کارگر افغان ، من شرمنده ام

 

در حالیکه امسال بمناسبت روز جهانی کارگر از طرف خانه کارگر تظاهرات دولتی برگذار شدکه در برگیرنده یک سری خواسته های سطحی و آبکی بود که اوج این نمایش زشت ،شعارهای ضد کارگر افغان توسط بانیان آنها بود. وجود بنرها وکاغذ نوشته های فراوان بخوبی گواه سیاستسازماندهی شده مشخصی از طرف برگذار کنندگان که پیشبرنده خط دولت هستند،بود.

از طرف دیگر بنگاه خبرسازی بی بی سی با آب وتاب فراوان سعی می کرد این تظاهرات را به قاطبه طبقه کارگر در ایران ربط دهد وآنرا اولین راهپمایی فعالین کارگری بعد از هشت سال معرفی می کردو بطور وضوح با بر جسته کردن شعارهای ضد کارگر افغان،این خط را تبلیغ می کرد بطوری که هرکس نداند گمان میبرد که این خواسته طبقه کارگر در ایرانست. بی بی سی فقط نشان می دهد که مزدور سرمایه داران است و ضد کارگران. چه کارگر افغان و چه کارگر ایرانی. این در حالیست که طبقه کارگر در ایران روزگار سختی می گذرانند جدا از مسائل معیشتی فشار وسرکوب بر علیه فعالین کارگری در جریانست .و از طرف دیگر طبقه کارگر از وجود تشکلهای خود ساخته ومستقل بی بهره است تا با صدای بلند خواسته های بحق خود را پیشببرد.

در چنین حالیست که مشتی دلال و فرصت طلب با عناوینی مانند فعال کارگری و با ایجاد شبه تشکل و به گرو گرفتن خواسته های واقعی کارگران ٰ،فرصت طلبانه خط مشی خود را به پیش میبرند.در چنین حالتیست که میتوان این شعارهای راسیستی ضد افغان را مورد ارزیابی قرار داد. واقعیت اینست که کارگران افغان در ایران در سختی و فشار از طرف کارفرماها و بعضی گروه هایاجتماعی، روزگار می گذرانند. کارهای سخت و طاقت فرسا، از کوره پزخانه ها گرفته تا دیگر کارهای ساختمانی از جمله مشاغل این کارگران است که اکنون ضعیف ترین حلقه طبقه کارگر ایران را تشکیل می دهند.این در حالیست که کارفرماهای حریص و بی انصاف با سو استفاده از وضعیت این کارگران ،به استثمار و بهره کشی از آنها مشغولند. بطوریکه نه بیمه ای برای آنها پرداخت میشود ونه حقوق مساوی با دیگر کارگران به آنها پرداخت میشود.و اسف بار تر، بسیاری از فرزندان آنها حتا از حق تحصیل هم محرومند. در چنین شرایطی پیش کشیدن چنین شعارهای شرم آوری که یادآور فاشیسم هیتلری هستند، از طرف جریانات خواص ،تنها وتنها بمنظور نفاق و تفرقه در بین کارگران هیچ منظور دیگری ندارند.یعنی به دیگر کارگران اینطور القا می کنند که علت بیکاری وجود کارگران افغان هستند. بنظر من این اوج فرافکنی و بی مروتی در حق چنین انسانهای شریفیست.انسانهایی که با شرافت و صداقت وبا نیروی کار خود به امرار معاش مشغولند و نه مثل سردمداران بانی آن شعارهای راسیستی با اتکا به منابع مالی بی پایان دولتی و سرمایه داران کلان و سلاطین پسته و شکر و امثالهم. آنها دیواری کوتاهتر از این انسانهای بی دفاع پیدا نکردند. اما  اگر این همه فساد واختلاس در کشور نبود، اگر ثروت های نجومی در دست اقلیتی متمرکز نبود، اگر دستمزدها کفاف یک زندگی شرافتمندانه را می داد و هر کارگر و کارمندی ناچار به دست زدن به دوشغلی و سه شغلی نمی شد، اگر با این همه پیشرفت در بارآوری تولید ،ساعت کار هم به همان نسبت کاهش پیدا می کرد و ارزش حاصل کار کارگران صرف فرصتهای شغلی میشد، آیا کسی به صرافت حمله به این انسانهای شریف می افتاد؟

راستش از لحظه ای که این صحنه ها را در تلویزیون دیدم از شرم وناراحتی در مقابل این عزیزان نمیتوانم سر بلند کنم.من اعلام می کنم که این شعارهای ضد بشری راسیستی هیچ ربطی به مطالبات واقعی کارگر در ایران ندارد. اینها سیاستهای صاحبان سرمایه ها است. بر هر کارگر شریفی است که ضمن درک واقعی از مشکلات و خواسته های خود بیزاری خود ازین گونه حرکات را اعلام کند و به اطلاع خود کارگران افغان نیز برساند.کارگر افغان هم قربانی همان شرایطی است که همه ما در بند آن هستیم.

 

ننگ بر کسانی که تفرقه و خصومت را وارد طبقه کارگر می کنند. از بی بی سی تا سران خانه کارگر و حامیان آنها.

رضارخشان

 

اردیبهشت/1394

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com