Print this page

  • 1

ایبای تربینو

ترجمه: تحریریۀ امید

توضیح سایت: دو مطلب زیر از سایت انگلیسی زبان http://slavyangrad.org/  برداشته شده اند. اصل این دو نوشته به زبان اسپانیائی بوده است. به نظر میرسد که در ترجمه از اسپانیائی به انگلیسی بی دقتی هائی صورت گرفته باشد. به طور مثال تفکیک بین گردانهای وستوک و شبح ناروشن به نظر میرسد. علاوه بر این به نظر میرسد که تعلق خاطر مصاحبه کننده به جنبش ملی باسک در ارزیابی وی از جنبش در دنباس نیز مؤثر واقع شده است. به ویژه آنجا که وی جنبش مقاومت در دنباس را مشابه جنبش در کردستان و فلسطین ارزیابی می کند. صرفنظر از همۀ تفاوتهائی که در این سه جنبش است، به طور ویژه امروز جنبش ملی در کردستان در ائتلاف با بورژوازی ترانس آتلانتیک مسلط بر مناسبات جهانی قرار گرفته است در حالی که جنبش مقاومت در دنباس بر علیه این بلوک جهانی مبارزه می کند. این خطای ارزیابی تنها محدود به این مصاحبه نیست. در میان کمونیستهای اوکراین هنوز پ ک ک به عنوان جریانی سوسیالیستی تلقی می شود و ظاهرا تحول این جریان از یک جریان چپ با داعیه سوسیالیسم به جریانی آنارکولیبرالی از دید این کمونیستها پنهان مانده است. با این همه، مصاحبه و گزارش همراه، علیرغم کمبودهائی که در پرداختن به ساختار طبقاتی جنبش در آن دیده می شود، تصویری نسبتا واقعی از نیروهای درگیر در جنبش مقاومت دنباس و بویژه در میان داوطلبین بین المللی را به دست میدهد.

تحریریه امید

 

مقدمه: از دو مطلبی که در زیر می آید، مطلب اول مقاله ای است که چند هفته قبل از لوگانسک و برای مجله باسکی زبان آرگیا Argia نوشته شده است. این مطلب سپس در Slavyangrad.es به زبان اسپانیولی منتشر شده است. بخشی از چپهای اسپانیائی (بیشتر چپهای کاتالونی) از این مطلب استفاده کردند تا این جنگجویان دواطلب را بی اعتبار کنند. آنها استدلال میکردند که این که این داوطلبان در کنار ناسیونالیستهای فرانسوی در حال جنگ هستند، به آن معناست که نواروسیائی ها هم بهتر از کی یف نیستند. در استدلال آنها این مهم نیست که چه کسی بمباران می کند و هر دو طرف بدند. در عمل این معنائی جز تبرئه تقریبا تمام اعمال کی یف و همچنین به سخره کشیدن خود داوطلبان ندارد.

مطلب دوم در ادامه مطلب اول و توسط همان نویسنده تهیه شده است که در آن او با خود داوطلبین در مورد انتقالشان به واحد کمونیستی بریگاد  شبح  Prizrak  به گفتگو می نشیند. نویسنده خود را مدیون داوطلبان می دانست (که محتملا در صورت بازگشت به اسپانیا دچار دردسر خواهند شد – البته اگر بخواهند برگردند) و می خواست به خود آنان نیز فرصت سخن گفتن بدهد. این مصاحبه ویژۀ اسلاویانگراد صورت گرفته است.

Original by Ibai Trebiño for Basque magazine ARGIA

Translated by Nahia Sanzo / Edited by @GBabeuf

Pictures: Ibai Trebiño and Lur Gil

یک روز در زندگی بریگاد  شبح

گروهی از رزمندگان داوطلب اسپانیائی در لوگانسک با ژورنالیستهای آرگیا ملاقات داشتند تا یک روز از زندگی خود را با آنان نشان دهند. کاملا با آگاهی از این که این یک رسانه خارج از محدودۀ کلان رسانه ها است. آندرس، کمونیستی از اکسترامادورا در این باره می گوید: "ما با آن رسانه ها گفتگو نکردیم، حتی با این که به ما پول هم پیشنهاد کردند. ما هیچ علاقه ای به صحبت کردن با آنانی که در حال دروغ پراکنی درباره دنباس هستند نداریم".

  • 2

ما در شهر صنعتی آلخوسک Alchevsk هستیم. دومین شهر بزرگ در جمهوری خلق لوگانسک. یکشنبه است و هیچ کارخانه ای کار نمی کند. از بازار دیدن می کنیم که چر از مردم در حال خرید است. بعد از چند ساعتی گشت و گذار در شهر، به مقر فرماندهی می رویم.

سرپرست گروه می گوید: " هشت اسپانیائی در بریگاد  شبح هستند. دو تایشان تازه رسیده اند و دو تایشان هم دارند به اسپانیا برمیگردند". ما به مقر فرماندهی رسیده ایم و ویکتور لنتا و نیکولا پروویچ را ملاقات می کنیم: "به نواروسیا خوش آمدید". لنتا و پروویچ، ناسیونالیستهای فرانسوی، بریگاد قاره Continental را فرماندهی می کنند که توسط جنگجویان اسپانیائی و صرب شکل گرفته است. هر دو کهنه سرباز فرانسوی اکنون در کشورشان به عنوان تروریست قلمداد می شوند. می گویند "ما نمی توانیم به کشورمان بازگردیم. ده سال زندان در انتظار ماست". آنها هدف کاملا روشنی دارند. ویکتور لنتا می گوید: "واحد ما، بخشی از بریگاد  شبح، واحد کاملا مخلوطی است. اینجا ناسیونالیستها، اولترا ناسیونالیستها و کمونیستها را می بینی. مسأله ای هم نیست. ما هیچ کس را به خاطر مذهبش، نژاد و یا ایدئدولوژی اش مورد تبعیض قرار نمی دهیم. ناتو دشمن ماست و ما به هر کس که میخواهد بر علیه این دشمن مشترک بجنگد خوش آمد میگوئیم".

نیکولا پروویچ متولد صربستان هم از زمانی که در افغانستان جنگیده است، میخواهد کاری با "این سگهای ناتو" نداشته باشد: "من شاهد کشتار غیر نظامیان بوده ام که حقیقتا چشم آدم را باز می کند. آنقدر که آنجا با خیال راحت و بدون ترس از مجازات جنایت می کنند، باورکردنی نیست". ما برای ملاقات با فرمانده صرب، استوان میلوسویچ، توقف می کنیم. می گوید: "ما صربها برای این در نواروسیا هستیم که فاشیسم، نازیسم و ناتو را شکست بدهیم. حتی اگر زندگیمان را در این راه از دست بدهیم".

داوطلبان اسپانیائی اطراف مقر را به ما نشان میدهند. مرد جوانی از مادرید را می بینیم که در حال کار با مواد منفجره است. یک چاشنی و مواد انفجاری پلاستیکی تمام چیزی هستند که لازم دارد. میگوید: "این چیز کوچک می تواند یک تانک اوکرائینی را به هوا بفرستد". آنها میدانند که دولت اوکراین آنها را به عنوان تروریست رده بندی کرده است اما او میگوید که فقط یک جوان عادی است: " من خانواده ام، دوستانم و شغلم را همینطوری ترک نکردم که بیایم در دنباس بجنگم. من نمی توانستم آنچه را که ارتش اوکراین با غیر نظامیان می کرد ببینم. به این دلیل است که آمده ام اینجا".

  • 3

زندگی روزانه داوطلبان اسپانیائی در  شبح سخت است و منضبط. می گوید: "ما هر روز ساعت 7 بیدار میشویم. کمی استراحت میکنیم و بعد از صبحانه برای تمرینات تاکتیکی می رویم. هدف تبدیل کردن واحد به یک واحد ویژه است و انضباط برای دستیابی به چنین هدفی کلیدی است. روسها اینجا چندان منضبط نیستند. بالاتر از همه این که اینجا الکل هم ممنوع است". شوخی می کند.

در میان داوطلبان خارجی بریگاد شبح، دومین بریگاد بزرگ نواروسیا، جنگجویانی هم از روسیه و هم از اوکراین حضور دارند. داوطلبان در این باره جوک می گویند که چگونه نام شبح در واقع به معنی دست انداختن ارتش اوکراین است: "دائم می گفتند که ما را نابود کرده اند، اما ما مثل یک شبح دوباره بر میگشتیم". فرمانده آلکسی موزگووی اکنون به مرجعی برای آنتی امپریالیستها و کمونیستهای اروپائی تبدیل شده است. موزگووی که به ایدئولوژی کمونیستی نزدیک است، شهرتش را از اعلام جنگ به الیگارشها کسب کرده است.

ما این شانس را هم داریم که با چند تا از فرماندهان قزاق هم و ایگور "زاتوچکا" دیدار کنیم که گفته می شود در رده فرماندهی نفر دوم بعد از موزگووی است. آنها هر دو در اسلاویانسک جنگیده اند که یونیفورم ملبس به مدالهایش آن را نشان می دهد. زاتوچکا میگوید: "من این نشان را به خاطر دفاع ار اسلاویانسک دریافت کرده ام. اوکرائینی هستم و در نیروهای ویژۀ اوکراین خدمت میکردم، اما به عنوان یک کمونیست من نمی توانستم کودتای را بپذیرم که پشت آن نازیها بودند. این علت آن است که من امروز جزئی از نیروهای مسلح نواروسیا هستم". فرمانده قزاق هم اوکرائینی است و در جبهه دفاع از فرودگاه دونتسک نیز جنگیده است.

  • 4

تعداد زیادی از رزمندگان روسی هم در بریگاد شبح حضور دارند که همه چیز را پشت سرشان گذاشته اند و قصد بازگشت را هم ندارند. ما در جریان تمرینات نظامی به آنها پیوستیم. یکباره صدای توپخانه ارتش اوکراین همه را به سکوت وا میدارد. [یکی میگوید]: "می شنوی؟ لطفا به همه در کشورت بگو که ارتش اوکراین در دنباس چه می کند".

بیرون تاریک شده است و روز در مقر فرماندهی بریگاد شبح به پایان رسیده است. افراد میلیشیا معمولا بعد از شام می خوابند. اما امروز روز ویژه ای است و بریگادیستهای اسپانیائی اجازه دارند برای خوردن پیتزا بیرون بروند: "فردا به خط مقدم جبهه خواهیم رفت. برای همین هم امروز را با هم جشن می گیریم. کسی نمی داند فردا چه خواهد شد". یکباره چراغها خاموش می شوند و ما خود را در تاریکی می یابیم و عجله میکنیم تا به مقر فرماندهی برسیم. چیزی که شبیه یک پهپاد ناتو است در آسمان نواروسیا در پرواز است و به همین علت نیز برقها را قطع کرده بودند. یکی میگوید: "یک بار دیگر شادترین لحظه ای را که در یک ماه اخیر داشتیم خراب کردند. به نواروسیا خوش آمدی. به جنگ خوش آمدی". روز به پایان رسیده است، این بار به خوبی، برای داوطلبان اسپانیائی در دنباس.

********************************************************************************************************************

  • lenin

یک بار در زندگی مان شانس برپا کردن یک دولت سوسیالیستی در اروپا را داریم

مصاحبه با داوطلبان آنتی فاشیست اسپانیائی در دنباس

داوطلبان زیادی از سرتاسر اروپا به فراخوان پیوستن به جنبش مقاومت بر علیه رژیم کودتای پوروشنکو جواب دادند و به دنباس آمدند تا از نواروسیا دفاع کنند. در میان آنان گروهی هم از کاستیل و کاتالونی هستند که به بریگاد شبح از گردان وستوک پیوسته اند تا به آلکسی موزگووی کاریسماتیک خدمت کنند. بعد از اقامت کوتاهی در بریگاد قاره آنتی فاشیستهای اسپانیائی به انقلابیون جوان دیگر متشکل در واحد سرخ 404 پیوستند. واحدی کمونیستی در بریگاد شبح.

ما با سرجیو، هکتور، میگوئل و اوریول همراه شدیم تا با زندگی شان در واحد 404 و نقش آنان در مقاومت توده ای آشنا شویم.

 

  • 5

قبل از هر چیز، چرا به دنباس آمدید تا با دولت پوروشنکو مبارزه کنید؟

ما همه بر این نظریم میدانیم که کشتار ادسا نقطه عطفی برای ما بود. اما دلایل متعددی برای این بود که چرا به مبارزه پیوستیم: برای کمک به بنای یک دولت سوسیالیستی در اروپا، برای کمک به دفاع از مردم دنباس در مقابل ارتش کی یف. این مبارزه ای است بر علیه فاشیسم و ما مدیون کسانی هستیم که در سال 1936 برای مبارزه با کودتا به بریگادهای بین المللی در اسپانیا پیوسته بودند.

 

ترک کردن زندگی، دوستان و خانواده برای نبرد در جنگی که ممکن است در آن بمیرید نمی تواند ساده باشد. آیا نواروسیا ارزش این ریسک را دارد؟

ما کاملا به مخاطرات آمدن به اینجا و تصمیم برای ورود به جنگ آگاهیم و میدانیم که چه چیزهائی را در اسپانیا پشت سر خود گذاشته ایم. اما موضوع ارزش این خطر را دارد. ما اینجا هستیم تا بر علیه فاشیسم بجنگیم. برای اولین بار در طی مدتی طولانی، اینجا یک شانس واقعی برای کمک به ساختمان یک دولت سوسیالیستی در اروپا وجود دارد. به عنوان کمونیست، ما نمی توانستیم این فرصت را نادیده بگیریم.

 

شما خودتان را به عنوان کمونیست تعریف می کنید. مبارزه برای نواروسیا برای شما چه معنائی دارد؟ اهداف سیاسی و نظامی شما چه هستند؟

وظیفۀ اصلی نظامی ما توقف در نقطه ای است که نواروسیا را از اراذل فاشیست آزاد کرده باشیم. آنها کسانی هستند که این جنگ را باعث شده اند. و وظیفۀ اصلی سیاسی ما با حضور به عنوان بخشی از واحدهای انقلابی نیروهای مسلح و در کنار کمونیستهای دیگر، کمک به ساختمان یک دولت سوسیالیستی نواروسیا در اینجاست. پرچم سرخ یک بار دیگر بر فراز اروپا به اهتزاز در خواهد آمد.

 

مثل کردستان و فلسطین، مقاومت دنباس نیز بر حمایت توده ای متکی است و از نظر سیاسی متنوع است. مثلا این معلوم است که ویتالی ویکتوروویچ، یکی از رهبران میلیشیای لوگانسک یک کمونیست شناخته شده است. حضور واقعی و نفوذ کمونیستها در مقاومت توده ای تا چه حد است؟

کمونیستها حصور مؤثری در مقاومت دارند. دو واحد منحصرا برای کمونیستها درست شده اند: یکی در گردان وستوک و دیگری اینجا در بریگاد شبح. کمونیستها در واحدهای دیگر هم هستند. در میان داوطلبان در حال جنگ در میلیشیا نوستالژی زیادی نسبت به شوروی وجود دارد. بعد از فروپاشی شوروی اینجا همه چیز داغان شده است. هر کسی می تواند این را ببیند. ما نمی توانیم دقیق بگوئیم که چه تعداد کمونیست در مقاومت هستند، اما این ایدئولوژی مسلط بر میلیشیا است.

ایدئولوژی کمونیستی در صحنۀ سیاسی هم حضور دارد. ایگور پلوتنیتسکی، رهبر جمهوری خلق لوگانسک دارای ایدئولوژی کمونیستی است. کمونیستها در هر دو میلیشیای لوگانسک و دونتسک نفوذ دارند. بسیاری از فرماندهان برای یک نواروسیای آزاد از فاشیسم و الیگارشها مبارزه می کنند.

 

  • 6

بعد از اقامت کوتاهی در واحدها و گردانهای دیگر، شما اکنون به واحد سرخ 404 بریگاد شبح پیوسته اید. چرا خود را به اینجا منتقل کرده اید؟ برایمان از زندگی خودتان در این واحد تعریف کنید.

زندگی ما در این واحد هم شبیه زندگی ما در واحدهای دیگر است. همان انضباط، همان وظایف و همان گشتهای خط جبهه. چیزی که واقعا فرق می کند، سلسله مراتب اینجاست. اینجا همه چیز بیشتر برابری طلبانه است. فرماندهی در کار نیست. یک کمیسار سیاسی هست که مسئول انضباط و روحیه در سربازان است. و ما دو رهبر داریم. یکی برای تمرینات نظامی در مقر و دیگری برای رهبری رفقا در نبرد.

تصمیم ما به تغییر واحد به دلایل سیاسی بود، با این که آنجا هم فرماندهان کمونیستی در واحدهای ما بودند. اختلافات سیاسی مانع از آن احساس راحتی ای می شدند که ما دلمان میخواست. با رفقای جدیدمان در این واحد 404 کاملا راحتیم.

 

با این که ناسیونالیستها اقلیتی را در میلیشیا تشکیل می دهند، بخشی از چپ اسپانیا حضور آنها را بهانه ای کرده اند تا به تبرئه جنایات کی یف و ناتو بر علیه مردم غیر نظامی بپردازند. بعضی از آنان تا آنجا جلو رفته اند که شما را نازی عنوان می کنند، نه فقط شما، بلکه کل مقاومت را. چه جوابی به اینها دارید؟

هر چپی که دارد کشتار غیرنظامیان توسط فاشیستها را توجیه می کند باید باز هم به این فکر کند که ایدئولوژی آنها چیست. بعضی ها ما را نازی عنوان کرده اند که برای ما خنده دار است، ما موجودات نیمه جان تیره پوست (می خندد). شما که اینجا هستید تنها کسانی هستید که می توانید قضاوت کنید، هر کس دیگر تنها دارد از سه هزار کیلومتر آنطرفتر حدس و گمان میزند. و من [سرجیو] می توانم ثابت کنم که سرختر از خونی هستم که در رگهایم جاری است. در این هیچ تغییری هم نخواهد بود، هر چه هم که دیگران بگویند.

 

فکر میکنید که کاراکتر اصلی مقاومت نواروسیا چیست: مبارزه طبقاتی، مبارزه بر علیه فاشیسم و یا آزادی ملی؟

نواروسیا نبردی بر علیه فاشیسم است، بر علیه نظم الیگارشها است و جنبشی برای آزادی ملی است. ما بر علیه فاشیستهای کی یف مبارزه می کنیم و بر علیه الیگارشهائی که اوکراین پسا شوروی را غارت کرده اند. و این جنبشی برای آزادی ملی هم هست برای این که این [مبارزان] از فرهنگشان، از زبانشان و از مردمشان هم دفاع می کنند.

 

  • 7

اجازه بدهید درباره جنگی صحبت کنیم که خود من اینجا دیده ام. زندگی در خط جبهه چطور است؟ وقتی در نبرد هستید چه از سرتان می گذرد؟

زندگی در اینجا خیلی سخت است. سردت می شود، گرسنگی میکشی و از خستگی از پا می افتی، اما وقتی که کاری را انجام میدهی که درست است، هیچکدام از اینها مهم نیست.

یک میلیون فکر از سرت می گذرد، آدرنالین بدنت زیاد میشود، اما بعضی وقتها از مرگ میترسی. بعضی وقتها تعجب میکنی که اینجا چه میکنی.

 

چه نوع وظایف نظامی را تاکنون بر عهده داشتید و در جبهه وظیفۀ شما چیست؟

به این سؤال به دلایل امنیتی نمی توانیم جواب بدهیم اما اینقدر میتوانیم بگوئیم که واحد ما کارهای نفوذی و خرابکاری و عملیاتهای ویژۀ دیگر انجام میدهد.

 

شما داوطلبانی هستید که در نواروسیا می جنگید. آیا اطلاعی از مزدوران غربی در حال جنگ برای کی یف دارید؟

بله. ما داوطلبانی هستیم که به میل خود می جنگیم، نه برای پول. اما میدانیم که مزدورانی برای کی یف در حال جنگند، با پشتیبانی و تأمین مالی ناتو و اروپای واحد. اینها کسانی اند که باید برای آنچه در اوکراین واقع می شود محکومشان کرد.

 

نتیجۀ جنگ چه خواهد بود؟

ما پیروز خواهیم شد. ارادۀ خلق توقف ناپذیر است.

 

منبع:

http://slavyangrad.org/2014/12/07/we-have-a-once-in-a-lifetime-opportunity-to-build-a-socialist-state-in-europe/