توضیح: بوروتبا سازمانی است که خود را مارکسیست انقلابی می داند و در ماه مه سال 2011 توسط گروههای مختلف اوکرائینی ایجاد شده است. این گروهها عبارت بودند از

  • اکثریت "سازمان مارکسیستها" (اوکراین)
  • گروهی از اعضاء سابق "اتحادیه لنینیستی کمونیستی جوانان اوکراین" (سازمان جوانان حزب کمونیست اوکراین) و آنهائی که با سیاست بورژوائی رهبری این حزب مخالف بودند
  • اعضاء جنبش "جوانان بر علیه کاپیتالیسم" (اوکراین)
  • "اتحادیه کارگری تمام-اوکراین"
  • انجمن جوانان "چه گوارا" (اوکراین) و سازمانها و فعالین منفرد دیگر

اولین کنگره مؤسس در ماه آوریل 2012 در شهر کی یف برگزار شد. در کنگره مؤسس تمام سازمانهای منطقه ای، یعنی از کی یف، دونتسک، ادسا، دنیپروپتروفسک، کریمه، وینیستا، لوگانسک، کریووی روگ و سایر شهرهای اوکراین شرکت داشتند. ناطرینی از سوئد و روسیه نیز در کنگره حاضر بودند.

بوروتبا در پیش نویس بیانیه هویتی، خود را متعهد به مارکسیسم انقلابی دانسته و مهم ترین وظیفه اش را در گسترش ایدئولوژی چپ با بکارگیری متدولوژی مارکسیستی در مباحثات سیاسی اوکراین قلمداد نموده است. بیانیه همچنین بر حمایت سازمان از اصول آنتی کاپیتالیسم، انترناسیونالیسم، آنتی فاشیسم، رادیکالیسم سیاسی و برابری جنسی تأکید می نماید.

ترجمۀ مطلب حاضر نه به معنای تأئید تمامی مواضع نویسنده، بلکه از آن روست که تصویر دقیق تری از مضامین اجتماعی تحولات در شرق و جنوب اوکراین به دست می دهد. به ویژه در شرایطی که پروپاگاند بیشرمانه رسانه های امپریالیستی غرب و عمال و کارگزاران آنان در نهادهای بین المللی به گونه ای سیستماتیک دست به تحریف واقعیات زده و از جنبش اعتراضی شرق اوکراین تصویر "مشتی تروریست" و "باندهای گانگستری و جنایتکار" را معرفی می کنند، ارائۀ گزارشاتی از نوع نوشته حاضر لازمند.

تحریریۀ امید

Borotba-logo-en-sm

شانسی برای سوسیالیسم در شرق اوکراین

نوشته ویکتور شاپینوف، اتحاد بوروتبا (مبارزه)

ترجمه تحریریه امید

ویاچسلاو پونوماریف، شهردار خلقی اسلاویانسک اعلام کرده است که صنعت شهر تماما ملی خواهد شد. او اظهار داشت: "هیچ کس توهمی در این باره ندارد. میخواهم بگویم که کل صنعت شهر ملی خواهد شد. ما نمی توانیم بگذاریم ظرفیت صنعتی شهر در دست معامله گران بی وجدان بماند".

جهتگیری اساسا خودبخودی آنتی کاپیتالیستی فعالین آنتی میدان که جمهوریهای دونتسک و لوگانسک را ایجاد کرده اند، به هیچ وجه تعجب آور نیست. بزرگترین الیگارشهای مالک صنایع، مشتریان، اسپانسورها و بزرگترین "سود بران" [جنبش] یورومیدان بودند. الیگارشهای سرمایه داری از قبیل ایگور کولومویسکی، دمیترو فیرتاش، سرگئی تاروتا و به درجه ای کمتر، رینات آخمتوف بنیانگذاران یورومیدان بودند و آن را در رسانه ها تحت پوشش قرار دادند. هنگامی که یورومیدان به پیروزی رسید، آنهائی که پیش از آن به طور غیرمستقیم و از طریق دستگاه اداری یانوکوویچ کشور را اداره می کردند، مستقیما کنترل را از جمله با کسب منصب فرماندار مناطق کلیدی در دست گرفتند.

حتی از این هم بیشتر، آنطور که معلوم شده است کمکهای الیگارشی نه تنها به پیروزی ناسیونالیستهای افراطی و یورومیدان منجر شد، بلکه آنها همچنین سعی کردند که بر مقاومت بر علیه دولت جدید – یعنی بر آن چیزی که آنتی میدان نامیده می شود-  نیز تأثیر بگذارند. آنچنان که پاول گوبارف، فرماندار خلقی منطقه دونتسک اظهار داشته است، رینات آخمتوف به تعدادی از فعالین آنتی میدان نیز پول پرداخت کرد تا "آرام بنشینند" و اعتراض را "خواباند". تمام فعالیتهای آخمتوف آرام کردن خشم مردم را هدف قرار داده بود و همۀ اینها در دنیپروپتروفسک معلوم شده است. گوبارف در مصاحبه با روسیسکایا گازتا اظهار داشت که "کولومویسکی نیز دست به این کار زد، چرا که آنجا [یعنی در دنیپروپتروفسک] احساسات پرو اوکرائینی قویتر از دنباس هستند".

الیگارشی گسترش گروههای نئونازی مختلفی و جمع شدنشان زیر چتر "بخش راست Right Sector" را اسپانسورینگ کرده است. الیگارشها به طور غیر مستقیم منابع مالی بخش راست را تأمین می کنند و رهبر شناخته شدۀ بخش راست، دمیتری یاروش، به رسانه ها گفته است که :"برای ما مهم نیست که الیگارشها ارتش ما را تأمین می کنند". ایگور کولومویسکی میلیاردر غرور ویژه ای از ملاقات علنی با یاروش و اعلام جایزه برای سر اعضای میلیشیای جنوب شرقی به نمایش گذاشت که برای هر "خرابکار" دستگیر شده 10 هزار دلار جایزه اعلام کرد.

بنا بر این منطق خود مبارزه فعالین جنوب شرقی را به درون اردوگاه آنتی کاپیتالیسم راند، شرکت کنندگان در جنبش آنتی میدان در خارکوف و ادسا که من آنها را دیده ام که شعارهائی بر علیه الیگارشها را طرح می کردند.

سرگئی کیریچوک، یکی از رهبران جنبش آنتی میدان در خارکوف و هماهنگ کنندۀ جنبش سوسیالیستی بوروتبا نیز با شعف از منشور اجتماعی جنبش جنوب شرقی سخن میگوید. او که اکنون در تبعید به سر می برد، میگوید :"مردم در اینجا، در جنوب شرقی مطالباتی را در زمینه های اجتماعی اقتصادی به میان کشیده اند. مؤلفۀ آنتی الیگارشیک – آنتی کاپیتالیستی نیرومندی در این اعتراضات حضور دارد". او در خصلت نمائی پایه های آنتی میدان می گوید: "حنبش جنوب شرقی در ابزارهای تکنیکی اش و در منابع مالی اش قابل مقایسه با میدان نیست. ویکتوریا نولند گفته است که آمریکا 5 میلیارد دلار برای «تقویت دمکراسی» در اوکراین صرف کرده است و در شرق اوکراین جنبش اعتراضی از هیچگونه حمایت مالی قابل توجهی برخوردار نیست. لااقل در شهرهائی که ما فعال بودیم، در خارکف و ادسا، من شاهد هیچگونه حمایتی از جانب روسها و یا دستگاه اداری پوتین نبودم. و در عرصۀ سیاسی نیز ما هیچ کس را در کمک و حمایت مالی از جنبش ندیدیم".

من می توانم این اظهارات سرگئی را تأئید کنم. در خارکف ما اعلامیه هایمان را با پول خودمان چاپ کردیم که کلا 100 هزار نسخه بود. ما کمکهای کوچک مالی را جمع آوری کردیم. ده هزار معترض در راهپیمائی برای بایکوت انتخابات خونتای کی یف شرکت کردند. پای مجسمۀ لنین صندوقی برای جمع آوری کمکهای مالی برای یاری رساندن به مدافعین خارکف و مجروحین گذاشته شده بود. فعالین جنبش آنتی میدان از دفتر کوچک باربوتا در یک زیر زمین استفاده می کردند. این تمام "تأمین مالی" آنتی میدان است. من نمی توانم این را رد کنم که کلاهبردارهائی هم به نام جنبش آنتی میدان در ابعاد بزرگ پول جمع کرده باشند، اما فعالین هیچ چیزی از این پول ندیده اند.

گوبارف هم همین تصویر را از آنتی میدان در دونتسک به دست می دهد: "در میلشیای آنجا مردمی مختلفی حضور دارند. معدنچیان و مقامات دولتی پیشین، مبلغین و رفقای من... اما چیزی که همۀ آنها در آن مشترکند این است که در زمینه مالی همه با شرافتند. وقتی که ما دچار مشکلات مالی می شدیم، آنها خانه هایشان را گرو گذاشتند و پولش را برداشتند و در جنبش هزینه کردند".

علاوه بر این یک تضادی هم در اینجا هست: در یک طرف مبارزان اولترا ناسیونالیست با منابع مالی و تجهیزات بزرگ و در طرف دیگر کارگران، دانشجویان و فعالین بیکاران. هنگامی که رفقای بوروتبای ما اسناد بخش راست در ساختمان دولت ایالتی خارکف را به دست آوردند، در میان این اسناد کارتهای بانکی و چکهای سفید هم بود. آنها متوجه شدند که یک پسر جوان روستائی، دانشجوی تربیت بدنی، مبلغ 10 هزار دلار پول داشت.

من تأکید میکنم که در جریان یورومیدان شعارهای آنتی الیگارشی و مطالبات اجتماعی وجود نداشت. تعداد کمی از چپی ها که میخواستند "همراه مردم باشند" و با حماقت در یورومیدان شرکت کردند، کتک خوردند و توسط اولتراهای مسلط بر آنجا تارانده شدند. این نئونازی ها به محض این که به منابه مالی الیگارشی برخورد کردند، تمام آن عوامفریبی هایشان از "آنتی کاپیتالیسم" را فراموش کردند.

ائتلاف الیگارشها و نازی ها به گونه ای است که گویا مستقیما از دل کتابهای تاریخی بیرون آمده باشد، همانطور که ائتلاف شعارهای آنتی فاشیستها و آنتی کاپیتالیستهای مخالف خونتای کی یف نیز چنین به نظر میرسد. بر اساس تبیین کلاسیک فاشیسم توسط گئورگی دیمیتریف "فاشیسم دیکتاتوری عریان تروریستی ارتجاعی ترین، شووینیست ترین و امپریالیستی ترین عناصر سرمایه است ... فاشیسم نیروئی ورای طبقات نیست و نیروئی خرده بورژوائی و لمپن پرولتاریائی مسلط بر سرمایه مالی نیست. فاشیسم نیروی سرمایه مالی است. سازمان تروریستی سرکوب بر علیه طبقۀ کارگر و بخش انقلابی دهقانان و روشنفکران است. فاشیسم در سیاست خارجی اش شووینیسم در زمخت ترین شکل آن است همراه با رواج بیگانه ستیزی کینه توزانه بر علیه ملتهای دیگر".

مالکی مثل کولومویسکی یک سمبل زنده سرمایه مالی است. خشونت تروریستی ارتش خصوصی کولومویسکی ها که با شتاب تمام از مبارزین راست افراطی سرهم بندی شده است، در تمام رسانه ها قابل مشاهده است. تصادفی نیست که پیروان میدان مجسمه های لنین را تخریب می کنند در حالی که مخالفانشان از آنها محافظت می کنند. در اینجا یک تقسیم عظیم طبقاتی است و اگر شما در جائی در اوکراین به دنبال بذری از سوسیالیسم می گردید، این در جنبش جنوب شرقی است.

البته جمهوریهای خلقی دونتسک و لوگانسک سوسیالیستی نخواهند بود. این محتمل است که بخشی از تجار بزرگ و متوسط موقعیت خود را مجددا به دست خواهند آورد. تلاش برای ممانعت از آنها برچسب "بد" خواهد خورد. اما در "پائین"، ایجاد جمهوریهای خلق، تجربۀ آنتی فاشیستی آنتی امپریالیستی و آنتی الیگاشیک مبارزه توده ای، بدون تردید نه فقط جنوب شرقی اوکراین، بلکه کل فضای پسا شوروی را به چپ سوق داده است.

لنین این عبارات را خطاب به آنهائی بیان کرده است که مضمون ترقیخواهانه و حتی انقلابی تحولات جنوب شرقی را نمی بینند:

«تصور این که یک انقلاب اجتماعی بدون شورشهایی در ملتهای کوچک در مستعمره ها و در اروپا، بدون ظهور غلیانهای انقلابی در بخشی از خرده بورژواها با تمام تعصباتشان، بدون جنبشی از توده های غیر آگاه پرولتاریائی و نیمه پرولتاریائی قابل فکر کردن است...تصوری برای رد کردن انقلاب اجتماعی است. گوئی ارتشی یک جا بلند می شود و می گوید "ما طرفدار سوسیالیسم هستیم!" و ارتش دیگری در مقابل آن عنوان می کند "ما طرفدار امپریالیسم هستیم!" و بعد انقلاب اجتماعی می شود!...کسی که یک انقلاب اجتماعی "ناب" را انتظار میکشد، هیچگاه زنده نخواهد بود که آن را ببیند. چنین کسی لفظا از انقلاب سخن می گوید، بی آن که بداند انقلاب چیست.

انقلاب 1905 روسیه یک انقلاب بورژوا دمکراتیک بود و از مجموعه ای از نبردها تشکیل شده بود که در آنها تمام طبقات، گروهها و عناصر ناراضی جمعیت شرکت داشتند. در میان آنها توده هائی بودند که از زمخت ترین تعصبات برخوردار بودن، کسانی با اهداف کاملا خیالبافانه از مبارزه. گروههای کوچکی هم بودند که از ژاپنی ها پول می گرفتند، کلاهبرداران و ماجراجویان و غیره و غیره...

انقلاب اجتماعی در اروپا چیزی غیر از غلیان میارزه توده ای در تمام عناضر ناراضی و سرکوب شده نخواهد بود. به طور اجتناب ناپذیری بخشهائی از خرده بورژوازی و کارگران عقب مانده در آن شرکت خواهند کرد – بدون چنین مشارکتی مبارزه توده ای غیر ممکن است، بدون این انقلاب غیر ممکن است – و به همین ترتیب به طور اجتناب ناپذیری آنها تمام تعصبات، تمام توهمات ارتجاعی خویش و تمام ضعفها و اشتباهاتشان را وارد جنبش خواهند نمود".

(از مباحثه بر سر حق تعیین سرنوشت، ژوئیه 1916)

منبع:

http://borotba.org/socialist_chance_for_south-east_ukraine._by_victor_shapinov-_union_borotba_struggle.html

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com