Cialis (Tadalafil) 20mg rezeptfrei in Deutschland kaufen tadalafil 20mg |tadalafil kaufen | 100% gnstigsten Preis fr Cialis tadalafil 20mg Cialis (Tadalafil) 20mg rezeptfrei in Deutschland kaufen tadalafil 20mg |tadalafil kaufen | 100% gnstigsten Preis fr Cialis tadalafil kaufen Cialis (Tadalafil) 20mg rezeptfrei in Deutschland kaufen tadalafil 20mg |tadalafil kaufen | 100% gnstigsten Preis fr Cialis cialis 20mg Kamagra kaufen in Deutschland Kamagra bestellen online kamagra kaufen KAMAGRA ORIGINAL Deutsch Online Store: diskrete Lsung fr Erektionsstrungen: Kamagra (Generic Viagra), Apcalis (Cialis) - zuendstoff.at kamagra original Acquisto Kamagra prezzo basso 50/100mg online in Italia, Kamagra Italia kamagra italia Levitra Generico in farmacia Italiana online al migliore prezzo levitra prezzo

امید - فاشیسم، مفر جامعۀ سرمایه داری از بحران (کتاب)
Print this page

 

توضیح سایت:

کتابی که در دست دارید از کارهای مطرح و با نفوذ در ادبیات سیاسی آلمان در تحلیل پدیده فاشیسم به شمار می آید. راینهارد کونل (2014-1930)، متولد چکسلواکی، یکی از برجسته ترین نمایندگان مکتب معروف به "مکتب ماربورگ" در آلمان از دهه های هفتاد به بعد قرن بیستم به شمار می آید. مکتب ماربورگ، یا مکتب علوم سیاسی ماربورگ، در سالهای دهه 50 قرن بیستم حول کار ولفگانگ ابندروت، نظریه پرداز معروف سوسیال دمکراسی آلمان و استاد دانشگاه ماربورگ در ایالت هسن، شکل گرفت. پیش از آن و در اوایل قرن بیستم نیز مکتبی در همین شهر ماربورگ و معروف به "مکتب ماربورگ" شکل گرفته بود که مکتبی فلسفی بود و از نئو کانتی ها تشکیل می شد. به همین دلیل برای متمایز نمودن مکتب متأخر ماربورگ در علوم سیاسی، برخی از نویسندگان از آن به عنوان "مکتب ابندروت" و یا "مکتب علوم سیاسی ماربورگ" نیز نام می برند.

پس از بازنشستگی ابندروت و تحت نفوذ برخی شاگردان وی در مکتب ماربورگ از قبیل فرانک دپه و گئورگ فولبرت، و نزدیکی آنان با حزب کمونیست آلمان، این مکتب هر چه بیشتر به سمت نوعی ارتدکسی مارکسیستی گرایش یافت و در پیوند عمیق تری با گرایشات چپ درون جنبش اتحادیه ای آلمان قرار گرفت. محصول این جهتگیری افزایش نفوذ مکتب ماربورگ در جنبش کارگری آلمان و بویژه در میان بخشهای چپ تر اتحادیه های کارگری آلمان، از قبیل اتحادیه فلز، اتحادیه خدمات عمومی و حمل و نقل و اتحادیه آموزش و پرورش بود. خود راینهارد کونل نیز در اتحادیه آموزش و پرورش Gewerkschaft der Erziehung und Wissenschaften (GEW) عضویت داشت.

کونل که در رشته تاریخ تحصیل کرده بود، تمرکز کار خود را بر بررسی و تحقیق پیرامون ناسنیونال سوسیالیسم یا نازیسم در آلمان قرار داده بود. تئوری فاشیسم کونل تأثیر به سزایی در بررسی ها و مطالعات مربوط به فاشیسم در آلمان از خود به جا گذاشت. از جمله کیرستن کناک در نگارش کتاب خویش که به تحقیق پیرامون نظام آموزشی دوران نازیسم و نقش مدارس کمکی در تعلیم و تربیت نازیستی اختصاص دارد، با رجوع به تئوری فاشیسم کونل به بررسی موضوع می پردازد. وی در بخشی از کتاب محورهای اصلی تئوری فاشیسم کونل را به اختصار چنین توضیح می دهد:

«تئوری فاشیسم راینهارد کونل حاوی عناصر ساختاری اجتماعی، ایدئولوژیک، سازمانی، سیاسی، متدیک، کارکردی و جامعه شناسانه است.

1-      منشأ اجتماعی جنبش فاشیستی اکثرا از میان قشرهای میانی جامعۀ بورژوائی است که در معرض تهدید بحران و سقوط اجتماعی قرار گرفته اند.

2-      ایدئولوژی فاشیسم از قطعاتی از ناسیونالیسم افراطی و آنتی مارکسیسم، اقتدارگرائی و میلیتاریسم و قوم محوری و همچنین عناصری ضد سرمایه داری و شبه سوسیالیستی شکل میگیرد.

3-      ساختار سازمانی بیش از هر چیز بر پرنسیپ رهبر متکی است و اغلب از انجمنهای شبه نظامی شکل میگرد.

4-      جهتگیری سیاسی قبل از هر چیز دست زدن به اقدام تروریستی بر علیه چپ است.

5-      روش سیادت سیاسی حاوی عناصری از در هم شکستن جنبش کارگری با ابزارهای تروریستی و حبس و قتل رهبران این جنبش، نابودی دمکراسی بورژوائی و حقوق و آزادیهای مندرج در قانون اساسی و همچنین سرکوب هر نوع اپوزیسیون است.

6-      از نظر اجتماعی فاشیسم حاوی انقیاد کامل مزدبگیران تحت فرمان صاحبان سرمایه ها و زمینداران، گرایش به ادغام گروههای رهبری کننده صنایع و بانکها، ارتش و کارمندان عالیرتبه بوروکراسی در گروه رهبری حزب فاشیستی به سمت شکل دادن به یک الیگارشی تازه است.

7-      دلایل جامعه شناسانه حمایت فعال از فاشیستها توسط طبقۀ متوسط بیش از هر چیز در دکلاسه شدن طبقۀ متوسط است که از این طریق در آرزوی اشکال اجتماعی پیشا صنعتی، پیشا سرمایه داری و توسط مناسبات کشاورزی-خرده کاسبی رقم خورده خود را بیان می کند. نوعی صف بندی در مقابل طبقۀ کارگر و سرمایه بزرگ؛ آرزوی یک "دولت نیرومند" که به حفاظت از موقعیت تهدید شده اجتماعی وی بپردازد؛ تبیین هویت خویش با "ملت" که می تواند حس امنیت و خود ارج گذاری را القا کند.»

بررسی کونل البته به این محورهای اساسی محدود نمی ماند و مؤلفه های دیگری از جمله چگونگی واکنش طبقه کارگر در مقابل فاشیسم را نیز در بر میگیرد. کونل در بررسی فاشیسم روشی متفاوت را به کار میگیرد که هم با کار دیمتریف و هم با کارهای مارکسیستی نظریه پردازانی مثل گرامشی و تالهایمر و تروتسکی متفاوت است. شاید بتوان یک نقطه ضعف در بررسی کونل را در گرایش جامعه شناسانه وی دانست. با این حال وجه مشترک همۀ این بررسی ها و اهمیت امروزی مرور مجدد این نظریه ها در آن است که تمام این بررسی ها با تأکید بر ارتباط درونی بین سرمایه داری و فاشیسم در تقابل با تبیینهای لیبرالی از فاشیسم قرار دارند که این پدیدۀ هولناک و فرزند خلف مناسبات جبارانه و قاهرانه سرمایه داری را به واکنش توده عوام و به سوسیالیسم نسبت می دهند.

با تشکر از مسئولین اقدام به بازتکثیر نشر الکترونیکی کتاب حاضر.

تحریریه امید

 

فاشیسم، مفر جامعۀ سرمایه داری از بحران