توضیح سایت:

انتشار آخرین بخش مصاحبه نشریه جهان کارگران با ویکتور شاپینوف در حالی صورت می گیرد که شاپینوف از ساعت 15 روز 21 دسامبر در دونتسک "ناپدید" شده است. بر اساس خبر اولیه ای که توسط سازمان بوروتبا منتشر شد، او به همراهی رفقای دیگر بوروتبا، ماکسیم فیرسوف و ماریا موراتووا توسط افراد "ناشناسی" که در عین حال وابسته به گردان وستوک بودند دستگیر شده است. نحوۀ انتشار خبر و ابهامات موجود در آن سؤالات متعددی را طرح می کند. در حالی که همۀ شواهد نشان می دهند که شاپینوف و سایر رفقا در ساختمان مرکزی گردان وستوک نگهداری می شوند، سایت بوروتبا به دلایلی که بر ما معلوم نیست از "ناپدید" شدن این افراد و از افراد "ناشناس"ی حرف میزد که باعث ناپدید شدن این رفقا شده بودند. این روال اطلاع رسانی حتی پس از دستگیری آلکسی آلبو که در روز 27 دسامبر و برای آزاد کردن رفقای خویش به ساختمان مرکزی گردان وستوک مراجعه کرده بود، نیز ادامه یافت.

هنوز این ابهامات برطرف نشده بود که یک روز بعد از دستگیری آلبو وضعیت از این نیز مبهم تر شد. هر دو خبر مربوط به دستگیری یا ناپدید شدن این رفقا بدون هیچگونه توضیحی از روی سایت بوروتبا حذف شده اند. دلایل این نیز برای ما به هیچ وجه روشن نیست. این می تواند اقدامی برای کاستن از دامنۀ تشنج باشد، اما می تواند ناشی از فشار "افراد ناشناس" و مرکز قدرت پشت سر آنان نیز باشد. آزادی ولاد وُیچیشوسکی، فعال بوروتبا در روز 26 دسامبر در جریان مبادلۀ زندانی بین جمهوریهای خلقی دنباس و خونتای کی یف نیز بر ابهامات موضوع می افزاید. هم آزادی وُیچیشوسکی و هم این واقعیت که مرکزیت بوروتبا اکنون پس از ترک اوکراین در کریمه مستقر شده است، شواهدی خلاف برخورد نقشه مند با بوروتبا به طور ویژه و کمونیستها به طور کلی را نشان می دهند. به ویژه این که در همین مصاحبه حاضر خود شاپینوف به این موضوع اشاره می کند که بوروتبا برای تأمین شرایط مناسب حضور فعالین خویش در دنباس با مسئولین جمهوریهای خلقی دنباس در تماس بوده است. اما سؤال اصلی کماکان باقی می ماند که دلیل دستگیری این رفقا چیست؟

در این باره اظهارات مختلفی از سوی جریانات متفاوت به عمل آمده است که در فرصت دیگری و با روشن شدن جزئیات بیشتر توسط خود بوروتبا می توان به آنها پرداخت. مجموعا به نظر میرسد که دستگیری رهبران بوروتبا در ادامۀ اقداماتی باشد که از زمان اعلام آتش بس در ماه سپتامبر بر علیه نیروهای رادیکال در دنباس و به خصوص در دونتسک آغاز شده است.

ما به سهم خود این وقایع را دنبال خواهیم کرد و تلاش میکنیم تا به جزئیات بیشتری دست بیابیم. از خوانندگان سایت نیز میخواهیم در صورت کسب اطلاعات در این زمینه ما را نیز از آن مطلع کنند.

تحریریۀ امید

 

By Greg Butterfield on November 22, 2014

مصاحبه با ویکتور شاپینوف رهبر بورتبا.

قسمت پنجم

جهان کارگران:

اصلی ترین وظایف کمونیست های اوکراین در زمان پیش رو چیست؟

ویکتور شاپینوف:

وظیفۀ اصلی این است که فضای حضور سیاسی دوباره مان را بدست بیاوریم.

حالا ما یک رژیم دیکتاتوری در اوکراین داریم. اگر شما چپ و کمونیست باشید، نمی توانید آزادانه صحبت بکنید- نه در مطبوعات، نه در خیابان و نه هیچ جای دیگر. این یک موقعیت مخفی و زیر زمینی است.

این وضعیت باقی خواهد ماند مگر این که ما رژیم را شکست بدهیم، گر چه ممکن است تا حدودی تغییرکند- برای مثال اگر ورشکستگی، رژیم را مجبور کند به رژیم دمکرات تری تبدیل شود، یا اگر پیروزی های ارتش خلقی و وسعت جمهوری خلقی گسترش یابد.

من فکر می کنم یک چیزی شبیه کار کمونیست ها در اسپانیای فرانکوو یا یونان سیاه جامه ها.

رژیم کی یف با ثبات نیست. او خشن و سرکوب گراست، اما ضعیف است. از علائم همین ضعف اش هست که به سرکوب متوسل شده است.

رفقای داخل اوکراین باید به حفظ سازمان و خودشان از خطر دستگیری و یا اتفاقات بدتر بپردازند.

شما ببینید، ما در حال باز سازی فعالیت سیاسی در اودسا و خارکف، برای حمایت از زندانیان سیاسی هستیم. آنها باید بدانند که تنها نیستند، و ما آنها را فراموش نکرده ایم. برای ما آنها اسیران جنگی محسوب می شوند و ما باید آنها را از دست رژیم نجات دهیم.

از طرف میدان نه تنها یورش نظامی، بلکه سیاسی هم صورت گرفت. آنها همه را در جنوب شرقی سرکوب کردند. اما این پاندول خواهد چرخید. ما منتظر تغییر جهت وزش باد هستیم.

{ جنبش میدان یک حرکت هوادار امپریالیست بود که نام خود را از میدان مرکزی کی یف پایتخت اوکراین گرفت، جایی که هواداران غرب تجمعات خود را در اواخر 2013 و اوایل 2014 در آن جا بر گزار می کردند، که بعد از سرنگونی رئیس جمهور ویکتور یانوکوویچ در فوریه قدرت را بدست گرفتند- جهان کارگران}

به زودی ما موج جدیدی از تظاهرات مردمی بر ضد میدان، ضد فاشیسم و خواسته های دمکراتیک و اجتماعی، خواهیم دید. از زمان پیروزی میدان، شرایط مردم معمولی هر روز به خاطر گرانی، زیاد شدن اجاره ها، تعرفه وسائل خانگی و چیزهای دیگر بد تر و بدتر شد.

 و البته این وظیفه کمونیست هاست که خواسته های اجتماعی و سیاسی را با یکدیگر تلفیق کنند.

جهان کارگران:

و در جمهوریهای خلقی دونتسک و لوگانسک چطور؟

ویکتور شاپینوف:

در قسمت نظامی اوضاع خیلی خوب است: فرماندهان میلیشا کارشان خوب است. کمونیست های اوکراین به اندازه کافی در این قسمت تجربه کافی ندارند. اما مشکلاتی بزرگ و ضعف هایی در قسمت غیر نظامی وجود دارد، به این علت که رهبران دولت جدیدی درست نکردند و دست به تغییر اقتصادی نزدند.

بخشهایی وجود دارد که از نظر نظامی تحت کنترل هستند، اما میلیشیای خلقی ارتباط  محکمی با مردم غیر نظامی ندارد. کار توضیحی کافی از اهداف و بسیج سیاسی مردم انجام نداده اند. این یک خطر بزرگی است. زمستان نزدیک است و اوضاع جامعه بد تر خواهد شد.

بنا بر این مقدار زیادی کار برای بوروتبا و کمونیست های دیگرهست. ما در حال برسی این هستیم که چطور می توانیم بخشی از این حرکت باشیم. تعدادی از رفقای ما در دنباس مشغول همین کار هستند، هم زمان  دیگران هم در میلیشیا فعالیت می کنند. اما حتی بعضی از ما که اکنون در تبعید هستیم ممکن است مورد احتیاج جمهوریهای خلقی باشیم. همین حالا ما در حال تبادل نظر هستیم که چطور می توانیم کمکی باشیم برای مسئولین. ما نمی خواهیم بشکل توریست به آنجا برویم.

البته این اوضاع بعد از کودتای میدان هم برای تمام چپ کاملا جدید بود و هم  برای ما. ما نقشه ای که دقیقآ نشان بدهد چکار هایی باید برای ایجاد قدرت سوسیالیستی انجام بدهیم نداشتیم. ما در شرایط جدیدی کار می کنیم و با ابتکارهای آنی [فاقد نقشه از پیش] کار میکنیم.

جهان کارگران:

ما در امریکا و جنبش جهانی کمونیستی بصورت یک مجموعه برای حمایت از مبارزه شما چکار می توانیم بکنیم؟

ویکتور شاپینوف:

رسانه ها اوضاع در اوکراین را یک" جنگ اطلاعاتی" می دانند. و من فکر می کنم این درست است. این یک کلیشه است، اما در این مورد حقیقت دارد.

تمام دنیا اکنون زیر سلطه تبلیغات هوادار غرب زندگی می کند. به علت همین رسانه ها مردم آمریکا و تعداد زیادی از کشورهااز همین زاویه مسائل را می بینند. آنها ممکن است قبلآ از این اوضاع هرگز اسم اوکراین بگوششان نخورده باشد. و بنا بر این آنها امکان این که بتوانند خودشان اوضاع را برسی کنند، که خوب و بد چه کسانی اند، و طرف چه کسی را باید بگیرند را ندارند.

تبلیغات غربی نصف حقیقت را می گویند. برای مثال، آنها بر نقش ایدئولوژی مذهب اورتدوکس روسیه در جنبش تاکید می کنند. اما اینجا مردم مذهبی نیستند، برای تعداد زیادی این فقط یک سمبل است، مثل کاتولیسیسم در ایرلند شمالی.

سعی در فهمیدن این چیز ها کاملا دشوار است. شما فقط زمانی می توانید آن را بفهمید که موقعیت اوکراین را در شرایط مبارزه جهانی علیه امپریالیسم و سرمایه داری ببینید. آن موقع است که خواهید دید این جنبش در کدام قسمت این مبارزه قرار دارد. این یک جنبش کاملا پرولتری، انقلابی و یا سوسیالیستی نیست. اما در این جهت است، در این طرف مبارزه طبقاتی قرار دارد.

من هیچ نسخه ای برای آمریکا و چپ های غرب ندارم. من فکر می کنم همین که اطلاعات درست در مورد اوضاع اوکراین و دنباس منتشر کنند خیلی خوب است.

در آلمان، جایی که رفیق ما سرگی کریچکو اکنون در تبعید است، آنجا هم تبلیغات بزرگی بنفع هواداران غرب ، بنفع مواضع هواداران کی یف در جریان است. اما آنجا قشر بزرگی از جامعه آلمان این تبلیغات را باور ندارد. بعضی از این مردم حتی اکنون ولادیمیر پوتین را دوست دارند.

من فکر نمی کنم که آنهاباید پوتین را دوست داشته باشند، اما این نشان می دهد که در جوامع غربی می تواند مخالفت آگاهانه در مقابل آن تبلیغات وجود داشته باشد.

در آمریکا ، ما می بینیم که مقداری جنبش های نقادانه در حال بیداری است. با جنبش اشغال وال استریت شاهد بحثهایی در مورد یک در صدی های جامعه آمریکا هستیم، بنابر این شرایط  به گونه ای نیست که وحدتی ارتجاعی حول همۀ مسائل وجود داشته باشد.

شرایط در اوکراین یکی از آن شرایطی است که نشان می دهد چگونه تبلیغات امپریالیستی هیچ گونه وجه اشتراکی با منافع کارگران آمریکا ندارد.

مردم معمولی هیچ گونه نفعی در حمایت از اولیگارشی کی یف ندارند، همان فاشیست های خونتا، همین رژیم فاسد که سعی در سر کوب خیزش در دنباس را دارد. مردم آمریکا نباید از محدودیت زبانی بر علیه روسی زبانان و امثال این چیز ها حمایت کنند.

این همان مسألۀ اساسی دمکراسی، ضد فاشیسم و ضد امپریالیسم است که در همه جای دیگر دنیا هم هست.

غربی ها همچنین توان آنرا دارند که بیایند و با چشمان خود ببینند. ما باید از بعضی از خبر نگاران غربی تشکر کنیم که حقیقت را در مورد موقعیت در دنباس بگویند، کسانی مثل خبرنگار اسکاتلندی گراهام فیلیپس، که رفتند و آنچه را که دیدند منتشر کردند.

او آدم ایدئولوژیکی نیست. برای مثال، او از استقلال اسکاتلند حمایت نمی کند، بنا بر این او یک جدایی طلب دو آتشه و یا چیزی شبیه به این نیست. او فقط آن چیزی را که در حال اتفاق افتادن بود دید و فقط شرافت خبرنگاریش به او اجازه نداد آنرا ندیده بگیرد. او دروغ های تبلیغاتی سر هم نکرد.

با تشدید بحران امپریالیسم و سرمایه داری، تفکرات انتقادی در غرب اوج خواهد گرفت. ما شاهد بیداری انتقادات از سرمایه داری و امپریالیسم  مثل 1960 و اوایل قرن 20 خواهیم بود.

جهان کارگران:

جنبش جهانی کارگری چه درس هایی از اوکراین می تواند بگیرد؟

ویکتور شاپینوف:

مسأله در اینجا فقط مربوط به اوکراین، روسیه و اتحادیه اروپا نیست. این فقط اولین قدم  در یک تغییر اساسی در سیستم جهانی سرمایه داری است. این ممکن است در بعضی جاها مثل اوکراین و خاورمیانه شروع شود، اما به آن جا ختم نمیشود.به تمام دنیا سرایت خواهد کرد.

ما باید از این شرایط درس بگیریم که بعضی از قدرت ها به دنبال جنگ اند، که بتوانند ساختارهای موجود و همه حقوق را به نابودی بکشانند. آنها از این نفع می برند، آنها خواهان این هستند، آنها از رایت سکتورها و دیگر فاشیست های اوکراین حمایت می کنند، و آنها را مسلح می کنند. این فقط در کشور های جهان سوم اتفاق نخواهد افتاد.

بعضی از کشور های اروپا هم اکنون به این موقعیت نزدیک هستند. برای مثال در یونان چیزی هست به اسم "فجر طلایی" ( Golden Dawn)، که یک چیزی است شبیه رایت سکتور. من مطمئن ام که آنها جوخه های مسلح دارند. زمانی که مبارزه سیاسی شدت بگیرد، یک وجه نظامی هم خواهد داشت. ما باید از این شرایط بیاموزیم و ببینیم که چه نوع گروهبندیهای های سیاسی در حال شکل گرفتن اند.

بعضی ازمردم که قبلا دمکرات و مترقی بودند، برای مثال بعضی از سازمان های حقوق بشری، امروز در جانب ارتجاعی ترین، ضد دمکرات ترین و نیروهائی با بیشترین ضدیت با حقوق بشر قرار می گیرند. در همین زمان، ما می بینیم که بعضی از مردم که خودشان را ارتدوکس و ناسیونالیست می نامند هم اکنون همراه ما هستند. من فکر می کنم همین موقعیت پیچیده حتی در غرب هم همین طور باشد.

من چیزی در مورد چپ آمریکا نمی دانم، اما مطمئنا این در مورد اروپا  صحیح است. من چندین بار در اروپا بوده ام. من شاهد این بوده ام که در شرایطی که سیستم جهانی در حال ضعیف شدن و از هم پاشیدگی است بسیاری از چپ اروپا سعی در جلو رفتن ندارد، اما فقط در تلاش است که امکانات اجتماعی که در دهه 1970 یا 80 را داشت حفظ کند.

مردم دارند به این نتیجه میرسند که بعضی از این چپ ها فقط یک نیروی محافظه کاراند. این [موضع چپ] یک موضع ضعیفی است برای این که پایه های اجتماعیشان هر روز کمتر و کمتر خواهد شد.

و ما می بینیم که بعضی از نیرو های کاملا راست و سازمان های راست توده ای، که میبینند سیستم در حال تزلزل است، خودشان را به مردم بعنوان خواهان سرنگونی سیستم، جایی که چپ را به عنوان هوا دار سیستم معرفی می کنند. مثلا در فرانسه، قسمتی از طبقه کارگر که سالها به کمونیست ها رای میدادند، حالا به ملیون دست راستی رای می دهند.

از هم پاشیدگی جهانی سر مایه داری همه جا چالش سنگینی در برابر انقلابیون قرار می دهد.

 

پایان

قسمتهای قبلی مصاحبه

قسمت اول

قسمت دوم

قسمت سوم

قسمت چهارم

 

منبع:

http://www.workers.org/articles/2014/11/22/tasks-communists-ukraine-donbass-west/

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com