی. این تأکیدی نیست بر سرنگونی جمهوری اسلامی به عنوان نظامی مدافع اقلیتی از صاحبان سرمایه و ثروت، تأکیدی است بر نقش جمهوری اسلامی به عنوان بزرگترین ستون "اسلام سیاسی" در خاورمیانه و در شمال آفریقا؛ تأکیدی که در شرایطی صورت میگیرد که تمام جهان در این تردیدی ندارند که نقش اصلی ترین و مؤثر ترین حامی و تکیه گاه جنبشهای ارتجاعی اسلامی را عربستان مدتهاست که از جمهوری اسلامی ربوده است. این نه تأکیدی بر انکشاف مبارزه طبقاتی، بلکه برای تشجیع و تحریک و به میدان کشاندن مجدد متحدین غربی بر علیه ایران است که با توافق هسته ای اکنون به سمت همکاری با ایران روی آورده اند. لفاظی درباره مبارزه برای سکولاریسم نمی تواند این واقعیت را بپوشاند که دولت سوریه به عنوان تنها دولت سکولار منطقه آماج حملات آنان است اما دولت یهود مصون از هر گونه انتقادی. این همان سیاست "خاورمیانه دمکراتیک بزرگ" است. این همان سیاستی است که در خاورمیانه اسرائیل را به عنوان "تنها کشور دمکراتیک" از تیر رس انتقاد خارج می کند. این پلاتفرمِ مداخله گری بشر دوستانه ی نئوکانها و لیبرالیسم  بورژوازی متجاوز ترانس-آتلانتیک است که امروز این سه حزب چپ و "کمونیست" شیپور آن را به صدا در آورده اند.

بیانیه سه حزب، از نظر تاریخی تکرار مجدد ائتلافی است که در آغاز دهه شصت بین اتحاد مبارزان کمونیست و سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ایران – کومه له، شکل گرفت و نام حزب کمونیست ایران را بر خود نهاد و از آن زمان تاکنون سرنوشت چپ ایران و دگردیسی آن از جریانی آرمانخواه و انقلابی با افقهای سوسیالیستی را به جریاناتی پراگماتیست و منحط در چهارچوب سیاست بورژوائی رقم زده است. این پیوند مجدد دو جنبشی است که در دهه هشتاد قرن بیستم بر زمین چپ رادیکال قرار داشتند و در نیمه دهه دوم قرن بیست و یکم به عاملان بورژوازی ترانس-آتلانتیک بدل شده اند. هم خرده بورژوازی معترض شهری پس از انقلاب ایران، که اتحاد مبارزان کمونیست فراکسیونی در درون آن به شمار می آمد، دلبستگی های خویش به سوسیالیسم را کنار گذاشته است و هم ناسیونالیسم چپ کردستان که کومه له شاخص ترین نماینده آن بود بان کی مون را جایگزین مائوتسه دونگ کرده است. این طنز تاریخ است که دقیقا همان دو جریانی که پیوندشان برای دوره ای طولانی شاخص ترین جریانات چپ رادیکال را شکل داد، اکنون و پس از سه دهه، دست به تشکیل ائتلافی برای ورود رسمی به اردوی خدمتگزاران بورژوازی زده اند. دگردیسی چپ با این ائتلاف به فرجام منطقی خویش می رسد.

این روندی بی واسطه نبود. مؤلفه های مختلفی در عرصۀ نظری تا سیاسی در شکل دادن به این روند نقش ایفا کرد. در پایه ای ترین سطح، تبیین سوسیالیسم به مثابه امری فردی، بنیان لیبرالی ای را تشکیل میدهد که سه حزب خانواده مقدس در آن شریکند. "اساس سوسیالیسم انسان است"، این آن حکم پایه ای است که طبقات و مبارزه طبقاتی را با "انسان" انتزاعی جایگزین نموده و از مرام اشتراکی سوسیالیسم، جنبشی فردگرایانه می سازد. این آن بنیان لیبرالی است که خمیرمایۀ مشترک کل خانواده کمونیسم کارگری را تشکیل می دهد. بر این بنیان است که امر طبقاتی به کناری نهاده می شود و مبارزه برای "حق برابر" فرد در کانون سیاست قرار میگیرد: حق آزادی بیان، حق آزادی پوشیدن لباس، حق آزادی در روابط جنسی، حق زنان، حق کودکان، حق همجنسگرایان و همه و هر گونه حقی که بتوان برای فرد برشمرد، به عنوان راهنمای عمل جهانشمول.

این مبانی لیبرالی، مادام که تابش عدالتخواهی نیرومند دوران انقلاب 57 در ایران هنوز از حرارتی گرم کننده برخوردار بود، زیر پوششِ ادبیاتی چپ و "کمونیستی" به حیات خود ادامه میداد. هر چه در ایران لیبرالیسم نیرومند تر و اشعه های انقلاب 57 کم سو تر می شدند، به همان اندازه نیز این مبانی لیبرالی آشکارتر ظاهر می شد و سیاست عملی این خانواده مقدس را رقم می زد.

حزب کمونیست کارگری مجری رادیکال و قاطع این پلاتفرم لیبرالی و پیشاهنگ کل خانوادۀ مقدس بود و سایر اعضاء این خانواده همواره با شرط و شروط و اما و اگر و با تأخیر به دنبال آن روان بودند. در مقام پیشاهنگ، این حزب کمونیست کارگری بود که نقش تابوشکن و بازکنندۀ راه برای دیگران را برعهده می گرفت. تنها عروج راست مذهبی در آمریکای دوران بوش بود که مانع از نمایان شدن تمام و کمال تعلق این رادیکالیسم به اردوی بورژوازی ترانس-آتلانتیک می گردید. با عروج لیبرالیسم مداخله جوی دوران اوباما، آخرین موانع اعلام تعلق به این اردو نیز از میان می رفت. حزب کمونیست کارگری به همان نقطه ای می رسید که سازمان اکثریت در دوران کلینتون به آن رسیده بود. با این تفاوت که این حزب میلیتانسی خویش را نیز با خود حمل میکرد.

این روندی بود که با بحران 2008 و تشدید تضادهای بین قطبهای متخاصم سرمایه داری، و بویژه با جنبش سبز و سپس "بهار عربی"، با شتاب بیشتری ادامه یافت. از اعلام همه و هرگونه تعهد به دولت اوباما تا تأکید بر امر مبارزه با "امپریالیسم روسیه"، از اعلام همبستگی با فمن و پوسی رایوت دست ساز سازمانهای جاسوسی و محافل مالی تا همکاری صمیمانه با بنیادهای جنگ طلب لابی دولت نژادپرست و مذهبی اسرائیل تحت پوششهای مختلف؛ حزب کمونیست کارگری تمام موانع پیش رو برای قرار گرفتن در صف خادمان بورژوازی ترانس-آتلانتیک را از پیش پا برداشته بود. صفحات سایتهای اینترنتی این حزب به محلی برای درج تحلیلهای اتاق فکرهای لیبرالیسم مداخله گر و نئوکانها بدل شد و بی بی سی و صدای آمریکا به منابع خبری مورد وثوق تبدیل شدند. و در همۀ این ایستگاهها، اعضای مردد و متذبذب خانوادۀ مقدس، هر بار با غرولندی کمتر، گام به گام به این مواضع "پیشرو" در مبارزه برای "مدنیت" و "مدرنیته" و "سکولاریسم" نزدیکتر شدند. گفتگوها آغاز شد و توافقات هر چه بیشتر نمایان می گردید. کشاندن سایر اعضای خانواده مقدس فقط امری بود مربوط به زمان؛ و زمان آن نیز با تحولات هفته های اخیر خاورمیانه، از توافق هسته ای تا آشکار شدن مداخلۀ روسیه در سوریه، فرا رسید. و سرانجام "آزادی، برابری، حکومت کارگری" که زمانی پرچم این خانواده را تشکیل میداد، به "حکومت سکولار" خاتمه یافت.

با توافق هسته ای آرزوی دیرینۀ تمام اپوزیسیون سینه چاک غرب در مخاطره ای جدی قرار گرفت: رژیم چنج فعلا به بایگانی سپرده شده است و گزینه اصلی غربِ دمکراتیک نیست. همۀ امیدها به سوریه و به سرنگونی بشار اسد گره زده شد که سقوط وی مقدمه ای بر سقوط جمهوری اسلامی قلمداد می شد. و این نیز در هفته های اخیر و بویژه با مداخلۀ روسیه، دود شد و به هوا رفت. "اسد باید برود"، این طنین غرش حزب کمونیست کارگری، اکنون تنها در میان جنگ طلب ترین سناتورها و لابی ایستهای اسرائیل به گوش میخورد و با هر بمبی که از هواپیماهای روسیه بر سر داعش و النصره و ارتش آزاد سوریه فرود می آید، صدای آن ضعیف تر و ضعیف تر می شود.

در چنین شرایطی است که بیانیه سه حزب صادر میشود. این تلاشی است که قرار است یک بار دیگر و در شرایطی متفاوت بر ضعفهای اجزاء تشکیل دهندۀ این ائتلاف غلبه کند. اگر در آغاز دهۀ شصت، اتحاد مبارزان کمونیست مبانی تئوریک لازم را در اختیار کومه لۀ انقلابی اما فاقد بنیانهای تئوریکِ مستحکم قرار می داد و خود از اعتبار انقلابی کومه له نیرو می گرفت، این بار نیز قرار است بازماندگان همان اتحاد مبارزان کمونیست، حزب کمونیست کارگری ایران، آن چیزی را در اختیار حزب کمونیست و نادمان حکمتیست قرار دهد که فاقد آنند. این حزب کمونیست کارگری تقوائی است که از ارتباطات لازم بین المللی، از آیپاک تا پارلمان اروپا و فلاسفۀ دست راستی برخوردار است و می تواند در مقام وزارت امور خارجۀ ائتلاف چتر سیاسی لازم را برای احزاب دوگانۀ دیگر فراهم کند که هیچکدام نه قادر به خروج از پوستۀ کردستانی خویش بودند و نه حتی قادر به رقابت با رقبای تازه به میدان آمده ای از نوع پژاک در همان کردستان. در مقابل، پایگاههای نظامی کومه له آن پتانسیل لازم را در اختیار حزب کمونیست کارگری قرار می دهند که به اعتبار آن مقبولیت آلترناتیو مورد نظر خویش را نزد شرکای غربی اش افزایش دهد. حذف همه و هر گونه شائبه سوسیالیستی و تعهد به ایجاد دولتی "سکولار"، ارائه پلاتفرمی که با نام سه حزب "کمونیست" تزئین شده است و فاقد کوچکترین اشاره ای به مناسبات سرمایه داری و طبقۀ بورژوازی به عنوان حافظ این مناسبات است و کنار گذاشتن اسرائیل از صحنۀ معادلات سیاسی خاورمیانه دقیقا به منظور افزایش همین میزان مقبولیت صورت گرفته است. بیانیه ای که قرار است یک بار دیگر جمهوری اسلامی را به عنوان هدف مشترک حمله، به مقامات دول غربی بقبولاند.

این، بیانیه ی آغاز شکل گرفتن یک کنترای چپ است. ناتوانی امروز احزاب تشکیل دهندۀ این ائتلاف نافی خطری نیست که در این ائتلاف نهفته است. زیر نظر گرفتن این ائتلاف و مقابله با آن در تمام سطوح، بویژه مقابله با کاربدستان احزاب سه گانۀ تشکیل دهندۀ ائتلاف در جنبش کارگری و عدم همکاری با آن ها و طردشان از مجامع کارگری، از جمله وظایف آتی کمونیستها است. نمیتوان در حرف از صف سوسیالیستی و مستقل طبقه کارگر دفاع کرد و در عمل با کسانی به همکاری پرداخت که به دستجات مجری ضد کارگری ترین سیاستها دل بسته اند.

 

تدارک کمونیستی- جنبش سازمانیابی حزب پرولتاریا

11 مهر 94 – 4 اکتبر 2015

 

بیانیه مشترک احزاب چپ و کمونیست علیه دولت ها و نیروهای اسلامی در منطقه

خاورمیانه شاهد شکل گیری و سربلند کردن یک جنبش گسترده سکولاریستی و مبارزه برای رهائی جامعه از وضعیت فاجعه باری است که در نتیجه دخالتهای آمریکا و موئتلفینش و گسترش کشمکشهای خونین و ارتجاعی و قدرت گیری هر چه بیشتر دولتهای اسلامی و نیروهای تروریست اسلامی در این منطقه و مناطقی از شمال و مرکز آفریقا بوجود آمده است. مبارزات مستمر مردم ایران علیه جمهوری اسلامی و قوانین اسلامی آن، اعتراضات مردم ترکیه علیه حزب اسلامی حاکم، مبارزات قهرمانانه زنان و مردان آزاده در کردستان سوریه علیه داعش، گسترش جنبش سکولاریستی در تونس، مبارزه آزادیخواهانه در افغانستان علیه ارتجاع مذهبی  و بویژه امروز جنبش توده ای در عراق علیه حکومت مرکزی و دار و دسته های ارتجاعی اسلامی و در دفاع از سکولاریسم، نمودهای مشخصی از این حرکت گسترده و امیدبخش است. این عکس العمل حق طلبانه و آزادیخواهانه دهها میلیون مردم کارگر و زحمتکش و زنان و جوانانی است که فقر، محرومیت، بی حقوقی و ناامنی تمام عیاری توسط دولت هایحاکم بر این کشورها بر زندگی شان حاکم شده است.این مبارزات تا همین جا ظرفیت عظیم نیروی آزادیخواهی مردم برای ایفای نقش در تحولات سیاسی و ایجاد تغییرات رادیکال و اساسی به نفع اکثریت جامعه را نشان داده و امید تازه ای در میان آنان به وجود آورده است. این مبارزات در صورت تعمیق و سازمانیابی و برخورداری از یک رهبری چپ و رادیکال میتواند ضربه قاطعی به جنبش اسلام سیاسی و دولت ها و جریانهای ارتجاعی مذهبی وارد کند و ورق را در خاورمیانه به نفع مردم و آزادیخواهی و مدنیت و انسانیت برگرداند.

در چنین شرایطی ما امضا کنندگان این بیانیه عزم خود را برای مقابله فعال با نیروها و دولتهای اسلامی و نظام حاکم بر این کشورها و حمایت و تقویت مبارزات توده های مردم منطقه اعلام میداریم. برنامه عمل مشترک ما مبتنی است بر تلاش برای تقویت و تعمیق این مبارزات علیه دولتها و نیروهای اسلامی در کشورهای منطقه، آگاه ساختن افکار عمومی جهان از جنایات آنها و جلب حمایت جهانیان از مبارزات مردم علیه این نیروها.

ما امضا کنندگان این بیانیه از تلاش و مبارزه نیروهای سکولارو آزادیخواه و چپ و کمونیست در کشورهای منطقه حمایت میکنیم.

ما خواهان آن هستیم که:

۱دین از دولت و آموزش و پرورش و نظام قضایی و قوانین جاری جامعه جدا شود. اعتقاد و رفتار دینی هر فرد، امر شخصی و جزء آزادی وجدان فرد محسوب گردد. این اصل باید به طور شفاف و  غیر قابل تفسیر در قانون اساسی و هر سند حقوق پایه ای مردم این جوامع تصریح شود و همه قوانین موجود مغایر آن ملغا اعلام گردد.

۲- تغییر نظام سیاسی حاکم بر جوامع اسلامزده به نظام سیاسی آزاد، برابر و سکولار، یک ضرورت آزادیخواهانه فوری است و ایجاب می کند که نیروهای آزادیخواه، با جدیت و تشریک مساعی برای تحقق آن تلاش کنند.

۳- ما بویژه بر مبرمیت سرنگونی جمهوری اسلامی ایران در راستای به هزیمت کشاندن اسلام سیاسی در خاورمیانه و شمال و مرکز آفریقا تاکید میکنیم.

ما احزاب و سازمانهای چپ وکمونیست امضا کننده این بیانیه آمادگی خود را برای پیشبرد اهداف فوق و شکل دادن به یک حرکت جهانی در دفاع از سکولاریسم و علیه نیروها و دولتهای مذهبی در خاورمیانه و شمال و مرکز آفریقا اعلام میکنیم و همه نیروهای چپ، سکولار و آزادیخواه را به پیوستن به این حرکت فرامیخوانیم.

امضاها:

حزب کمونیست ایران

حزب کمونیست کارگری ایران

حزب کمونیست کارگری ایران -حکمتیست

۳مهر ۱۳۹۴

 

 

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مقالات

مقالات دیگر

مونیتور

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

کنفرانس اول

  • عروج و افول 8 سالۀ احمدی نژاد – بحثی درباره امکان عروج مجدد احمدی نژاد
    Written by
    اگرچه تکیه جریان "احمدی نژاد" بر گفتمان عدالتخواهی در شکستن نخوت طبقه متوسط  و اسطوره های او مؤثر است ... اما خود جنبشی یک دست نیست. این جریان می تواند به جنبشی تبدیل شود که با پتانسیل عظیم و انفجاری خود گرایشاتی را در درون خود حمل کند که با توجه به اختلافات درون دولت و طبقه حاکم و شرایط بغرنج منطقه قابل مهار نباشند. تجربه ی تاریخی و حتی تحولات جاری در کشورهای مختلف نشان می دهد که این…
  • چرا ناگهان عربستان سعودی گرفتار مشکلات جدی شده است؟
    تعدادی از جرثقیل های کمپانی بن لادن باید خاک بخورند. اما این به معنای برپا ماندن جرثقیلها بر آسمان پادشاهی نخواهد بود. کمپانی های چینی آماده می شوند تا پایه های زیر بنایی جدیدی را در عربستان بسازند. واشینگتن، اگر توجه کند، باید حرکت آرام متحد قدیمی اش را یا بطرف درهم ریختگی اجتماعی  یا ورود به قطب چینی ها ببیند. راه دیگری وجود ندارد
  • دگردیسی نه چندان اعجاب انگیز طبقۀ متوسط - بوتۀ مالجو در بوتۀ نقد (قسمت پایانی)
    Written by
    الیت طبقه متوسط در توهم عصر روشنگری است، در تب آزادی می سوزد؛ در آرزوی نهادهایی مدنی است که از طریق آن ها در قدرت سیاسی شریک گردد. اما قادر به تشخیص تناقضاتی نیست که توسعه سرمایه داری معاصر را از دوران انقلابات بورژوایی و یا دوران تسلط تفکر کمونیستی بر جریان روشنفکری متمایز می کند. این الیت در جستجوی گفتمانی است که از انحطاط سرمایه داری، روشنگری و ترقیخواهی را استخراج کند. اما وعده تکرار عصر روشنگری دروغی بیش نیست
  • اتحادیه ها و شوراها – سازمانیابی کارگران و دولت پرولتاریائی
    حتی نا آگاه ترین و عقب مانده ترین کارگران و متکبرترین و "متمدن ترین" مهندسین هم سرانجام از این حقیقتی که تجربۀ سازمان کارخانه با خود همراه دارد متقاعد می شوند: سرانجام همه از آگاهی ای کمونیستی برخوردار خواهند بود تا آن پیشرفت بزرگ اقتصاد کمونیستی در مقابل اقتصاد سرمایه داری را درک کنند... همبستگی کارگران – شکل گرفته در درون اتحادیه در جنگ با سرمایه داران، در رنج و قربانی– در شورا اشکال پایدار و اثباتی خویش را می…
  • امتناع کمونیستی و سیاست ورزی نو کینزی: انتخابات مجلس دهم و "اتفاقی که خودش" افتاد!
    Written by
    صداقت البته منکر خصلت سرمایه داری مناسبات مسلط بر ایران نیست. او نیز – مثل همۀ نظریه پردازان چپ طبقۀ متوسط – در این فاصله به تسلط مناسبات سرمایه داری در ایران اذعان می کند. اما او نیز... برای این سرمایه داری انبوهی از تبصره ها و اما و اگرها را بر می شمرد که در نهایت از این پدیده چیزی جز یک شیر بی یال و دم و اشکم باقی نمی ماند. در پایان تحلیل صداقت نه سرمایه داری…
  • ولایت مطلقه فقیه: حکمرانی بد یا مقتضیات انباشت؟ - بوتۀ مالجو در بوتۀ نقد (قسمت سوم)
    Written by
    اما در پایان دهه 60 روحیه ی ضدیت با اقتدار در هم شکسته شده بود، رقبای اصلی حذف شده بودند و مخاطراتِ سال های اولیه ی پس از قیام، چه در سطح حکومت و چه در سطح جامعه دیگر وجود نداشت. و اینک برای دوران نوین توسعه و تثبیت سرمایه داری در ایران، تمرکز بخشیدن به قدرت و حذف نهادهای موازی دارای اهمیتی حیاتی بود... در دهه ی 60، دادستانی انقلاب، وزارت اطلاعات، کمیته ها و هر مسجدی، مرکزی از قدرت…
  • اتحادیه ها و دیکتاتوری
    دیکتاتوری پرولتاریا خواهان محو تولید سرمایه داری است، خواهان نابودی مالکیت خصوصی است، برای اینکه فقط به این ترتیب استثمار انسان از انسان را می توان برانداخت. دیکتاتوری پرولتاریا خواهان محو اختلاف طبقاتی، خواهان پایان دادن به مبارزه طبقاتی است، زیرا بدین سان است که رهایی اجتماعی طبقه کارگر کامل می شود. برای رسیدن به چنین پایانی حزب کمونیست، پرولتاریا را برای سازمان دادن قدرت طبقاتی اش آموزش می دهد تا با به خدمت گرفتن این قدرت مسلح، بر طبقه بورژوازی چیره…
  • جایابی برای کارگران پشت صفوف بورژوازی: بوتۀ مالجو در بوتۀ نقد! - 2
    Written by
    هر کارگر کمونیستی می داند که مشکل سیاسی طبقه کارگر در حال حاضر امکانات مالی و مدیایی نیست، مشکل طبقه کارگر لشگر عظیم تئوریسین هایی است که هیچ بودگی کارگران را در برابر عظمت سرمایه به او تلقین می کنند. کار زنده ای که به خودی خود در کارگاه و در برابر ماشین آلاتِ روباتیزه یعنی در برابر کارِ مرده خود را باخته است به سختی قادر است در برابر این لشگر عظیم "سبزهای چپ" و "چپ های سبز"، بر…
  • " انحصار ها بر اقتصاد ایران چیره شده ا ند" یا دفاعی هوشمندانه از سرمایه داری؟
    عدم تناسب در شاخه های مختلف تولیدی در یک کشور و یا در دو کشور رقیب در بازار جهانی، یکی از مکانیسمهای انتقال ارزش اضافه تولید شده در شاخه یا کشور با بارآوری کمتر به شاخۀ تولیدی یا کشور با بارآوری بیشتر است. بدون این که در این میان حتی هیچ حقه ای هم به کار گرفته شده باشد. همین مکانیسم است که در شاخه های با بارآوری بیشتر و ترکیب ارگانیک بالاتر سرمایه منشأ سودی می شود که از…
  • نقد پروژۀ اقتصاد سیاسی دولت یازدهم یا خلع سلاح طبقه کارگر؟ بوتۀ مالجو در بوتۀ نقد! - 1
    Written by
    مالجو تمایلی ندارد که طبقه سرمایه دار را هم همچون طبقه کارگر خلع طبقه نماید. او به این سطح از حضور بورژواها به عنوان یک طبقه برای نتیجه گیری های بعدی نیاز دارد. بدون چنین طبقه ای، حداقل اقتدار لازم برای تحولات مورد نظر مالجو تامین نمی شود. هر چند طبقه بورژوا هم جنسی در میان اجناس بنجل این سمساری است اما باید در جای مناسب قرار گیرد و توی چشم بزند. در نظریه بافی مالجو این کارگران هستند که…
سایر مطالب مربوط به کنفرانس اول

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه هیچگاه -حتی در دوران بحران- خودشان ساقط نمی گردند، مگر آن که سرنگون شوند (لنین). به نظر گروسمن نکته تئوری…
  • حزب پرولتاریا
      حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های پرولتاریا داشته باشد. پس حزب پیشاهنگ سازماندهی شدۀ طبقۀ کارگر است.
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم دست یافته است که برای یک پیروزی پایدارغیر قابل صرفنظر کردن است. 
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت نظر سازمان تجارت جهانی نیستند مشمول این تأثیرات خواهند بود.
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
      همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال" در مورد مرز مطلق اقتصادی تکامل شیوه تولید سرمایه داری وفادار ماند؛ هرچند دلایل مشخصی را که او برای…
  • درباره اوضاع جهانی 13- سرنگونی در تایلند
    قطب بندی سیاسی حاضر در تایلند هم مربوط به تکسین، و هم بدون ارتباط با او است. اوباعث تغییرات در تایلند نشد. بلکه او و حزبش با تشخیص تغییرات عظیم اقتصادی-اجتماعی، برروی آن سرمایه گذاری کردند، تغییراتی که رای دهندگان ده ها سال مشتاقانه درانتظارش بودند. دهقانان تازه شهرنشین شده قویأ از سیستم بیرحمانه آقا بالاسری پایتخت تایلند و ساکنانش،…
  • درباره اوضاع جهانی -12: حامیان سهامداران آلمانی در مقابل یونان
    سرمایه گذاران کوچک آلمانی بر علیه یونانی ها به دادگاه شکایت کردند و خواستار جبران خسارت از سوی دولت بحران زده ی یونان برای ضررهای ناشی از قطع پرداخت بدهی ها از بهار 2012 شدند. 
  • درباره اوضاع جهانی -11: نگرانی الیت جهانی از پوپولیسم
    Written by
      حال برای الیت مسلط اروپا سوال این است که چگونه خودش را با شرایط جدید منطبق کند. آیا بر روی احتمال قدرت گیری مجدد احزاب سنتی در انتخابات سراسری کشوری حساب کند؟ یا یک نمایش پوپولیستی قدرتمند  در انتخابات اروپا به ایجاد پانیک می انجامد که منجر به یک بررسی رادیکال از عمل کردهای اتحادیه اروپا و سیاست هایی…
  • درباره اوضاع جهانی – 10: مدرنیزه کردن روسیه
    ناوالنی با سابقۀ ناسیونال شوونیستی که  قفقاز ها  را "سوسک" می نامد، در دشمنی و نفرت نسبت به همجنس گرایان معروف است، که البته این موضوعی است که در رسانه های آلمان  پنهان می شود، همان طور که ممارست ویتالی کلیچکو با شاخه فاشیستی اپوزیسیون اوکراین پنهان می شود
  • دربارۀ اوضاع جهانی -9: مناطق درگیریهای آینده
    افزایش تسلیحات در نیروی دریایی چین و تغییرمسیر نیروهای مسلح ایالات متحده به‌طرف اقیانوس آرام نشان‌گر تقابلی است‌که ـ در بدترین حالت‌ـ می‌تواند به‌برخورد نظامی منجر گردد. در نتیجه، آلمان نیز به‌عنوان یکی از اعضای ناتو و شریک آمریکا در این تقابل درگیر خواهد بود. 
سایر مطالب مربوط به کنفرانس مؤسس

هنر و ادبیات

  • هستۀ تلخ
    هستۀ تلخ کورمال کورمال توی تاریکی به دنبال در اطاق میگشتم که فریده دست دراز کرد و مرا از درز در به داخل اطاق کشاند. زیر نور شیری رنگ مهتاب، که از طریق پنجره به درون اطاق می‌تابید، فریده سینه به سینهام ایستاد و گذاشت که چادر گل گلیاش، همانی که همیشه به‌ سر داشت، از روی سر و شانه بلغزد و…
  • کارگر، کبک، کمونیست!
    کارگر، کبک، کمونیست!  سال هزار و سیصد و شصت و یک چندین زمستان از شکارچی گری او می گذشت و دیگر در اینکار حسابی حرفه ای عمل می کرد. سورتمه و کیسه و بند و بساطی برای خود تهیه کرده بود که راحت تر شکارهایش را حمل کند. وضع بهم ریختۀ اقتصادی هم به شکوفا شدن قوۀ ابتکارات او کمک می کرد. با…
  • شک و یقین
    شک و یقین زنِ جوان روی صندلی عقب پیکان مسافر کش، درست پشت سر راننده کز کرده بود. چادر مشکی به سر داشت و خود را چنان به در ماشین چسبانده بود که گوئی دنبال روزنه ای برای عبور میگردد. 
  • میلیونر شدن سالواتوره
    میلیونر شدن سالواتوره توی این صف طویل و بی انتها دخترکی با موهای بور و چشمان آبی وول میخورد و با شیطنتی آشنا برای سالواتوره سعی میکرد دیگران را پشت سرگذاشته و نوبتش را جلو بیاندازد. دخترک توجه او را جلب کرد، از جا برخاست تا او را دقیق تر ببیند. دخترک وول میخورد، بی قرار می جنبید، هی خودش را لابلای دیگران…
  • سه شعر از مایاکوفسکی
    سه شعر از مایاکوفسکی  این هیاهو -تکاپوی پیکار نیست، کارناوال است - ضیافتِ بانیِ جشن نام گذاری، -و این عرصه گاه - برای جنگ نیست ، - میدان تیر است - تفرج گاهی برای شلوغی و تفریح، - و آن آقا - بر خاکریز - توپچی نیست، میزبان است که با لباس وزغ ها - از لوله ی دیدگانش شلیک می کند.
JSN Glass template designed by JoomlaShine.com