توضیح سایت:

ظهور گرایش ضدامپریالیستی تازه ای در نسل جوانتر به جا مانده از تجزیه چپ رادیکال با جهتگیری آشکارِ حمایت از دول متخاصم با بلوک ترانس آتلانتیک غرب و پیمان ناتو، بدون تردید هم ریشه در جابجائی های شدید در ژئوپلیتیک جهانی و شکلگیری قطب جدیدی با محوریت چین و روسیه بر علیه بلوک غرب دارد و هم منبعث از فجایعی است که مداخله نظامی غرب در منطقه خاورمیانه از خود بر جای گذاشته است. اکنون صحبت از "محور مقاومت" و سخن گفتن در ستایش از پوتین و شی چین پینگ و بشار اسد در صفوف این گرایش تازه، در سایتها و صفحات فیس بوک، امری بدیهی است. و حقیقتا نیز در مقابل قوادانی مثل اوباما و مرکل و اولاند و کامرون، پوتین و بشار اسد درخششی در حد اسطوره های اخلاق دارند. اما تا جائی که به این گرایش تازه برمیگردد، پیدایش آن تنها محصول تحولات در ژئوپلیتیک جهانی نیست. این در عین حال محصول روند انحطاط چپ رادیکال ایران در سالهای اخیر نیز هست. چپ رادیکالی که رادیکالیسم آن در ضدیت با ولایت فقیه و مذهب، آن را به چاکر منشی مطلق در مقابل بلوک –هنوز- مسلط بر مناسبات جهانی، بلوک ترانس آتلانتیک به سرکردگی آمریکا رانده است. اکنون نه فقط در خود حکومت جمهوری اسلامی فراکسیون نیرومندی از ترانس آتلانتیکها زمام امور را به دست گرفته است، بلکه همچنین در درون اپوزیسیون جمهوری اسلامی نیز با پیوستن چپ رادیکال به گرایش ترانس آتلانتیک بورژوازی ایران، این گرایش از موقعیت هژمونیک بی سابقه ای برخوردار شده است. ظهور ضدامپریالیسم رادیکال تازه، محصول این روند تجزیه در چپ رادیکال نیز هست.

نامه ای که مشاهده می کنید، نه یگانه سند، بلکه فقط یکی از گویاترین اسنادی است که این سیر انحطاط را به نمایش می گذارد. نامه توسط مینا احدی، یکی از شاخص ترین چهره های حزب کمونیست کارگری، نوشته شده است. اما نامه ای است که هر کدام از رهبران این حزب می توانستند آن را نوشته باشند و همۀ آنها در موارد متعدد اجزاء مندرج در نامۀ حاضر را در اشکال مختلف بیان کرده اند. مضمون نامه حاضر چیزی نیست جز دادن هر گونه تضمین به سران سرمایه داری جهانی در ازاء همت آنان برای یاری در خلاص شدن از قید ارتجاع مذهبی. این بیان روشن و آشکار دریوزگی چپی است که امید به هر گونه ایجاد تغییر در فلاکت امروز خود را به دخالتگری "بشر دوستانه" بازوی نظامی "جامعه جهانی" گره زده است. چاکر منشی و خضوع نویسنده نامه در برابر آقای پرزیدنت را در سطر سطر نامه حاضر می توان دید.

حزب کمونیست کارگری پیشگام این طی طریق در چپ رادیکال بود. برای این حزب با پایان دوران ریاست جمهوری بوش و روی کار آمدن اوبامای لیبرال یونیورسالیست، همان لحظۀ تاریخی پی بردن به خویشتن خویش فرا رسید که برای بازماندگان نسل پیشین چپ رادیکال پیش از انقلاب با فروپاشی دیوار برلین فرارسیده بود. فاصلۀ بین فروپاشی دیوار برلین تا روی کار آمدن اوباما، فاصلۀ مداقۀ پر سر و صدای این چپ رادیکال بود. فاصله ای که باید با رادیکالیسم عملیاتی مضمون تاریخی این چرخش را پوشش می داد. لحظۀ عروج اوباما در کاخ سفید در عین حال لحظۀ عروج رادیکالیسم عملیاتی نوع جدیدی نیز بود که با فمن و پوسی رایوت، متحدان طبیعی حزب کمونیست کارگری، عرصۀ مدیا را اشغال کرده و گذار رسمی حزب کمونیست کارگری به درون این کمپ را تسهیل مینمود.

اما این انحطاط فقط سرنوشت گروهبندی معینی به نام حزب کمونیست کارگری نبود. تمام پیکرۀ اصلی چپ رادیکال در گزینش جوهر این تحول با حزب کمونیست کارگری همراه بود، گو این که در سرعت آن، در روش تحقق آن و در نوع بیان آن با این حزب اختلاف داشت. اختلافاتی که در حد تبصره هائی بر متن باقی می ماندند. جهت اما همان بود که حزب پیشگام انتخاب کرده بود و همۀ احزاب دیگر، از سوسیالیست کارگری تا حکمتیست، از حزب کمونیست ایران تا مجموعۀ چند دهگانه احزاب "چپ انقلابی" پیرامون آن، در راهی گام بر میداشتند که "پیشروان" آن را برایشان هموار می کردند. یک خاصیت پرووکاسیونهای حزب کمونیست کارگری نیز همین هموار کردن راه برای دیگرانی بود که خود جرئت پا گذاشتن به آن و ظهور دائمی در این هیأت را نداشتند و ندارند. برای این پیروان طریقت، آنچه می ماند بیان این جهتگیری در نقطه عطفهای تاریخی و اعلام تعلق بدان و سپس بازگشت به همان عبارت پردازی همیشگی در باب سوسیالیسم و انقلاب و طبقه بود که نقش پوششی حفاظتی در مقابل تابش اشعه های انتقاد را ایفا میکرد و می کند. اما در نقطه عطفهای تاریخی، تتمۀ این چپ رادیکال نیز همان نوکرصفتی را به نمایش می گذاشت و میگذارد که مینا احدی در نامۀ حاضر آن را به منصۀ ظهور رسانده است. کافی است به تصاویر رقت آور اظهار شهادت زندانیان سیاسی وابسته به نحله های انتقادی کمونیسم کارگری در محضر حکام سیا ساخته "ایران تریبونال" نگاهی انداخته شود، کافی است مروری شود بر بیانیه های حزب کمونیست ایران و احزاب دوگانه حکمتیست در واقعه کوبانی و "خشم غرندۀ افشاگر" آنان بر غرب با این تقاضای عاجزانه که چرا به کوبانی اسلحه نمی دهند؟. جوهر قضیه یکی است. مینا احدی نیز بر غرب خرده میگیرد که چرا از جمهوری اسلامی پشتیبانی می کند. و مگر این مضمون مشترک "مبارزه" تمام چپ رادیکال نیست که در پس پردۀ شعارهای جلب حمایت "افکار عمومی" و "نهادهای بین المللی" مجدانه در تلاش برای دستیابی بدان است؟

بدون این انحطاط  نیز، البته گرایش نوظهور ضدامپریالیست مورد اشاره باز هم شکل میگرفت. اما راه این گرایش تازه در عین حال با انحطاط چپ رادیکال و ورشکستگی اخلاقی آن هموار شد.

تحریریه امید

 

نامه سرگشاده مينا احدي به باراك اوباما رئيس جمهور امريكا

 

آقای اوباما!

بعنوان يك فعال مدافع حقوق زنان٬ و يك مبارز قديمي عليه اعدام و سنگسار در كشورهاي اسلام زده  ٬ دفاع شما از اجراي احكام اسلامي و دفاع از حجاب اسلامي را ٬يك افتضاح كامل سياسي و دهن كجي آشكار به مبارزات و رنجهاي ميليونها  نفر در ايران و عراق و افغانستان و سودان و همه كشورهاي اسلام زده ميدانم.

 

شما در يك سخنراني مفصل در مورد مهمترين مسائل در خاورميانه٬ حرف زده ايد و اين بار از موضعي مماشات جويانه با جنبش اسلامي و اسلام سياسي و جريانات تروريست اسلامي ٬ آنها را دعوت به آرامش و سهيم شدن در قدرت ميكنيد و توهمي را دامن ميزنيد كه گويي از اين طريق معضلات پاسخ ميگيرند. يك اشتباه بزرك شما اينست كه اين باندهاي ترور و ضد بشر را به مردم ٬ به ميليونها مردمي منتسب ميكنيد كه در كشورهاي خاورميانه اولين قربانيان اين باندها و دولتهاي فاسد و جنایتکار هستند. شما در سخنراني خودتان در اين موارد صورت مسئله را مخدوش مطرح كرده و پاسخهايي به غايت مخدوش به مردم ارائه ميدهيد. از نظر من اين سياست جديد هيئت حاكمه امريكا ٬ روی دیگر سکه سیاست میلیتاریستی بوش است. من در اينجا فقط به دو موضوع اشاره ميكنم. حجاب و احكام اسلامي.

از ايران مثال ميزنم كه خودم از آنجا آمده ام. من  و هم نسل هاي من در آنجا عليه حكومت فاسد و ديكتاتور پهلوي كه مورد عنايت دولت امريكا بود٬ به يك انقلاب عظيم اجتماعي دست زديم. در نهايت و بدلايل متعددي و از جمله كمك دولتهاي غربي و امريكا٬ اين انقلاب٬ با روي كار آمدن يك حكومت اسلامي ٬ شكست خورد. جمهوري اسلامي ايران ٬ نتيجه و برآيند انقلاب ما نبود٬ ضد انقلابي بود كه با حمله به زنان و تحميل حجاب اجباري بر زنان و با اعدامهاي دسته جمعي و قتل عام مخالفين و معترضين٬ در سال ۱۹۸۰قدرت را گرفت. اين حكومتي ضد زن٬ ضد انسان و ضد كودك بود كه يك جنبه هويتي آن٬ در عين حال ضديت با غرب و امريكا بود. ما در ايران عليه اين حكومت جنگيده ايم. چرا كه اين حكومت از پوسيدگي٬ عقب ماندگي ٬ ارتجاع٬ نابرابري و از فرهنگ قرون وسطايي دفاع میکند. ترور در ايران  بلافاصله پس از کسب قدرت توسط حکومت اسلامی و با حمله به كارگر و دانشجو و زن و مرد شروع شد و حمله به سفارت شما و گروگانگيري كاركنان سفارت امريكا  فقط يك بخش از اين رفتار تروريستي بود.

 دوستان من در سال  ١٩٨١ ٬ در حاليكه فقط  ۱۹و يا ۲۰ساله بودند ٬ به جوخه اعدام سپرده شدند و  هشت نفر از دوستانم قبل از اعدام٬ مورد تجاوز پاسداران قرار گرفتند٬ با اين توجيه كه دختر باكره به بهشت ميرود و براي جلوگيري از اين امر٬ ابتدا به اينها تجاوز ميكردند و ساعاتي بعد آنها را با شليك گلوله ميكشتند. اگر از اسلام و مودت و از احكام اسلامي دفاع ميكنيد لطفا پاسخ هزاران هزار نفر قربانيان تروريسم اسلامي ٬ پاسخ ميليونها زن را كه قرباني ناموس پرستي ٬ ازدواج اجباري٬ حجاب اجباري و قوانين و سنتهاي اسلامي شده اند را نيز بدهيد.

 دولت وقت امريكا و همه دول غربي٬ چشم خود را تا امروز كه سي سال از اين فاجعه گذشته٬ بر روي همه جنايات اين حكومت بسته اند. در ايران٬ در كشوري كه من در آنجا متولد شده و خاطرات دوران كودكي و جواني ام را از آنجا دارم٬ صدها زن طبق قوانین اسلام تا سينه در خاك فرو برده شده و با پرتاب سنگ ٬ زجر كش شدند و  دولتهاي فخيمه غربي هيچ نگفتند٬ تا همين امروز نوجوانان و همجنسگرايان را در ملا عام اعدام ميكنند و  دول غربي حتي اين جنايات را محكوم نميكنند. آخرين مورد اعلام احكام سنگسار عليه سه نفر در زندان تبريز است٬ آيا اين اخبار را به گوش شما ميرسانند؟ آيا ميدانيد كه در اول ماه مه روز جهاني كارگر بيش از صد نفر در تهران دستگير شدند و تعدادي تا امروز زير شكنجه هستند همان كسانيكه با ركسانا صابري در زندان اوين بوده اند٬ آيا دولت شما علاقه اي به اعتراض به اين رفتار بيشرمانه عليه مردم ايران دارد؟

و امروز شما از اجراي احكام اسلام در غرب دفاع ميكنيد. كدام احكام؟منظورتان سنگسار است در امريكا؟ منظورتان چشم در آوردن است منظورتان دست و پا بريدن است٬ كدام قوانين و احكام اسلامي را ميخواهيد در اروپا  و امريكا نيز پياده كنيد؟ من از شما ميخواهم از طريق من با دختر خانم سكينه محمدي آشتياني حرف بزنيد كه هفته گذشته سراسيمه ميگفت ٬ كمكم كنيد مادرم را ميخواهند سنگسار كنند. او گفت ٬ ما ميترسيم بعد از انتخابات در ايران فرق نميكند چه كسي سر كار بياييد٬ مادرجوان مرا سنگسار كنند. و اين حرف واقعي است. چرا كه باندهاي ترور اسلامي هر جا كه پا ميگذارند براي ترساندن مردم و براي تحكيم پايه هاي حكومت جنايتكارشان٬ زنان را سنگسار ميكنند و بر سر زنان با اسيد پاشيدن و كتك و شكنجه٬ حجاب ميكنند. زنان قربانيان اول اين جنبش سياه قرون وسطايي هستند و جالب است كه شما در سخنراني حودتان چه اندازه تهوع آور٬ اين جنبش سياه را مورد لطف قرار داده و قول تحميل حجاب بيشتري به زنان را ميدهيد.

  

آقای اوباما!

مشكل واقعي نه رابطه " مسلمانان" با مردم امريكا ٬ بلكه مشكل اصلي رابطه دولت امريكا و دولتهاي غربي با دولتهاي ديكتاتور و تروريست و با جنبش اسلامي در خاورميانه است .

مردم ايران بويژه هيچ مشكلي با مردم امريكا ندارند. جنبش اسلامي اما يك جنبه مهم هويتي اش ضديت با فرهنگ و تمدن غربي و ضديت با غرب است. و از اين آبشخور ارتزاق سياسي ميكند.

دولتهاي غربي و دولت امريكا البته  به روي كار آمدن جنبش اسلامي كمك شاياني كرده اند.

لطفا حافظه مردم را دست كم نگيريد. اينها در دوره هم نسل هاي ما اتفاق افتاده . به مجاهدين افغان و طالبان  و به خميني و حكومت اسلامي در ايران٬ رسانه هايي همچون سي ان ان و  بي بي سي و دولتهاي فرانسه و امريكا و آلمان ٬ كمك كردند به حكومت برسند و تا امروز نيز كمك اين دولتها است كه امثال جمهوری اسلامی را سرپا نگه داشته است.

اين دولتها و اين رسانه ها  از روزي كه دست تروريستها به غرب نيز باز شد٬ ازفاجعه ۱۱سپتامبر و بمب گذاري در مادريد و لندن٬ در مورد تروريسم اسلامي حرف ميزنند. و سعي در رام كردن بخشي از اين جنبش از طريق  سهيم كردن آنها در قدرت و امتياز دادن به آنها را دارند.  سوال من اينست كه چرا در مورد تحميل حجاب به زنان در ايران و عراق و سودان و همچنين در قلب اروپا در مورد تحميل حجاب به زنان ٬ موج مسجد سازي و قتل ناموسي ٬  همين رسانه ها و اين دولتها خفقان ميگيرند؟ چرا؟

آقاي اوباما !

 در زبان فارسي يك ضرب المثل است با اين مضمون كه در عزا و عروسي ٬ ما را قرباني ميكنند . و من ميگويم در دوران جنگ و نظاميگري بوش و امروز مماشات شما با جريانات اسلامي باز هم قرار است مردم را قربانی کند:  زنان٬ كارگران٬ مردم معترض به دخالت مذهب و اسلام در حكومت و در زندگي ٬ آتئيست ها٬  سكولارها ٬ مدافعين زندگي مسالمت آميز با غرب٬ طرفداران فرهنگ غربي٬ طرفداران مدرنيته٬ طرفداران خصوصي شدن مذهب ٬ طرفداران آزادي بيان ٬ آزادي پوشش و آزادي سكس ...

شما در سخنراني خودتان به حجاب اسلامي اشاره كرده و از رشادتهاي خودتان براي محجبه كردن زنان حرف زده ايد. ميدانيد حجاب يعني چه؟  حجاب امروز پرچم و سمبل اسلام سياسي و جنبش اسلامي است و بيخود نيست شما براي آرام كردن اين جنبش تروريستي و براي امتياز دادن به آنها٬ حجاب را مطرح ميكنيد. براي آنسوي خط٬ براي احمدي نژاد و حماس و حزب الله حجاب هويتي است و بهمين دليل شما اين امتياز را از جانب ما زنان به اينها ميدهيد.

از ما زنان قرباني اين جنبش كثيف و ارتجاعي بپرسيد حجاب يعني چه تا بگوييم كه حجاب يعني زندان و سلول انفرادي٬ حجاب يعني زنان نه انسان برابر با مردان٬ بلكه مايملك مردان هستند. آنگونه كه قران گفته٬ زن به ازاي گرفتن نفقه يعني داشتن سرپناه و غذا بايد همچون كنيز و برده جنسي به مردان تمكين كند. يعني زن نيمه انسان است و اين در قانون اساسي حكومتهاي اسلامي واز جمله ايران ثبت شده است. حجاب يعني جداسازي جنسيتي ٬ يعني آپارتايد جنسي و اين بزرگترين افتضاح سياسي براي يك رييس جمهور است كه در غرب زندگي ميكند و براي همسر و اطرافيانش ٬ آرزوي محجبه شدن به اجبار و يا اختيار را ندارد٬ ولي براي ما زنان متولد ايران و عراق و افغانستان چنين " هديه اي " را به ارمغان آورده است.

 

آقای اوباما !

 ن به شما پيشنهاد ميكنم براي درك ذلت و خفت و خواري كه با رعايت حجاب به انسان دست ميدهد ٬ يك روز خودتان با حجاب رفت و آمد كنيد و سپس در مورد موضوعاتي چنين مهم اظهار نظر كنيد .

آخرين حرف من اينست كه در كشورهاي اسلام زده ٬ ميليونها جوان٬ ميليونها زن ومرد٬ در حال مبارزه با اين جانيان هستند٬ همه كسانيكه قرباني اين حكومتهاي فاسد و ضد زن  هستند و همه اين مردم ميدانند كه تكليف سازمانها و دولتهاي اسلامي را بايد خودشان روشن كنند ٬ اولين قدم ما در ايران٬  عليه جمهوري اسلامي ايران است. با سرنگونی جمهوری اسلامی بايد تكليف اين حكومت روشن شود. ما از يك دولت عاري از قدرت هسته اي٬ طرفدار روابط گسترده با غرب٬ طرفدار دوستي با مردم غرب و طرفدار برابري كامل زن و مرد دفاع ميكنيم  و براي تحقق اين آرزوها از مردم متمدن غرب كمك ميخواهيم .

 

مينا احدي سخنگوي عليه تبيعض سازمان دفاع از حقوق زن و هماهنگ كننده كميته بين المللي عليه سنگسار

 

كلن – هفت ژوئن ۲۰۰۹

 

0049 177 5692413  تلفن

www.equalrightsnow-iran.com

www.minaahadi.com

 

 

منبع:

 

http://www.equal-rights-now.com/Akhbar/nameh%20e%20mina%20ahadi.htm

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com