قصه برای بزرگسالان - لیبرال

لیبرال می گفت: "سه عامل باید شالوده ی هر جامعه ای را تشکیل بدهد: آزادی، امنیت و ابتکار. جامعه ای که از آزادی محروم است فاقد هر گونه آرمان، فکر صائب، انگیزه ی کار خلاق و اعتماد به آینده خواهد بود. جامعه ای که امنیت ندارد پایمال یأس و لاقیدی است. و بالاخره، جامعه ای که در آن ابتکار وجود ندارد نمی تواند احتیاجات خود را برآورد و به تدریج مفهوم وطن از آن رخت برمی بندد."
 
 
روزگاری لیبرالی در کشوری می زیست و در سخن گفتن چنان بی پروا بود که هیچکس نمی توانست در برابر او زبان به سخن باز کند. لیبرال می گفت: "سه عامل باید شالوده ی هر جامعه ای را تشکیل بدهد: آزادی، امنیت و ابتکار. جامعه ای که از آزادی محروم است فاقد هر گونه آرمان، فکر صائب، انگیزه ی کار خلاق و اعتماد به آینده خواهد بود. جامعه ای که امنیت ندارد پایمال یأس و لاقیدی است. و بالاخره، جامعه ای که در آن ابتکار وجود ندارد نمی تواند احتیاجات خود را برآورد و به تدریج مفهوم وطن از آن رخت برمی بندد." اینها بود افکار لیبرال، و حقیقت حکم می کند که بگوییم درست فکر می کرد....
 
   ... اما تمام مطلب این نبود. لیبرال تنها دارای افکار شرافتمندانه نبود، بلکه اشتیاق داشت که کارهای شرافتمندانه هم بکند. آرزوی دیرینش این بود که پرتو نوری که به افکار خود او گرمی می بخشید در تاریکی محیط اطراف نفوذ کند، آن را روشنی بخشد و در همگان روح نیکی بدمد. تمام مردم را برادران یکدیگر می نامید و همه را فرا می خواند که در پرتو خورشید آرمانهای پسندیده ی او خود را گرم کنند. او در مورد تقاضاهای خود هرگز اصرار نمی ورزید بلکه همواره انجام آنها را "در صورت امکان" طلب می کرد. بعلاوه، او می فهمید که آرمانهای الهام بخشش خیلی بیشتر از آن کلی و تجریدی هستند که بتوانند مستقیما روی واقعیت اثر بگذارند. برای نیل به بهزیستی، یعنی برای این که این آرمانها را در دسترس همگان قرار داد، باید آن را در قالب امور عادی بریزند و سپس آن را به نفع بشریت مصیبت زده بکار برند.
 
   درست در هنگامی که این آرمانها به قالب امور عادی درآیند، اصطلاح "در صورت امکان" خودبخود ظاهر می شود، و وقتی که بین دو جناح متخاصم تصادم پیدا شد، این اصطلاح یک طرف را وادار می سازد که امتیازات "معینی" بدهد و طرف دیگر هم تقاضای خود را به میزان "قابل ملاحظه ای" تعدیل کند. برای لیبرال ما تمام این موضوعات روشن بود، و با توجه به این نکات برای نبرد با [برای] حقیقت کمر بر میان بست...           با هم می شنویم.
 
 
 
سالتیکوف شچدرین
1885
 
 
برگرفته از وبلاگ حوضخانه
 
 

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com