Cialis (Tadalafil) 20mg rezeptfrei in Deutschland kaufen tadalafil 20mg |tadalafil kaufen | 100% gnstigsten Preis fr Cialis tadalafil 20mg Cialis (Tadalafil) 20mg rezeptfrei in Deutschland kaufen tadalafil 20mg |tadalafil kaufen | 100% gnstigsten Preis fr Cialis tadalafil kaufen Cialis (Tadalafil) 20mg rezeptfrei in Deutschland kaufen tadalafil 20mg |tadalafil kaufen | 100% gnstigsten Preis fr Cialis cialis 20mg Kamagra kaufen in Deutschland Kamagra bestellen online kamagra kaufen KAMAGRA ORIGINAL Deutsch Online Store: diskrete Lsung fr Erektionsstrungen: Kamagra (Generic Viagra), Apcalis (Cialis) - zuendstoff.at kamagra original Acquisto Kamagra prezzo basso 50/100mg online in Italia, Kamagra Italia kamagra italia Levitra Generico in farmacia Italiana online al migliore prezzo levitra prezzo

امید - پارلمان جدید اروپا « پارلمان نئو نازی ها و راست افراطی»، نه چندان «نازی» و نه چندان «راست افراطی»

 

 پارلمان جدید اروپا « پارلمان نئو نازی ها و راست افراطی»، نه چندان «نازی» و نه چندان «راست افراطی»

نوشتۀ: وین مدسن

ترجمه: تحریریۀ امید

 

توضیح: تغییرات سریع و عظیم در جغرافیای سیاسی و ایدئولوژیک جهانی بدون تردید یکی از مشخصات بارز دورۀ معاصر را تشکیل می دهد. تحولات مربوط به احزاب اروپائی، تضعیف احزاب سنتی و پیدایش و تقویت احزاب و دسته بندیهای جدید نیز یکی از عرصه هائی است که این تغییرات خود را نشان می دهند. به ویژه قدرتگیری احزاب راست بورژوازی در اروپا به مباحث متعددی دامن زده است. این تحول همراه با رشد فاشیسم و نازیسم در اوکراین و تبدیل آن به یک قدرت دولتی، از جمله به مباحثه درباره چرخش نظامهای سیاسی اروپای غربی به سمت فاشیسم نیز دامن زده است. یک ویژگی این مباحثات اما در آن است که احزابی که در غرب اروپا به مخالفت با رشد راست افراطی و فاشیسم می پردازند، معمولا همان احزابی اند که در اوکراین از دولت فاشیستی-الیگارشیک آن حمایت می کنند. این امری است که بویژه در چپ اروپا مشاهده می شود. مقالۀ حاضر تصویر قابل توجهی از تحولات درون خود گروهبندیهای راست افراطی به دست می دهد که نا کارآمدی تببینهای کلیشه ای از راست افراطی و پیوند مستقیم بین آن و آنتی سمیتیسم را نشان می دهد. امری که در خود اوکراین نیز با ائتلاف نازیهای غرب اوکراین و الیگارشهای یهودی شرق این کشور صف بندی غریبی را شکل داده است. این که چنین آرایشهائی تا چه حد پایدار بمانند و این که خود این گردش به راست در صحنۀ سیاست اروپا تا چه حد مناسبات سیاسی و اشکال حکومت را دستخوش تغییرهای پایه ای خواهد کرد، نیازمند بررسی دقیق تر دلایل این تحولات است. امری که مقالۀ حاضر به آن نمی پردازد و امیدواریم که در نوشتجات دیگری به آنها بپردازیم.

در رابطه با مقالۀ حاضر توضیح یک نکته درباره احزاب چپی که نویسنده آنها را سابقا مارکسیست- لنینیست و اکنون طرفدار اروپای واحد می خواند، لازم است. مشاهدۀ نویسنده در زمینه تحول این احزاب مشاهده ای است درست. آنچه اما نویسنده بدان نمی پردازد این است که این احزاب به درجه ای و تا آنجائی به احزاب طرفدار بلوک سرمایه داری اروپای واحد شده اند که پیش از آن هم از مارکسیسم گذر کرده و با پسا مارکسیسم بنیانهای نظری دمکراتیک جامعۀ بورژوائی را از آن خود کرده اند و هم تماما و اساسا با تلقی لنینی از مبارزۀ طبقاتی وداع کرده اند. به این موضوعات در مقالۀ دیگری که در دست ترجمه است می پردازیم.

تحریریۀ امید

 **************************************

 

در میان دندان قروچه ها و موهای سر خود را کشیدن توسط بوروکراتهای اروپایی و کارشناسان گران قیمت در رسانه ها درباره این که پیروزی جبهه ملی مخالف اروپا در فرانسه، حزب استقلال انگلیس، حزب مردم دانمارک و دیگر احزاب «راست افراطی» در انتخابات پارلمان اروپا، می تواند به معنی مرگ قریب الوقوع اتحادیه اروپا باشد، برخی مشاهدات خونسردانه لازم است. همانطور که احزاب کمونیستی که زمانی مارکسیست- لنینیست شناخته می شدند، همراه با سایر دوستان ضد سرمایه داری شان در جنبش حزب سبز اروپا امروز در ستایش اروپای واحد چهچهه می زنند، "نئو فاشیست" ها هم در نظرات خود تعدیل کرده اند و دیگر نمی توان آنها را «نئو نازی» خواند و تماما مخالف اتحادیۀ اروپا قلمداد نمود. بسیاری از احزاب بدبین به اروپا (Eurosceptic)، به عنوان مثال حامیان ناتو هستند، که بنا بر نظر خیلی ها تنها یک  بازوی نظامی اروپا تحت رهبری آمریکائی هاست.

همچنین مهم است که توجه داشته باشید که بزرگترین برنده انتخابات اخیر پارلمان اروپا، منجر به یک پیروزی بزرگ برای بی تفاوتی نسبت به این انتخابات شده است. حضور مردم در انتخابات در سراسر اروپا و حتی در کشورهایی مانند لیتوانی و بلژیک که در آن انتخابات کشوری هم همزمان برگزار شد و در انگلستان و ایرلند که در آن انتخابات محلی همزمان با رای گیری پارلمان اتحادیه اروپا اجرا شد کم بود.

مهم ترین خبری که به طور گسترده توسط رسانه های اروپا و مطبوعات آمریکا دربارۀ آن سکوت شد و محتوای آن در کنسرنهای بزرگ مدیائی اروپا نادیده گرفته شد این بود که اگر زمانی جبهه ملی فرانسه و دیگر احزاب راست که زمانی «راست افراطی» بودند، اکنون دیگر این در مورد آنها صدق نمی کند. به ویژه هنگامی که موضوع حمایت این احزاب از اسرائیل به میان می آید.

اگر چه حزب دموکرات ملی آلمان، فجر طلائی از یونان، و حزب یابیک در مجارستان عناصر آنتی سمیتیستی روشنی دارند، اما دیگر احزاب راست افراطی مانند جبهه ملی در فرانسه، حزب آزادی در هلند، حزب آزادی اتریش، دموکراتهای سوئد (و رومانی های بزرگ، که به خاطر ضعف انتخاباتی و کمبود رای از پارلمان اروپا حذف شدند)، شعارهای آنتی سمیتیستی خود را حذف کرده اند.

بسیاری از احزاب جناح راست موافقت ها و قرارهایی با احزاب جناح راست اسرائیل گذاشته اند. به ویژه با حزب لیکود و گروه های یهودی در سرزمین های مربوطه خود. برخی از این رهبران که سابقا از رهبران احزاب «نئو نازی» بوده اند، دعوت نامه ای از حزب لیکود گرفته اند، و جنبش مهاجران اسرائیل پذیرفته است که این افراد از اسرائیل بازدید کنند. در دسامبر 2010، رهبر اتریشی حزب آزادی اتریش FPOهاینتس کریستیان اشتراخه، رهبری یک هیئت نمایندگی از احزاب راست افراطی اروپا را به عهده داشت که صدور "بیانیه اورشلیم" را در آنجا به دنبال داشت. بیانیه  حق موجودیت اسرائیل، حق آن در ایجاد شهرک های یهودی نشین در کرانه اشغالی غرب، و نیاز به حداکثر اقدام برای دفاع از خود در صورت نیاز در برابر "تروریسم اسلامی" را تایید می کند. این تغییر بزرگی برای FPOبود، چرا که این سازمان زمانی از صدام حسین در برابر صیهونیست های اسرائیل و امپریالیسم آمریکائی دفاع می کرد. این جابجائی FPOبه طرف مرکز از طرفی بسیار تعجب آور است چرا که یورگ هایدر یکی از رهبران FPO قبل از  اشتراخه زمانی « نوه معنوی هیتلر» خوانده می شد.

همراهان اشتراخه در سال 2010 در سفر اسرائیل عبارت بودند از فیلیپ دوینتر، رهبر حزب منافع فلامان ( فلامس بلانگ = بلژیک) و یک حزب سابقا نئو نازی؛ گرت ویلدرس رهبر کنونی حزب اسلام هراس در هلند به نام حزب آزادی؛ رنه اشتادکویتز رهبر حزب آزادی آلمان؛ و کنت اکروت عضو حزب دموکرات سوئد در پارلمان سوئد بودند.

استراتژی اسرائیل در رابطه با احزاب راست افراطی کار آمد بود. دشمن مشترک احزاب جناح راست اسرائیل و بسیاری از احزاب ملی گرای اروپایی در این مقطع اسلام است. این بیان در نوشته های آندرس بری فیک، قاتل دسته جمعی، عضو سابق حزب راست افراطی ترقی نروژی دیده می شد، که حمایت خود را از اسرائیل اعلام و همزمان  ظاهرا مدعی زمینه های مشترکی با احزاب نئو فاشیست در آلمان در این زمینه ها بود.

تا آنجایی که به ناتو مربوط است، جناح راست افراطی برای حفظ و نگهداری مداوم از اتحاد نظامی به رهبری ایالات متحده و حضور نظامی ایالات متحده در اروپا حمایت می کند. گسترش و استقبال از نیروهای نظامی ملتی که به طور گسترده برای در هم کوبیدن ارتش آدولف هیتلر و بنیتو موسیلینی 70 سال پیش کمک رساندند، چندان ربطی به «نازی» ها ندارد. با این حال، FPO های اتریشی، دموکراتهای سوئدی، و حزب فنلاندی ها زیاد با سنت ملت خود که موافق حذف رابطه و مشارکت در ناتو هستند، مخالفت نمی کنند. جبهه ملی فرانسه و UKIP، در همه پرسی موافق یا مخالف ناتو، صریحا حمایت خود را از رئیس جمهور روسیه ولادیمیر پوتین در اوکراین بیان کرده اند، این دیدگاهی است که آنها را در موقعیت خوبی در برابر اتحاد اروپا و ناتو در بروکسل قرار نمی دهد.

همچنین تمایلاتی در اشتباه گرفتن ورود گسترده احزاب راست در اتحاد اروپا با محبوبیت گروههای تجزیه طلب دیده می شود. تجزیه طلب به معنای «فاشیست» و یا ضد اتحادیه اروپا نیست، به ویژه پس از اینکه حزب ملی اسکاتلند SNP(حزب ملی اسکاتلند)، که در رفراندوم استقلال در سپتامبر با لندن رقابت خواهد کرد، ترجیح میدهد که اسکاتلند مستقل در اتحادیه اروپا باشد حتی اگر انگلستان و ولز انتخاب بر ترک اتحاد اروپا کنند. این برای کاتالونیا هم صادق است، که عضویت در اتحاد اروپا را به عنوان روشی برای رهایی از کنترل مادرید می بیند.

در رابطه با پشتیبانی SNPاز اتحادیه اروپا در انتخابات اخیر یک برداشت اشتباه وجود دارد. ملی گرایان اسکاتلند در دستیابی به کرسی سوم اسکاتلند در مجلس اعطا شده از سوی اتحادیه اروپا شکست خورده اند. کرسی ای که در اختیار لیبرال دموکراتهای شکست خورده در همه جا اما نه به پایان کار رسیده بود، به حزب استقلال انگلستان (UKIP) رسید. UKIP به شدت با استقلال اسکاتلند مخالف است و حتی مخالف تفویض قدرت برای اسکاتلند است. در واقع SNP موفق به جذب احساسات رای دهندگان اسکاتلندی بر علیه اتحاد اروپا نشد، هر چند که بسیاری از اسکاتلندی ها، اسکاتلندی مستقل را ترجیح می دهند. برخی از مقامات SNPسعی بر این دارند که حمایت های گذشته خود از اتحاد اروپا را به طرف نگاهی کمتر بروکسلی هدایت کنند.

SNP وهمکاران آنها در حزب ولز Welsh Plaid Cymru ، خود را همیشه چپ میانه رو می دانستند و قطعا هیچ گاه خود را در کمپ راست نمی دیدند. این امر برای کاتالان های ناسیونالیست هم صادق است، جنبشی که بین حزب راست و چپ افراطی تقسیم شده است.

ورود بلوک بزرگی از احزاب بدبین به اروپا به پارلمان استراسبورگ موجب سردرگمی در حد فاصل راست، میانه و چپ شده است. شاید دلیلش این باشد که برچسب های قدیمی ای که در طیف سیاسی به کار گرفته می شد، دیگر کاربردی ندارند. حتی خود این طیف دیگر به کار برده نمی شود.... این را می توان در ائتلافهای تغییر یافته در میان گروه های پارلمانی در اتحادیه اروپا مشاهده کرد.

به طور مثال، به دست آوردن مقام اول جبهه ملی در فرانسه، آن را به رهبر مهمی از ائتلافی تعیین کننده در تصمیم گیریهای بزرگ در پارلمان تبدیل کرده است. رهبر جبهه ملی مارین لوپن فورا دست به کار ایجاد یک ائتلاف جدید ناسیونالیستی و ضد اتحادیه اروپا، معروف به ائتلاف اروپائی آزادی (EFAEuropean Freedom Alliance) که در بر گیرندۀ حزب آزادی هلند به رهبری گیرت ویلدرز، حزب آزادی اتریش، حزب فلامن های بلژیک، لگا نورد ایتالیایی، حزب ملی اسلواکی و دموکرات های سوئد است. لگا نورد اعلام کرده است که ائتلاف اروپای آزاد و دموکرات (EFD) متعلق به یوکیپ یا حزب استقلال انگلستان را ترک کرده و به گروهبندی جدید ائتلاف اروپائی آزادی (EFA) می پیوندد. همچنین (EFD)، حزب مردم دانمارک و حزب فنلاندی را به نفع ائتلاف محافظه کاران اروپا از دست می دهد، ائتلافی که تحت کنترل محافظه کاران انگلیس و اصلاح طلبان (ECR) است. این جابجایی ای روشن به طرف میانه از سوی این دو حزب دست راستی است. با این حال (EFD) ظاهرا بیشتر تمایل به عضو گیری و جذب حزب پر سر و صدا و غیر متعارف  "کنگره راست جدید" (KNP) در لهستان است.

ECR و EFD برای حمایت احزاب جدید دیگر در مجلس، از جمله حزب ضد یوروی آلترناتیو برای آلمان (AFD)، یونانیان مستقل (ANEL) و حزب "مردم عادی و شخصیت های مستقل" (Olano) از اسلوونی به رقابت می پردازند.

نئو نازی های یونان، مجارستان و آلمان بدون حمایت دیگر احزاب جناح راست فاقد حداقل مورد نیاز برای داشتن یک بلوک به رسمیت شناخته شده در مجلس هستند. قاعده این است که نمایندگان مجلس باید یک بلوک از حداقل یک چهارم از کشورهای عضو اتحادیه اروپا داشته باشند. جابجایی «راست افراطی» به میانه از طرف احزاب اتریش، دانمارک، ایتالیا، بلژیک، هلند، دانمارک و فنلاند، منجر به آن شده است که نازی ها در کلوپهای پارلمانی حضور ندارند تا بتوانند در آبجو خوریها کودتائی در استراسبورگ را سازمان دهند [اشاره نویسنده به کودتای هیتلر در آبجو خوری مونیخ در سال 1923 است].

بنابراین از همان ابتدا، شکاف بزرگی بین احزاب جناح راست وارد شده به پارلمان اروپا وجود داشته است. به نظر میرسد که غرغر و ترس یوروکراتها [بوروکراتهای اروپائی] و کاسه لیسهای رسانه ای آنها تنها وقت تلف کردن است.

 

منبع:

http://www.strategic-culture.org/news/2014/06/04/european-parliament-neo-nazi-far-right-not-so-nazi-not-far-right.html

 

 

 

 

 

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com