گل همینجاست، همین جا برقص: بیانیه به مناسبت تظاهرات راسیستی روز جهانی کارگر در تهران

 

 

تظاهرات راسیستی روز جهانی کارگر نقطۀ عطفی در سیر قهقرائی جنبش کارگری ایران در سالیان اخیر را به نمایش گذاشت. واقعه ای که دامنه تأثیرات آن بر تحولات سیاسی و اجتماعی ایران به طور کلی و بر جنبش طبقه کارگر به طور ویژه به مراتب از محدوده وقایع روزمره فراتر خواهد رفت و شیارهائی عمیق تر در افکار و هنجارهای اجتماعی به جا خواهد گذاشت.

آنچه در تظاهرات اول ماه مه در تهران گذشت، از جهات مختلفی رعشه انگیز است. نه تنها روز جهانی کارگران، روزی که تجلی وحدت طبقاتی کارگران همه کشورها است، به عنوان جولانگاهی برای طرح ارتجاعی ترین شعارهای راسیستی مورد سوء استفاده قرار گرفت، بلکه همچنین روز جشن کارگران به فرصتی برای ارتجاع سیاسی تبدیل گردید که برای اولین بار منویات راسیستی خود بر علیه شهروندان افغانستانی مقیم ایران را نه فقط از تریبونهای نماز جمعۀ حجج اسلام و ستون نویسهای "کارشناسی" ورق پاره های پروپاگاندیستی "اقتصادی" و سیاسی اش اعلام کند، بلکه با مجوز رسمی و بر پهنه خیابانهای تهران. آن هم به نام کارگران. شنیع ترین حقه ای که تنها از رذل ترین و منحط ترین پادوهای بورژوازی بر می آید. کسانی که ترقی سیاسی شان را با چماق و چاقو و دهانهای کف کرده پر از دشنام طی کرده اند و تاریخ سیاسی شان نشان می دهد که برای رسیدن به اهداف حقیر خود ابائی از دست زدن به هیچ جنایت و خباثتی ندارند. یعنی شایسته ترین افراد برای حمل عناوین "وزیر" و "نماینده مجلس" و "مقام دولتی" و "مقامات کارگری" در دولت اسلامی سرمایه.

وقایع شرم آور اول ماه مه تهران بیان تمایلات واقعی طبقه کارگر ایران نبود. آن "تظاهرات کارگران" حتی تظاهراتی در برگیرنده بخش قابل توجهی از کارگران تهران نیز نبود. پیکرۀ اصلی چند هزار نفری که این رسوائی را در قلب ایران به بار آوردند از کاربدستان رانت خوار سازمان جیره خواران رفسنجانی و شرکا در کارخانه ها و مؤسسات تولیدی تهران تشکیل می شد که به نام "خانۀ کارگر" و "شوراهای اسلامی کار" وظیفۀ ننگین حفظ نظم برای طبقۀ حاکم در مراکز تولیدی و خدماتی را بر عهده دارند. تظاهرات اول ماه مه تهران نه بیان اراده کارگران برای نمایش وحدت طبقاتی خویش، بلکه تجسم و تبلور نفوذ سیاسی و ایدئولوژیک بورژوازی ایران در انتقال رقابت و کینه توزی و خصومت به درون طبقه کارگر ایران بود. طبقه ای که کارگر افغان به همان اندازه عضو جدائی ناپذیر آن به حساب می آید که کارگر فارس و بلوچ و کرد و آذری. با این تظاهرات اکنون نه تنها زخمی عمیق بر پیکر طبقۀ کارگر ایران وارد شده، بلکه همچنین حیثیت و شرافت جنبش صد سالۀ کارگری ایران نیز لکه دار شده است. جنبشی که در تمام دوران حیات خویش با همۀ فراز و نشیب هایش همواره به عنوان مرجعی اخلاقی و روزنه امیدی برای جامعه ای انسانی و سرشار از عشق و دوستی به شمار می آمده است. اکنون ایادی سرمایه توانسته اند در دل این طبقه و به نام جنبش آن بیرقی را بلند کنند که بر فراز آن نه شعار برابری و عدالت و دوستی انسانها، بلکه نفرت و کینه به هم طبقه ای ها حک شده است. دامنۀ این نفرت و کینه از درون طبقه نیز فراتر خواهد رفت و همراه با "کارگر افغان"، شهروند افغان مقیم ایران را نیز خارج از محل کارمورد هدف قرار خواهد داد. شستن این لکه از دامن طبقۀ کارگر ایران اکنون وطیفه ای است که سنگینی آن بر همۀ وظایف دیگر کوشندگان صدیق جنبش کارگری افزوده شده است. هیچ فعال صدیق جنبش کارگری نمی تواند و مجاز نیست بار سنگین این وظیفه را نادیده بگیرد.

تردیدی در این نیست که عاملان این عمل ننگین را باید با قدرت هر چه بیشتر تقبیح نمود. خانه کارگری ها و اربابانشان با نمایش راسیسم عریان در روز جهانی کارگر دست به جنایتی زدند که ابعاد آن اگر بیش از چماق کشی ها و چاقوکشیهای این اراذل بر علیه کمونیستها و فعالین صدیق جنبش کارگری در تمام دوران حیاتشان نباشد، کمتر از آن نیز نیست. اما ماندن در این سطح هنوز پاسخ کافی به ظهور این نژادپرستی ارتجاعی نیست. ماهیت خانۀ کارگر روشن است. پرسش اصلی این است که چگونه این پادوهای حقیر سرمایه به خود اجازه دادند که چنین چهرۀ کریهی از خود به نمایش بگذارند؟ تا پیش از این کارچاق کنهای دولتی درون جنبش کارگری کمونیسم ستیزی خویش و خوش خدمتی به صاحبان سرمایه را در زرورق عدل اسلامی می پوشاندند. اگر کمونیستها بر انترناسیونالیسم پرولتاریائی پای می فشردند، این اراذل در مقابل از استضعاف جهانی در مقابل استکبار جهانی سخن می گفتند. اگر کمونیستها از الغاء مالکیت خصوصی و امحاء کار مزدی حرف میزدند، اینان از "قسط اسلامی" و عدالت حرف میزدند. اکنون همۀ این نقابها کنار زده شده اند. اکنون دیگر آنها نه تنها نیازی به استفاده از چنین ماسکهای فریبنده ای نمی بینند، بلکه به صراحت و آشکارا کینه خویش نسبت به ضعیفترین بخش طبقه کارگر را به نمایش می گذارند. سردمداران این نمایش ارتجاعی امروز دیگر هراسی از آن ندارند که با موجی از کینه و نفرت روبرو شوند. نفس همین تغییر در فضای جامعه به اندازه کافی هشدار دهنده است.

وقایع اول ماه مه تهران در پایه ای ترین سطح بازتاب چرخشی عمومی در سیاست و ایدئولوژی بورژوازی در عرصۀ جهانی به سوی روآوری هر چه بیشتر به ارتجاع آشکار سیاسی است. تظاهرات راسیستی تهران به همان اندازه بخشی از تصویر جهان امروز است که مارش مشعل بدستهای نئونازی در کی یف و حملۀ گردانهای مسلح آنان به "سوسکهای" دنباس؛ که عملیات پاکسازی فاشیستهای مجارستان و بلغارستان و رومانی در محلات سینتی ها و روما ها؛ که یورش ایدئولوژیک و سیاسی و فیزیکی کادرهای جبهه ملی به کارگران الجزایری و تونسی در فرانسه؛ که راهپیمائی ها چند هزار نفره جنبش ارتجاعی خارجی ستیز پگیدا در شهرهای آلمان با ماسک اسلام ستیزی؛ و سرانجام این تظاهرات به همان اندازه بازتاب قدرتگیری این گرایش به ارتجاع سیاسی است که قتل رو به تزاید سیاهان توسط پلیس در آمریکا. تظاهرات راسیستی تهران بر متن چنین چرخشی امکانپذیر شده است. چرخشی که به نوبۀ خود پاسخ بورژوازی درون کشورهای مختلف به افزایش شدت و حدت رقابت با طبقات حاکمۀ کشورهای رقیب و متخاصم در شرایط محدود شدن هر چه بیشتر چشم اندازهای یک رونق اقتصادی پایدار است. خانۀ کارگر به عنوان ارگان کارگری فاسد ترین بخشهای سرمایه داری ایران مسئول اصلی و مستقیم انتقال این چرخش ایدئولوژیک به درون طبقه کارگر و راندن این طبقه به این سو است. اما وضعیت اسف بار کنونی تنها محصول کار این عمال بورژوازی نیست. صف کسانی که در به وجود آمدن شرایط کنونی مسئولند، بسیار گسترده تر است.

ظهور ارتجاع راسیستی در خیابانهای تهران رعدی در آسمانی بی ابر نبود. روشن بود که تجزیۀ ایدئولوژیک جمهوری اسلامی و شکلگیری بورژوازی هاری که هدف غائی اش ورود به عرصۀ "بازیگران بزرگ" در صحنۀ جهانی است، همراه با طبقۀ متوسط فاسدی که از دل تحولات سی سال حاکمیت جمهوری اسلامی شکل گرفته است و به اصلی ترین نیروی اجتماعی پیش برنده این روند ارتجاعی بدل شده است، به نتایجی سیاه تر منجر خواهد شد. مسأله فقط شکل بروز آن بود که تظاهرات اول ماه مه آن را نشان داد. اکنون دیگر مشخصه های اصلی این ارتجاع سیاسی نوین روشن شده اند که رسالت پوست اندازی جمهوری اسلامی و گذار آن از جمهوری مستضعفان خمینی به جمهوری "سکولار" اسلامی ادغام شده در "جامعۀ جهانی" را بر عهده خویش میداند. این ارتجاعی است که به همان اندازه که شیفته هدونیسم و "حقوق بشر" و "دمکراسی" در غرب است، به همان اندازه و بیشتر مجذوب "بازار آزاد" آن است؛ به همان اندازه که رو به اربابان جهانی اش نوکر صفت است، به همان اندازه و بیشتر رو به خلقهای ضعیفتر پیرامونش موهن و جبار است. این ارتجاعی است سیاسی از نوع خونتای الیگارشیک – فاشیستی اوکراین که هم به هایل هیتلر وفادار است و هم از کاخ سفید تغذیه می شود. راسیسم ضد افغانی این ارتجاع سیاسی نوین، حلقۀ گمشده ای را در اختیار آن قرار می دهد که با شکست در خیابان در جریان جنبش سبز آن را از دست داده بود. ضد افغانی گری قرار است قدرت بسیجی را به این ارتجاع سیاسی نوین بازگرداند که با شکست جنبش اعتراضی پسا انتخاباتی 6 سال پیش از دست داده بود. "کارگر خارجی، اخراج باید گردد"، ادامه و تکامل منطقی شعارهائی است که 6 سال قبل این طبقۀ متوسط فاسد از خود بیرون داده بود: "دولت سیب زمینی نمی خوایم"، "هر چه جواد مواده، با احمدی نژاده" و "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران". همه و همۀ آن تکبر و نخوت طبقاتی صاحبان ثروت و سرمایه که در آن شعارها فوران کرده بود، اکنون در شکل متکاملتری در شعار "کارگر خارجی، اخراج باید گردد" جمع شده اند.

و در پیدایش این وضعیت همۀ آنهائی نیز مسئولند که امروز خود را از ظهور علنی این راسیسم تنفر انگیز شگفت زده نشان می دهند و به واکنش در مقابل آن می پردازند، اما دیروز با قرار گرفتن در همان بستر پیشین این ارتجاع سیاسی نوین، در تحکیم مبانی همین تحول مشارکت داشتند. همۀ کسانی که تا دیروز در شوق سرنگونی ولایت فقیه به هلهله و پایکوبی موفقیتهای میدانی پیاده نظام جنبش سبز می پرداختند، رهبران این جنبش ارتجاعی را "دوستان" خطاب میکردند و در ستایش این "انقلاب انسانی" معاصر قلم فرسائی می کردند، در تحکیم پایه های راسیسمی که امروز چنین شنیع سر بلند کرده است مسئولند؛ همۀ کسانی که به بهانۀ استفاده از "تربیونی برای بیان نظرات" خویش به خوش و بش با ارگانهای سیاسی همین خانۀ کارگر و به شرکت در غرفه های مطبوعاتی خبرگزاری رسمی آنان، ایلنا، افتخار می کردند و عکس یادگاری با آنان می گرفتند، در پیدایش این وضعیت مقصرند؛ همۀ آنانی که به نام فعال کارگری در مانور قدرت بین جناحهای حاکم با سران همین باند ارتجاعی به مغازله مشغول بودند و در کنفرانسها و میزگردهای شان شرکت می کردند، در پیدایش این وضعیت سهیمند؛ همۀ آن کسانی که در راستای همین روند ارتجاعی تحولات مضمون واقعی جنبش کارگری را تهی نموده و آن را به جنبشی برای آزادی زندانیان سیاسی تبدیل نموده و در مسیر نامه نگاری به سران سرمایه بین المللی سوق دادند، همۀ آنانی که پا بر شانه های کارگران اعتصابی نهادند تا مدارج ترقی خویش در تلویزیونهای لس آنجلسی اپوزیسیون را طی کنند، در تضعیف پایه های همبستگی طبقاتی و تقویت این روند ارتجاعی سهیم بودند.

وضعیت امروز محصول کار همۀ دست اندرکاران صحنۀ سیاست در ایران است. هیچ و هیچ کس نمی تواند دستهای خود را در آب بیگناهی بشوید. و این شامل ما کمونیستها نیز هست. ما نیز در پیدایش این وضعیت مسئولیم. گو این که این مسئولیتی از نوع دیگر است و نتایجی متفاوت به دنبال خواهد داشت. ما مسئول این وضعیتیم برای این که نیرومند نیستیم. این بزرگترین گناه ما کمونیستها است و از این منظر هیچ زنگ خطری بزرگتر از تظاهرات اول ماه می نمی توانست این مسئولیت سنگین را با خشونت تمام به ما یادآوری کند.

رفقا، کمونیستها، کارگران شریفی که قلبتان مالامال از کینه به نظم معاصر و عشق به رهائی انسان است،

شرایط مبارزه ما درجهان معاصر به اندازه کافی دشوار است. واقعۀ شوم اول ماه مه تهران این واقعیت تلخ را به بیرحمانه ترین شکلی به نمایش گذاشت. برای ما، این واقعه شرایط نامساعدتری را رقم می زند. نه تنها در درون خود طبقه اکنون خطر گسترش شکاف بین کارگران افغانستانی و سایر اعضاء طبقۀ بزرگ کارگر در ایران یک خطر واقعی است که پیشگیری از وقوع آن به یک وظیفۀ تخطی ناپذیر برای ما بدل شده است، بلکه همچنین و به طور ویژه در عرصۀ جدال نظری و سیاسی نیز واقعۀ اول ماه مه بدون نتایج نخواهد ماند. خیل عظیم لیبرالها و چپهائی که تا دیروز از "سوسیالیسم دمکراتیک" سخن می گفتند، اکنون و در پرتو این واقعه هر چه بیشتر طبقۀ کارگر را بر صندلی اتهام خواهند نشاند. اکنون می توان و باید انتظار آن را داشت که مباحث شبه روشنفکرانه این حضرات مبنی بر تبیین فاشیسم به عنوان پدیده ای ویژۀ پابرهنه ها میدان بیشتری برای خودنمائی خواهد یافت. این برای ما یعنی دشواری باز هم بیشتر، یعنی وظایفی باز هم سنگین تر. آتش توپخانه کمونیستها برای مقابله با این آتشبار همه جانبه اکنون بسیار ضعیف است. از درک و توضیح روندهای پایه ای تحولات جهان معاصر تا مقابله با تعرض ایدئولوژیک و سیاسی همه جانبه فراکسیونهای رنگارنگ بورژوازی و متفکران ریز و درشت آن، کارهائی سنگین در مقابل ماست. وقایع اول ماه مه تهران نشان داد که نبض تحولات نه در فضای مجازی، بلکه در کارخانه ها و محلات می طپد. همۀ آن رفقائی که به تک نگاریهای درون شبکه های اجتماعی و انبوه "دوستان" مجازی دل خوش کرده اند، اکنون باید این واقعیت را به رسمیت بشناسند که فضای جهان مجازی نه فضائی برای مبارزه، بلکه فضائی برای گریز از وظایف اصلی و دل خوش کردن به موفقیتهای کاذب است. مادام که انتقاد کمونیستی اعتبار از دست رفته خویش را باز نیافته، مادام که کمونیسم نه با کارگر سازمان یافته بلکه با چپ شیفتۀ دمکراسی و یا محافل مطالعه، مباحثه و مجادله فلسفی تداعی می شود، مادام که این رادیکالترین جنبش انتقادی دوران سرمایه داری معنای تاریخی خویش را به عنوان انتقاد سازمان یافتۀ کارگران کمونیست بازسازی نکرده است، مادام که این جنبش انتقادی به عنوان بخش سازمان یافته پرولتاریای کمونیست صلابت خویش را باز نیافته است و کمونیسم به آرمانهائی انتزاعی محدود مانده است، مادام که آثار و نوشته های کمونیستها باز هم مانند دوران شکوفائی کمونیسم به عنوان بیان رسای جنبشی واقعی و سازمان یافته لرزه بر اندام اساتید دانشگاهی بورژوازی نینداخته است، مادام که نقد کمونیستی جوهر طبقاتی بورژوائی روزمرگی حاکم را به طور جدی به چالش نکشیده است، همۀ موفقیتهای ظاهری در همۀ عرصه های رسانه ای و فضای مجازی فریبی بیش نخواهند بود و این در باز هم بر همین پاشنه خواهد چرخید. برای بدتر شدن اوضاع، نیازی به هیچ تغییری نیست. کافی است که به وضع موجود بسنده کنیم. این تحول به سمت آینده ای روشن است که نیازمند فعالیتی هدفمند است.

انتقاد کمونیستی انتقادی صرفا انتقادی ادبی نیست، ستون فقرات انتقاد کمونیستی بر پرولتاریای سازمان یافته بنا می شود. مادام که این مهم در بوتۀ محاق افتاده است، نه سخنی از آینده ای روشن می تواند در میان باشد و نه امکان پیشروی واقعی موجود خواهد بود. اگر چنین صف سازمان یافته ای از کارگران وجود داشت، اول ماه مه تهران تبدیل به روزی سرخ می شد و نه سیاه. این درس بزرگی است که وقایع تهران یک بار دیگر آن را به ما نشان می دهند. رکن کار کمونیستی فقط و فقط بر یک چیز استوار است: سازماندهی، سازماندهی و باز هم سازماندهی.

 

تدارک کمونیستی – جنبش سازمانیابی پرولتاریا

18 اردیبهشت 1394

8 مه 2015

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

 

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مقالات

مقالات دیگر

مونیتور

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

کنفرانس اول

  • عروج و افول 8 سالۀ احمدی نژاد – بحثی درباره امکان عروج مجدد احمدی نژاد
    Written by
    اگرچه تکیه جریان "احمدی نژاد" بر گفتمان عدالتخواهی در شکستن نخوت طبقه متوسط  و اسطوره های او مؤثر است ... اما خود جنبشی یک دست نیست. این جریان می تواند به جنبشی تبدیل شود که با پتانسیل عظیم و انفجاری خود گرایشاتی را در درون خود حمل کند که با توجه به اختلافات درون دولت و طبقه حاکم و شرایط بغرنج منطقه قابل مهار نباشند. تجربه ی تاریخی و حتی تحولات جاری در کشورهای مختلف نشان می دهد که این…
  • چرا ناگهان عربستان سعودی گرفتار مشکلات جدی شده است؟
    تعدادی از جرثقیل های کمپانی بن لادن باید خاک بخورند. اما این به معنای برپا ماندن جرثقیلها بر آسمان پادشاهی نخواهد بود. کمپانی های چینی آماده می شوند تا پایه های زیر بنایی جدیدی را در عربستان بسازند. واشینگتن، اگر توجه کند، باید حرکت آرام متحد قدیمی اش را یا بطرف درهم ریختگی اجتماعی  یا ورود به قطب چینی ها ببیند. راه دیگری وجود ندارد
  • دگردیسی نه چندان اعجاب انگیز طبقۀ متوسط - بوتۀ مالجو در بوتۀ نقد (قسمت پایانی)
    Written by
    الیت طبقه متوسط در توهم عصر روشنگری است، در تب آزادی می سوزد؛ در آرزوی نهادهایی مدنی است که از طریق آن ها در قدرت سیاسی شریک گردد. اما قادر به تشخیص تناقضاتی نیست که توسعه سرمایه داری معاصر را از دوران انقلابات بورژوایی و یا دوران تسلط تفکر کمونیستی بر جریان روشنفکری متمایز می کند. این الیت در جستجوی گفتمانی است که از انحطاط سرمایه داری، روشنگری و ترقیخواهی را استخراج کند. اما وعده تکرار عصر روشنگری دروغی بیش نیست
  • اتحادیه ها و شوراها – سازمانیابی کارگران و دولت پرولتاریائی
    حتی نا آگاه ترین و عقب مانده ترین کارگران و متکبرترین و "متمدن ترین" مهندسین هم سرانجام از این حقیقتی که تجربۀ سازمان کارخانه با خود همراه دارد متقاعد می شوند: سرانجام همه از آگاهی ای کمونیستی برخوردار خواهند بود تا آن پیشرفت بزرگ اقتصاد کمونیستی در مقابل اقتصاد سرمایه داری را درک کنند... همبستگی کارگران – شکل گرفته در درون اتحادیه در جنگ با سرمایه داران، در رنج و قربانی– در شورا اشکال پایدار و اثباتی خویش را می…
  • امتناع کمونیستی و سیاست ورزی نو کینزی: انتخابات مجلس دهم و "اتفاقی که خودش" افتاد!
    Written by
    صداقت البته منکر خصلت سرمایه داری مناسبات مسلط بر ایران نیست. او نیز – مثل همۀ نظریه پردازان چپ طبقۀ متوسط – در این فاصله به تسلط مناسبات سرمایه داری در ایران اذعان می کند. اما او نیز... برای این سرمایه داری انبوهی از تبصره ها و اما و اگرها را بر می شمرد که در نهایت از این پدیده چیزی جز یک شیر بی یال و دم و اشکم باقی نمی ماند. در پایان تحلیل صداقت نه سرمایه داری…
  • ولایت مطلقه فقیه: حکمرانی بد یا مقتضیات انباشت؟ - بوتۀ مالجو در بوتۀ نقد (قسمت سوم)
    Written by
    اما در پایان دهه 60 روحیه ی ضدیت با اقتدار در هم شکسته شده بود، رقبای اصلی حذف شده بودند و مخاطراتِ سال های اولیه ی پس از قیام، چه در سطح حکومت و چه در سطح جامعه دیگر وجود نداشت. و اینک برای دوران نوین توسعه و تثبیت سرمایه داری در ایران، تمرکز بخشیدن به قدرت و حذف نهادهای موازی دارای اهمیتی حیاتی بود... در دهه ی 60، دادستانی انقلاب، وزارت اطلاعات، کمیته ها و هر مسجدی، مرکزی از قدرت…
  • اتحادیه ها و دیکتاتوری
    دیکتاتوری پرولتاریا خواهان محو تولید سرمایه داری است، خواهان نابودی مالکیت خصوصی است، برای اینکه فقط به این ترتیب استثمار انسان از انسان را می توان برانداخت. دیکتاتوری پرولتاریا خواهان محو اختلاف طبقاتی، خواهان پایان دادن به مبارزه طبقاتی است، زیرا بدین سان است که رهایی اجتماعی طبقه کارگر کامل می شود. برای رسیدن به چنین پایانی حزب کمونیست، پرولتاریا را برای سازمان دادن قدرت طبقاتی اش آموزش می دهد تا با به خدمت گرفتن این قدرت مسلح، بر طبقه بورژوازی چیره…
  • جایابی برای کارگران پشت صفوف بورژوازی: بوتۀ مالجو در بوتۀ نقد! - 2
    Written by
    هر کارگر کمونیستی می داند که مشکل سیاسی طبقه کارگر در حال حاضر امکانات مالی و مدیایی نیست، مشکل طبقه کارگر لشگر عظیم تئوریسین هایی است که هیچ بودگی کارگران را در برابر عظمت سرمایه به او تلقین می کنند. کار زنده ای که به خودی خود در کارگاه و در برابر ماشین آلاتِ روباتیزه یعنی در برابر کارِ مرده خود را باخته است به سختی قادر است در برابر این لشگر عظیم "سبزهای چپ" و "چپ های سبز"، بر…
  • " انحصار ها بر اقتصاد ایران چیره شده ا ند" یا دفاعی هوشمندانه از سرمایه داری؟
    عدم تناسب در شاخه های مختلف تولیدی در یک کشور و یا در دو کشور رقیب در بازار جهانی، یکی از مکانیسمهای انتقال ارزش اضافه تولید شده در شاخه یا کشور با بارآوری کمتر به شاخۀ تولیدی یا کشور با بارآوری بیشتر است. بدون این که در این میان حتی هیچ حقه ای هم به کار گرفته شده باشد. همین مکانیسم است که در شاخه های با بارآوری بیشتر و ترکیب ارگانیک بالاتر سرمایه منشأ سودی می شود که از…
  • نقد پروژۀ اقتصاد سیاسی دولت یازدهم یا خلع سلاح طبقه کارگر؟ بوتۀ مالجو در بوتۀ نقد! - 1
    Written by
    مالجو تمایلی ندارد که طبقه سرمایه دار را هم همچون طبقه کارگر خلع طبقه نماید. او به این سطح از حضور بورژواها به عنوان یک طبقه برای نتیجه گیری های بعدی نیاز دارد. بدون چنین طبقه ای، حداقل اقتدار لازم برای تحولات مورد نظر مالجو تامین نمی شود. هر چند طبقه بورژوا هم جنسی در میان اجناس بنجل این سمساری است اما باید در جای مناسب قرار گیرد و توی چشم بزند. در نظریه بافی مالجو این کارگران هستند که…
سایر مطالب مربوط به کنفرانس اول

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه هیچگاه -حتی در دوران بحران- خودشان ساقط نمی گردند، مگر آن که سرنگون شوند (لنین). به نظر گروسمن نکته تئوری…
  • حزب پرولتاریا
      حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های پرولتاریا داشته باشد. پس حزب پیشاهنگ سازماندهی شدۀ طبقۀ کارگر است.
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم دست یافته است که برای یک پیروزی پایدارغیر قابل صرفنظر کردن است. 
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت نظر سازمان تجارت جهانی نیستند مشمول این تأثیرات خواهند بود.
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
      همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال" در مورد مرز مطلق اقتصادی تکامل شیوه تولید سرمایه داری وفادار ماند؛ هرچند دلایل مشخصی را که او برای…
  • درباره اوضاع جهانی 13- سرنگونی در تایلند
    قطب بندی سیاسی حاضر در تایلند هم مربوط به تکسین، و هم بدون ارتباط با او است. اوباعث تغییرات در تایلند نشد. بلکه او و حزبش با تشخیص تغییرات عظیم اقتصادی-اجتماعی، برروی آن سرمایه گذاری کردند، تغییراتی که رای دهندگان ده ها سال مشتاقانه درانتظارش بودند. دهقانان تازه شهرنشین شده قویأ از سیستم بیرحمانه آقا بالاسری پایتخت تایلند و ساکنانش،…
  • درباره اوضاع جهانی -12: حامیان سهامداران آلمانی در مقابل یونان
    سرمایه گذاران کوچک آلمانی بر علیه یونانی ها به دادگاه شکایت کردند و خواستار جبران خسارت از سوی دولت بحران زده ی یونان برای ضررهای ناشی از قطع پرداخت بدهی ها از بهار 2012 شدند. 
  • درباره اوضاع جهانی -11: نگرانی الیت جهانی از پوپولیسم
    Written by
      حال برای الیت مسلط اروپا سوال این است که چگونه خودش را با شرایط جدید منطبق کند. آیا بر روی احتمال قدرت گیری مجدد احزاب سنتی در انتخابات سراسری کشوری حساب کند؟ یا یک نمایش پوپولیستی قدرتمند  در انتخابات اروپا به ایجاد پانیک می انجامد که منجر به یک بررسی رادیکال از عمل کردهای اتحادیه اروپا و سیاست هایی…
  • درباره اوضاع جهانی – 10: مدرنیزه کردن روسیه
    ناوالنی با سابقۀ ناسیونال شوونیستی که  قفقاز ها  را "سوسک" می نامد، در دشمنی و نفرت نسبت به همجنس گرایان معروف است، که البته این موضوعی است که در رسانه های آلمان  پنهان می شود، همان طور که ممارست ویتالی کلیچکو با شاخه فاشیستی اپوزیسیون اوکراین پنهان می شود
  • دربارۀ اوضاع جهانی -9: مناطق درگیریهای آینده
    افزایش تسلیحات در نیروی دریایی چین و تغییرمسیر نیروهای مسلح ایالات متحده به‌طرف اقیانوس آرام نشان‌گر تقابلی است‌که ـ در بدترین حالت‌ـ می‌تواند به‌برخورد نظامی منجر گردد. در نتیجه، آلمان نیز به‌عنوان یکی از اعضای ناتو و شریک آمریکا در این تقابل درگیر خواهد بود. 
سایر مطالب مربوط به کنفرانس مؤسس

هنر و ادبیات

  • هستۀ تلخ
    هستۀ تلخ کورمال کورمال توی تاریکی به دنبال در اطاق میگشتم که فریده دست دراز کرد و مرا از درز در به داخل اطاق کشاند. زیر نور شیری رنگ مهتاب، که از طریق پنجره به درون اطاق می‌تابید، فریده سینه به سینهام ایستاد و گذاشت که چادر گل گلیاش، همانی که همیشه به‌ سر داشت، از روی سر و شانه بلغزد و…
  • کارگر، کبک، کمونیست!
    کارگر، کبک، کمونیست!  سال هزار و سیصد و شصت و یک چندین زمستان از شکارچی گری او می گذشت و دیگر در اینکار حسابی حرفه ای عمل می کرد. سورتمه و کیسه و بند و بساطی برای خود تهیه کرده بود که راحت تر شکارهایش را حمل کند. وضع بهم ریختۀ اقتصادی هم به شکوفا شدن قوۀ ابتکارات او کمک می کرد. با…
  • شک و یقین
    شک و یقین زنِ جوان روی صندلی عقب پیکان مسافر کش، درست پشت سر راننده کز کرده بود. چادر مشکی به سر داشت و خود را چنان به در ماشین چسبانده بود که گوئی دنبال روزنه ای برای عبور میگردد. 
  • میلیونر شدن سالواتوره
    میلیونر شدن سالواتوره توی این صف طویل و بی انتها دخترکی با موهای بور و چشمان آبی وول میخورد و با شیطنتی آشنا برای سالواتوره سعی میکرد دیگران را پشت سرگذاشته و نوبتش را جلو بیاندازد. دخترک توجه او را جلب کرد، از جا برخاست تا او را دقیق تر ببیند. دخترک وول میخورد، بی قرار می جنبید، هی خودش را لابلای دیگران…
  • سه شعر از مایاکوفسکی
    سه شعر از مایاکوفسکی  این هیاهو -تکاپوی پیکار نیست، کارناوال است - ضیافتِ بانیِ جشن نام گذاری، -و این عرصه گاه - برای جنگ نیست ، - میدان تیر است - تفرج گاهی برای شلوغی و تفریح، - و آن آقا - بر خاکریز - توپچی نیست، میزبان است که با لباس وزغ ها - از لوله ی دیدگانش شلیک می کند.
JSN Glass template designed by JoomlaShine.com