بوروتبا: سرکوب حزب کمونیست اوکراین توسط خونتا – زمانی برای شادمانی نیست

سرگئی کیریچوک

ترجمه: تحریریه امید

این واقعیت که پتر سیموننکو تا همین اواخر حاضر به خروج از رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری در اوکراین نبود، مایۀ ایجاد اغتشاش فراوانی در بسیاری از فعالین "پایه" و هواداران حزب کمونیست اوکراین شد. واقعا هم از همان اولین روزهای کوتای فوریه در کی یف حزب کمونیست اوکراین هدف حملات عمومی و وحشیانه راست افراطی قرار گرفت که ایلغارهایشان توسط رژیم جدید مورد پشتیبانی قرار می گرفت.

نئونازی ها به دفاتر حزب کمونیست در کی یف هجوم برده و آنها را تصرف کردند. ساختمان کمیته مرکزی این حزب تبدیل به ستاد فرماندهی یکی از خوفناک ترین گروههای نازی در کشور شد که عنوان "مبارزان نور و نیکی" را بر خود گذاشته است و ژورنالیستها را به خاطر سمبل های کمونیستی به تمسخر می گرفت، مجسمه های بتونی لنین را به گونه ای تئاتری تخریب می کرد، کتاب می سوزاند و پرچمهای قرمز را موجود در دفتر را پاره می کرد. پرچمهای حزب را به خیابانها بردند که مبارزانشان آنجا پرچمها را در انظار عمومی زیر پا گذاشته و لگدکوب کردند. اطلاعات شخصی فعالین حزب کمونیست موجود در ساختمان کمیته مرکزی به دست نئونازی ها افتاد که آنها را در شبکه های اجتماعی منتشر کردند و فراخوان به قتل آنها را دادند. کسانی که زنان حامله و مادران کودکان شیرخوار نیز در میانشان بودند.

دفاتر حزب کمونیست در ریونه Rivne ، لوتسک Lutsk و سایر شهرها ی غرب اوکراین نیز دچار همین سرنوشت شدند که تعدادی از اعضای سازمان جوانان کومسومول مورد حمله قرار گرفته و تنها به طور معجزه آسائی از مرگ نجات یافتند. یک اقدام حمایتی از جانب طرفداران حزب در برپائی یک میتینگ در خیابان گوگول به سرعت حمله به شرکت کنندگانش را به همراه داشت که مورد ضرب و شتم مبارزان بخش راست قرار گرفتند که از میدان به آنجا آمدند. هنگامی که پارلمان اروپا کاملا مؤدبانه از نئونازی ها خواست که دفتر حزب کمونیست را تخلیه کنند، آنها خیلی راحت ساختمان را به آتش کشیدند. همانطور که قبلا خانه روستائی یکی از اعضای خانواده پتر سیموننکو را نیز به آتش کشیده بودند.

نمایندگان فراکسیون پارلمانی کمونیستها در رادا مدت زیادی به زندگی مرفه، آرام، خوب پرداخته شدۀ فاسد کننده عادت داشتند. آنها اکنون در راه پارلمان با سوت و فریادهای تهاجمی عربده کشانی مواجه می شدند وبا سنگ و بطری مورد استقبال قرار می گرفتند. در خود پارلمان هم چیزی مشابه همین واقع شد، هنگامی که کارکنان فراکسیون حزب کمونیست اوکراین و سپس خود نمایندگان توسط اسوبودا و "حزب سرزمین پدری" و ژورنالیستهای "اروپائی" مورد حمله قرار گرفتند. آنها اغلب در سخنرانی ها مورد تبعیض قرار می گرفتند و رهبران رژیم دست راستی آشکارا از ممنوعیت و نابودی فراکسیون حزب کمونیست به عنوان موضوعی مربوط به آینده نزدیک سخن می گفتند. حقیقتا نیز مقدمات حقوقی اخراج حزب کمونیست توسط دفتر دادستانی کل تحت کنترل اسوبودا و یاروشا، پدرخوانده سازمان امنیت اوکراین SBU در دستور کار قرار گرفت که آشکارا از برگزاری دادگاهی برای "عاملین جنائی ایدئولوژی کمونیستی" صحبت می کردند.

جالب است که با تمام این جو سرکوب سنگین، سیموننکو کماکان سرسختانه کنار کشیدن از انتخابات را رد می کرد. با این که بسیاری از فعالین حزبی به طور قابل فهمی خواستار آن بودند که چرا رهبرشان در حال مشروعیت بخشیدن به "انتخابات خونین" 25 مه بود. و هنگامی که پارلمان تحلیل رفته نمایندگان حزب کمونیست را از سالن جلسه بیرون کرد، آنها را از حق شرکت در جلسات دربسته رادا محروم نمود، تعدادی از نمایندگان شورش کردند و خواستار آن شدند که همکارانشان در این انتخابات فرمایشی غیر دمکراتیک که امروز عنوان مسخره "پارلمانتاریسم اوکرائینی" را دارد، شرکت نکنند. اما سیموننکو تنها زمانی خود را از انتخابات کنار کشید که بعد زا یک برنامه مستقیم تلویزیونی تقریبا در خطر لینچ شدن قرار گرفته بود.

با توجه به همۀ این وقایع، موضع رهبران حزب کمونیست در جنوب-شرق کشور، یعنی جائی که پایه های انتخاباتی حزب کمونیست سنتا در آنجا متمرکز است، باعث نارضایتی شد. مردم می پرسیدند چرا حزب در اعتراضات بر علیه رژیم کی یف حضور ناکافی دارد، حزب را به خاطر بی خطر بودنش و اپورتونیسم جبونانه اش مورد انتقاد قرار می دادند و هیچگاه از طرح این سؤال خسته نمی شدند که چرا رهبری حزب در زیر گنبد پارلمانند و نه در صف مبارزه همراه مردمی که دو سال قبل به آنها رأی داده بودند. انتقاد از درون افزایش یافت. بسیاری از فعالین می خواستند بدانند که چه کسی مسئول اتفاقاتی است که برای حزب و برای کشور می افتد و چرا حزب کمونیست – که زمانی محبوب ترین حزب اوکراین بود – تحت رهبری کنونی حزب اینچنین فاحش به وضعیت حقارت آمیز کنونی تحلیل رفته بود. و چرا آنها همچنان اصرار داشتند که بلامنازع امور را در دست خود داشته باشند؟

به این انتقادات صادقانه فعالین عادی حزب کمونیست، باید این را نیز اضافه کرد و به خاطر آورد که چگونه رهبران حزب ایدئولوژی تعریف شده خود را تماما به نام حزب کنار گذاشتند و تماما پیوندشان را با طبقه کارگر از دست دادند که تصور می شد منافع آنان را بیان می کنند. فعالین صدیق و ایدئولوژیک خود را با سؤالات دردناکی روبرو درباره آدمهائی روبرو می دیدند که در حال جمع آوری ملک و سرمایه و پستهای دولتی بودند.  و این که چرا حزب اعتماد مردم را با این یک کاسه آش طاق زده بود.

به هر جهت، در وضعیتی که کشور امروز در آن قرار دارد، با این رژیم دست راستی سرکوبگر چپ اوکراین، زمانی برای خوشحالی از گرفتاری رقبا schadenfreudeدر حزب کمونیست نیست. دادگاهی که توسط نازیها و نئولیبرالها برای حزب کمونیست سازمان داده شده است، قطعا دادگاهی برای محاکمه کل ایدئولوژی چپگرا خواهد بود که آنها قصد محو و بیرون کردن نهائی آن از سیاست در اوکراین را دارند. پرچمهای سرخ با داس و چکش، مستقل از این که به حزب کمونیست و یا به سایر گروههای چپگرا تعلق داشته باشند، پاره و به آتش کشیده خواهند شد. دفاتر گروههای دیگر چپگرا نیز هدف ایلغارها هستند. ما نیز تحت تعقیبیم و فعالین ما نیز در خیابانها مثل اعضاء حزب کمونیست مورد ضرب و شتم قرار می گیرند. تخریب بناهای یادبود چهره های چپ – مجسمه های تخریب شده لنین و مارکس، بنای سربازان به خاک افتاده انقلاب و مبارزان بر علیه فاشیسم و یا مزارهای آلوده شده کارگران کشته شده در مبارزات کارخانه آرسنال [در ژانویه 1918 قیامی توسط کارگران کارخانه آرسنال در حمایت از ارتش سرخ صورت گرفت که سرکوب شد و 300 کارگر مدافع کارخانه در نبرد با ارتش رادا به قتل رسیدند. توضیح مترجم] – مایملک سیموننکو نیستند، میراث و درد مشترک کل چپند.

عدم درک این که سرکوب حزب کمونیست به سوی کل فعالین جناح چپ سوق داده خواهد شد، تنها کوته نگری است. این شامل آنهائی نیز خواهد شد که مداوما منتقد سیموننکو و سیاست تماما غیر کمونیستی حزبش بودند. در هم شکستن حزب کمونیست، امروز کل جنبش چپگرا را به زیر زمین خواهد راند. امری که هم اکنون در حال وقوع است. این الگوئی خواهد بود برای سرکوب شدید همه آنهائی در چشم اندازهای آنتی فاشیستی و سوسیالیستی شریکند. کسی قادر نخواهد بود در مقابل دادگاه این اوباش خود را اینگونه توجیه کند و از زیر ضرب در ببرد که همواره منتقد سیاست حزب کمونیست بوده است.

روشن است که کشور به ورطۀ یک دیکتاتوری خونین تحت رژیم سیاستمداران دست راستی ای در غلطیده است که برای اولین بار در صد سال گذشته یک جنگ داخلی بر علیه مردم خودشان به راه انداخته اند. اکنون ما به همبستگی وسیع با آنهائی نیاز داریم که در معرض سرکوب راست قرار گرفته ند و این شامل فعالین صدیق حزب کمونیست نیز می شود.

اجازه ندهیم که سال 2014 برای همه ما یک 1933 جدید بشود.

منبع:

Sergei Kirichuk

http://borotba.org/juntas_persecution_of_communist_party_of_ukraine-_no_time_for_gloating.html

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com