نوشته: سرگئی کیریچوک

ترجمه: تحریریه امید

 

در شهر خارکف اوکراین، اخیرآ مجسمه لنین پایین کشیده شد.سازمان دهندگان آن پنهان نکردند که این کار برای انتقام از تلاش فعالان حزب کمونیست، در برگزاری تظاهرات صلح، بود. همان طور که می دانید، آن تظاهرات بوسیله پلیس وبه همراهی دسته جات نازی ها برهم زده شد.

این آن چیزی است که نخست وزیرآرسن آواکوف در فیس بوک نوشت: " لنین؟ بگذار سرنگون شود....فقط ایکاش که مردمی زخمی نمی شدند. گوئی این سمبل خونخوار کمونیستها، در زمان حیاتش، به قربانیانش نیفزوده بود. فقط اگر اراذل و اوباش از احساسات خارکفی ها برای موج برخورد های بعدی شان بهره برداری استفاده نمی کردند."

این چیزی است که آن وزیر تشخیص داد، غارت و تخریب می تواند منجر به بیشتر شدن خشم و درگیری بینجامد، اما نازی ها را آزاد گذاشت. آنها اطمینان می دهند که همه چیز را تحت کنترل دارند. آواکوف نوشت : " نیروی های مخصوص وزارت داخله و گارد ملی آماده اند با تحریک کننده گانی که میخواهند از موقعیت استفاده کنند مقابله کنند. بنابراین بهتر است کاری صورت نگیرد."

ما در این مورد هیچ تردیدی نداریم. تردید نداریم که برای شرکت در هر تظاهراتی که نتیجه سیاست های این دولت  باشد "تحریک کننده گان" مورد اتهام خواهند بود. اینا بوهوسلوسکا Inna Bohoslovska  ( سابقا یک عضو سرشناس حزب یاکونویچ) که حالا البته جزو حامیان رژیم جدید است، از تخریب لنین شاد شد: " برای مدت طولانی ما برای یک پلیس معمولی در خارکف جنگیدیم. و حالا 20 درصد افسران پلیس کاملآ وطن پرست هستند. پلیس آن کار پرزحمت را بعهده گرفت و آنها هر روز تروریست ها و جدایی طلبان را دستگیر می کنند."

بوهوسلوسکا هرگز یک سیاست مدار مستقل نبود، او سخنگوی پینچوک (Pinchuk) الیگارش بود. او سخنگوی الیگاریشی اوکراین بود. آنها در حال ساختن دولت رؤیائی خود هستند، جایی که بتوانند غارت و چپاول کنند و معترضان را " تروریست" بنامند. لیبرالهای ما آشکارا از رفتن کشور به راه و سبک  سالهای 1970 دیکتاتوریهای اقتصاد نئولیبرالی آمریکای لاتین با پشتوانه دیکتاتوری نطامی خوشحالند. پیش به سوی پینوشه – این بت نئولیبرالها.

الیگارشی امروز " دوران طلائی اش" را تجربه می کند، که هر شرکت کننده ای در یک تظاهرات "تروریست" قلمداد می شود. و برای درهم شکستن تظاهرات از دستجات شبه نظامی اشتفاده می کنند. البته این سیستم بنا به شواهد تاریخی احتیاج هیستری فزاینده و  به شستشوی مغزی در رابطه با تاریخ نیاز دارد. تمام تاریخ سرزمین اوکراین مدرن ( از زمان اوکرائینی های نخستین " proto-ukrainians" تا اکنون) به عنوان تاریخ ملتی توضیح داده می شود که برای استقلال تلاش کرده اند و همین تلاشها بود که ضرورتا به ایجاد رژیم سیاسی کنونی انجامیده است. این فقط یک جنگ بین تمدن و بربریت نیست.

خارکف اولین پایتخت اوکراین بود؛ هواپیما و موشک می ساخت، اتم را شکافت و تانک های T-34 می ساخت، توربین های نیروگاههای تولید برق را ساخت که به همه دنیا صادر میشد. خارکف بدون لنین یک ناسیونالیسم کوته فکراست، نوعی هذیان ساده انگارانه است با البسه سنتی؛ محو دانش است و علوم. بدون دلیل نبود که چند نفری از نازی ها موقع تخریب بنای یاد بود زخمی شدند – سطح سواد و دانش آنها حتی برای تخریب یک شئی کافی نبود تا چه رسد به ساختن آن.

البته گفتن این که لنین بنیان گذار اوکراین بود یک اغراق است، اما حقیقت این است که وجود امروزی مرزهای اوکراین نتیجه فعالیت لنین و حزب سیاسی او بود. تخریب مجسمه یک از بنیان گذاران کشور توسط نازی ها عملآ حکم مرگ آینده مرز های کنونی آنرا بدنبال خواهد داشت.

 

Sergei Kirichuk

30 سپتامبر 2014

 

منبع:

http://liva.com.ua/lenin-kharkov.html

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com