ترور، کاریکاتوریستهای جنگجو و جنگجویان کاریکاتور – بیانیه به مناسبت واقعه شارلی ابدو

 

ترور، کاریکاتوریستهای جنگجو و جنگجویان کاریکاتور – بیانیه به مناسبت واقعه شارلی ابدو

 

پاریس پایتخت آزادی!؟ پاریس مدافع حق بنیادی بشر برای آزادی بیان!؟ پاریس طلایه دار روشنگری!؟ پاریس پرچمدار آینده ای بهتر برای بشریت!؟ پاریس انقلابی!؟  پاریس به پا میخیزد. یک بار دیگر. گویا پاریس یک بار دیگر به سنت انقلابی اش رو می آورد. اما این بار نه برای برپائی کمون، و نه برای بیان خشم خویش از گلوبالیزاسیون. پاریس 2015 ظاهرا پرچمی را به دست میگیرد که پاریس 1789 آن را بلند کرده بود. پاریس چکامه اش را از گذشته ای میگیرد که دوران آن سپری شده است. پاریس ظاهرا به سنتهای انقلابی اش رجوع می کند. اما در حقیقت به سنت "آزادی، برابری، برادری" آویزان می شود تا شاید یک بار دیگر در نقش پیشتاز انقلابی جهان خودنمائی کند. در رأس پاریس این بار دیدروها و ماریبوها و روبسپیرها و بابوف ها نیستند. پیشاهنگ پاریس "انقلابی" 2015 اولاندها و سارکوزی ها و لوپن ها هستند. میراث داران سرکوبگران کمون، وارثین تی یرس قصاب کمون. چه تفاوت حیرت انگیزی. همین به تنهائی برای سنجش میزان "انقلابیگری" پاریس 2015 کافی است.

واقعه ترور شارلی ابدو و بسیج مدیائی پس از آن، همراه با برگزاری تظاهرات گسترده در پاریس و شهرهای دیگر فرانسه و سرانجام موج تبلیغات کر کنندۀ آنتی تروریستی و مدافعِ "آزادی بیانِ" کلان رسانه های غرب، بیش از هر چیز پردۀ دیگری از انحطاط بورژوازی درگیر بحرانی را به نمایش گذاشت که راه نجات خویش را در گرایش هر چه بیشتر به ارتجاع عریان سیاسی جستجو می کند. در واقعۀ شارلی ابدو ترکیبی غریب از کمدی و درام فراهم شده است. این که نشریه ای کاریکاتورپرداز به مرکز این تحول بدل شده است، به بهترین وجهی وضعیت طبقه حاکم کشوری را به نمایش می گذارد که در ادا و اطوار ایام پر شکوه گذشته، خود کاریکاتوری بیش نیست. بورژوازی فرانسه در حالی به یونیورسالیسم و جهان شمولی "حقوق بشر" رو آورده است که همۀ راههای اعمال قدرت در سطح جهانی به روی آن بسته می شوند. هر چه این بورژوازی در عرصۀ رقابتهای جهانی ناتوان تر، به همان اندازه نیز طمطراق دفاع آن از حقوق بشر پر طنین تر. بورژوازی ای که در دهه های واپسین قرن بیستم و دهۀ آغازین قرن حاضر پرچمدار پست مدرنیسم و نسبیت فرهنگی  بود، اکنون در قالب مدافع پیگیر حقوق جهانشمول بشر ظاهر می شود. بورژوازی ای که به نام نسبیت فرهنگی به ستایش هر خرافه ای می نشست و در هر لجنی به جستجوی زیبائی می پرداخت؛ پاریسی که معروفترین فیلسوفش ضد انقلاب اسلامی خمینی را نخستین انقلاب پست مدرن تاریخ معرفی می کرد، اکنون افتخارش را در این می بیند که پوشیدن برقه را ممنوع کند و از ماتحت پیامبر اسلام کاریکاتور بکشد. و چه تصادف غریبی است که همراه با این چرخش ایدئولوژیک، سیاست نظامی مستقل دوران دوگل و استقلال نظامی فرانسه از ناتو به کناری گذاشته می شود و بر لیست لشگرکشی های فرانسه در آفریقا و خاورمیانه افزوده می گردد. "گراند ناسیون" اکنون دیگرعظمت خود را نه از تقابل با ارتجاع قدرتمند اروپا، بلکه در بمباران کشورهای بیدفاعی مثل لیبی و مالی جستجو می کند. و شارلی ابدو نیز بیان ادبی همین "عظمت" بورژوازی فرانسه است.

قرن حاضر قرن انحطاط بورژوازی است. قرنی است که مناسبات سرمایه داری در آن به نقطۀ اوج خویش رسیده است. دوران شکوفائی بورژوازی مدتهاست سپری شده است و هر گونه رونقی در انباشت تنها به یمن تخریب طرفیت تولیدی جوامع رقیب و از میدان بیرون کردن بورژوازی متخاصم قابل تصور است. بورژوازی قرن حاضر نه در جدال با ارتجاع پیشاسرمایه داری، بلکه در جدال با بورژوازی متخاصم و در جدال با پرولتاریا است که هویت ایدئولوژیک خود را بازتولید می کند. حتی عروج ارتجاعی ترین دستجات و فرقه های مذهبی جهان امروز محصول تضادهای درون خود سرمایه داری و محصول مهندسی فراکسیونهای متخاصم خود بورژوازی جهانی است. هدف روشنگری امروز بورژوازی ارتجاع تزاری و خاندانهای سلطنتی هابسبورگها و ارتجاع یونکری پروس و کلیسای قدرتمند مالک اراضی در اروپا نیست. جای "دائره المعارف" فرانسه را شارلی ابدو و جای دیدرو و ولتر را شارناب و هانری برنارد لوی گرفته است. "روشنگری" شارلی ابدو، روشنگری نیست، پروپاگاند راسیستی برای تشجیع تهاجم به اقلیت محروم داخل فرانسه و تجاوز مجدد برای بازپس گیری مستعمره های سابق در آفریقا و خاورمیانه است. شارلی ابدو نه مظهر دفاع از آزادی بیان، بلکه تجسم وقاحت آزادی پروپاگاند جنگی و دامن زدن به تعصبات و کینه توزیها است. کاری که تمام کلان رسانه های غرب شب و روز بدان مشغولند. کاریکاتورهای شارلی ابدو نه برای واداشتن به تفکر، نه برای شکافتن واقعیات، بلکه برای تحریک احساسات دون مایه و برانگیختن کینه نسبت به ملل ضعیفتر بود. نه پیشینه شارلی ابدو و نه تعلق آن به چپ و نه طنین سرود مصادره شده انترناسیونال در مراسم تشییع جنازه کشته شدگان ذره ای در این واقعیت تغییر نمی دهد. برعکس، شارلی ابدو محمل و تسمه نقالۀ انتقال راسیسم به درون چپ فرانسه بود. بدون شارلی ابدو کاریکاتورهای روزنامه ارتجاعی و دست راستی دانمارکی جیلاند پستن از محمد در حد واقعه ای گذرا محدود می ماند. این شارلی ابدو بود که به اعتبار همان پیشینه چپش راسیسم ضد اسلامی بورژوازی اروپا محور را با زیوری از انتلکتوآلیسم فرانسوی آراست و بدان چهرۀ مقبولی بخشید و آن را در میان الیت روشنفکری فرانسه و اروپا قابل پذیرش نمود. همچنانکه بدون تأئید نیویورک تایمز "لیبرالِ" چپ، پروپاگاند جنگی امثال "فاکس نیوز" دست راستی نیز هیچگاه در میان الیت روشنفکری آمریکا مقبول واقع نمی شد. حقیقت این است که کاریکاتوریستهای شارلی ابدو ژورنالیستهائی ساده نبودند، جنگجویانی بودند در جنگی صلیبی. همچنان که ژورنالیستهای کلان رسانه های غرب نیز اکنون چیزی بیش از پروپاگاندیستهای وزارتخانه های دولتی و ابزارهای تدارک لشگرکشی های جهانگشایانه نیستند.

واقعۀ ترور شارلی ابدو، عملیاتی جنگی بود. این که چه کسانی پشت سر این واقعه بودند تغییری در خصلت خود واقعه به وجود نمی آورد. فرانسۀ رسمی، فرانسۀ دولتی و رسانه ای، تروریستهای اسلامی را مسئول واقعه معرفی نمود. این ممکن است درست باشد، ممکن هم هست که درست نباشد. در هر صورت، این حمله در امتداد خطوط نبردی بین دو طرف صورت گرفته است که نبردی است واقعی. با شارلی ابدو یکی از مراکز نبرد ایدئولوژیک بورژوازی اروپا با اسلامگرائی مورد حمله قرار گرفته است. این تمام واقعه است. در دفتر شارلی ابدو جنگجویانی به قتل رسیده اند که شغلشان ژورنالیسم بود. آنها شهروندانی بیگناه در افعانستان نبودند که در مجلس عروسی مورد حملۀ پهپادها قرار گرفته باشند؛ زنان و کودکانی در دنباس نبودند که منازلشان هدف حملۀ موشکی قرار گرفته باشد؛ کودکانی در غزه نبودند که در خواب قربانی بمبهای خوشه ای شده باشند؛ حتی ژورنالیستهائی در حال تهیه گزارش خبری در سوریه و مکزیک و تایلند و دنباس نبودند که هدف تک تیراندازان قرار گرفته باشند یا ربوده و شکنجه شده و به قتل رسیده باشند. جنگجویانی بودند که از مدتها قبل تحت حفاظت پلیس نیز قرار داشتند.

اما نحوۀ مرگ جنگجویان کاریکاتوریست شارلی ابدو و روایت رسمی از آن، اگر در صف بندی طرفین جنگ تغییری به وجود نمی آورد، در قدرت بسیج ایدئولوژیک یک طرف جنگ تأثیراتی شگرف دارد. همین نیز احتیاط در ارزیابی از واقعه را ضروری و بی اعتمادی به اخبار منابع امنیتی یک طرف جنگ را مطلقا لازم می سازد. تاریخ بورژوازی پر از وقایعی است ساختگی که بهانه بسیجهای ایدئولوژیک و تعرضات جنگی واقع شده اند: از واقعه آتش سوزی رایشتاگ در سال 1933 در آلمان که به کمونیستها نسبت داده شد و به قلع و قمع کامل مخالفین و سلطۀ مطلق نازیسم منجر شد تا وقایع فوریه سال گذشته در میدان کی یف و به قتل رسیدن بیش از 100 نفر از تظاهرات کنندگان و افراد پلیس به دست تک تیراندازان که به دولت نسبت داده شد و کودتای لیبرال-فاشیستی توسط آن کلید خورد. واقعه ترور شارلی ابدو و حودادث متعاقب آن – از جمله گروگانگیری در یک فروشگاه یهودیان - نیز از این نوع وقایع اند. بورژوازی تمام سعی خود را به کار خواهد گرفت تا از این واقعه به عنوان اهرمی در گسترش تعرض خویش هم به اقلیتهای مهاجرین در اروپا و هم به کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه استفاده کند. این واقعه همچنین بدون تردید به عنوان دستاویزی برای محدود کردن هر چه بیشتر آزادیهای مدنی و افزودن به اختیارات ارگانهای امنیتی و گام برداشتن به سمت دولت پلیسی تمام عیار به کار گرفته خواهد شد. با این همه، نه بورژوازی فرانسه بورژوازی آمریکا است که بتواند از موضع ارباب جهان سیر وقایع را دیکته کند و نه سال 2015 سال 2001 است که هنوز ابعاد وحشیگریهای سرمایه داری "دمکراتیک" بلوک ترانس آتلانتیک تحت لوای مبارزه "ضد تروریستی" برای کسی آشکار نبود. 14 سال پس از جنگ "ضد تروریستی" و فجایعی که به این بهانه بر میلیونها انسان روا گردید، دیگر حنای این مبارزه رنگی ندارد. واقعه شارلی ابدو در ابعاد سیاست جهانی نیز قادر به ایفای نقش حملات یازده سپتامبر نخواهد بود. حتی در گرماگرم واقعه و در نمایش مضحک همبستگی "جامعۀ جهانی" با "گراند ناسیون" نیز نه تنها بیشترین رهبران سیاسی خود اروپا نیز از شرکت در این نمایش خودداری ورزیدند، بلکه همچنین آمریکا، ارباب غرب، نیز نشان داد که البته از ظرفیتهای "ضدتروریستی" واقعه استفاده خواهد کرد اما نه به قیمت خزیدن به زیر پرچم "گراند ناسیون". جهان البته به سرعت به سمت فجایعی عظیم تر می رود و بورژوازی بحران زدۀ اروپائی البته تلاش خواهد کرد که از واقعه شارلی ابدو به عنوان اهرمی برای تعیین منشور عملیاتی بورژوازی ترانس آتلانتیک استفاده کند. جدال بین مذاهب اما نه ظرفیت لازم برای پاسخگوئی به نیازهای بلوک متحد غرب در چالش روزافزون با بلوک رو به عروج رقیب در یوراسیا و آمریکای لاتین را دارد و نه حتی قادر است شکافهای درون خود بورژوازی اروپا را برطرف کند.

اما تا همین امروز واقعۀ شارلی ابدو موفق شده است تعرض ایدئولوژیک دیگری از سوی بورژوازی به طبقۀ کارگر را سازمان دهد. تعرضی که با نشاندن جنگ مذهبی به جای پیکار طبقاتی سد راه انکشاف مبارزه طبقاتی شده و چشم اندازهای پیش روی پرولتاریا را تیره تر می سازد. تعرضی که باز هم به یمن خوش خدمتی چپ امکانپذیر شده است. چپی که به تأسی از این بورژوازی نهایت تلاش خود را برای تغییر میدان مبارزه از پیکار طبقاتی به جنگ فرقه ای و عقیدتی به عمل آورده و خواهد آورد. واقعۀ شارلی ابدو تا آنجا برای کمونیستها اهمیت دارد که مانع از انتقال این رویکرد چپ به درون طبقۀ کارگر شوند. نه بیشتر و نه کمتر.

واقعۀ شارلی ابدو بر متن بحران فزاینده ای در مناسبات بین المللی واقع می شود که ریشه های آن به طور بلاواسطه ای در موانع موجود بر سر راه انباشت سرمایه قرار دارند و به تخاصمات روزافزون بین بلوکهای متخاصم بورژوازی منجر شده و می شوند. میدان شارلی ابدو نباید مایۀ انحراف توجه کمونیستها به این ریشه ها گردد. پس از شارلی ابدو نیز وظیفه کماکان همان است که بود: تدارک سازمانیابی کمونیستی بر محور پیکار طبقاتی.

 

تدارک کمونیستی – جنبش برای سازمانیابی حزب پرولتاریا

26 ژانویه 2015

7 بهمن 1393

http://omied.de

http://jonbeshekargary.org

 

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مقالات

مقالات دیگر

مونیتور

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

کنفرانس اول

  • عروج و افول 8 سالۀ احمدی نژاد – بحثی درباره امکان عروج مجدد احمدی نژاد
    Written by
    اگرچه تکیه جریان "احمدی نژاد" بر گفتمان عدالتخواهی در شکستن نخوت طبقه متوسط  و اسطوره های او مؤثر است ... اما خود جنبشی یک دست نیست. این جریان می تواند به جنبشی تبدیل شود که با پتانسیل عظیم و انفجاری خود گرایشاتی را در درون خود حمل کند که با توجه به اختلافات درون دولت و طبقه حاکم و شرایط بغرنج منطقه قابل مهار نباشند. تجربه ی تاریخی و حتی تحولات جاری در کشورهای مختلف نشان می دهد که این…
  • چرا ناگهان عربستان سعودی گرفتار مشکلات جدی شده است؟
    تعدادی از جرثقیل های کمپانی بن لادن باید خاک بخورند. اما این به معنای برپا ماندن جرثقیلها بر آسمان پادشاهی نخواهد بود. کمپانی های چینی آماده می شوند تا پایه های زیر بنایی جدیدی را در عربستان بسازند. واشینگتن، اگر توجه کند، باید حرکت آرام متحد قدیمی اش را یا بطرف درهم ریختگی اجتماعی  یا ورود به قطب چینی ها ببیند. راه دیگری وجود ندارد
  • دگردیسی نه چندان اعجاب انگیز طبقۀ متوسط - بوتۀ مالجو در بوتۀ نقد (قسمت پایانی)
    Written by
    الیت طبقه متوسط در توهم عصر روشنگری است، در تب آزادی می سوزد؛ در آرزوی نهادهایی مدنی است که از طریق آن ها در قدرت سیاسی شریک گردد. اما قادر به تشخیص تناقضاتی نیست که توسعه سرمایه داری معاصر را از دوران انقلابات بورژوایی و یا دوران تسلط تفکر کمونیستی بر جریان روشنفکری متمایز می کند. این الیت در جستجوی گفتمانی است که از انحطاط سرمایه داری، روشنگری و ترقیخواهی را استخراج کند. اما وعده تکرار عصر روشنگری دروغی بیش نیست
  • اتحادیه ها و شوراها – سازمانیابی کارگران و دولت پرولتاریائی
    حتی نا آگاه ترین و عقب مانده ترین کارگران و متکبرترین و "متمدن ترین" مهندسین هم سرانجام از این حقیقتی که تجربۀ سازمان کارخانه با خود همراه دارد متقاعد می شوند: سرانجام همه از آگاهی ای کمونیستی برخوردار خواهند بود تا آن پیشرفت بزرگ اقتصاد کمونیستی در مقابل اقتصاد سرمایه داری را درک کنند... همبستگی کارگران – شکل گرفته در درون اتحادیه در جنگ با سرمایه داران، در رنج و قربانی– در شورا اشکال پایدار و اثباتی خویش را می…
  • امتناع کمونیستی و سیاست ورزی نو کینزی: انتخابات مجلس دهم و "اتفاقی که خودش" افتاد!
    Written by
    صداقت البته منکر خصلت سرمایه داری مناسبات مسلط بر ایران نیست. او نیز – مثل همۀ نظریه پردازان چپ طبقۀ متوسط – در این فاصله به تسلط مناسبات سرمایه داری در ایران اذعان می کند. اما او نیز... برای این سرمایه داری انبوهی از تبصره ها و اما و اگرها را بر می شمرد که در نهایت از این پدیده چیزی جز یک شیر بی یال و دم و اشکم باقی نمی ماند. در پایان تحلیل صداقت نه سرمایه داری…
  • ولایت مطلقه فقیه: حکمرانی بد یا مقتضیات انباشت؟ - بوتۀ مالجو در بوتۀ نقد (قسمت سوم)
    Written by
    اما در پایان دهه 60 روحیه ی ضدیت با اقتدار در هم شکسته شده بود، رقبای اصلی حذف شده بودند و مخاطراتِ سال های اولیه ی پس از قیام، چه در سطح حکومت و چه در سطح جامعه دیگر وجود نداشت. و اینک برای دوران نوین توسعه و تثبیت سرمایه داری در ایران، تمرکز بخشیدن به قدرت و حذف نهادهای موازی دارای اهمیتی حیاتی بود... در دهه ی 60، دادستانی انقلاب، وزارت اطلاعات، کمیته ها و هر مسجدی، مرکزی از قدرت…
  • اتحادیه ها و دیکتاتوری
    دیکتاتوری پرولتاریا خواهان محو تولید سرمایه داری است، خواهان نابودی مالکیت خصوصی است، برای اینکه فقط به این ترتیب استثمار انسان از انسان را می توان برانداخت. دیکتاتوری پرولتاریا خواهان محو اختلاف طبقاتی، خواهان پایان دادن به مبارزه طبقاتی است، زیرا بدین سان است که رهایی اجتماعی طبقه کارگر کامل می شود. برای رسیدن به چنین پایانی حزب کمونیست، پرولتاریا را برای سازمان دادن قدرت طبقاتی اش آموزش می دهد تا با به خدمت گرفتن این قدرت مسلح، بر طبقه بورژوازی چیره…
  • جایابی برای کارگران پشت صفوف بورژوازی: بوتۀ مالجو در بوتۀ نقد! - 2
    Written by
    هر کارگر کمونیستی می داند که مشکل سیاسی طبقه کارگر در حال حاضر امکانات مالی و مدیایی نیست، مشکل طبقه کارگر لشگر عظیم تئوریسین هایی است که هیچ بودگی کارگران را در برابر عظمت سرمایه به او تلقین می کنند. کار زنده ای که به خودی خود در کارگاه و در برابر ماشین آلاتِ روباتیزه یعنی در برابر کارِ مرده خود را باخته است به سختی قادر است در برابر این لشگر عظیم "سبزهای چپ" و "چپ های سبز"، بر…
  • " انحصار ها بر اقتصاد ایران چیره شده ا ند" یا دفاعی هوشمندانه از سرمایه داری؟
    عدم تناسب در شاخه های مختلف تولیدی در یک کشور و یا در دو کشور رقیب در بازار جهانی، یکی از مکانیسمهای انتقال ارزش اضافه تولید شده در شاخه یا کشور با بارآوری کمتر به شاخۀ تولیدی یا کشور با بارآوری بیشتر است. بدون این که در این میان حتی هیچ حقه ای هم به کار گرفته شده باشد. همین مکانیسم است که در شاخه های با بارآوری بیشتر و ترکیب ارگانیک بالاتر سرمایه منشأ سودی می شود که از…
  • نقد پروژۀ اقتصاد سیاسی دولت یازدهم یا خلع سلاح طبقه کارگر؟ بوتۀ مالجو در بوتۀ نقد! - 1
    Written by
    مالجو تمایلی ندارد که طبقه سرمایه دار را هم همچون طبقه کارگر خلع طبقه نماید. او به این سطح از حضور بورژواها به عنوان یک طبقه برای نتیجه گیری های بعدی نیاز دارد. بدون چنین طبقه ای، حداقل اقتدار لازم برای تحولات مورد نظر مالجو تامین نمی شود. هر چند طبقه بورژوا هم جنسی در میان اجناس بنجل این سمساری است اما باید در جای مناسب قرار گیرد و توی چشم بزند. در نظریه بافی مالجو این کارگران هستند که…
سایر مطالب مربوط به کنفرانس اول

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه هیچگاه -حتی در دوران بحران- خودشان ساقط نمی گردند، مگر آن که سرنگون شوند (لنین). به نظر گروسمن نکته تئوری…
  • حزب پرولتاریا
      حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های پرولتاریا داشته باشد. پس حزب پیشاهنگ سازماندهی شدۀ طبقۀ کارگر است.
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم دست یافته است که برای یک پیروزی پایدارغیر قابل صرفنظر کردن است. 
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت نظر سازمان تجارت جهانی نیستند مشمول این تأثیرات خواهند بود.
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
      همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال" در مورد مرز مطلق اقتصادی تکامل شیوه تولید سرمایه داری وفادار ماند؛ هرچند دلایل مشخصی را که او برای…
  • درباره اوضاع جهانی 13- سرنگونی در تایلند
    قطب بندی سیاسی حاضر در تایلند هم مربوط به تکسین، و هم بدون ارتباط با او است. اوباعث تغییرات در تایلند نشد. بلکه او و حزبش با تشخیص تغییرات عظیم اقتصادی-اجتماعی، برروی آن سرمایه گذاری کردند، تغییراتی که رای دهندگان ده ها سال مشتاقانه درانتظارش بودند. دهقانان تازه شهرنشین شده قویأ از سیستم بیرحمانه آقا بالاسری پایتخت تایلند و ساکنانش،…
  • درباره اوضاع جهانی -12: حامیان سهامداران آلمانی در مقابل یونان
    سرمایه گذاران کوچک آلمانی بر علیه یونانی ها به دادگاه شکایت کردند و خواستار جبران خسارت از سوی دولت بحران زده ی یونان برای ضررهای ناشی از قطع پرداخت بدهی ها از بهار 2012 شدند. 
  • درباره اوضاع جهانی -11: نگرانی الیت جهانی از پوپولیسم
    Written by
      حال برای الیت مسلط اروپا سوال این است که چگونه خودش را با شرایط جدید منطبق کند. آیا بر روی احتمال قدرت گیری مجدد احزاب سنتی در انتخابات سراسری کشوری حساب کند؟ یا یک نمایش پوپولیستی قدرتمند  در انتخابات اروپا به ایجاد پانیک می انجامد که منجر به یک بررسی رادیکال از عمل کردهای اتحادیه اروپا و سیاست هایی…
  • درباره اوضاع جهانی – 10: مدرنیزه کردن روسیه
    ناوالنی با سابقۀ ناسیونال شوونیستی که  قفقاز ها  را "سوسک" می نامد، در دشمنی و نفرت نسبت به همجنس گرایان معروف است، که البته این موضوعی است که در رسانه های آلمان  پنهان می شود، همان طور که ممارست ویتالی کلیچکو با شاخه فاشیستی اپوزیسیون اوکراین پنهان می شود
  • دربارۀ اوضاع جهانی -9: مناطق درگیریهای آینده
    افزایش تسلیحات در نیروی دریایی چین و تغییرمسیر نیروهای مسلح ایالات متحده به‌طرف اقیانوس آرام نشان‌گر تقابلی است‌که ـ در بدترین حالت‌ـ می‌تواند به‌برخورد نظامی منجر گردد. در نتیجه، آلمان نیز به‌عنوان یکی از اعضای ناتو و شریک آمریکا در این تقابل درگیر خواهد بود. 
سایر مطالب مربوط به کنفرانس مؤسس

هنر و ادبیات

  • هستۀ تلخ
    هستۀ تلخ کورمال کورمال توی تاریکی به دنبال در اطاق میگشتم که فریده دست دراز کرد و مرا از درز در به داخل اطاق کشاند. زیر نور شیری رنگ مهتاب، که از طریق پنجره به درون اطاق می‌تابید، فریده سینه به سینهام ایستاد و گذاشت که چادر گل گلیاش، همانی که همیشه به‌ سر داشت، از روی سر و شانه بلغزد و…
  • کارگر، کبک، کمونیست!
    کارگر، کبک، کمونیست!  سال هزار و سیصد و شصت و یک چندین زمستان از شکارچی گری او می گذشت و دیگر در اینکار حسابی حرفه ای عمل می کرد. سورتمه و کیسه و بند و بساطی برای خود تهیه کرده بود که راحت تر شکارهایش را حمل کند. وضع بهم ریختۀ اقتصادی هم به شکوفا شدن قوۀ ابتکارات او کمک می کرد. با…
  • شک و یقین
    شک و یقین زنِ جوان روی صندلی عقب پیکان مسافر کش، درست پشت سر راننده کز کرده بود. چادر مشکی به سر داشت و خود را چنان به در ماشین چسبانده بود که گوئی دنبال روزنه ای برای عبور میگردد. 
  • میلیونر شدن سالواتوره
    میلیونر شدن سالواتوره توی این صف طویل و بی انتها دخترکی با موهای بور و چشمان آبی وول میخورد و با شیطنتی آشنا برای سالواتوره سعی میکرد دیگران را پشت سرگذاشته و نوبتش را جلو بیاندازد. دخترک توجه او را جلب کرد، از جا برخاست تا او را دقیق تر ببیند. دخترک وول میخورد، بی قرار می جنبید، هی خودش را لابلای دیگران…
  • سه شعر از مایاکوفسکی
    سه شعر از مایاکوفسکی  این هیاهو -تکاپوی پیکار نیست، کارناوال است - ضیافتِ بانیِ جشن نام گذاری، -و این عرصه گاه - برای جنگ نیست ، - میدان تیر است - تفرج گاهی برای شلوغی و تفریح، - و آن آقا - بر خاکریز - توپچی نیست، میزبان است که با لباس وزغ ها - از لوله ی دیدگانش شلیک می کند.
JSN Glass template designed by JoomlaShine.com