جرمن فارین پالیسی

ترجمه تحریریه امید

توضیح سایت: مطلبی که مشاهده می کنید گزارشی است که جرمن فارین پالیسی از سندی تهیه نموده است که اخیرا از سوی سازمان اطلاعات نظامی آمریکا انتشار یافته و در آن به همکاری دول غربی و نیروهای جهادی اذعان شده است. بسیاری از موارد سند مزبور قبلا نیز شناخته شده بودند. اهمیت سند قبل از هر چیز در این است که از سوی یک نهاد رسمی دولت آمریکا منتشر می شود. پرسش اصلی این است که چرا چنین سندی در مقطع کنونی انتشار یافته است. این پرسشی است که جرمن فارین پالیسی به آن نمی پردازد. ما به سهم خود در فرصتهای آینده به این موضوع خواهیم پرداخت. علاوه بر این اشاره به این نکته نیز مهم است که سند مورد بحث – یا شاید فقط گزارش حاضر از آن سند – به عملکرد غرب و دول متحد آن در رابطه با نیروهای جهادی در منطقه خاورمیانه می پردازد و اشاره ای به تلاشهای دول غربی برای هدایت فعالیتهای جهادیون به سمت منطقه آسیای میانه و مناطق مسلمان نشین چین و بویژه روسیه ندارد.

تحریریه امید

بخش اول، 27 مه 2015

قدرتهای غربی به شکلی هدفمند از سازمانهای سلفیستی در جنگ سوریه بر علیه دولت بشار اسد حمایت کرده و ایجاد "دولت اسلامی" (داعش) را کاملا آگاهانه پذیرا شدند. اینها مواردی است که از یک سند علنی شدۀ سازمان اطلاعات نظامی آمریکا دی-آی-ا (DIA "Defense Intelligence Agency") روشن می شوند که هفتۀ قبل منتشر شد. بر اساس این سند دی-آی-ا در اگوست سال 2012 نه تنها ایجاد یک "امیر نشین سلفی" در شرق سوریه را قابل تصور می دانست، بلکه آن را حتی امری می دید که مطمح نظر جانب قدرتهای غربی، عربستان سعودی و ترکیه نیز بود. آنچنان که از این سند به شدت سانسور شده بر می آید، این سازمان امنیتی حتی با این نیز حساب میکرد که فراتر از مرزهای سوریه و عراق یک "دولت اسلامی" با "عواقب وحشتناک" می توانست به وجود بیاید. اما بی توجه به تهدید این مخاطرات دولت آلمان نیز در تابستان و پائیز 2012 فعالانه در جهت سقوط اسد پافشاری نمود و در این مورد به طور مفصل با عربستان سعودی، نیروی اصلی حامی سلفیستها و میلیشیای جهادی – از جمله داعش-، وارد گفتگو شد. استراتژی پایه این سیاست سالها قدیمی تر از جنگ سوریه است. غرب تا امروز همین استراتژی را تعقیب می کند.

نیروهای اصلی خیزش

آنچنان که سند اخیرا علنی شده دی-آی-ا تأئید می کند، سازمانهای جاسوسی آمریکا – و همراه با آن دولت آمرکیا و سایر دولتهای راهبری ناتو – در تابستان سال 2012 کاملا از نفوذ نیرومند نیروهای سلفیستی و جهادی در جنگ سوریه آگاه بودند. در این سند هفت صفحه ای آمده است که "در داخل [سوریه] تحولات یک جهت کاملا مذهبی-فرقه ای به خود گرفته اند. سلفیستها، اخوان المسلمین و القاعدۀ عراق نیروهای اصلی پیش برنده خیزش در سوریه هستند" [1] سند ادامه می دهد که القاعدۀ عراق "از همان آغاز از اپوزیسیون سوریه حمایت نموده است" تا به یک جنگ مذهبی بر علیه علوی های دولت اسد دامن بزند. این کاملا امکانپذیر است که "در شرق سوریه (حساکه و دیرالزور) در آیندۀ نزدیک یک امیر نشین سلفی اعلام شده یا اعلام نشده ایجاد شود". عملا نیز ابوبکر البغدادی خلیفۀ خود خواندۀ امروز، در آوریل 2013 ایجاد "دولت اسلامی در سوریه" را اعلام نمود.

یک امیر نشین سلفی

نویسندگان سند دی-آی-ا تأکید می کنند که ایجاد یک "امیرنشین سلفی دقیقا آن چیزی است که قدرتهای حامی اپوزیسیون می خواهند".[2] آنها توضیح می دهند که جنگ قدرت غرب با ایران، قدرت اصلی اسلام شیعه، زمینه [این سیاست] بود. دولت اسد از دید حامیان اپوزیسیون سوریه یعنی "غرب، دولتهای خلیج و ترکیه" به عنوان متحد تهران تلقی می شود، "به عنوان عمق استراتژیک گسترش شیعیان". یک "امیر نشین سلفی" در شرق سوریه کمک می کند که "رژیم سوریه منزوی شود" و "گسترش شیعیگری" به عقب رانده شود. بنا بر این ایجاد چنین امیرنشینی در جهت منافع دول غربی است. حقیقتا نیز سیادت وحشیانه "دولت اسلامی در سوریه" (نگاه کنید به گزارش جرمن فارین پالیسی در این باره [3]) تا نیمه سال 2014 در غرب به هیچگونه واکنشی منجر نشد. در برلین نیز همینطور.

عواقب وحشتناک

این در حالی بود که آنچنانکه سند دی-آی-ا نشان میدهد، غرب کاملا از عواقب وحشتناک این سیاست آگاه بود. در سند آمده است که می دانستند که مردم شرق سوریه با مردم مرزنشین مجاور در غرب عراق پیوندهای نزدیک قبیله ای دارند. این نیز روشن بود که نیروهای مذهبی در غرب عراق بعد از آغاز خیزش در سوریه به حمایت از سنی های سوریه فراخوان داده بودند. نویسندگان سند دی-آی-ا نوشتند که "وخیم تر شدن اوضاع می تواند به عواقب وحشتناکی در وضعیت عراق" منجر شود: برانگیختگی بخشهائی از مردم شرق سوریه و غرب عراق. این وضع " فضائی ایده آل برای القاعده در عراق" برای بازگشت به مراکز قدیمی نفوذ خویش موصل و رمادی ایجاد می کند". دی-آی-ا هشدار میدهد که این می تواند در نهایت به ایجاد یک "دولت اسلامی" منجر شود که شرق سوریه و غرب عراق را در بر میگیرد: "خطری جدی برای وحدت عراق و حفاظت از قلمرو آن". این سرویس جاسوسی از جمله این "عواقب وحشتناک" را در "تجمع عناصر تروریستی از تمام جهان عرب در عراق" بر می شمارد.[4]

امکانی برای رؤیت اسناد آلمانی نیست

این را میتوان کنار گذاشت که چنین مخاطراتی برای دی-آی-ا روشن و برای سازمان جاسوسی برون مرزی آلمان روشن نبود. سازمان اطلاعاتی آلمان BND، آن زمان فراسوی کانالهای ارتباطی ترانس آتلانتیک، با اتکا به ظرفیتهای خودش از تحولات درون سوریه به بهترین وجهی آگاه بود. در آگوست 2012 در مطبوعات آلمان اظهاراتی از یک مقام جاسوسی آمریکائی منتشر شد مبنی بر این که: "هیچ کدام از سرویسهای اطلاعاتی غربی از چنین منابع خوبی در سوریه مثل BND برخوردار نیست".[5] آن زمان گفته می شد که همکاران BND در پایگاه ناتو در آدانای ترکیه به استراق سمع از تلفن و مخابرات سوریه می پردازند؛ گزارش شد که آنها حتی از منابعی "در مجاورت مستقیم رژیم اسد" برخوردارند. یکی از همکاران BND در آگوست 2012 اظهار داشت که "ما می توانیم به سهم مان در سقوط رژیم اسد افتخار کنیم".[6] در همین برهۀ زمانی یک کشتی جاسوسی نیروی دریائی آلمان چندین بار در سواحل سوریه به گشت زنی پرداخته بود. این کشتی قادر است تا عمق 600 کیلومتر فاصله از ساحل را مورد رصد قرار دهد. اما میزان اطلاعات آن زمان سازمان اطلاعاتی آلمان را نمی توان مستند کرد. برخلاف آمریکا مشاهده چنین اسنادی – با هر میزان شدیدی از سانسور نیز- در آلمان عملا غیر ممکن است.

یک استراتژی قدیمی

در این میان دولت آلمان هنگامیکه دی-آی-ا در آگوست 2012 ایجاد سک "امیرنشین سلفی" در سوریه را مطلوب و اعلام موجودیت یک "دولت اسلامی" در عراق را ممکن می دانست، نه تنها به طور کلی به خیزش بر علیه اسد دامن زد، بلکه بویژه همکاریهایش با عربستان سعودی را فشرده تر کرد. همان دولتی که که در عرصۀ عملیاتی به نیرومندترین وجهی به حمایت از سلفیستها و جهادی ها در سوریه اشتغال داشت که هر چه بیشتر قلمروهای وسیع تری را تحت کنترل خود می آوردند. در آغاز اکتبر 2012 وزیر امور خارجۀ وقت آلمان، گیدو وستروله، در برلین با جانشین وزیر امور خارجه عربستان سعودی، عبدالعزیز عبدالعزیز بن سعود، دیدار داشت تا به مشورت دربارۀ "تقویت اپوزیسیون سوریه" در آینده بپردازد.[7] در این مقطع عربستان سعودی مدتها بود که اقدامات عملی ای را آغاز کرده بود که تقویت شاخۀ سوری القاعده و البته به زودی داعش را مد نظر قرار میداد. ریاض با همراهی برلین تعقیب استراتژی قدیمی را آغاز کرد که با همکاری غرب دنبال میکرد و تا امروز نیز دنبال می کند.

 


 

بخش دوم، 28 مه 2015

استفاده از نیروهای جهادی توسط غرب که سند تازه ای از سازمانهای جاسوسی آمریکا در رابطه با پیدایش "دولت اسلامی" (داعش) بحث آن را به میان کشیده است، از سنتی با دهه های طولانی برخوردار است و تا به امروز نیز ادامه دارد. نگاهی به گذشته به جنگ افغانستان در سالهای دهۀ هشتاد میلادی و همچنین تحلیلی از جنگ قدرت غربی ها با ایران به ویژه از سال 2003 به بعد این را به خوبی نشان می دهد. اگر دولتهای غرب در همکاری عربستان سعودی در سالهای دهۀ هشتاد جهادیستهای حول اسامه بن لادن را مورد حمایت قرار می دادند تا در هندوکش شکستی بر نیروهای اتحاد شوروی وارد کنند، لااقل از ده سال پیش به این سو آنها به طور موردی جهادی های عرب را برای تضعیف متحدین ایران تقویت می کنند. منابع جاسوسی آمریکا هشدار می دهند که این اقدامات که به موازات اقدامات رسمی تحت عنوان "جنگ بر علیه ترور" پیش برده می شوند، "اقداماتی با ریسک بسیار بالا" هستند. عربستان سعودی، یکی از متحدین اصلی آلمان در جهان عرب در این میان نقشی مرکزی ایفا می کند.

بر علیه اتحاد شوروی

قدرتهای غربی برای نخستین بار و در سطح وسیع در سالهای دهه هشتاد از جهادیسم مدرن در افغانستان استفاده کردند. آن زمان ایالات متحدۀ آمریکا، آلمان و سایر اعضاء ناتو در تلاششان برای وارد آوردن شکستی برای دولت طرفدار شوروی افغانستان و نظامیان شوروی مستقر در آن شکور نه تنها بر مجاهدین افغان بلکه همچنین بر جهادی های عرب حساب میکردند. در میان این جهادی ها اسامه بن لادن نیز بود که آن زمان هنوز چهره ای بود ناشناخته. [1] جهادیستهائی مثل بن لادن با حمایت مالی و لجیستیکی عربستان سعودی ساخته شدند. یک نقش مرکزی را در این میان ترکی الفیصل بن عبدالعزیز آل سعود، رئیس وقت سازمان جاسوسی برون مرزی و رابط بن لادن، ایفا می کرد که امروز عضو "شورای مشاوران" کنفرانس امنیتی مونیخ است و تجارب خود را به آنجا منتقل می کند.[2] مجاهدین افغانستان همراه با رقم افزایش یابنده جهادی های عرب موفق شدند نیروهای نظامی شوروی را وادار به عقب نشینی از افغانستان کنند. از دیدگاه غرب جهادیسم توانسته بود قابلیت خود را به عنوان ابزاری در مبارزه بر علیه نیروهای سکولار سوسیالیستی ثابت کند.

بر علیه ایران

نخست به نظر میرسید که عملیات ترور جهادیستها به سفارتخانه های آمریکا در نایروبی و دارالسلام (7 آگوست 1998) و همچنین حملۀ متقابل آمریکا به پایگاههای القاعده در افغانستان (20 آگوست 1998) و سپس بویژه عملیات ترور 11 سپتامبر 2011 و چنگ افغانستان که متعاقب آن درگرفت، شکاف غبر قابل ترمیمی بین غرب و جهادی ها ایجاد کرده باشد. اما در واقعیت حتی "جنگ بر علیه ترور" نیر مانع از آن نشد که غرب بعد از چند سالی وارد همکاری های موردی با جهادی ها نشود. این بار دیگر مبارزه بر علیه نیروهای سکولار-سوسیالیستی دستاویز این همکاری نبود، بلکه تلاش برای تضعیف ایران. با تخریب عراق در سالهای پس از 2003 ائتلاف جنگی تحت رهبری آمریکا رقیب سنتی ایران در منطقه را از دور خارج کرده و به این ترتیب ناخواسته این شانس را برای تهران باز کرد که تبدیل به نیروی برتر منطقه ای در خلیج فارس شود. برای جلوگیری از این امر قدرتهای غربی نخست دست اندرکار تسلیح دیکتاتورهای عربی خلیج – بیش از همه عربستان سعودی – برای تبدیل به نیروی متقابل ایران شدند [3] و خیلی زود شروع به تضعیف متحدین ایران در منطقه – به طور مثال سوریه و حزب الله لبنان - نمودند.

بسیار مخاطره آمیز

و باز هم جهادیستهای عرب به کار گرفته شدند. ژورنالیست آمریکائی سیمور هرش در سال 2007 به طرز نمونه ای به توصیف آن پرداخت که چگونه غرب به همراهی عربستان به علیه حزب الله دست به اقدام می زد.[4] در حالی که از یک سو نیروی دریائی آلمان در عملیات سازمان ملل در آبهای ساحلی لبنان شرکت می نمود تا ارسال اسلحه به میلیشیای شیعه را متوقف کند، از سوی دیگر ریاض سرسخت ترین دشمنان حزب الله را قوی میکرد: سلفیستها و جهادی ها. نفرت اینان از مسلمانان شیعه کمتر از نفرت آنان از نیروهای سکولار-سوسیالیستی نیست. هرش در آغاز سال 2007 تأئید مقامات دولتی دولتهای متعددی را در این زمینه به دست آورد که آمریکا و عربستان سعودی به منظور جنگ بر علیه حزب الله لبنان به توزیع تجهیزات در میان سازمانهای سلفی-جهادی در لبنان می پرداختند. یک مقام دولت لبنان در مقابل هرش اظهار داشت که: "ما در مقابل گروههای شبیه به القاعده رفتاری لیبرال را اجازه داده ایم که در اینجا حضور داشته باشند". یک جاسوس سابق آمریکا مؤکدا بیان داشت که :"ما یک عالمه آدمهای ناباب را تأمین مالی می کنیم، احتمالا با عواقب جدی ناشناخته. این اقدامی است با ریسک بسیار بالا". سند منتشره هفته پیش دی-آی-ا این را تأئید می کند.[5]

طرح بندر

در این زمینه نیروهای غربی و متحدین منطقه ای آنان ترکیه و عربستان سعودی در سوریه نیز فعالانه به تقویت میلیشیای سلفی و حتی جهادی پرداختند. در این میان شاهزاده بندر بن سلطان بن عبدالعزیز آل سعود، یک سفیر سابق عربستان در آمریکا (از 1983 تا 2005) نقشی کلیدی ایفا نمود که از سال 2005 در مقام دبیر کل شورای امنیت عربستان از جمله سلفی های لبنان را مورد حمایت قرار داد و از 2012 در مقام رئیس سازمان امنیت عربستان به امور جنگ در سوریه نیز اشتغال داست. طرحی که به نام او "طرح بندر" نام گرفته بود ایجاد و تسلیح میلیشیاهای شورشی در سوریه را در نظر میگرفت. در عمل قبل از هر چیز دستجات سلفی آن واحدهائی بودند که باید تأمین مالی می شدند. در جوار آن بنا بر آن بود که جاسوسان عربستان به درون گروههائی نفوذ کنند که با القاعده همکاری می کردند تا جهادیهائی را تحت تأثیر قرار دهند که هنوز این جاسوسان قادر به نفوذ در آنان نشده بودند. یک تحلیل از سوی اسرائیلی ها در آغاز سال 2014 نشان میداد که حتی داعش نیز در این چهارچوب از امکانات عربستان سعودی بهره مند شد؛ گرچه در این مورد نه پولهای دولتی، بلکه حمایتهای تأمین کنندگان شخصی جهادی ها به کار گرفته شد.[6] تازه هنگامی که داعش در آغاز شال 2014 شروع به گسترش خویش در عراق نمود و همان وضعیتی به وقوع پیوست که دی-آی-ا در آگوست 2012 درباره آن هشدار داده بود [7]، شاهزاده بندر کنار گذاشته شد و برای "مداوای پزشکی" به آمریکا پرواز کرد. در تابستان 2014 دولتهای غربی خود را ناچار از آن دیدند که بر علیه قدرت رو به افزایش داعش که خود با حسن نیت پیدایش آن را در مبارزه بر علیه دولت اسد مشاهده می کردند، از طریق نظامی وارد عمل شوند.

ظرفیت تخریب

اما حتی این نیز نقطۀ پایانی بر استفاده از جهادی ها از سوی غرب نگذاشت. همین تازگی ائتلاف تحت رهبری آمریکا بر علیه داعش نظاره گر آن بود که چگونه داعش نیروهای دولتی سوریه را از شهر مهم استراتژیک پالمیرا بیرون راندند: خدمتی مطبوع در مبارزه بر علیه دولت اسد. علاوه بر آن گزارشات نشان می دهند که از ماه مارس ترکیه و عربستان "مجددا مشترکا عمل می کنند" و البته در این کار "در درجه اول نه داعش، بلکه اسد را نشانه گرفته اند". بیان مؤدبانه ای از تقویت دائمی سلفی ها و جهادی ها رژیم چنجی توسط آنکارا و ریاض.[8] استراتژیستهای غربی در این میان حتی پیشنهاد می کنند که در مبارزه بر علیه قدرت روزافزون داعش نیز از جهادی ها استفاده شود. به طور مثال اخیرا در سایت مجلۀ آمریکائی فارین افیرز آمده است که نباید اجازه داد القاعده بیش از این تضعیف شود: موجودیت القاعده باید حفظ شود تا مانع از آن شود که پیروانش به داعش بپیوندند". یعنی این که این سازمان ترور و رهبر آن ایمن الظواهری "باید زنده بمانند".[9]با جهادی ها تنها زمانی مقابله می شود که بیش از حد قدرتمند شوند – مثل مورد داعش – یا این که حملات تروریستی آنها متوجه خود دولتهای غربی باشند. در غیر این صورت ظرفیت تخریبی آنان آنها را به عنوان متحدین پنهان غرب در مبارزه بر علیه دشمنان مشترک موجه می کند.

 

زیرنویسهای بخش اول

[1], [2] Department of Defense: Information report, not finally evaluated intelligence. 14-L-0552/DIA/287-293. Einsehbar auf www.judicialwatch.org. Auszüge finden Sie hier.

[3] S. dazu Syriens westliche Freunde.

[4] Department of Defense: Information report, not finally evaluated intelligence. 14-L-0552/DIA/287-293. Einsehbar auf www.judicialwatch.org. Auszüge finden Sie hier.

[5] Deutsches Spionageschiff kreuzt vor Syrien; www.bild.de 19.08.2012.

[6] S. dazu Verdeckte Kriegspartei.

[7] Außenminister Westerwelle: Syrische Grenzverletzung sofort einstellen. www.auswaertiges-amt.de 09.10.2012. S. dazu Die Islamisierung der Rebellion.

http://www.german-foreign-policy.com/de/fulltext/59123

زیرنویسهای بخش دوم

Mehr zum Thema: Vom Nutzen des Jihad (I).

[1] Aufgearbeitet ist die Kooperation mit den Jihadisten am Hindukusch unter anderem in: Steve Coll: Ghost Wars. The Secret History of the CIA, Afghanistan, and bin Laden, from the Soviet Invasion to September 10, 2001. New York 2004.

[2] S. auch Alte Verbündete und Gute Jungs, böse Jungs.

[3] S. dazu Die Ordnung am Golf und Hegemonialkampf am Golf.

[4] Seymour M. Hersh: The Redirection. Is the Administration's new policy benefitting our enemies in the war on terrorism? www.newyorker.com 05.03.2007.

[5] S. dazu Vom Nutzen des Jihad (I).

[6] Udi Dekel, Orit Perlov: The Saudi Arabia and Kuwait "Outposts Project": Al-Qaeda and Its Affiliates. The Institute for National Security Studies, INSS Insight No. 517, 16.02.2014.

[7] S. dazu Vom Nutzen des Jihad (I).

[8] Markus Bickel: Fortschritte und Rückschritte in Syrien. Frankfurter Allgemeine Zeitung 09.05.2015.

[9] Barak Mendelsohn: Accepting Al Qaeda. www.foreignaffairs.com 09.03.2015.

http://www.german-foreign-policy.com/de/fulltext/59124

 

 

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com