یونان: «در میانه صخره شیلا و گرداب کاریبدیس» یا «اولویّت استراتژیک حرکت به سمت قدرت دوگانه»

یونان پس از 5 سال کشاکش طبقاتی و سیاسی، فعلاً به گزینه سیریزا رسیده است؛ جنب‌وجوش و اعتصابات و اعتراضات و باریگادهای خیابانی، فعلاً در گزینه دولت سیپراس و واروفاکیس، آرام گرفته‌اند؛ دولتی که از تمام شعارهای خروجش از ناتو، حوزه‌ی یورو، اتحادیه‌ی اروپا، به گزینه‌ی سازش رسیده و تنها شعار دفاع از معیشت مردم را نگهداشته است، آنهم از طریق سازش. 

 

توضیح سایت:

مقاله حاضر طرح مشخص استراتژیکی برای یونان را به میان می کشد که به گمان ما طرح آن نیاز به بررسی دقیق تر توازن قوا و امکانات انکشاف مبارزه طبقاتی در یونان با عطف توجه به در هم تنیدگی مبارزه طبقاتی در یونان با ژئوپلیتیک اروپا و جهان معاصر دارد. نگاه نویسنده به تحولات یونان تا آنجا که به تشخیص موقعیت کنونی برمیگردد انقلابی و رادیکال است، اما در یافتن پاسخ به نظر میرسد به جای تحلیل نیروهای درگیر و روندهای واقعی به الگوهای معین رو می کند. در این که چنین رویکردی تا چه حد می تواند تأثیرگذار باشد، می توان تردید جدی داشت.

تحریریه امید

یونان: «در میانه صخره شیلا و گرداب کاریبدیس[1]» یا «اولویّت استراتژیک حرکت به سمت قدرت دوگانه»

 صابر شکوهی

در کشاکش و کشندِ مبارزات سیاسی که پایه در جدال‌های درون و میان طبقاتی داشته و گاه به نقاط بدون بازگشت می‌رسند، نوع تحلیل جریان‌های دخیل، چگونگی سازماندهی و شعارهای سیاسی استراتژیکشان، جایگاه برینی را اشغال می‌کند. در این اثنا، در واقع شعارهای سیاسیِ یک جریان، که برآمده از تحلیلش و «چه باید کرد؟»اَش هستند، در چند کلمه جان کلام و تمامیِ قدرت و کوبندگی آن جریان را با خود حمل می‌کنند. تو گویی که شعارهای «نان، صلح، زمین» و «تمام قدرت به شوراها» با تمام سادگی‌شان، مشتی بودند از توشه پرانبان پرولتاریا و حزبش که نه بر سندان توهم، بلکه بر دندان و دهان بورژوازی فرود می‌آمد و اسطقس و اسکلت بورژوازی را در هم می‌کوبید. می‌توان وجه مشخصه شعارهای صحیحِ استراتژیک را به مثابه چکیده جنبش، درافکندن طرحی دانست که رانه‌ای بس عظیم را موجب می‌شوند و برج و بارو و استحکامات دشمن را زیر آتشبار خود می‌گیرد و عرصه‌ای را می‌گشاید که رزم کارگران را میسور، و شیرازه و قوام و بزم و طیش عیاشان راستیناک‌خوی را در هم‌می‌پیچد.

الگوی یونان را می‌توان به منزله الگوی در حال عروجی دانست که می‌رود به صورت مُسری، در جنوب اروپا، نظم جهانی را به نوعی به چالش بکشد. این الگو، در کنار الگوهای آمریکای لاتین، اکراین و خاورمیانه[2]، برآمده از تضادهای عصر سرمایه‌داری گلوبالند که به راستی در وهله اول، بزرگترین دلالتشان چیزی نیست جز عجز عجوزه‌ی سرمایه. در سطح مشخص، هر یک از این الگوها، تحلیل مشخصِ خود را می‌طلبند و در گام بعد «چه باید کرد؟» راستینشان را. لیکن گفتنی‌ست که هر کدام از این الگوها در کنار تداعی تضادهای سرمایه از زیرین‌ترین لایه‌ها تا پدیداری‌ترین سطوح و پیامدهابشان در ترازهای ملی و ژئوپلیتیک که با انهدام و غارت ثروت اجتماعی و زیست طبقات فرودست همراه است، نمایانگرِ ظرفیت‌های حرکت و اقدام پیشروانه نیز می‌باشند.

الگوی آمریکای لاتین (ونزوئلا و کوبا و بولیوی و ...) چندی‌ست که حرکتش را در راه پر زِ سنگ‌لاخِ گانوسا و جلجتای رستگاریِ سوسیالیستی آغاز کرده است و ادامه حرکتش مشروط است به کثیری از عوامل. درس بزرگ الگوی اکراین این بوده و است که در تصادم فاجعه‌بار دول بزرگ و در هجمه و دفعه‌ی آن‌ها، می‌توان کلان‌ـ‌لوحِ میلیشیای پرولتری‌ـ‌کمونیستی را پراتیک کرد و نیز این الگو، آب در خوابگه مورچگان خفته بر راه‌های نجات توازنات عهد عتیقِ جنگ سردی، ریخت. خاورمیانه در آتش تب نفتش، داعشش، هجمه‌ی غربش، سرمایه‌داری‌های نئولیبرالش، جدال‌های فاجعه‌بار قدرت‌های منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای‌اش، مسایل تاریخی چون مسئله فلسطینش، مسئله کردش، بازار عظیم و نیروی کار ارزانش، قطبیت مکنت و مسکنتش و ... می‌سوزد. این آتش، خاورمیانه را به لبه پرتگاه رانده و بیش از همه، نگاه فرشته تاریخ را نظاره‌گر خویش ساخته است؛ لهیب و نهیب این آتش روز به روز بیشتر، ضرورت بدیل مترقّی را روشن‌ می‌سازد.

نخستین دلالت الگوی یونان را می‌توان شکاف در ایدئولوژی‌ِ رویای اروپایی[3] دانست، اروپای آزاد، زیبا، دموکرات، فمینیست، لیبرال، سبز، ... . یونان پس از 5 سال کشاکش طبقاتی و سیاسی، فعلاً به گزینه سیریزا رسیده است؛ جنب‌وجوش و اعتصابات و اعتراضات و باریگادهای خیابانی، فعلاً در گزینه دولت سیپراس و واروفاکیس، آرام گرفته‌اند؛ دولتی که از تمام شعارهای خروجش از ناتو، حوزه‌ی یورو، اتحادیه‌ی اروپا، به گزینه‌ی سازش رسیده و تنها شعار دفاع از معیشت مردم را نگهداشته است، آنهم از طریق سازش. دولتی که وزیر اقتصادش می‌گوید بزرگترین کار سیریزا خریدن زمان است برای آن‌که اروپا به دام ارتجاع فرو نرود، او نمی‌داند که سیاست‌های سیریزایش بزرگترین کاری که می‌کند همان خریدن زمان و اعتبار برای همان ارتجاع است.

... و فرودستان یونان ملتهب باید بدانند که بر میانه صخره‌ی شیلای ریاضت اقتصادی و بردگی مدرن و نئولیبرالیسم بیشتر [4] و گرداب کاریبدسِ فاشیسمِ پشتِ در، ایستاده‌اند (که البته از وجهی هر دوی آن‌ها، در بستر و در خدمت پیشبرد منطق سرمایه‌اند). طبقات کارگری یونان باید بدانند که یا بحران بدهی را با مصادره سرمایه‌ی یونانی و بین‌المللیِ در یونان جایگزین می‌کنند و یا بدهی دولتِ سرمایه‌داران را با رنج و کار و ریاضت هر روزه‌شان پس می‌دهند.

فرودستان و کارگران و کمونیست‌های یونان، تا همین‌جا کارهای بزرگی کرده‌اند؛ لیکن دیگر نوبت آن است که آن کار بزرگ را بکنند، آن کار خارپشت‌وار را: حرکت به سمت قدرت دوگانه. حرکت به سمت قدرت دوگانه آن استراتژی اساسی و آن شعار سیاسی‌ای است که نه به منزله‌ی ایده‌آل کمونیستی، بل‌که دقیقاً به عنوان تنها راهِ حل بنیادین و واقعیِ سیاسی، در پیش‌خوان یونان قرار گرفته است. این فهم، مهم است که این حرکت، با تشکیل شوراهای سیاسی‌ـ‌اجرایی کارخانجات، بندرگاه‌ها، محلّات و ... در یونان که پایه‌ی مادّیِ آن هم‌اکنون نیز تا حدّی موجود و در این 5 سال پخته شده است، هم ظرفیت فراروی از و تقابل متعیّن با سیریزا را به آنان خواهد بخشید و هم توانایی در هم کوبیدن باندهای فاشیستی‌ای که به زبان آلمانی، این‌بار نه میدان کیف، بل‌که ستون‌های آکروپولیس را به آتش خواهند کشید که بر این ستون‌ها هیچ بسته نیست الّا کارگران و پیشروان و کمونیست‌های یونان. هر گامِ اساسی در یونان، به حرکت کردن در این مسیر و یاری به انکشاف آن، بستگی خواهد داشت.

 

 



[1]- کنایه از قرار گزفتن در میان دو خطر بزرگ.

[2]- به عنوان الگوهای در حال حاضر موجود، لیکن هزار گل بر صلیب خواهد رویید.

[3]- هم‌نشین رویای مفتضح‌شده‌ی آمریکایی

[4]- طبق آخرین آمار، مردم یونان با کار هفتگی 42 ساعت، بیشترین میزان ساعت کار هفتگی را در اتحادیه اروپا دارند (منبع: OECD)

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com