نوشته: جرمن فارین پالیسی

ترجمه: تحریریه امید

توضیح: با شروع بحران و آغاز جنگ داخلی در اوکراین و تشدید منازعات بین غرب و روسیه، پرسش در زمینه سیاست اروپا در قبال این وضعیت در مباحثات مربوط به این تحولات همواره طرح بوده است. در میان منتقدین سیاست افزایش تشنج با روسیه در اروپا و در خود آمریکا؛ این نظریه مسلط است که اروپا در این تحولات به بازیچه دست آمریکا تبدیل شده است و حتی بر خلاف منافع اقتصادی خود گام بر میدارد. چنین نظریاتی حتی در میان نظریه پردازان روسی نیز وسیعا رایج است. روند تحولات و پیشگامی اروپا در اتخاذ سیاستهای ضد روسی البته همواره خلاف این امر را نشان می دهد. با این همه، نظریه پردازان دنباله روی کورکورانه اروپا از آمریکا با سماجت بر تحلیل نادرست خویش پافشاری می کنند. امری که بیش از تأکید بر واقعیات، بر آرزوهای این نظریه پردازان مبنی بر ایجاد شکاف بین اروپا و آمریکا تکیه دارد. مقاله جرمن فارین پالیسی به روشنی نشان می دهد که منافع اقتصادی آلمان اتفاقا در تقویت روابط با آمریکا تأمین می شود و نه در رابطه با روسیه. با توجه به نقش تعیین کننده آلمان در دیکته کردن سیاست خارجی اروپای واحد، فهم جهتگیری سیاسی اروپای واحد – نه تنها در قبال روسیه، بلکه همچنین در صف بندیهای جهانی – با درک منافع اقتصادی آلمان بسیار راحت تر خواهد بود. امری که برای اتخاذ سیاست کمونیستی حائز اهمیت فراوان است.

تحریریۀ امید

**********************************

German-Foreign-Policy

در خواست برای جهت گیری قویتر در یک همکاری جهانی با ایالات متحده در محافل سیاست گذاری خارجی آلمان مطرح شده است. بنا به مقاله ای برنامه ای به نوشته  سردبیر دی تسایت "Die Zeit " که در مهم ترین مجله در زمینه سیاست خارجی آلمان منتشر شده است، در زمان رشد نا امنی در جهان، داشتن یک متحد قدرتمند کمک بسیار مفیدی خواهد بود.

فرانسه که به مقدار زیادی "دولتگرا" است و "رهبری اش انحصارأ بر شبکه ای از بند و بست استوار است"، نمی تواند جای گزینی برای همکاری با آمریکا باشد. البته برلین می تواند در همکاریش با واشینگتن در آینده با "اعتماد بنفس بیشتر" ظاهر شود. هر چه باشد  آلمان دیگر اکنون تبدیل به " یک ابر قدرت کوچک" شده است. این واقعیت که ایالات متحده بطور فزآینده ای به موتوری برای صنایع صادراتی آلمان تبدیل شده است، اثرات مثبتی بر برنامه های همکاری گذاشته است.

صادرات آلمان به آمریکا در فاصله سالهای 2010 و 2013 یک سوم افزایش داشته است. ناظران حتی انتظار رشد مهم بیشتری در آینده را دارند، در زمانی که، صادرات آلمان به کشور های مرکزی اتحادیه اروپا  و روسیه – که یک زمانی امید کمپانی های  صادراتی آلمان بودند، به رکود رفته. فرصت های تازه معاملات با آمریکا نیاز به همکاری های سیاسی را افزایش داه است.

آمریکا:" شریک غیر قابل تعویض"

در خواستها برای جهت گیری قویتر در یک همکاری جهانی با ایالات متحده در محافل سیاست گذاری خارجی آلمان اکنون با قدرت بیشتری طرح می شوند.بنا به مقاله یوخن بیتنر سردبیر هفتگی دی تسایت "Die Zeit" که در نسخه اخیر مجله "سیاست بین المللی" {1} منتشر شده است، "شراکت" با آمریکا گرچه نیازمند به یک "نوسازی" است، اما "غیر قابل تعویض" است.

اتحادیه اروپا:" مخرج مشترکی حول حداقل ها"

بر طبق نظر یوخن بیتنر، تقویت اتحادیه اروپا بقصد دستیابی به استقلال از ایالات متحده، وبه صورت یک آلترناتیو در مقابل گسترش همکاری آلمان با آمریکا، موفق نخواهد بود. سردبیر دی تسایت می نویسد "در بهترین حالت"، اتحادیه اروپا قادر به تحقق یک "سیاست خارجی نیرومند تر" خواهد شد؛ برای مثال " در سیاست تجاری اش". اما در بیشتر اوقات باید در بروکسل، به یک "سیاست کوچکترین مخرج مشترک" رضایت داد. مخصوصأ در مورد سیاست خارجی.

حتی اگر این توفیق حاصل شود که " با اتخاذ سیاست تسلیحاتی ادغام شده و توافق برای فرستادن نیروی نظامی مشترک اروپا فاصله با آمریکا کاهش یابد و به این ترتیب اروپا خود را از وابستگی به ناتو رها کند"، باز هم به علت جبر اجماع [در اتخاذ سیاست در اروپای واحد]."امکانات آلمان در شکل دادن به سیاست خارجی اش بیشتر تضعیف خواهد شد ". هم کاری با فرانسه نیز در چنین حالتی چندان کمکی نخواهد کرد "اگر که «دوستی» بین دو کشور به عنوان یک ژست دوستانه تلقی نشده" [و جدی گرفته شود].

بیتنر آشکارا با تحقیر در مورد فرانسه حرف میزند: " همسایه ما یک دولتگرائی متمرکز است، لایه رهبری کننده اش منحصرا شبکه ای از بند و بستها است، سیاست بازار کارش و صنعتش حمایتگرایانه است و سیاست خارجی اش اپورتونیستی{2} این یک پایه نا کافی برای یک سیاست خارجی مشترک است.

"ملت غیر قابل جایگزینی" اروپا

ضرورت حضور نیرومند در عرصۀ سیاست خارجی اما بنا به نظر بیتنر وجود دارد. در حال حاضر تردیدهای زیادی در سیاست جهانی وجود دارد . این به این معناست که برلین باید خودش را برای"بد ترین حالت آماده کند." بر این اساس "پیوند با غرب"، "شراکت با آمریکا.... کماکان برای آلمان یک ضرورت تخطی ناپذیر است". اشکال جدیدی از همکاری، مثل TTIP (توافقنامه تجارت آزاد ترانس آتلانتیک)، " نه فقط در برگیرنده منافع اقتصادی، بلکه همچنین دربرگیرنده منافع استراتژیک اروپا و آلمان هستند".

 بیتنر البته بر این نظر است که پیمان با آمریکا به یک "نوسازی" احتیاج دارد. "برای دفاع ازشراکت" یکنفر باید "قادر به دفاع ازموقعیت خودش هم باشد". آلمان " تبدیل به یک ابر قدرت کوچک شده است،" و می تواند" با اعتماد بنفس بیشتری ظاهر شود."هر چه باشد دوستان ما به خوبی می دانند که کدام ملت در اروپا " ملت غیر قابل جایگزینی است."{3}

موتوری برای اقتصاد صادراتی آلمان

تقویت سیاست خارجی پس از یک "نوسازی" پیمان با آمریکا به تحولات تازه در بخش اقتصادی نیروی تازه ای خواهند بخشید. در چند سال گذشته، آمریکا تبدیل به موتور اصلی  برای صادرات آلمان شده است.

صادرات آلمان به آمریکا از 65.6 میلیارد یورو در 2010 به 73.7 میلیارد در 2011 وبیشتر به 88.4 میلیارد یورو در2013 رشد کرده است – یا بیشتر از یک سوم در مدت سه سال و انتظار می رود که این رشد بیشتر نیز شود. این در زمانی اتفاق می افتد که، در نتیجه بحران در فرانسه، صادرات آلمان به این کشور– سنتآ مهم ترین شریک صادراتی همسایه قدرت مند اقتصادی اش – کاهش یافته همین طور هم صادرات به بقیه کشور های اصلی در اتحادیه اروپا، مثل ایتالیا و بلژیک.

تجارت با روسیه نیز حتی در2013 کاهش یافته بود و اکنون نیز به علت تشنجات جاری به طور دراماتیکی سقوط خواهد کرد. حتی صادرات به چین در 2013 در رکود بسر می برد، و گرچه در این فاصله مجددا در حال رشد است، بنظر می رسد که تضمینی برای رشد بی وقفه صادرات نخواهد بود. اما تحلیلگران در آمریکا ظرفیت عظیمی را می بینند.

آریزونا به جای چین

این امید ها بر پایه رشد استخراج به شیوه هیدرو لیک شکستن (Fracking) در آمریکا، که به یک موج بازسازی صنعت در آنجا منجر شده است. در آمریکا، تشدید تولید گازشیل، مدت زمانی است باعث شده که گاز در آمریکای شمالی به مراتب ارزان تر از اروپا ویا در شرق آسیا شده است. قیمت گازآمریکا در حال حاضر در حدود یک سوم میانگین در اروپای واحد است. {4}

به علاوه این که ، از 2009، صنایع آمریکا موفق شدند هزینه تولید صنعتیManufacturing Unit Labor)  ) را حدودأ 5 درصد، کم کنند [ثابت نگاه داشتن دستمزد در مقابله افزایش سطح زندگی، افزایش شدت کار،و کلا حمله به سطح معیشت کارگران].طبق گزارش شرکت بیمه اعتبارات اویلر هرمس [شرکت خدمات مالی فرانسوی و چندملیتی است، که تمرکز اصلی آن، در حوزه بیمه بوده و طیف وسیعی از خدمات بیمه عمر، بیمه اتکایی و غیره را ارائه می‌نماید] هزینه تولید صنعتی در حال حاضر در آمریکا در ردۀ "پائین ترین در میان کشور های صنعتی " قرار دارد. در همین زمان، حتی اختلاف واقعی دستمزدها در آمریکا و چین بصورت آشکاری در حال کاهش است. {5}

حقیقتا هم تعداد روبه افزایشی از شرکت های آمریکایی، بجای ایجاد مراکز تولیدی در خارج، کارخانه ها را در داخل آمریکا راه اندازی می کنند. بنا به نوشته اویلر هرمس "یکی از آشکارترین نمونه های آن تصمیم  کمپانی اپل است که بجای چین کارخانه جدیدی را در آریزونا راه انداری کند." این روند ادامه دارد.

بهترین محل تولید و بازار عرضه

این به دو طریق وعده بالاترین سود را به صنایع آلمان می دهد. ازیک طرف، بازسازی صنعتی، که اکنون در آمریکا در حال وقوع است، باعث قرارداد های زیادی خواهدشد، برای مثال، برای محصولات ماشین آلات و تأسیسات آلمان. یک مطالعه تحقیقاتی که بوسیله مجله اقتصاد هفته "Wirtschafts Woche " انجام شد پیش بینی میکند که در پنج سال آینده، یعنی " بین 2013 تا 2017، سازندگان ماشین آلات آلمانی، سازندگان کارخانه جات و خطوط تولید صنعتی 29 میلیارد دلار بیشتر وسایل صنعتی به آمریکا خواهند فرستاد"، یعنی رشدی معادل 29 درصد نسبت به پنج سال قبل از آن. این مطالعه هم چنین پیش بینی میکند که سرمایه گذاران آلمانی میتوانند بیشترین سود ممکن را از بازسازی صنعتی آمریکا در مقایسه با شرکت های بقیه کشور های اروپایی ببرند.{6}

هم اکنون شرکت های آلمانی – بعلت پایین بودن قیمت انرژی و دستمزد – شروع به باز کردن کارخانه های جدیدی در آمریکا کرده اند. فولکس واگن، برای مثال، برنامه ریزی دو برابر کردن ظرفیت تولید خود را در کارخانه تنسی، جایی که خصوصآ با دست مزدهای بین 14.50$  و 19.50$ در ساعت  در سطح خیلی پائین دستمزدها قرار دارد. هم چنین باسفBASF  و بایر BAYER سرمایه گذاریهای میلیاردی تازه ای را در آمریکا اعلام کرده اند. در نظر اتحادیه شرکت های شیمیایی آلمان (VCI ) " آمریکا مهمترین بازار و محل تولید در خارج است."{7}

مازاد تجاری40 میلیاردی

از طرف دیگر، آلمان از نظر اقتصاد کلان نیز در درحال سود بردن هنگفتی است از رشد داد وستدش با آمریکا در همه سطوح است: مازاد تجاری آلمان در رابطه با آمریکا در سال 2013 تقریبا به سطح 40 میلیارد یورو رسیده است و ممکن است امسال بیشتر هم بشود. در این میان سرازیر شدن دارائی های آمریکائی  به آلمان اکنون از فرانسه به آلمان بسیار پیشی گرفته است و مکان اول را در بیلان مازاد تجاری آلمان به خود اختصاص داده است.

از زاویه دید برلین، با این چشم انداز رشد سریع موقعیت سود آوری، توسعه و گسترش سیاسی همکاری با آمریکا از جذابیت بیشتری برخوردار می شود.

 

منبع:

http://german-foreign-policy.com/en/fulltext/58788

http://politik-im-spiegel.de/schlagkrftige-verbndete-auenpolitik-spezialisten-fordern-engere-kooperation-mit-den-usa/

 

{1},{2},{3}Jochen Bittner: Unverzichtbar, trotz allem. Warum Deutschland und die Vereinigten Staaten Verbündete bleiben müssen. Internationale Politik September/Oktober 2014.

{4} See Energy as a Weapon.

{5}Die Reindustrialisierung der USA (Update). Euler Hermes Economic Research 02.04.2014.

{6},{7} Martin Seiwert: Deutschland profitiert von Amerikas Industrie. www.wiwo.de 20.08.2014.

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com