نوشته: نیک بیمس

ترجمه: تحریریه امید

 

دیدار سالیانه صندوق بین المللی پول (IWF) و بانک جهانی در انتهای هفته [گذشته] به پایان رسید. اما چشم اندازی برای پایان بحران مالی-اقتصادی و رشد اقتصاد جهانی قابل مشاهده نیست.

به نظر می رسد که حوزۀ یورو در برابر سومین رکود اقتصادی از زمان بحران مالی جهان در سال 2008 قرار گرفته است. و بیم آن می رود که سیاست های بانک های مرکزی بزرگ زمیه های فروپاشی دیگری را فراهم سازند.

اطلاعات منتشره پیش از نشست صندوق بین المللی پول و بانک جهانی نشان می دهند که رکود اقتصادی در آلمان محتمل است. از ماه جولای تولید صنعتی در آلمان چهار درصد کاهش یافته است. این بزرگترین پسرفت از ژانویه 2009 است. براساس نظرسنجی های صورت گرفته از مدیران فروش، میزان تقاضاها همچون سال 2009 به سرعت کاهش می یابند.

تولید کالاهای سرمایه ای در اوت امسال 8.8 درصد، کالاهای واسطه 1.9 درصد و کالاهای مصرفی 0.4 درصد کاهش یافته است. ساخت و ساز نیز دو درصد تنزل داشته و تنها تولید انرژی 0.3 درصد رشد نموده است.

صندوق بین المللی پول پیش بینی های خود را در مورد رشد اقتصادی در آلمان برای سال 2014 از 1.9 به 1.5 درصد و برای سال 2015 از 1.7 به 1.5 درصد تصحیح کرده است. این پیش بینی ها نیز احتمالا خوش بینانه هستند زیرا اقتصاد آلمان در سه ماهه دوم امسال کوچک شده. آلمان که به شدت به صادرات وابسته است با رکود در تمام اروپا و کسادی در برزیل –که بازار مهمی است- و همچنین با کاهش سرعت رشد اقتصادی چین مواجه است.

رکود اقتصادی جهانی، بی اعتمادی فزاینده به روندهای سیاست بانک های مرکزی و ناآرامی های ژئوپلیتیک رو به تزاید در اکراین و خاورمیانه، همگی شرایط نامطمئنی را برای بازارهای مالی فراهم کرده اند.

معاملات این هفته وال استریت با زیان سه روزه شاخص S&P 500  شروع شد که شدیدترین آن از سال 2011 بوده است. عامل مؤثر آن کاهش قیمت سهام شرکت های هواپیمایی در پی بحران ایبولا و سقوط سهم کنسرن های انرژی بود. قیمت نفت نیز در پایین ترین حد خود نسبت به چهار سال پیش قرار دارد. زیان بورس های جهانی در هفته گذشته بالغ بر 1.5 بیلیون دلار بوده است.

وحشت از یک بحران مالی دیگر، نمایندگان ایالات متحده آمریکا و بریتانیای کبیر را در روز دوشنبه گرد آورد تا به تجربیات مربوط به بحران سال 2008 بپردازند. لاری الیوت خبرنگار اقتصادی گاردین، اتمسفر حاکم بر اجلاس صندوق بین المللی پول را چنین گزارش می کند:

"اجلاس سالیانه صندوق بین المللی پول شبیه گردهمایی دیپلمات هایِ جهانیِ جامعه ملل در دهه 1930 بود. شرکت کنندگان مایوسانه می کوشیدند مانع جنگی جدید شوند، اما آن ها نمی دانستند که چگونه باید این کار را بکنند. آن ها می دیدند که نیروهای سیاه شکل می گیرند ولی برای دست زدن به حرکتی مؤثر نه سلاحی داشتند و نه اراده ای".

الیوت خاطرنشان می کند که صندوق بین المللی پول و بانک مرکزی خود بدان واقفند که سرازیر کردن پول به سیستم مالی قادر نیست آن چنان که باید اقتصاد واقعی را از طریق سرمایه گذاری و افزایش تولید جلو ببرد بلکه فقط به ریسک پذیری مالی بیشتر منجر می شود. آن ها همزمان از این هراسانند که افزایش نرخ بهره -به منظور جلوگیری از سفته بازی- اقتصادشان را به ورطه کسادی بکشاند. بنابر این "انگشتانشان را به هم حلقه کرده و روزهای بهتری را آرزو می کنند." الیوت این چنین ادامه می دهد: صندوق بین المللی پول می داند که چیزی در اروپا به طور وحشتناکی غلط پیش می رود، اما از انجام هر کاری در برابر آن ناتوان است.

سقوط شدید قیمت مواد خام نشانه ی روشنی است از گسترش رکود. براساس گزارش ها قیمت نفت در حال "سقوط آزاد" است. شاخص اصلی نفت خام برنت از اواسط سال،  24  درصد کاهش یافته است. سازمان جهانی انرژی اظهار می دارد که قیمت نفت به دلیل عرضه فزاینده و تقاضای رو به کاهش تحت فشار است.

امسال قیمت سنگ آهن -که به دلیل نقش فولاد در ساخت و ساز و تولید شاخصی مهم است- 41 درصد پایین آمده و در نازل ترین سطح نسبت به پنج سال پیش قرار دارد. شاخص فلزات صنعتی بلومبرگ 37 درصد نسبت به بالاترین مقدار آن پس از بحران مالی و 50 درصد نسبت به سطحی که در سال 2007 داشت سقوط کرده است. قیمت طلا به 38 درصد پایین تر از قیمت ماکزیمم در سال 2011 رسیده است. بهای تولیدات کشاورزی هم که معرف مهم دیگری است نیز به شدت کاهش یافته. قیمت ذرت 22 درصد پایین تر از ژوئن است. غلات در همین دوره ی زمانی با کاهش بهای 16 درصد و دانه ی سویا با کاهشی 28 درصدی در پایین ترین سطح در چهار سال گذشته قرار دارند.

رکود فزاینده، به دلیل ناامنی و آشفتگی بازارهای مالی وخیم تر می شود. رئیس فدرال رزرو آمریکا هفته گذشته گزارش اجلاس کمیته فدرال رزرو در ماه سپتامبر را منتشر کرد و فاش ساخت که: "بعضی شرکت کنندگان نگرانند که سقوط دائمی رشد اقتصادی و تورم در منطقه ی یورو به افزایش مجدد ارزش دلار منجر شود و اثرات منفی زیادی را بر صادرات آمریکا به جای بگذارد".

استانلی فیشر نایب رئیس  FED (فدرال رزرو) توضیح داد که بانک مرکزی تاثیرات تقویت دلار را بر تقاضای جهانی کالا و خدمات آمریکا تحت نظر دارد.

در پروتکل این سؤال مطرح می شود که فدرال رزرو باید با چه سرعت و به چه اندازه ای تلاش کند تا نرخ بهره را به سطحی مناسب بالا بکشد. خطر تلاطم از این واقعیت سرچشمه می گیرد که اگرچه ظاهرا  FED در مسیری تعریف نشده در تلاش برای بالا بردن بهره است، بانک مرکزی اروپا و بانک ژاپن آن را کاهش می دهند. این شرایط به اصطلاح تجارتی انتقالی (Carry Trade) را به وجود می آورد. سرمایه گذاران با بهره ی ناچیز از بازارهای بین المللی وام می گیرند و در اوراق بهادار آمریکایی سرمایه گذاری می نمایند. امری که ارزش دلار را افزایش می دهد و به صادرات آمریکایی لطمه وارد می آورد.

بلاتکلیفی سیاست فدرال رزرو به افزایش شدید در شاخص ریسک پذیری (VIX) منجر شده است.این شاخص تحرک بازار سهام آمریکا را تعقیب می کند. این شاخص پس از ماه ها سکون مرموز، در هفته گذشته 21 درصد افزایش یافت.

مشکلات بازارهای مالی به واسطه ی تفاوت در سیاست قدرت های اقتصادی افزایش می یابد. مشکلاتی که طی سمیناری در اجلاس   صندوق بین المللی پول IWF روشن شدند.

لارنس سامر وزیر اقتصاد پیشین ایالات متحده که در سال گذشته خطر یک رکود طولانی مدت در اقتصاد جهانی را هشدار داده بود، بر آلمان تمرکز کرد. او بازدهی اقتصادی درمان ناپذیر اروپا را مورد انتقاد قرار داد و آن را با بیست سال رکود مداوم ژاپن و کسادی اقتصادی دهه 1930 مقایسه نمود.

ولفگانگ شویبله وزیر اقتصاد آلمان این اتهام را که بحران نتیجه ی یک شکست سیاسی در اروپاست رد کرد. او اظهار داشت: "صریح بگویم، آمریکا علت بحران بود".

آمریکا و صندوق بین المللی پول مایلند که بانک مرکزی اروپا خرید اوراق بهادار را با قرضه دولتی گسترش دهد تا انگیزه ی اقتصادی به وجود آورد. ماریو دراگی رئیس بانک مرکزی اروپا بیان داشت که بانک مرکزی اروپا (EZB) در انتهای مرزهای امکاناتش قرار دارد. دراگی توانست در سال 2012 بحران اقتصادی در اسپانیا، یونان، پرتغال و دیگر کشورهای به شدت بدهکارِ منطقه یورو را دفع کند. او ضمنا گفت که بانک مرکزی اروپا "هر آنچه لازم باشد" انجام خواهد داد.

مداخلات بانک های مرکزی در شش سال گذشته نشان داده است که تزریق پول به افزایش سرمایه گذاری ها و به تولید بیشتر در اقتصاد واقعی –یعنی جایی که مرکز بحران در آن قرار دارد- نمی انجامد. تنها کسانی که از این امر منتفع خواهند شد بانک ها، مؤسسات مالی و سوداگران خرپول هستند.

چند دستگی های عمیقی نیز در بانک مرکزی اروپا وجود دارد. نمایندگان آلمان هم اکنون بر علیه خرید اوراق بهادار رای داده اند و این امر قطعی است که آن ها همه ی تلاش های بانک مرکزی برای فروش قرضه های دولتی و گسترش سیاست های انبساطی را رد خواهند کرد.

مباحثات صندوق بین المللی پول تصویر طبقه مسلط آشوب زده ای را ترسیم می کند. الیت حاکم بر سر این سؤال که چه باید بکنند مجادله می کنند و در موقعیتی نیستند که برنامه ای بریزند که حتی فقط افق یک رشد اقتصادی را به تصویر بکشد. آن ها شدیدا به این امر آگاهند که بر بشکه ای از باروت نشسته اند.

تنها چیزی که در آن متحدند ترسشان است. ترس از وخیم تر شدن شرایط اجتماعی. بیم از نابرای اجتماعی رو به تزایدی که با انفجار مبارزات اجتماعی از پایین به اضمحلال نظم اقتصادیشان منجر خواهد شد.

 

Nick Beams | WSWS

http://politik-im-spiegel.de/dunkle-wolken-ziehen-ber-der-weltwirtschaft-auf/

http://www.wsws.org/de/articles/2014/10/15/econ-o15.html

 

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com