نوشتۀ دیوید سوانسون

ترجمه: تحریریۀ امید

توضیح: انتخاب مطلب حاضر به علت توضیحات روشنگرانه ای است که نویسنده در زمینه نقش ورزش در سرمایه داری معاصر به آن می پردازد. در عین حال نویسنده بر مسأله ای تأکید می کند که برای مبارزه کمونیستی در کشورهائی نظیر برزیل حائز اهمیتند که از یک سو سیاستهای آشکارا ضد کارگری و بر علیه تودۀ زحمتکشان را تعقیب می کنند و از سوی دیگر خود مورد تعرض رقبای قدرتمند بلوک ترانس آتلانتیک هستند. در خوش بینی نویسنده در پایان مطلب مبنی بر تأثیر گذاری روشهای سمبلیک اعتراض به هیچ وجه نمی توان با او شریک بود. عنوان نوشته اشاره ای است به روم باستان که برای آرام نگه داشتن شهروندان فقیر نان در میانشان پخش می کردند و نبردهای گلادیاتورها را برای سرگرم کردنشان سازمان می دادند.

******************************************

نویسنده " رقص برزیل با شیطان" دیوید زیرین ، باید ورزش دوست باشد همان طور که من هستم، بهمان شکلی که میلیاردها نفر دیگرمثل ما هستند، اگر غیر از این بود او نباید به نوشتن در مورد رفتن مسابقات ورزشی به مسیر نادرست ادامه میداد. اما، عجب، آیا ورزش  به مسیر غلط رفته است!

برزیل برای میزبانی جام جهانی امسال انتخاب شده و همچنین برای المپیک در سال 2016.  برای این آمادگی دولت برزیل  200000 هزار نفر را از خانه هایشان آواره خواهد کرد، حذف محله های فقیر، قطع کمک به بخش خدمات عمومی، سرمایه گذاری در نیروی پلیس و نظارت های مخفی دولتی، استفاده از زندانیان برای ساختن استادیوم های غول پیکری که بعید به نظر برسد بیشتر از یک بار مورد استفاده قرار گیرند و " تعمیر" یک استادیوم معروف قدیمی (بزرگترین استادیوم دنیا برای 50 سال) و تبدیل کردن نیمی از ظرفیت آن به جایگاه لوکس. در همین مدت اعتراضات و مخالفت های عمومی و شعارهای بر روی دیوارها که "ما خواهان استاندارد های فیفا از جمله مدرسه و بیمارستان هستیم".

01-olympics

برزیل فقط یکی از آخرین کشور هایی است که برای میزبانی " افتخار آفرین"  مسابقات آنچنانی مثل المپیک و جام جهانی، علی رغم نتایج مصیبت بار آن، انتخاب شده است.  زیرین نشان می دهد که دولت ها اساسآ به نتایج غم انگیز آن به صورت مصیبت نگاه نمی کنند، بلکه درحقیقت این ها را به عامل اصلی توجیه اعمال خود می دانند:" دولتها این مراسم عظیم را دقیقا به خاطر مخاطراتشان برای رفاه عمومی، ساختن پروژه های بی درو پیکر ساختمانی وسرکوب های همراه آن می خواهند و نه علیرغم اینها."  درست همانطوری که یک توفان و یا جنگ می تواند بهانه ای برای لغو حقوق اساسی و تمرکز ثروت باشد، همین طور هم طوفان و تب مسابقات، اتفاقی و یا نه، ریشه در همان منطق آماده سازی ملت ها برای بر پایی جنگ دارد.

03-olympics

زیرین این حقیقت را نشان می دهد که آغاز المپیک مدرن بوسیله گروهی از آریستوکرات ها و ژنرال های جنگ طلب و ناسیونالیست به رهبری پیر دکوبرتین پایه گذاری شد که معتقد بود مسابقات "یک آمادگی غیر مستقیم برای جنگ" است. او گفت "در مسابقات تمام توانایی های که برای جنگ مفید است، به بهترین صورت نمایان می شود: بدون ترحم و رعایت حال وسلامتی حریفان، شهامت و آمادگی برای شرایط غیر قابل پیش بینی." بهر صورت، همین تجملات جشن های المپیک به شکل امروزی که ما می بینیم،  جشن افتتاحیه، رژه قهرمانان، دونده حامل مشعل المپیک، و بقیه آن بوسیله ستاد تبلیغات نازی ها برای بازی های المپیک 1936درست شد. اما از طرف دیگر شروع  جام جهانی فوتبال در سال 1934 در ایتالیای موسولینی با صحنه سازی برای تضمین پیروزی ایتالیا  شروع شد.

04-olympics

نگران کننده تر از آنچه که مسابقات ورزشکاران را برایش آماده می کند چیزی است که مسابقات تماشاچیان طرفدارشان را برایش آماده می کند. تشابهات بزرگی است بین نحوۀ حمایت و ستایش از تیم ملی و حمایت و ستایش از ارتش های کشوری. جرج اورول نوشته بود: " زمانی که پای حیثیت به میان بیاید، به مجرد این که احساس کنید شما و یا گروه تان بخاطر باخت مورد سر زنش و شرم قرار می گیرید، وحشیانه ترین غریزه های مبارزه در شما پدیدار خواهد شد." و حیثیت نیز فقط در برنده شدن تیم "شما" نیست، بلکه کشور "شما"، مهمان دار این مراسم بزرگ نیز باید برنده شود. زیرین با مردم برزیل که هنوز نظرات مخلوطی از مخالفت با بی عدالتی که المپیک بهمراه دارد ولی هنوز خوشحال بودند که المپیک به برزیل می آید، صحبت کرده است. او همچنین نظر سیاست مداران برزیلی که با دید افتخار ملی به این موضوع نگاه می کنند را نقل می کند.

05-olympics

از نقطۀ معینی به بعد، سود جویی، فساد و تجاری کردن، از ورزش پیشی می گیرد. زیرین نوشت که"المپیک همین قدر به ورزش مربوط است که جنگ عراق مربوط به دمکراسی." او نوشت "موضوع المپیک ورزشکاران نیستند. و مطمئنآ ربطی هم به نزدیک کردن «خانوادۀ ملت ها» به یکدیگر ندارد. آنها اسب تروای نئولیبرالیسم اند که قصد شان سود آوری  و به عقب راندن ابتدایی ترین آزادی های مدنی است ."

با همه این ها هنوز هم این چیز لعنتی در مورد ورزش است، مهم نیست را جع به چه چیز دیگری هم است، مهم نیست چه آلترناتیو و راههای دیگری برای پیشبرد ورزش قابل تصور است. این حقیقت پابر جاست که قهرمانان بزرگ در گیر مسابقات بزرگ در المپیک و جام جهانی اند. جذابیت این سیرک هنوز واقعی است، حتی زمانی که می دانیم به جای نان آوردن برای مردم نان را از آنان می رباید. و این سیرک همان قدر ممکن است برای وطن پرستان و افراد متمایل به میلیتاریسم خطرناک باشد که فقط یک جرعه آبجو می تواند برای یک الکلی خطرساز شود. با همۀ این احوالات، یافتن چیزی غیر عادلانه در عشق به ورزش واقعا دشوار است – لااقل برای من اینطور است.

06-olympics

بدون شک المپیک ها نسبت به مسابقات آمریکا مثل فوتبال آمریکائی، بیسبال و بسکتبال که با ستایش بی اندازه از ارتش آمریکاه همراهند کمتر بار میلیتاریستی – یا لااقل آشکارا میلیتاریستی – دارند: "متشکریم از مردان و زنان نظامی مان که در 175 کشور دنیا به مراقبت از امنیت ما مشغولند." همچپنین المپیک ها یکی از معدود زمان هایی است که مردم آمریکا مردمان دیگر کشور ها را در تلویزیون خود بدون وجود جنگ می بینند.

تصویری که زیرین از برزیل به من می دهد، مرا با احساس دوگانه ای بر جا میگذارد. گیرائی تحقیقات او فوق العاده است. او تاریخ غنی و پیچیده ای را توضیح می دهد. علی رغم تمام فساد و خشونت، من نمی توانم از علاقه خودم به ملتی که استقلال خودش را بدون جنگ بدست آورد، برده داری را بدون جنگ منسوخ کرد، با کمک مالی به مردم از فقر کاست، عملیات هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا را در سازمان ملل محکوم کرد، به همراه ترکیه به توافق بین ایران و آمریکا کمک کرد، به همراه روسیه، هند، و چین در برابر امپریالسیم آمریکا ایستاد و درست همان روزی که FCC در آمریکا لایحه محدود کردن اینترنت را پیشنهاد کرد اولین بیانیه حق اساسی برای استفاده باز از اینترنت را نوشت، جلو گیری کنم. برای جایی که چنین زخم های عمیقی دارد، چیز های خوبی هم برای دوست داشتن هست.

07-olympics

البته ایستادن در مقابل گروهی از انسانها که بر علیه این نابکاری ها اقدام می کنند، دشوار است. هنگامی که تعدادی خانه در یکی از محلات فقیر نشین حاشیه شهر برازیلیا باید تخریب می شد، هنرمندی از ساکنان این خانه ها عکس گرفت و عکسها را در ابعادی بزرگ به دیوارهای خانه ها چسباند. چیزی که نهایتا دولت را تاحدی شرمزده کرد که از تخریب خانه ها صرفنظر نمود. این روش مقابله با بیعدالتی ها، همانطور که هنرمندی اخیرا در پاکستان تصویر بسیار بزرگی را از یک قربانی حملۀ پهپادها بر یک دشت به گونه ای ترسیم نمود که خلبانان این پهپادها قادر به رؤیت آن بودند، تأثیر گذار خواهد بود.

سؤال اکنون این است که چگونه می توان قربانیان المپیک را در معرض مشاهده همۀ تماشاچیان قرار داد، به گونه ای که دیگر برای هیچ کشوری ممکن نباشد که چنین هیولائی را با شرایط تحمیل شده بر خویش بپذیرد.

08-olympics

02-olympics

Fuck-Fifa

لینک مطلب:

http://davidswanson.org/node/4385

منبع عکسها:

http://einarschlereth.blogspot.se/2014/05/olympischer-brutalo-kapitalismus-brot.html

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com