در مورد ایران ، نه می توان از یک سرمایه داری دولتی سخن راند (از آنرو که دولت خود را از بسیاری شاخه های اقتصادی کنار کشیده) و نه از یک سرمایه داری بازار (چرا که این گروهها تمام موانع مالی، تجاری و مالیاتی را دور می زنند و از پیدایش هرگونه رقابت جدیدی جلوگیری می کنند). از همین رو بهتر است ماهیت اقتصاد ایران را سرمایه داری انحصارات نامید.

 

توضیح: بررسی روند تحول سرمایه داری ایران در دورۀ اخیر و نقش طبقات مختلف و دولت در این روند و نتایج حاصله از آن در تبیین استراتژی و تاکتیک کمونیستی یکی از محورهای اصلی مباحثات کنفرانس آینده تدارک کمونیستی را تشکیل خواهد داد.

از زمان روی کار آمدن جمهوری اسلامی تاکنون، پروپاگاند ضد رژیمی یک مانع اصلی در تبیین تحولات در روند انباشت سرمایه و ارزیابی از نقش و ماهیت دولت در جمهوری اسلامی بوده است. در نتیجۀ تسلط همین پروپاگاند است که بعد از گذشت بیش از سه دهه از حیات جمهوری اسلامی و بی سابقه ترین دوران انباشت سرمایه در ایران، هنوز هم نفی روند انباشت سرمایه در ایران با جان سختی تمام و در اشکال مختلف در تتمۀ چپ به حیات خویش ادامه می دهد. علیرغم تعدیلهائی که در نتیجۀ فشار خورد کنندۀ واقعیت شکاف طبقاتی در ایران و شکلگیری طبقۀ قلدر و نیرومندی از سرمایه داران در شکل ظاهری ادبیات چپ وارد شده و به تکرار طوطی وار "رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی" در این ادبیات منجر شده است، هنوز هم در تبیین واقعیات روند انباشت سرمایه در ایران و نقش دولت در آن، عوامل غیر اقتصادی و یا "انحراف از مسیر توسعه" حرف آخر را می زنند. تعابیری که در مفاهیمی از قبیل "دولت غیر متعارف" که قادر به پاسخگوئی به نیازهای انباشت سرمایه نیست و یا مفاهیمی از قبیل "غارت و چپاول ثروتهای ملی" از سوی آقازاده ها و یا "فقدان انباشت سرمایه در اثر خروج سرمایه ها از ایران" متجلی میشوند.

از نظر سیاسی، کلیه این تعابیر، بدون استثناء، پوششهائی برای اتخاذ سیاستهائی مبنی بر نزدیکی به و ائتلاف با این یا آن جناح بورژوازی بوده و هستند. هیچ نیروی سیاسی ای را در چپ نمی توان یافت که در نظریات خویش به نحوی انباشت سرمایه در ایران را انکار کرده باشد و در سیاست نزدیکی با و یا حمایت از این یا آن جناح بورژوازی را دنبال نکرده باشد. آن انکار مقدمۀ این روی آوری به ائتلاف با بورژوازی است. و یا برعکس، شوق به سرنگون کردن "رژیم ولایت فقیه" و نیاز به جذب متحدینی از درون بورژوازی بازتاب تئوریکش را در انکار تکامل سرمایه داری در ایران در چهارچوب جمهوری اسلامی می یابد. این خطائی معرفتی نیست که بتوان با مباحثه آن را رفع کرد. هیچ درجه از تبیین مارکسیستی ماهیت بورژوائی دولت در دوران جمهوری اسلامی قادر نیست چپی را که نمی خواهد این واقعیت را بپذیرد، به تغییر نظرات خویش معتقد کند. نمیتوان کسی را بیدار کرد که خود را به خواب زده است. اما چنین تبیینی امکان آن را فراهم می کند تا ماهیت واقعی خود این نظرات و نتایج مخرب آن برای جنبش کارگری برملا شود.

در این راستا بررسی نظریات و تحلیلهای جدی در زمینه توسعه سرمایه داری در ایران از کارهائی است که در دورۀ کنونی و برای تدارک مباحثاتی عمیق تر در کنفرانس آینده باید بدان پرداخت. نوشتۀ حاضر از جمله چنین کارهائی است. رامین معتمد نژاد، استاد دانشگاهی در فرانسه، این نوشته را مدت کوتاهی پیش از انتخابات سال 88 و عروج جنبش سبز در لوموند دیپلماتیک منتشر نموده است. اهمیت نوشته از جمله در این نیز هست که به بررسی تحولات دوران احمدی نژاد می پردازد. دورانی که بیش از همه دوره های جمهوری اسلامی کمتر مورد تحلیل قرار گرفته و تقریبا تماما از زاویه نگاه ائتلاف بورژوازی و طبقه متوسط ضد احمدی نژادی، به عنوان دوره ای از عقبگرد و تخریب در "جامعه"، مورد تحریف واقع شده است. این در حالی است که شناخت ویژگیهای تحول سرمایه داری در ایران در دوره هشت ساله ریاست جمهوری احمدی نژاد، هم برای درک بزرگترین تلاطمات سیاسی ایران در جریان جنبش سبز و هم تحول دوران کنونی بعد از احمدی نژاد حائز اهمیت فراوان است.

معتمد نژاد بر خلاف اکثریت قریب به اتفاق "تحلیلگران"، با عوامل غیر اقتصادی به تحلیل تحول دوران احمدی نژاد نمی نشیند. برعکس او با تحلیل شکل ویژۀ انباشت سرمایه در ایران به تلاش برای تبیین سیاست دولت احمدی نژاد می پردازد. او برای توضیح سرمایه داری ایران از اصطلاح "سرمایه داری انحصارها" استفاده می کند. اصطلاحی که در نگاه اول می تواند شباهت با تحلیلهائی را به ذهن متبادر کند که بر مبنای مفاهیمی از قبیل "اقتصاد آقازاده ها" و یا – به ویژه در دوران احمدی نژاد – "اقتصاد نظامی-امنیتی" به موضوع می پردازند. تبیین معتمد نژاد اما چنین نیست. "سرمایه داری انحصارها"ی معتمد نژاد مفهومی نیست که او با آن در صدد نشان دادن اختلال در کارکرد قوانین سرمایه داری باشد. برعکس، نزد او این شکل ویژه ای از کارکرد همان قوانین در سرمایه داری ایران است. معتمد نژاد در مقالۀ دیگری درک تئوریکی را که مبنای نگرش اوست طرح می کند. ما آن نوشته را نیز در روزهای آینده منتشر خواهیم کرد و در آنجا به درک تئوریک وی از بررسی دولت در جامعۀ سرمایه داری می پردازیم.

بهمن شفیق

شهریور 94- سپتامبر 2015

سرمایه داری انحصارها - ایران تحت سلطه پول

رامین معتمد نژاد، لوموند دیپلماتیک

ژوئن ٢٠٠٩

همچون سال ٢٠٠٥ ، انتخاباتی که بزودی در ایران برگزار می شود بطور وسیعی حول مسائل داخلی متمرکز شده است. چهار سال پیش، نامزدهای «اصلاح طلب» به دلیل عدم توانائی شان در ارائه راه حلی برای مشکلات اجتماعی شکست خوردند، در حالیکه آقای محمود احمدی نژاد وعده داده بود که « پول نفت را به سرسفره مردم خواهد آورد». امروز رئیس جمهور ایران بنوبه خود باید پاسخگوی بیلان اقتصادی اش باشد. در شرایطی که ایران در مرکزتوجه بین المللی می باشد، انتخابات ماه جاری، باز هم حول مسائل داخلی جریان دارد.

بعد از پایان جنگ با عراق (١٩٨٨)، رابطه جامعه و سیاستمداران ایران با پول دگرگونی عمیقی پیدا کرد، چرا که ارزش های اخلاقی و بویژه مذهبی که تا آن زمان مسلط بودند عقب نشینی چشم گیری کردند. جامعه شناس فرامرز رفیع پور، در کتابی که در سال ١٩٩٨ به چاپ رسید (١)، مسئولیت این تحول را از سوئی به دوش اقلیتی می گذارد که در « نمایش ثروتش » هیچ تردیدی به خود راه نداد. رفتاری که دولت آقای هاشمی رفسنجانی در آستانه دهه ١٩٩٠ با دعوت از سرمایه داران ایرانی مقیم خارج (دیاسپورا) ، برای بازگشت و شرکت در بازسازی کشور، آنرا تشویق و تقویت کرد.

از طرف دیگر، در آنسوی نردبان اجتماعی، اکثریتی از مردم در طول دهه بعد از انقلاب از بحرانی رنج می بردند که باعث سقوط قدرت خرید و پدیداری مشکلات مالی برایشان بود. تمایل به « نمایش » ثروت برای عده ای و تشدید فقر برای دیگران نویسنده را بر آن می دارند که این چنین نتیجه گیری کند:« ارزش های مادی و ارزش ثروت پیروز شدند».

علاقه به بهبود وضعیت زندگی، بواسطه رفرم های اقتصادی ای که از ژانویه ١٩٩٠ توسط دولت هاشمی رفسنجانی به اجرا در آمدند، توانست خود را نمایان سازد. رفرم هائی که ارکان اساسی شان خصوصی سازی شرکت های دولتی و آزاد سازی تجارت خارجی بود.

از بیست سال پیش، هم نشریات و هم گزارشات رسمی مرتبا «عدم شفافیت» این خصوصی سازی ها و «رفتارهای غیرقانونی» انجام پذیرفته در حول آنها را افشا کرده اند. بخشی از کسانی که از این « انتقال مالکیت » سود برده اند مدیران سابق همین شرکت های دولتی هستند که اکنون جزو نخبگان جدید اقتصادی به حساب می آیند. در همین راستا، یک گزارش مجلس نشان می دهد که در سال ١٩٩٤ ، سهام بیش از پنجاه موسسه صنعتی به « بهائی اندک » و با زیرپاگذاشتن « شرائط قانونی» به مدیران آنها واگذار شد. پول این سهام با وام هائی پرداخت می شد که از سازمان سرمایه گذاری صنایع ملی، یعنی از صندوق دولت، گرفته می شد و این امر همچنان دردوران دولت های آقای خاتمی و آقای احمدی نژاد رواج داشت.

آزاد سازی تجارت خارجی منبع دیگر سودجوئی بوده است.اینکار به رانت های نجومی منجر می شود که نه تنها اقتصاد رسمی را در بر می گیرد بلکه خیرش به شبکه های موازی قاچاق نیز می رسد. دقیقا آنهائی از این پدیده سود می برند که چندین سال است از سوی مطبوعات « مافیا » خوانده می شوند. این صفت به گروه های اقتصادی ای اطلاق می شود که از طرفی ورود و پخش محصولات خوراکی، محصولات صنعتی و مواد مخدر را کنترل می کنند و از سوی دیگر هرچه بیشتر به سوی قاچاق و صادرات بخشی از محصولات مشتقه نفتی روی می آورند که قاعدتا درانحصار شرکت ملی نفت ایران است (National Iranian Oil Company).

همانطور که فریبا عادلخواه، محقق، تاکید دارد، «بازاری های بزرگ» به همراه شخصیت های سیاسی و نهادهای رژیم، « بصورتی مستقیم و وسیع در این اقتصاد موازی شرکت دارند و هدفشان هم سود است و هم جذب سرمایه برای تامین نیازهایشان» (٢). این چنین است که نخبگان اقتصادی وابسته به بازار که در دهه ١٩٨٠ بسیار با نفوذ بودند، زین پس می بایست با فعالان جدید اقتصادی ای که بدنبال کسب ثروت هستند، کنار بیایند.

گروه های دیگر مسلط سرمایه داری نیز بیکار ننشسته اند. آنها هولدینگ های صنعتی، مالی و تجاری پدید آوردند که اغلب منابع مالی شان را خود تامین می کنند، بدون آنکه از امتیازات مالی ای که نهادهای مختلف دولتی و ورا- دولتی در اختیارشان می گذارند، چشم پوشی کنند. آنها به سفارشات دولتی ای دسترسی دارند که بازارش تقریبا تضمین شده است و درصورت امکان سعی می کنند که از زیر تعهدات مالی شان نیز شانه خالی کنند.

از فعالیت خیریه تا سودجوئی

در مورد ایران ، نه می توان از یک سرمایه داری دولتی سخن راند ( از آنرو که دولت خود را از بسیاری شاخه های اقتصادی کنار کشیده) و نه از یک سرمایه داری بازار ( چرا که این گروهها تمام موانع مالی، تجاری و مالیاتی را دور می زنند و از پیدایش هرگونه رقابت جدیدی جلوگیری می کنند) . از همین رو بهتر است ماهیت اقتصاد ایران را سرمایه داری انحصارات نامید.

دو نمونه نشانگر این تحولات است. از یک سو بنیادهای عظیمی که بخشی از آنها در فردای انقلاب ١٩٧٩ بوجود آمدند و رسما وظیفه شان فعالیت های خیریه بود؛ مثل بنیاد مستضعفان و جانبازان که در شبکه های تجاری ( و از جمله خرید سلاح) در دوران جنگ بسیار فعال شد و بعدها فعالیت هایش را عمیقا گسترش داد. این بنیاد در برگیرنده هزاران موسسه صنعتی، تجاری، کشاورزی، توریستی و یا هواپیمائی است. بعلاوه این بنیاد تامین مالی نهادهای خویش را بعهده می گیرد که همگی در یک مجموعه سترگ زیر نظر موسسه مالی و اعتباری بنیاد قرار دارند که دارای قدرت عظیمی است. اضافه براین با نپذیرفتن اطلاق «بانک» به خویش، این موسسه خود را خارج از محدودیت های مقررات بانک مرکزی قرار می دهد. در عین حال این بنیاد از پرداخت مالیات هایش سرباز می زند. آقای خاتمی که در فاصله ١٩٩٧ تا ٢٠٠٥ قدرت اجرائی را در دست داشت بدون هیچ نتیجه ای سعی کرد پرداخت مالیات ها را به این بنیاد تحمیل کند.

دومین نمونه رشد قدرت های اقتصادی، مجموعه صنعتی ایران خودرو است که بزرگترین شرکت اتومبیل سازی خاورمیانه محسوب می شود و ٤٠ درصد از سهامش به دولت تعلق دارد. ایران خودرو به همراه مجموعه سایپا، انحصاری عینی بر بازار خودرواعمال می کنند: سایپا ٣٥ درصد بازار و ایران خودرو ٥٥ درصد آنرا دراختیار دارد. پس از آزاد شدن واردات در این بخش، ایران خودرو با شرکت های خارجی طرح همکاری مشترک ریخت. شرکت های خارجی ای که هرچه بیشتر به بازار رو به رشد ایران علاقمند می شدند: ٧٥٠ هزار اتومبیل در سال ٢٠٠٤، یک میلیون و صد هزار در سال ٢٠٠٦ و یک میلیون و دویست هزار در سال ٢٠٠٨ به فروش رفته است.

برای ایران خودرو این همکاری با قصد حفظ برتری اش در بازار و دستیابی به تکنولوژی های جدید انجام گرفت که برای بالا بردن کیفیت محصولات اش و اشاعه بین المللی آنها ضروری است. گروه پژو- سیتروئن (PSA)که از سال ١٩٩٢ برای ساخت ٤٠٥ ( که ٦٠ درصد آن در داخل تولید می شود) با ایران خودرو همکاری صنعتی داشت با امضای قراردادی در مارس ٢٠٠١ گام جدیدی به جلو برداشت: توافقنامه برای مونتاژ اتومبیل های ٢٠٦ و ٣٠٧ (با نقش محدود داخل در تولید آنها).

شرکت رنو نیز برای مونتاژ لوگان ( نام ایرانی آن تندر است) یک شرکت مشترک با دو غول صنایع اتومبیل ایران بوجود آورد. ٥١ درصد سهام این شرکت که رنو پارس نام دارد متعلق به رنواست و ایران خودرو و سایپا ٤٩ درصد آنرا مشترکا در اختیار دارند.

ایران خودرو درضمن به دنبال ایفای نقشی فعال در بازار جهانی است : با امضا توافقنامه ای با شرکت الجزایری فامووال برای مونتاژ اتوبوس در آن کشور، و همچنین تاسیس واحد های تولید سمند ( نوعی پژو ٤٠٥ محلی شده) در ونزوئلا، سنگال، سوریه و بلاروس. این اتومبیل هم اکنون نیز به الجزایر، مصر، عربستان سعودی، ترکیه، ارمنستان، بلغارستان، رومانی، اوکرائین و روسیه صادر می شود.

ایران خودرو بعلاوه برای کم کردن محدودیت های مالی و نقدینگی اش، از نهادینه شدن بانک های خصوصی در ایران از سال ٢٠٠٠ به بعد، استفاده کرد تا بانک خود، بانک پارسیان را بوجود آورد که ٣٠ درصد سهام آنرا دراختیار دارد. این بانک که بعدها به مهمترین بانک خصوصی ایران تبدیل شد، ٦٠ در صد سپرده ها و وام های این بخش را در اختیار دارد.

به محض به قدرت رسیدنش در ژوئن-ژوئیه ٢٠٠٥، رئیس جمهور احمدی نژاد بانک های خصوصی را به دادن وام های « مشکوک و بحث برانگیز» متهم کرد. او سپس تهدید کرد که لیست کسانی را منتشر خواهد کرد که از این دست و دلبازی ها استفاده برده اند، وعده ای که البته تا امروز اجرا نشده است. بانک پارسیان در قلب این حملات قرار داشت. مهم ترین دلیل این امر نپذیرفتن کاهش نرخ بهره از سوی این موسسه بود که طبیعتا به پائین آمدن سودش منجر می شد. رودرروئی در اکتبر ٢٠٠٦ به اوج خود رسید وقتی که دولت و بانک مرکزی تصمیم گرفتند رئیس بانک پارسیان را عزل کنند. تمام بانک های خصوصی برعلیه این تصمیم موضع گرفتند و در نهایت دیوان عدالت اداری آنرا لغو کرد و بدین ترتیب یک شکست غیرقابل انکار را به رئیس جمهور احمدی نژاد تحمیل کرد.

سپس، رشد شیفته کننده بعضی از حوزه ها برای دلال بازی ( و بویژه بازار مسکن) بسیاری از بانک های خصوصی و دولتی را برآن داشت که از سرمایه گذاری در شرکت های صنعتی روی برگردانند. آنها به دادن وام های مسکن سنگین پرداختند و هم چنین به صورتی وسیع در بخش ساختمان سرمایه گذاری کردند. بدین ترتیب آنها نیز در پدیداری بی سابقه حباب مسکنی نقش داشتند که در سال ٢٠٠٥ بوجود آمد (٣) و به زایش آنچیزی انجامید که از سوی یک نشریه « بورژوازی مستغلات» نامیده شد (٤).

این حباب بالاخره در ماه مه – ژوئن ٢٠٠٨ تحت تاثیر تصمیم دولت که مجموعه سیستم بانکی را مجبور به تعلیق وام ها کرد ( حتی وام هائی که تائید شده و در حال پرداخت شدن بودند) ترکید. از آنزمان ما شاهد سقوط آزاد تقاضا برای مسکن، کاهش جدی قیمت ها و کم شدن لااقل نسبی ارزش دارائی های بانکهای دولتی و خصوصی در ارتباط با ساختمانهائی هستیم که پیش از این خریداری کرده بودند. به اینها باید زیان های تشدید شده ای را افزود که بدلیل انباشت عدم پرداخت وام ها از سوی نهادهای دولتی و حتی خود دولت و هم چنین نهادهای خصوصی پدید آمده اند.

این بحران دو عارضه به همراه داشته است. در درجه اول آنکه بانک ها آنچنان که کاهش ٦٧ درصدی وام ها نمایانگر آنست دیگر نمی توانند به اقتصاد واقعی پول قرض دهند (٥). انقباضی که بنوبه خود منجر به کاهش تقاضا برای مصرف، کم شدن تولید صنعتی، عدم سود آوری شرکت ها و پائین آمدن وسیع سطح توان تولید ی آنها شده است.

جامعه ای غرق شده در قرض

در درجه دوم به دلیل زیان ناشی از کم شدن ارزش دارائی هایشان، بانک ها نه می توانند و نه می خواهند که بدهی هایشان را به بانک مرکزی پرداخت نمایند: بین سپتامبر ٢٠٠٧ و ٢٠٠٨ طلب های بانک مرکزی ( در نتیجه دولت ) ١٠٦ درصد افزایش داشته است (٦)! اقتصاد تولیدی نیز به دلیل گسترش عدم پرداخت بدهی ها به شرکت ها و.. در نهایت به حقوق بگیران بشدت صدمه خورده است.

خصوصی سازی ها که منجر به ثروتمند شدن بعضی ها شد در عوض بخش بزرگی از کارگران را بیکار کرد (٧) و آنها را در شرائط مالی هرچه سخت تری قرار داد. صاحبان صنایع خصوصی سازی شده به عمد ماشین آلات را می فروختند و سپس یا به بهانه ورشکستگی از پرداخت حقوق کارگران خودداری، و یا رک و پوست کنده آنها را اخراج می کردند. تورم نیز مانند سالهای دهه ١٩٩٠ مجددا جهتی صعودی طی کرده و بطور رسمی در سال ٢٠٠٨، ٢٥ درصد اعلام شده است. براساس ارزیابی های دیگر لااقل ٥٠ درصد و بیش از ٦٠ درصد برای سه ماهه اول سال ٢٠٠٩ بوده است.

از سپتامبر ٢٠٠٥ در مقابل سقوط روزافزون دستمزد واقعی محرومین وطبقه متوسط دولت جهت گیری اقتصادی اش را برروی توزیع مجدد وام ها برای حمایت از مصرف و تولید واحدهای صنعتی متمرکز کرده است. لیست اشکال مختلف وام های پیشنهادی و تضمین شده از سوی دولت کافی است تا اهمیت این سیاست را بنمایاند: این وام ها شامل بازنشستگان، ازدواج جوانان ، دانشجویان، مسکن، کشاورزی و غیره می شود.

این درحالی است که در طول بیست سال گذشته، به دلیل سقوط درآمد واقعی، بخش بزرگی از جامعه در بدهی غرق شده است. نشان این امر رشد بی سابقه زندانیانی است که به دلیل عدم پرداخت بدهی شان در حبس اند: ١٢ هزار نفر(٢٠ هزارنفر دیگر نیز در فاصله ده سال گذشته گذارشان به زندان افتاده) (٨). در تناقض با آرمان های برابری طلبانه انقلاب ١٩٧٩، این تنبیهات تحمیل شده به فقیرترین اقشار جامعه همراه است با ناتوانی و یا عدم اراده مسئولان به مجبور کردن گروه های بزرگ اقتصادی به پرداخت بدهی هایشان.

**************

١- کوششی در جهت تحلیل انقلاب اسلامی و مسایل اجتماعی ایران نویسنده : فرامرز رفیع پور ناشر : انتشار، چاپ سوم ١٣٧٧ .

٢- در نقد کتاب آرنگ کشاورزیان Bazar and State in Iran. The Politics of the Tehran Market Place (2007), Sociétés politiques comparées, n° 2, Paris, février 2008.

٣- نماد این امر افزایش ٢٠٠ درصدی قیمت مسکن درطی دوسال گذشته در تهران است و یا این امر که در فاصله هجده ماه میزان معاملات ملکی به ٦٠٠ میلیارد دلار رسید. مجله گزارش شماره ٢٠٤ ، ژانویه ٢٠٠٩.

٤- کمال اطهاری، «بورژوازی مستغلات»، مجله چشم انداز ایران، شماره ٤٧ فوریه-ژانویه ٢٠٠٨.

٥- روزنامه سرمایه، ٢٣ آوریل ٢٠٠٩.

٦- روزنامه سرمایه، ١٠ ژانویه ٢٠٠٩.

٧- بر اساس آمار رسمی در ٢٠٠٨ در حدود ١٥ درصد جمعیت فعال بیکار بوده است.

 

٨- روزنامه جام جم، ٢٠ دسامبر ٢٠٠٨

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

کنفرانس اول

  • عروج و افول 8 سالۀ احمدی نژاد – بحثی درباره امکان عروج مجدد احمدی نژاد
    Written by
    اگرچه تکیه جریان "احمدی نژاد" بر گفتمان عدالتخواهی در شکستن نخوت طبقه متوسط  و اسطوره های او مؤثر است ... اما خود جنبشی یک دست نیست. این جریان می تواند به جنبشی تبدیل شود که با پتانسیل عظیم و انفجاری خود گرایشاتی را در درون خود حمل کند که با توجه به اختلافات درون دولت و طبقه حاکم و شرایط بغرنج منطقه قابل مهار نباشند. تجربه ی تاریخی و حتی تحولات جاری در کشورهای مختلف نشان می دهد که این…
  • چرا ناگهان عربستان سعودی گرفتار مشکلات جدی شده است؟
    تعدادی از جرثقیل های کمپانی بن لادن باید خاک بخورند. اما این به معنای برپا ماندن جرثقیلها بر آسمان پادشاهی نخواهد بود. کمپانی های چینی آماده می شوند تا پایه های زیر بنایی جدیدی را در عربستان بسازند. واشینگتن، اگر توجه کند، باید حرکت آرام متحد قدیمی اش را یا بطرف درهم ریختگی اجتماعی  یا ورود به قطب چینی ها ببیند. راه دیگری وجود ندارد
  • دگردیسی نه چندان اعجاب انگیز طبقۀ متوسط - بوتۀ مالجو در بوتۀ نقد (قسمت پایانی)
    Written by
    الیت طبقه متوسط در توهم عصر روشنگری است، در تب آزادی می سوزد؛ در آرزوی نهادهایی مدنی است که از طریق آن ها در قدرت سیاسی شریک گردد. اما قادر به تشخیص تناقضاتی نیست که توسعه سرمایه داری معاصر را از دوران انقلابات بورژوایی و یا دوران تسلط تفکر کمونیستی بر جریان روشنفکری متمایز می کند. این الیت در جستجوی گفتمانی است که از انحطاط سرمایه داری، روشنگری و ترقیخواهی را استخراج کند. اما وعده تکرار عصر روشنگری دروغی بیش نیست
  • اتحادیه ها و شوراها – سازمانیابی کارگران و دولت پرولتاریائی
    حتی نا آگاه ترین و عقب مانده ترین کارگران و متکبرترین و "متمدن ترین" مهندسین هم سرانجام از این حقیقتی که تجربۀ سازمان کارخانه با خود همراه دارد متقاعد می شوند: سرانجام همه از آگاهی ای کمونیستی برخوردار خواهند بود تا آن پیشرفت بزرگ اقتصاد کمونیستی در مقابل اقتصاد سرمایه داری را درک کنند... همبستگی کارگران – شکل گرفته در درون اتحادیه در جنگ با سرمایه داران، در رنج و قربانی– در شورا اشکال پایدار و اثباتی خویش را می…
  • امتناع کمونیستی و سیاست ورزی نو کینزی: انتخابات مجلس دهم و "اتفاقی که خودش" افتاد!
    Written by
    صداقت البته منکر خصلت سرمایه داری مناسبات مسلط بر ایران نیست. او نیز – مثل همۀ نظریه پردازان چپ طبقۀ متوسط – در این فاصله به تسلط مناسبات سرمایه داری در ایران اذعان می کند. اما او نیز... برای این سرمایه داری انبوهی از تبصره ها و اما و اگرها را بر می شمرد که در نهایت از این پدیده چیزی جز یک شیر بی یال و دم و اشکم باقی نمی ماند. در پایان تحلیل صداقت نه سرمایه داری…
  • ولایت مطلقه فقیه: حکمرانی بد یا مقتضیات انباشت؟ - بوتۀ مالجو در بوتۀ نقد (قسمت سوم)
    Written by
    اما در پایان دهه 60 روحیه ی ضدیت با اقتدار در هم شکسته شده بود، رقبای اصلی حذف شده بودند و مخاطراتِ سال های اولیه ی پس از قیام، چه در سطح حکومت و چه در سطح جامعه دیگر وجود نداشت. و اینک برای دوران نوین توسعه و تثبیت سرمایه داری در ایران، تمرکز بخشیدن به قدرت و حذف نهادهای موازی دارای اهمیتی حیاتی بود... در دهه ی 60، دادستانی انقلاب، وزارت اطلاعات، کمیته ها و هر مسجدی، مرکزی از قدرت…
  • اتحادیه ها و دیکتاتوری
    دیکتاتوری پرولتاریا خواهان محو تولید سرمایه داری است، خواهان نابودی مالکیت خصوصی است، برای اینکه فقط به این ترتیب استثمار انسان از انسان را می توان برانداخت. دیکتاتوری پرولتاریا خواهان محو اختلاف طبقاتی، خواهان پایان دادن به مبارزه طبقاتی است، زیرا بدین سان است که رهایی اجتماعی طبقه کارگر کامل می شود. برای رسیدن به چنین پایانی حزب کمونیست، پرولتاریا را برای سازمان دادن قدرت طبقاتی اش آموزش می دهد تا با به خدمت گرفتن این قدرت مسلح، بر طبقه بورژوازی چیره…
  • جایابی برای کارگران پشت صفوف بورژوازی: بوتۀ مالجو در بوتۀ نقد! - 2
    Written by
    هر کارگر کمونیستی می داند که مشکل سیاسی طبقه کارگر در حال حاضر امکانات مالی و مدیایی نیست، مشکل طبقه کارگر لشگر عظیم تئوریسین هایی است که هیچ بودگی کارگران را در برابر عظمت سرمایه به او تلقین می کنند. کار زنده ای که به خودی خود در کارگاه و در برابر ماشین آلاتِ روباتیزه یعنی در برابر کارِ مرده خود را باخته است به سختی قادر است در برابر این لشگر عظیم "سبزهای چپ" و "چپ های سبز"، بر…
  • " انحصار ها بر اقتصاد ایران چیره شده ا ند" یا دفاعی هوشمندانه از سرمایه داری؟
    عدم تناسب در شاخه های مختلف تولیدی در یک کشور و یا در دو کشور رقیب در بازار جهانی، یکی از مکانیسمهای انتقال ارزش اضافه تولید شده در شاخه یا کشور با بارآوری کمتر به شاخۀ تولیدی یا کشور با بارآوری بیشتر است. بدون این که در این میان حتی هیچ حقه ای هم به کار گرفته شده باشد. همین مکانیسم است که در شاخه های با بارآوری بیشتر و ترکیب ارگانیک بالاتر سرمایه منشأ سودی می شود که از…
  • نقد پروژۀ اقتصاد سیاسی دولت یازدهم یا خلع سلاح طبقه کارگر؟ بوتۀ مالجو در بوتۀ نقد! - 1
    Written by
    مالجو تمایلی ندارد که طبقه سرمایه دار را هم همچون طبقه کارگر خلع طبقه نماید. او به این سطح از حضور بورژواها به عنوان یک طبقه برای نتیجه گیری های بعدی نیاز دارد. بدون چنین طبقه ای، حداقل اقتدار لازم برای تحولات مورد نظر مالجو تامین نمی شود. هر چند طبقه بورژوا هم جنسی در میان اجناس بنجل این سمساری است اما باید در جای مناسب قرار گیرد و توی چشم بزند. در نظریه بافی مالجو این کارگران هستند که…
سایر مطالب مربوط به کنفرانس اول
JSN Glass template designed by JoomlaShine.com