درآمدی بر لیبرالیسم، مالکیت خصوصی و فاشیسم

"یک جامعۀ آزاد به قواعدی اخلاقی نیاز دارد که در تحلیل نهائی در این خلاصه می شوند که زندگی را حفظ می کنند: [اما] نه حفظ تمام زندگی، برای این که زمانی می تواند قربانی کردن زندگی افرادی برای حفظ زندگی های بیشتری ضروری باشد. به همین دلیل تنها قواعد واقعی اخلاقی آنهائی هستند که نوعی «حسابگری زندگی» را در خود دارند: مالکیت خصوصی و میثاق".

 

فریدریش فن هایک، 1981

 

 

 

 

توضیح:

در بخش گفتگوی فایلهای صوتی در مواردی اشارات ناروشنی به اشخاص و اظهارات آنها به عمل می آید که هنگام گفتگو موفق به یافتن این اظهارات نشدم. برخی از این موارد از این قرارند:

-          برتولت برشت نوشت: " 1 – بر اساس اظهارات چپهای تبعیدی فاشیسم جامعۀ بورژوائی را تهدید می کند. در واقعیت اما [فاشیسم] در صدد نجات آن است (یا جامعۀ بورژوائی تلاش می کند با ورود به فاشیسم خود را نجات دهد).  2 – بر اساس اظهارات چپها جامعۀ بورژوائی می تواند بدون فاشیسم، یعنی بدون واگذار کردن فرهنگ مدنی مثلا از طریق اصلاحات، پابرجا بماند. در واقعیت اما جهان بورژوائی تنها با قربانی کردن فرهنگ مدنی اش است که می تواند خود را نجات دهد. 3 – چپ این واقعیت را در عمل خود در رفتارش به این ترتیب منعکس کرد که بخشهائی از فرهنگ مدنی را گام به گام برای حفظ جهان بورژوائی واگذار کرد، بی آن که به ارزیابی ای انتقادی از خود بنشیند". سیاست امروز چپ با سکوت در مقابل آدم سوزی در شرق اوکراین نمونه بارز این رفتار است.

-          ولفگانگ فریتز هاوگ در سال 1980 و در رابطه با نقش آنتی سمیتیسم در نازیسم به این اشاره می کند "آنتی سمیتیسم آن نقطۀ تقاطعی است که آنتی کاپیتالیسم را خنثی می کند و رجوع به خلق را با سیادت سرمایه بزرگ هماهنگ می سازد." همین آنتی سمیتیسم در آنتی فاشیسم لیبرالی به شورشی ضد سرمایه دارانه تعبیر می شود.

-          به نقل قولی از کتاب لیبرالیسم میزس آشاره می شود که در آن میزس بر وجود تأثیرات لیبرالیسم در نازیسم تأکید می کند و در مقابل بلشویسم را از چنین تأثیراتی بری می داند. میزس این را ناشی از پیشرفت جامعۀ مدنی در غرب و وحشیگری جوامع شرقی می داند. متن کامل انگلیسی این اظهارات را پائین تر درج میکنم. عبارت پایانی اظهارات میزس که تأکید ناخواسته ای است بر خویشاوندی خونی لیبرالیسم و فاشیسم از این قرار است: "... فاشیسم هیچگاه موفق نخواهد شد مثل بلشویسم روسی خود را کاملا از قدرت ایده های لیبرالی رها سازد".

و یک تصحیح: در جائی از بحث هنگام صحبت از کار نزد جان لاک، به اشتباه به جای کار "منفرد" یا "فردی"، از کار "مجرد" نام برده ام. کار در بحث جان لاک "مشخص" است، اما اجتماعی نیست، انفرادی است. این در خود بحث البته به اندازه کافی گویاست.

بحث حاضر تنها می تواند درآمدی باشد بر موضوع. نه فقط تغییرات لیبرالیسم و شکل گیری جریانات مختلف درون آن در گفتار حاضر مورد بحث قرار نگرفته اند، بلکه همچنین تبیینهای متفاوت از فاشیسم نیز تنها به گونه ای گذرا مورد اشاره قرار می گیرند.

 

بهمن شفیق

17 آبان 1393

8 نوامبر 2014

 

منابع:

 

لاک، دو رساله درباره حکومت، بخش مالکیت

http://en.wikisource.org/wiki/Two_Treatises_of_Government/Book_II#Chap._V._Of_Property.

اینگو البه، مالکیت خصوصی (فایل صوتی)

http://audioarchiv.k23.in/Referate/Freie_Uni_Bamberg/fub-06-22-Ingo_Elbe-Privateigentum.mp3

تطاهرات ضد فاشیستی با پرچم اروپای واحد

http://www.china.org.cn/opinion/2014-06/05/content_32579280.htm

اتریش پیشا فاشیسم ، جمهوری وایمار و اروپای واحد، دولت اقتدارگرای لیبرالی

http://blog.arbeit-wirtschaft.at/krisenpolitik_damals_und_heute/

http://rechtsvergleichung.univie.ac.at/fileadmin/user_upload/Rechtsvergleich_Verschraegen/Verschraegen/MitarbeiterInnen/Lukas_Oberndorfer/Oberndorfer__Vom_neuen__%C3%BCber_den_autorit%C3%A4ren_zum_progressiven_Konstitutionalismus__juridikum_2013_76.pdf

https://rechtsvergleichung.univie.ac.at/fileadmin/user_upload/Rechtsvergleich_Verschraegen/Verschraegen/MitarbeiterInnen/Lukas_Oberndorfer/Oberndorfer__Die_Renaissance_des_autorit%C3%A4ren_Liberalismus_-_Carl_Schmitt_vor_dem_Hintergrund_des_Eintritts_der_Massen_in_die_europ%C3%A4ische_Politik__PROKLA_168-2012.pdf

میزس، اعتصاب به مثابه تروریسم

http://www.misesde.org/?p=8747

http://mises.org/liberal.asp

http://mises.org/liberal/ch1sec10.asp

The Fascists, at least in principle, profess the same intentions. That they have not yet succeeded as fully as the Russian Bolsheviks in freeing themselves from a certain regard for liberal notions and ideas and traditional ethical precepts is to be attributed solely to the fact that the Fascists carry on their work among nations in which the intellectual and moral heritage of some thousands of years of civilization cannot be destroyed at one blow, and not among the barbarian peoples on both sides of the Urals, whose relationship to civilization has never been any other than that of marauding denizens of forest and desert accustomed to engage, from time to time, in predatory raids on civilized lands in the hunt for booty. Because of this difference, Fascism will never succeed as completely as Russian Bolshevism in freeing itself from the power of liberal ideas.

هایک، ضرورت دیکتاتوری در رابطه با شیلی، مشکل اضافه جمعیت

http://coreyrobin.com/2013/06/25/the-hayek-pinochet-connection-a-second-reply-to-my-critics/

http://www.bruchlinien.at/index.php?subaction=showfull&id=1171294046

http://www.zeitgeistlos.de/zgblog/2009/die-ethik-des-neoliberalismus/

 

سایر منابع

http://www.nrw.vvn-bda.de/texte/1191_die_neue_buergerlichkeit.htm

 http://www.ag-friedensforschung.de/themen/Rassismus/faschismus4.html

http://www.rotfront.su/?p=7450

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com