Print this page

 

 

نوشته آرتم کیریپچنوک

ترجمه تحریریه امید

توضیح سایت: درج مقاله حاضر نه به خاطر دقت تحلیلی آن، بلکه از این رو صورت می گیرد که تصویری از مباحثات در میان کمونیستهای اوکراین و دید آنان نسبت به وقایع اوکراین و جهان به دست می دهد. کیریپچنوک با بررسی تشابهات وقایع اوکراین و اسرائیل به این واقعیت که هر دو جنگ بر متن شرایط جهانی معینی و در ارتباط با این شرایط اتفاق می افتند نزدیک می شود. امری که نزد اکثریت چپ – لااقل ایران – در برخورد به تشنجات روزافزون خاورمیانه وارد نمی شود. نزد چپ ایران تشنج در خاورمیانه دلایلی کاملا متفاوت از جنگ در شرق اوکراین دارد که به زعم این چپ ناشی از جدال بین آمریکا و روسیه است. به همین دلیل هم به سادگی می تواند در برابر سرکوب مردم دنباس شانه بالا بیندازد و حتی بیش از آن، به طرق مختلف و از جمله با برجسته کردن "امپریالیسم روسیه" و نشان دادن اوکراین به عنوان یک قربانی تعرض این امپریالیسم، حتی جانب دولت دست نشانده لیبرالی-فاشیستی اوکراین را بگیرد. مقاله کیریپچنوک نشان می دهد که در اوکراین نیز کمونیستهائی هستند که از مرزهای این نگاه محدود چپ فراتر رفته اند.

مقاله حاضر در ماه ژوئیه و پیش از تعرض وسیع میلیشیای خلقی دنباس در ماه اگوست و شکستهای سنگین ارتش اوکراین به نگارش درآمده است. نتایج وقایع جنگ دنباس برای خونتای لیبرالی-فاشیستی کی یف بسیار سنگین تر از آن بوده اند که نویسنده در پایان مقاله پیش بینی می کند.

تحریریه امید

************************

 

اولین باری که من مقایسه ای بین جنگ در شرق اوکراین و جدال اسرائیل-فلسطین را دیدم سه هفته قبل و در مقاله ژورنالیست لیبرال ویتالی پورتنیکوف در پورتال Facets pv بود. امروز این شبیه سازی در ادبیات جریان اصلی لیبرالی در اوکراین و روسیه جا افتاده است. اسرائیل و رژیم اوکراین به مثابه تجسم تمدن اروپائی، نور و خوبی دیده می شوند. فلسطینی ها و شرق اوکرائینی ها "تروریستند"، کله پوک و پوست کلفت و تنها قادرند زبان بمب و موشک را بفهمند.

این ممکن است که تشابهات بین اسرائیل و اوکراین دور از واقعیت نباشند.

اول این که در هردو جا، یعنی در فلسطین و در دنباس، در جوهر یک مناقشه استعماری در جریان است. اسرائیل آخرین دولت کولونیالیستی کلاسیک بر کرۀ زمین است که هدف راندن مردم اصیل فلسطین در مناطق اشغالی و بی ثبات سازی کشورهای همسایه ای را دنبال می کند که ممکن است برای او تهدیدی به شمار بیایند.

مرگ سه جوان شهرک نشین تنها مقدمه ای است برای یک عملیات نظامی که بدون آن این اسپارتای جدید نمی تواند موجودیت داشته باشد. همانطور که موشه دایان در اوایل سال 1955 اظهار داشته بود که: "انتقام ریشه زندگی ماست. بدون آن ما مردم مبارزی نخواهیم بود و مردمی بدون یک رژیم جنگجو مردمی از دست رفته اند".

اما آیا اسپارت بدون یک کریپتیای دیگر می تواند زنده بماند؟ [کریپتیا بنا بر تعریف ارسطو روش سرکوب اسپارتی ها در مقابل هلوتها بود که از نظر جمعیت انبوه تر بودند – توضیح مترجم] یک راه فهم انگیزه ها و دلیل آغاز "عملیات صخرۀ همیشگی Operation Enduring Rock" اسرائیل در غزه دیدن این عملیات به عنوان واکنش اسرائیل به درهم شکستن سیاست آمریکا در خاورمیانه، بی ثباتی در عراق و تقویت ایران است. ظاهرا کابینه اسرائیل تصمیم گرفته است که وقت آن رسیده که حضور اسرائیلی های قلدر در حال عملیات از تل آویو را به نمایش گذاشت.

در مقابل، در شرق اوکراین، رئیس جمهور خونتا، پوروشنکو، در حال کولونیالیزه کردن داخلی کشور در خدمت به منافع اروپای واحد، رهبران ناسیونالیستها و گروههای الیگارشهاست. ناسیونالیستها تنوع نژادی، زبانی و فرهنگی اوکراین را به رسمیت نمی شناسند و فراخوان به بیرون راندن مردم "غلط" در مناطق شرقی داده اند. به بیان دیگر، آنها به دنبال "اوکرائینیزه" کردن کشور در عین وجود یک جمعیت متنوع هستند. اروپای واحد خواهان نابودی صنعت اوکراین متمرکز در شرق کشور و گذار اوکراین به یک عرضه کنندۀ نیروی کار ارزان و بازاری برای محصولات اروپائی (و بویژه آلمانی) است. الیگارشها هم در رؤیای غارت منابع دولتی و همچنین دارائی های رقبای شرقی خودشانند.

دوم، اوکراین روشهای کولونیالیستی جنگ را که توسط اسرائیلی ها عملی می شود، وارد کرده است. این پدیده برای نخستین بار در آغاز قرن بیستم ظاهر شد. هنگامی که اروپائی ها همراه با شروع جنگ جهانی اول آغاز به استفاده از ترور و کشتار جمعی بر علیه شهروندان غیر نظامی در کشورهای همسایه نمودند. قتل عامهای توده ای و پاکسازی های نژادی در هندوستان و کنگو و آسیای صغیر [اشاره به قتل عام ارامنه در ترکیه – توضیح مترجم] و ایرلند واقع شدند. بین دو جنگ جهانی و در فاصله بین سالهای 1914 تا 1945 این روشها در اوکراین بر علیه بهودی ها، صربها، روما، روسها، اوکرائینی ها و لهستانی ها به کار گرفته شد.

نوآوری امروز اسرائیلی ها در "جنگ بر علیه ترور" مورد توجه و تحسین دست راستی ها و فاشیستها قرار گرفته و در حال حاضر در اوکراین پسا کودتا به اجرا گذاشته می شود. ما اکنون شاهد موارد بسیاری از آدم ربائی، شکنجه، مجازات جمعی، بمباران مناطق مسکونی و موج دهها هزار پناهنده ای هستیم که ناچار به فرار شده اند. پراتیک اسرائیلی ها اکنون اوکرائینی شده است.

سوم، جنگهای اسرائیل و اوکراین با غلیان بی سابقه ای از هیستری ناسونالیستی همراه بوده اند. آتش سوزی ادسا، بلواهای خارکف، ماریوپل و کی یف و اعمال افراطی نئونازی ها مقدمه ای بر باصطلاح "عملیات ضد تروریستی" در شرق اوکراین بودند. در اسرائیل نیز شهرک نشین ها و فاشیستهای اسرائیلی به ضرب و شتم عربها در بازارها پرداخته و تین ایجر عربی را زنده زنده سوزاندند. باید توجه داشت که این بروز خشم و خشونت تا چند سالی قبل به سختی می توانستند واقع شوند. در عمل چیزی که ما می بینیم نتیجه سالها پروپاگاند ناسیونالیستی راه اندازی شده در سطح دولت و برای تخریب جامعه به نفع رفرمهای نئولیبرالی بودند. تعجبی نیست که اوکراین و اسرائیل در شمار دست راستی ترین دولتهای جهان قرار دارند. ایدئولوژیهای دست راستی و ناسیونالیستی به طور اجتناب ناپذیری به کینه، خشونت و جنگ می انجامند.

و بالاخره چهارمین و آخرین تشابه بین این دو جدال در آن است که این ماجراجوئی می تواند به انزوا و وقایع غیر قابل پیش بینی ای بیانجامد. اسرائیل البته با آتش بازی با کبریت در کنار بشکه های نفت نا آشنا نیست. اما این بار یک نمایش قدرتی دیگر می تواند به شمشیر دو لبه ای منجر شود. اسرائیل در شمال با سوریه جنگزده هم مرز است و در شرق یا اردن – تنها کشوری که دچار بهار عربی نشد، اما خود با عراقی جنگی هم مرز است و همچنین اکثریت ساکنان خود آن را فلسطینی ها تشکیل می دهند.

اولین سورپرایزی که اسرائیل با آن مواجه شد موشکهای دوربرد حماس بودند که به شهرهای اسرائیلی شلیک شدند و اسرائیل انتظار آنان را نداشت. اولین قربانی این حملات اسطورۀ اتحاد در میان اسرائیلی ها در مقابل دشمن خارجی بود. اولین موشکهای شلیک شده توسط حماس در شهرهای فقیر جنوب فرود نیامدند، بلکه در قلعه های "طبقۀ متوسط" اسرائیل که هنگام شلیک موشکها در بستن درهای پناهگاههای لوکس خود به روی اسرائیلی های فقیر شتاب می کردند.

در حالی که ماجراجوئی نظامی کنونی هنوز در مراحل اولیه اش است، با این حال چشم اندازهای "هیجان انگیزتری" در انتظار کی یف است. دستگیری رهبر نظامی میلیشیا، استرلکوف، فعلا به تعویق افتاده است و عملیات می تواند زمانی طولانی را به خود اختصاص دهد. در این چهارچوب بیان این که "اوکراین اسرائیل جدید است"، یعنی این که اوکراین یک کشور میلیتاریزه است همانطور که اسرائیل برای نیم قرن بوده است، چندان طنین خوشایندی ندارد. کسی نمی داند که دولت پوروشنکو چگونه می خواهد جوخه های مرگ الیگارشها و فاشیستها را کنترل کند. چشم اندازهای اقتصادی شرق اوکراین تیره اند چرا که ارتش در حال بمباران شهرها و بر جا گذاشتن ردپای تراژیکی در آنجاست.

بنا بر این آقای پوروشنکو و حامیان وی احتمالا حق دارند. شباهتهای نیرومندی بین "عملیات ضد تروریستی" اوکراین و "صخرۀ شکست ناپذیر" اسرائیل وجود دارد.

14 июля 2014

Artem Kirpichenok

14 ژوئیه 2014

منبع:

http://liva.com.ua/ukraine-israeli.html